خواب جدیدی که «گروه بینالمللی بحران» برای ایران دیده است
بعد از جنگ ۱۲روزهای که به ایران تحمیل شد، گروه بینالمللی بحران — همان اندیشکدهای که پیش از حصول برجام، طرحی بسیار مشابه آن ارائه داده بود — این بار با ادعای جلوگیری از بروز جنگی دیگر، با طرحی سهبندی وارد میدان شده است.
گروه بینالملل خبرگزاری فارس؛ اندیشکده آمریکایی «گروه بینالمللی بحران» در گزارشی تحلیلی به تاریخ امروز درباره جنگ دوازده روزه ژوئن که رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران تحمیل کردند، نوشت «به نظر میرسد که خاورمیانه بار دیگر از یک جنگ تمامعیار و ویرانگر گریخته باشد. اما آتشبس میان ایران از یک سو و اسرائیل و ایالات متحده از سوی دیگر، شکننده است و برای تقویت آن، طرفها باید به توافقی دست یابند».در بخش مقدمه این گزارش، با اذعان به سابقه بدی که این تجاوز بجا گذاشته، آمده است «درگیری ژوئن پویایی خطرناکی را رقم زده که میتواند به جنگهایی بزرگتر در آینده منجر شود... اسرائیل در این جنگ سه هدف اصلی را دنبال میکرد، عقب راندن برنامه هستهای ایران، نابود کردن شمار قابل توجهی از موشکهای بالستیک آن و تضعیف توانایی جمهوری اسلامی در اعمال قدرت در منطقه».طبق گزارش این اندیشکده، مقامهای اسرائیلی همچنین به گفته خودشان به دنبال بیثباتی و تغییر رژیم در ایران هم بودند و یکی دیگر از اهدافشان هم بر هم زدن روند دیپلماسی هستهای و تضعیف امکان دستیابی به توافقی جدید میان آمریکا و ایران، با توجه به انجام حملات دو روز قبل از دور ششم مذاکرات بود.
روایت ایستادگی ایران و پاسخ در عمق خاک دشمن
در بخشی از این گزارش ذکر شده که برای ایران همین که توانست در مقابل کارزار پرشدتِ مشترکِ دو کشور دارای سلاح هسته، ایستادگی کند و جان به در ببرد، این پیروزی است حتی اگر از دید ناظران خارجی، پرهزینه بوده باشد. طبق این گزارش، اسرائیل علیرغم تلفاتی که در ایران گرفت، نتوانست هیچ مقام کلیدی سیاسیای را که گمان میرفت هدف حملات باشد، ترور کند و به این موضوع اشاره شده که علاوه بر پابرجا ماندن نظام، ایران «در قلب شهرهای اسرائیل واکنش نشان داد؛ به حدی که ظرف دو هفته، طرف مقابل ناگزیر به پذیرش آتشبس شد».در ادامه این گزارش، با وجود ادعای رهگیری بیشتر موشکهای ایران، اذعان شده است که «همان تعداد معدود اصابت، خسارات سنگینی بهجا گذاشت و تهران نشان داد که توان هدفگیری نقاط راهبردی — از جمله پالایشگاه نفت، دانشگاه فنی، و تأسیسات دفاعی — را دارد».همچنین گزارش میافزاید که اسرائیل بهقدری آشفته شد که سانسور شدیدی را به اجرا گذاشت و تاکنون هم اعلام نکرده که سامانههای پیشرفته پدافند هواییاش—که با کمک آمریکا و سایر متحدانش تقویت شدهاند—چه میزان هزینه دربرداشته یا تا چه حد از موجودی موشکهای رهگیرش کاسته شده است.در این گزارش همچنین با اشاره به آنچه «شکافهایی میان حکومت و جامعه» توصیف شده، آمده که با این وجود، «حتی زمانی که اسرائیل فهرست اهداف خود را به نهادهای امنیتی و انتظامی ایران گسترش داد، اعتراضی سراسری یا گسترده علیه حکومت شکل نگرفت. افزون بر آن، این منازعه برای جمهوری اسلامی فرصتی فراهم کرد تا احساسات عمومی را پیرامون مسئله حاکمیت و دفاع ملی بسیج کند».
