جنگ، شکست
مسئله ضروری و اولویتدار امروز روایت درست و دقیق ایرانی و خودمانی از جنگی است که به تفاهمنامه مذاکرات منتهی گردید. دشمن شکست خورده امروز به دنبال تحمیل شکست بر ذهن مردمی است که در میدان جنگ پوزه متجاوزان را به خاک مالیدند و ننگ و شرم را بر آنان تحمیل کردند و آنان را در جهان مفتضح و بیآبرو ساختند.آنچه در ساعات اخیر اتفاق افتاد در واقع نه انتخاب آمریکا بود و نه انتخاب اروپا. نه انتخاب اعراب بود و نه انتخاب صهیونیستها.آنان در روز نهم اسفند انتخاب خود را با حرکت جنگ، انجام دادند تا تمام اضلاع جمهوری اسلامی ایران را خرد کنند و قلب هویتبخش جبهه مقاومت را بدرند.
آنها سعی کردند هم مردم را پس از ناکامی ۵۰ ساله و از پس انواع تهاجمات نرم و سخت با زور آتش و آهن بکشند و هم اسلام انقلابی ناب محمدی را در خواستگاه آن سرکوب کنند و هم ایران را چنان در هم بکوبند که هیچ امکانی در آن برای آینده باقی نماند.این انتخاب آنان بود تا ایران را مانند کشورهای دیگر تسلیم اراده شیطانی خود کنند و با خساراتی که فوق تحمل هر ملت دیگری است، ما را به عصر استعمار باز گردانند.قدرت عمیق، گسترده، زنده، هوشمند، منعطف، چندوجهی و دقیق جمهوری اسلامی ایران باعث شد دشمن در میان بزرگترین کارزاری که تا کنون برای تحمیل اراده خویش بر پا کرده بود به فکر فرار و نجات بیافتد.دشمن با تجاوز به خاک مقدس ایران اسلامی تمام سرمایه معنوی انباشته خود طی صدها سال و تمام دستاور بشر طی چند هزار سال را آنش زد و خارج از کلیه قواعد پذیرفته شده در جهان دست به جنایتی نابخشودنی زد. متن توافقی که این روزها از آن سخن گفته میشود در واقع اولین متن قابل توجه انسانی در عصر جدید است.عصری که در آن ایران مقتدر و مظلوم دیگر نه به عنوان یک مستعمره که به عنوان یک کشور آزاد، قدرتمند، مختار و معتبر در سطح بین الملل شناخته میشود.دشمن شیطانی هیچ گاه دشمنی خود را کنار نگذاشته. او به فرموده قرآن کریم دشمن آشکار ماست. او توافق را انتخاب نکرده. این تجاوز و جنایت و خیانت و خونریزی و نسلکشی و ویرانی است که انتخاب اوست. ذات شریر دشمن ضد انسان جز این را تمنی نمیکند.
التماسهای شیطان بزرگ که دیروز با بلندترین طنین در جهان پیچید در واقع اعلام شکست بازوی جنگ شیطان است. آنان نه پیروزی را که زنده ماندن را جشن میگیرند. نه موفقیت را که افول به جای سقوط را جشن میگیرند. وضعیت جدید در واقع تثبیت افول تمدنی است که به انحراف کشیده شد و تسلیم شیطان گردید و عامل و نماینده او شد.آنچه که در این ساعات و لحظات شاهدیم ظهور غلبه ایران عزیز مقتدر به زعامت حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای حفظه الله تعالی و میدانداری ملت مبعوث بیتکرار ایران که درود و یاری بیامان خدا بر آنان باد و پاسداری و جانبازی نیروهای رشید افسانهای آنان و روح سرآمد و پیشرو شگفتانگیز تمدنی مقاومت مستضعفان است.امروز جنگ، شکست و شیطان هر چه کرد نتوانست بر قدرت آتشنشانی ایرانیان چیره شود. حقیقت نجاتبخش ایرانیان در عصر جدید صورتی تازه یافت. اعتبار ایرانیان به عنوان بانیان احیا و ارتقا و تثبیت تمدن انسانی-اسلامی در این زمانه صدها و هزاران بار بیشتر شد.همه جهان بلندی شعلههای آتشی را دیدند که برای سوزاندن ما افروخته شده بود اما به دامن عاملان و مسببان و مجریان آن افتاد و چنان بیچارهشان کرد که برای فرار از هم سبقت گرفتند و تسلیم اراده وارثان انبیاء و مقاومان تاریخ مستضعفان شدند.عقبنشینی آشکار دشمن اصلا آن چیزی نبود که امید داشتند. استکبار گمان میکرد فکر همه جای کار را کرده و توانسته صدای حقطلبی را با محاصره چند جانبه ایران به دام اندازد و زبان حقیقتگو را از حلقوم بیرون بکشد و قدم حقیقتجو را بشکند. اما ایرانیان نشان دادند که آینده از آن ایمان آنان است و اراده تمدنی آنان است که نتیجه را تعیین میکند.
