تأملی در بعضی از دغدغه ها و ابهامات
تأملی در بعضی از دغدغه ها و ابهاماتی، که در سطح جامعه مطرح می شود! بسم الله الرحمن الرحیم= یادآوری:قبل از تدوین مطلب، صادقانه عرض می کنم که بنده این نوشته را، صرفاً بر اساس برداشت های خودم تنظیم کرده؛ و با خوانندگان بزرگوار، به اشتراک می گذارم. حقیر خود را نه تحلیلگر و نه استراتژیست دانسته؛ و نه دیدگاه هایی که دارم در جایی، اثرگذار و مبنای طرح و اقدامی قرار می گیرد. نه قصد و اراده روشنگری و هدایتگری برای مردم بزرگ و فرهیخته و بابصیرت ایران عزیز را دارم. ضمن اینکه وابسته به هیچ جناح و خط فکری و حزب و گروهی نیستم؛ و فقط خود را عضو حزب الله و پیرو ولایت و امامت امت می دانم.(ان شاءالله) اما این حق را دارم که درک خودم را، از متن پیام رهبر عزیز و بزرگوارمان بیان کنم؛ و امیدوارم مخاطبان عزیز هم، با همین رویکرد، به مطالعه و احیاناً نقد آن بپردازند.* * * * * * * * * *1) همه ملت صبور و بصیر ایران- بعلاوه جوانان عزیز و غیور- کاملاً مطلع هستند که نسخه شفابخش همه مشکلات و راه یگانه راه عبور از موانع سخت پیشِ روی انقلاب اسلامی و مردم ولایتمدار ایران بزرگ، اتحاد و همدلی و وحدت کلمه بر محور ولایت است. دشمن روی این نقطه متمرکز شده؛ و در صدد است ملت ایران، احساس پیروزی نکند؛ و شیرینی این پیروزی غرورآفرین را، در کام مردم، تبدیل به زهر تلخ و کشنده کند. همه بدانیم امروز هر حرف و نوشته و رفتاری که موجب ایجاد خدشه به همدلی و انسجام داخلی کشور بشود؛ آب به آسیاب دشمن ریختن و کمک به قاتلان امام عزیز شهید و همه شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و ایران سربلند است.
دشمن با برنامه ریزی برای ایجاد شکاف در صفوف ملت متحد، در پی آن است که جنگ باخته در میدان نظامی را، با این حربه به پیروزی جبهه استکبار برگرداند. اما یقیناً مردم فهیم و هوشیار ایران بزرگ، به یاری خداوند، این تیر دشمن را، نیز بر سنگ خواهندنشاند.2) اصل بر این است که همه تدابیر و رهنمودهای امام عزیز شهیدمان، مبنای تدابیر و فرامین رهبر عزیز شاهد نیز هست. چنانچه به دلایل گوناگون، رهبر عزیز شاهد نظر متفاوتی داشته باشند- که البته حق مسلم شرعی و قانونی ایشان است- آن نظر را ابلاغ فرموده؛ مبنای عمل همه قرار خواهدگرفت؛ و تمام علاقمندان و پیروان و دلدادگان ولایت، فکر و عمل خود را، با آن شاغول، تنظیم و همآهنگ خواهندکرد.3) اینکه از نگرانی مردم و ملت مبعوث شده، مکرر سخن گفته می شود- و سخن به حقی هم هست-از بی اعتمادی به دشمن خبیث و خدعه او است؛ و نه به مسئولان عالی نظام!4) اهانت به اعضای شورای عالی امنیت ملی، به بهانه پذیرش تفاهمنامه، و تضعیف عالیترین نهاد قانونی کشور برای اداره دفاع و جنگ، اقدامی ناپسند و بدعتی خطرناک است. هیچ فرد عاقل و ملت باغیرتی، در میانه جنگ، با سامانه فرماندهی عالی امنیت ملی کشور، ستیز نمی کند؛ و آن را، همزبان با دشمن، تخطئه و تخریب نمی نماید. 5) موافقت همه اعضای شعام(جز یک عضو) با تفاهمنامه مذکور، آیا با علم به نظر متفاوت رهبری بوده است؛ و فقط یک نفر ولایتمدار و صاحب قوه تشخیص درست و اهل بصیرت، در جمع آن جایگاه ممتاز و حساس، وجود داشته است؟! ضمن این که از کجا می دانیم آن بزرگوار، که با این سند مخالف بوده اند؛ با همان «علی الاصول نظر دیگری داشتم» همآهنگ و هم نظر بوده است؟! شاید ایشان واقعاً به دلیل دیگری- هر دلیل- با این سند مخالفت کرده اند!