در بخش دیگری از این گزارش، با اشاره به اینکه «روایتهای پیروزی از سوی هر سه طرف این درگیری، با شکافهای قابلتوجهی همراه است»، تأکید شده که صرفنظر از احساس رضایت احتمالی سران اسرائیل و ایالات متحده از این حملات، همچنان پرسشهای اساسی درباره میزان واقعی خسارات واردشده و سرعت بازسازی عناصر برنامه هستهای ایران وجود دارد.این اندیشکده بار دیگر به احتمال درگیری مجدد با توجه به سابقهای که آمریکا در حمله به ایران ایجاد کرده و «افزایش اعتمادبهنفس نتانیاهو نسبت به کارآمدی نیروی نظامی» اشاره کرده و افزوده «میتوان گفت هرقدر جمهوری اسلامی به بازگرداندن ظرفیت هستهای خود به سطح پیش از ۱۳ ژوئن (آغاز تجاوز اسرائیل به ایران) نزدیکتر شود، بیشتر در معرض خطر حمله هوایی مجدد اسرائیل یا آمریکا قرار خواهد گرفت».
به نوشته این گزارش، در طرف اسرائیل، سرپا بودن ایران ممکن است آن را وسوسه کند که بمبارانهای دورهای علیه ایران انجام دهد و همچنین ممکن است امیدوار باشد که واشنگتن با پروازهای جنگی بیشتر موافقت کند یا حتی با اتکا به عناصر جنگطلب در دولت ترامپ، حزب جمهوریخواه و رسانههای آمریکایی برای تحت فشار گذاشتن کاخ سفید، آمریکا را دوباره وارد ماجرا کند.در طرف آمریکا و ترامپ هم «او اعتبار خود را به اثربخشی حملات آمریکا گره زده و ممکن است اگر شواهدی مبنی بر پیشرفت برنامه هستهای ایران پدیدار شود، مجبور شود عملیات بیشتری را فرمان دهد». در طرف ایران هم به موضوع غیر قابل اعتماد بودن آمریکا با توجه به بمباران ایران در حالی که این کشور پای میز مذاکره بود، اشاره و ذکر شده که ادامه مذاکرات ممکن است به عنوان حیلهای برای پنهان کردن اقدامات نظامی آینده مطرح بشود و «علاوه بر این، حملات اواسط ژوئیه اسرائیل در سوریه از سوی برخی در تهران به عنوان تأییدی بر این برداشت دیده میشود که حتی سیاستهای مصالحهجویانه هم ممکن است باعث توقف خصومتها نشود».
چرا برای حمله دوباره به ایران باید دوبار فکر کرد؟
در بخشی از این گزارش هشدار داده شده که «اگر هر یک از سه طرف بر این باور باشد که آغاز دور جدید جنگ ارزش ریسک آن را دارد، باید دو بار درباره آن تأمل کند».طبق این گزارش، «برای ترامپ، شروع جنگی دوباره چندین خطر به همراه دارد. از یک طرف، خطر گرفتار شدن ایالات متحده در یک درگیری بزرگ دیگر در خاورمیانه یا مواجهه با هرجومرج ناشی از فروپاشی در ایران وجود دارد، در حالی که او ترجیح میدهد منابع و تمرکز را به مناطق دیگر — بهویژه منطقه هند-اقیانوس آرام برای رقابت با چین — منتقل کند».از سوی دیگر، آسیبپذیری سیاسی او مطرح است، زیرا ترامپ بخش مهمی از برند سیاسی خود را در مقابله با جنگطلبان حزبش که از ماجراجویی نادرست آمریکا در عراق حمایت میکردند، بنا کرد و بخشهای مهمی از پایگاه راستپوپولیستی او همچنان با مداخلات نظامی گسترده خارجی عمیقاً مخالف هستند. درباره اسرائیل هم هشدار داده شده که نباید فرض کند تاکتیکهای «چمنزنی» به سادگی قابل انتقال به ایران است، به این دلیل که «انجام حملات گاهبهگاه علیه بازیگران غیردولتی در لبنان، سوریه یا حتی یمن، جایی که محدودیتهای عملیاتی اسرائیل کم است، هزینه زیادی برایش ندارد، اما ایران داستانی جداست... تهران در جنگ دوازده روزه نشان داد که میتواند اقتصاد اسرائیل را به توقف برساند و مرگ و ویرانی در داخل خاک آن ایجاد کند، تا جایی که تمامی شهروندان به پناهگاهها فرستاده شدند».طبق این گزارش، حمله ایران به پایگاه آمریکا در قطر هم «بر روشهای دیگر افزایش تنش در آینده تأکید کرد، از جمله درگیر کردن کشورهای دیگر و افزایش آسیب به پرسنل و منافع آمریکا در منطقه».
