متأسفانه یک عادت بسیار بد در برخی از ما شکل گرفته است. در برابر هر دستاورد، پیش از آنکه آن را ببینیم، به دنبال «نقص» آن میگردیم. در برابر هر پیروزی، پیش از آنکه آن را جشن بگیریم، به دنبال «هزینه» آن میرویم و این عادت، نه یک «واقعگرایی»، که یک «خودتحقیری» است. خودتحقیریای که در آن، «دستاورد» را «کوچک» میکنیم و «شکست» را «بزرگ» و این، بزرگترین «سلاح» دشمن است. جنگ اخیر، یک «آزمون» بود. آزمونی که در آن، دو ابرقدرت نظامی، با تمام توان، به یک کشور «تحریمشده» حمله کردند. اما نتیجه چه شد؟ «عقبنشینی». این، یک «دستاورد» است و این «دستاورد»، سه لایه دارد. لایه اول، «نظامی». ایران، با موشکهای بومی، «عمق استراتژیک» دشمن را هدف گرفت و دشمن، برای اولین بار، «آسیبپذیری» خود را «پذیرفت». لایه دوم، «سیاسی». ایران، «معادلات» را «تغییر» داد و دشمن، به «میز مذاکره» «بازگشت». لایه سوم، «روایی». ایران، «روایت» خود را «جهانی» کرد و «روایت» دشمن، «فروپاشید». و اما «هزینه». هر «پیروزی»، «هزینه» دارد و «هزینه»، «بخشی» از «پیروزی» است. نه «نقیض» آن. کسانی «هزینه» را «بزرگ» میکنند و «پیروزی» را «انکار». این «انکار»، خود خود «خودتحقیری» است و «خودتحقیری»، «شکست» میآورد. چون «ملتی» که «دستاورد» خود را «نبیند»، «انگیزه»ای برای «ادامه» ندارد و «بیانگیزه» نیز نهایتا، «تسلیم» میشود. پس بیاییم «پیروزی» را «ببینیم». نه با «اغراق». با «دقت». ایران، در جنگ، «ایستاد» و «ایستاده»، یعنی «پیروز». دست از خودتحقیری برداریم.
امام باقر عليه السلام لَو أنّ الإمامَ رُفِعَ مِنَ الأرضِ ساعةً لَماجَتْ بأهْلِها كَما يَمُوجُ البَحْرُ بأهلِهِ . اگر براى لحظه اى وجود امام از زمين برداشته شود، زمين ، ساكنان خود را چنان به تلاطم مى اندازد كه امواج دريا دريانشينان را.