6) حمله کردن به ائمه محترم جمعه و علما و کارگزاران نظام، که پس از بیانیه رهبری و إذن صادره از وی ایشان، از اجرای آن با توجه به رهنمودها و شرایط رهبری، حمایت کردند؛ چه توجیه عقلانی دارد؛ و چگونه باعث تقویت نظام برخاسته و استوار از برکت خون های مطهر شهدا- بویژه امام عزیز شهیدمان- می شود؟ آیا انتظار از آن بزرگواران، این بود که به جای پشتیبانی و تأکید بر تحقق خواسته های رهبری، در سندی که مأذون از جانب ایشان است؛ در برابر این سند، اعلام مخالفت و با تلاش برای تحقق محتوای آن، مقابله کنند؟!7) آیا عدم تشکر از رئیسان محترم جمهور و مجلس و اعضای شعام، به منزله اعلام نارضایتی رهبری بزرگوار است؟ آیا ما از دأب ایشان در صدور پیام، در همین چند ماه، فهمیدیم که اسم نیاوردن، به معنای نارضایتی است؛ نظیر پیام برای هفته مجلس و هفته قوه قضائیه؟!8) تفسیر به رأی فرمایشات رهبری، جفا در حق ولیّ و امام جامعه است؛ به یاد داریم که از این رهگذر، چه زحمتها برای امام عزیز شهیدمان ایجاد کردند؛ و چه نسبت های ناروایی دادند؛ و چه زبانهای آلوده و فاسدی را، به جسارت و اهانت به حضرت ایشان گشودند!9) آیا توجه داریم که تصویرکردن امامی ضعیف و تأثیرپذیر از دیگران و ناتوان برای اعمال اراده و تحت مدیریت دیگران، نه ابراز دوستی است؛ و نه به معنای ولایتمداری و انقلابی بودن خواهدبود؟10) کسانی که ظاهراً دلسوزانه، رهبر شاهد را متهم به مصلحت اندیشی می کنند؛ آیا متوجه این اصل اساسی اسلامی هستند که اگر آن مصلحتی که مبنای تصمیم و تدبیر رهبری است؛ مصلحت کشور و نظام هم هست؛ پس مصلحت ما هم در همان است؛ و باید تسلیم و تابع آن باشیم.
اما اگر آن مصلحت اندیشی، یا از موضوع ضعف، یا از موضع بی اطلاعی، یا از موضع لحاظ منافع دنیوی و مادی و حفظ قدرت و ...[العیاذ بالله] است؛ که هریک از اینها، به تنهایی، اصلاً صلاحیت رهبری را رد می کند؛ و ایشان را از این جایگاه، ساقط می نماید!؟ 11) معدود مدعیان ولایتمداری، که پرچم مظلومیت رهبر و تمکین مصلحت سنجی دیگران را برافراشته و «وا اسلاما» و «وا اماما» سرداده؛ و فقط خودشان را مظهر ایمانِ محض دانسته؛ دیگران را اهل کفر و شرک و نفاق می خوانند؛ آیا با این ادعا، خودشان بزرگترین و جانکاه ترین ضربه را به شأنیت و مقام ولایت و امامت امت و نایب عام حضرت حجت(عج)، وارد نمی کنند؟! یادمان باشد که اگر دشمنان جنایتکار آمریکایی و صهیونی، خون مطهر امام عزیز شهیدمان را ریختند؛ بعضی از ما مدعیان ولایت پذیری هم، چه خونِ دلها به خورد امام عزیز شهید دادیم؛ و چه خون دلهایی به خورد امام عزیز شاهد می دهیم!12) آیا وقت آن نرسیده که به خود بیاییم و از خود-شیفتگی و خود-تراز-انگاری، فاصله بگیریم؛ و به حقیقت ایمان، معتقد و ملتزم شویم: فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا(نسا، ۶۵) نه چنین است، قسم به خدای تو که اینان (به حقیقت) اهل ایمان نمیشوند مگر آنکه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حَکَم کنند و آنگاه به هر حکمی که کنی اعتراض نداشته، کاملاً (از دل و جان) تسلیم (فرمان تو) باشند. پس: الی أین تذهبون؟!(تکویر، 26) و: فاعتبروا یا اولی الابصار.(حشر، 2) والسّلام سیدرضا حسینی- 12/04/1405
22:17 - 13 تیر 1405