طرح سهبندی گروه بحران با ادعای جلوگیری از جنگی تازه
به ادعای این گزارش، جنگ دوازدهروزه فرصتی فراهم کرده تا بتوان ترتیباتی پایدار برای صلح ایجاد کرد.گام اول به توصیه این اندیشکده، باید اطمینان از این باشد که آتشبس فعلی نقطهای برای آغاز گفتوگوی جدی است و «واشنگتن و تهران باید به سرعت تماسهای دیپلماتیک خود را با هدفگذاری مشخص برای آغاز گفتوگوها از سر بگیرند». طبق این طرح، «یکی از گزینهها برای ایجاد فضای مناسب میتواند تصویب قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل باشد که در آن آمریکا متعهد شود از انجام حملات بیشتر خودداری کند و بهطور ضمنی اسرائیل را هم در این زمینه مهار کند و در مقابل، ایران متعهد شود که طی مدت مذاکرات، برنامه غنیسازی اورانیوم خود را از سر نگیرد و همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را از سر گیرد».برای تحقق این شرط، اندیشکده آمریکایی خواستار دادن اختیار تام از سوی ایران به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهعنوان شرط کاملاً ضروری و اجتنابناپذیر برای رسیدن به توافق شده و استدلال کرده که «این ضرورت به ویژه به این دلیل است که بازرسان بتوانند درباره وضعیت تأسیسات هستهای ایران گزارش دهند و مقدار اورانیوم با غنای بالای ذخیره شده در آنجا را بهطور کامل حسابرسی کنند».
بر اساس این گزارش، در ازای اجرای این مراحل، کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان میتوانند صرفاً بهطور موقت از فعالسازی مکانیزم اسنپبک خودداری کنند. همچنین، شورای امنیت میتواند با تصویب قطعنامهای، مهلت تعیینشده تا ماه اکتبر ــ که اروپاییها هنوز فرصت دارند اسنپبک را فعال کرده و تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را بازگردانند ــ تمدید کند و این گزینه را برای آنها همچنان باز نگه دارد.گام دوم طبق این طرح، پرداختن به اختلاف اساسی عنوان شده که مذاکرات آمریکا و ایران را به بنبست کشاند و مهمترین آن درخواست توقف غنیسازی اورانیوم توسط ایران بود.بهرغم حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران که با ادعای نگرانی از برنامه هستهای ایران صورت گرفت و هر دو طرف مدعی شدند که این حملات برنامه هستهای تهران را نابود کرده، گزارش تصریح میکند که هیچ نشانهای دال بر نرمش واشنگتن نسبت به شروط سختگیرانهاش دیده نمیشود. بر همین اساس، گزارش ادعا میکند که «بهترین توافق ممکن برای ایران» احتمالاً توافقی خواهد بود که در ظاهر حق غنیسازی ایران را به رسمیت بشناسد، اما در عمل آن را به مشارکت در یک کنسرسیوم چندجانبه آتی ــ متشکل از سایر قدرتهای منطقهای ــ محدود سازد. «بهموجب این طرح، ایران میتواند موافقت کند که تعلیق فعلی در غنیسازی ــ که در نتیجه آسیبدیدگی تأسیسات اعمال شده ــ تا زمان راهاندازی این کنسرسیوم تمدید شود».
این گزارش میافزاید «ایران همچنین میتواند این کنسرسیوم را با همکاری کشورهای خلیج فارس و سایر ذینفعان داوطلب، که به طور ایدهآل شامل آمریکا هم باشد، ایجاد کند. فعالیتهای این کنسرسیوم ممکن است در یک مکان متمرکز مانند جزیرهای در خلیج فارس انجام شود یا بین کشورهای مشارکتکننده تقسیم گردد و به عنوان یک حرکت حفظ آبرو، برخی پیشنهاد کردهاند که ایران ممکن است دعوت شود تا سانتریفیوژهای مورد استفاده برای غنیسازی را تولید کند که این میتواند در یک کشور خلیج فارس بیطرف مانند عمان انجام شود. در ازای این دو گام، آمریکا تحریمهای مربوط به برنامه هستهای ایران را کاهش خواهد داد».در ادامه گزارش، به سومین و «نوآورانهترین» بخش چنین توافقی اشاره و ادعا شده که این بخش باید شامل تلاش برای مدیریت خصومت بین اسرائیل و ایران باشد که «هسته مرکزی آن میتواند تعهد متقابل به عدم تجاوز باشد که یا به صورت تفاهمی غیررسمی پذیرفته شود یا در قطعنامهای از شورای امنیت سازمان ملل درج شده و با تضمینهایی از سوی واشنگتن پشتیبانی شود».به موجب این تفاهم، اسرائیل متعهد میشود که محدودیتهایی بر روی عملیات آشکار و پنهان خود علیه ایران اعمال کند. و ایران هم متعهد میشود که حملات مستقیم به اسرائیل را متوقف کند و «مهمتر از آن، هرگونه حمایت نظامی یا مالی از هر دولت یا بازیگر غیردولتی که بخواهد چنین حملاتی را انجام دهد، ممنوع میکند».
طبق این گزارش، انتظار بر این است که در صورت مهار تهدید ایران علیه مهمترین شریک منطقهای آمریکا، واشنگتن بتواند تسهیلات تحریمی گستردهتری را برای ایران بپذیرد و به عنوان بخشی از ترتیبات، متعهد شود که مادامی که ایران به تعهدات خود کاملاً پایبند باشد، اسرائیل را از بمبارانهای بیشتر بازدارد.بر اساس این گزارش، این عناصر میتوانند به عنوان بخشی از یک برنامه جامع سهبندی اجرایی شود، اما ممکن است طرفها رویکرد تدریجی و مرحلهبهمرحله را هم مد نظر داشته باشند. در این صورت، تثبیت آتشبس موجود از طریق صدور قطعنامهای از سوی شورای امنیت میتواند به جلوگیری از فعال شدن مکانیزم اسنپ بک که احتمال افزایش تنشها را بالا میبرد، کمک کند.در پایان گزارش، تحقق چنین طرحی پیش از هر چیز به اراده ترامپ نسبت داده شده و در این چارچوب، گزارش ادعا میکند که زمینه لازم برای دستیابی به توافق وجود دارد، مشروط بر آنکه ایالات متحده با جدیت و پشتکار کافی این مسیر را پیگیری کند.گزارش در پایان بهصراحت اذعان میکند که این توافق برای انتفاع سیاسی آمریکا و شخص ترامپ به قیمت مهار مولفههای قدرت ایران طراحی شده و بیان میکند که «این برنامه میتواند راهی برای خروج ترامپ از خطر دائمی درگیری بزرگ دیگری در خاورمیانه باشد، خطری که نه مورد نیاز آمریکا و نه مطلوب آن است. این برنامه همچنین فرصتی فراهم میکند تا توافقی پایدارتر بر سر برنامه هستهای ایران و نفوذ منطقهای آن به دست آید؛ توافقی که رؤسایجمهور پیشین از دستیابی به آن بازماندهاند و تصویری از صلحسازی برای ترامپ بسازد که او با اشتیاق فراوان در پی آن است».
17:58 - 30 تیر 1404