اگر کوتاهمدت نگاه کنیم حوادث اخیر تا اینجای کار نقطه اوج روندی بود که از طوفان الأقصی آغاز شد و اگر میانمدت بنگریم تجربه جدید ما نقطه عطف بیش از یک قرن مقاومت است و اگر بلندمدت نگاه کنیم تاریخ پیامبران و مردمان هیچ گاه چنین عزتی را شاهد نبوده است. این ما حصل تلاش صدها نسل از انسانهای آزادیخواه و آزاداندیش و خداپرست و حقطلب است. تجربهای گرانسنگ در برابر تاریخ پادشاهان و مستکبران و سلطهگران عالم.هیچ گاه تاریخ، قدرت شرّی بزرگتر یا مساوی و حتی شبیه آنچه امروز ایران سرفراز با آن مواجه است را به یاد نمیآورد. شیطان هیچ گاه چنین ابزارهایی برای تحمیل ایده جهنمی خود نداشته است. شرارت هیچ گاه صورتی وحشیتر از صهیونیزم پیدا نکرده و هیچ حکومتی در تاریخ همچون رژیم پلید آمریکا خود را به اراده شیطان و شیطانیان نسپارده است.آنچه ما در غرب و دنبالههای دور و نزدیک آن شاهدیم حاصل خباثتهای چند هزار ساله ابلیس است. جهنمی که اکنون صدها قرن است که میگدازد و به نقطه اوج تاریخی خود رسیده است.ایران جان و ایرانیان قهرمان در برابر چنین قدرتی به پیروزی رسیدند. البته پیروزی کوچک در برابر پیروزی بزرگ و بزرگتر.نه دشمنی شیطان تمام شده و نه ابزار دشمن به کلی نابود گشته است. نه این رویارویی پایان داستان جنگ خیر و شر است و نه آنان که امروز مجبور به پذیرش شکست شدند عبرت کافی گرفتند. آنها فقط مجبور شدند تا ننگ شکست را بپذیرند و برای به روزرسانی خیانتها و خباثتهایشان چارهجویی و تلاش کنند.
آنچه امروز شکست، جنگ بود به نمایندگی غرب و متحدان منطقهای و بینالمللی و داخلی و خارجی و دور و نزدیکش و آنچه امروز پیروز شد صلح و دوستی به نمایندگی ایران و محور مقاومت و مردمان مستضعف جهان بود. این موفقیت به دولتهای متجاوز تعلق ندارد. آنها پیش از این انتخاب کردند که زشتخوترین خونریزان تاریخ باشند. جانوران درندهای که از محافل اپستینی انگیزه و فرمان میگیرند و جز فساد، نسلکشی، ویرانی، عصیان و بیقانونی دستاوردی ندارند.امروز انتخاب جبهه مستضعفان به فرماندهی ایران است که انتخاب کرد آتش را خاموش کند و اجازه ندهد اراده دیگران برای خاکستر کردن سرزمینهای ملتهای مسلمان و محترم به ثمر بنشیند.ایرانیان نه برای مرگ که برای زندگی میجنگند. نه برای اماته که برای احیاء میجنگند. آنان برای زنده نگه داشتن جهان و آشکار کردن فطرت حتی شهید میشوند و فدا میشوند و ایثار میکنند و همه دارایی خود را در طبق اخلاص میگذارند.آنچه جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین دستاورد تاریخ پیامبران و مؤمنان، انجام میدهد مهار زوال انسان است. توقف اراده بیمهابای شیطان است. پدید آوردن منطقه امن برای قیام آخر است. ساختن سکوی حکمرانی آزادگان است. طراحی و تدوین و تثبیت نظامی است که عدالت را نه به عنوان ابزار که به عنوان اصل اساسی دنبال میکند.
آنچه ایرانیان با انقلاب اسلامی خویش ساختند حکومتی شبیه سایر حکومتها نبود. آنان یک حکومت زنده ساختند که متصل به رگ و ریشه و روح و روان دهها میلیون ایرانی در مرحله اول و صدها میلیون مقاوم در مرحله دوم و میلیاردها مستضعف در مرحله نهایی است. این حکومت نه با ابزار رعب و مرگ که با تکیه بر حیات طیبه الهی و روح بلند انسانی کار میکند. اینجا همان جایی است که بعثت پیامبران خیابانی میشود و امامت امامان اجتماعی میگردد. اینجا محل نصب دین و اقامه قسط و عدل توسط عموم مردم است.اینجا جایی است که افراد، آحاد میشوند و جمعها جامعه. اینجا روحانیت سبک زندگی است و ایمان امید و آینده.میدانم سؤالات فراوانی درباره چیستی و چرایی و چگونگی جنگیدن ما در ذهن خودیها و ناخودیها وجود دارد. همه میخواهند بدانند منطق حاکم بر جبهه حق چیست؟! این جبهه چگونه به تصمیم و انتخاب میرسد؟! چه فکری برای آینده دارد؟! چگونه میخواهد موفقیتهای خود را تثبیت و دائمی کند؟!این سؤالات و بسیار سؤالات جزئی و کلی دیگر باید توسط کارشناسان امر در آینده نزدیک و میانه کامل پاسخ داده شود. منطق انقلاب اسلامی باید تبدیل به درسنامه همه کسانی شود که مسحور قدرت ایرانیان در این جنگ بزرگ هستند. ما باید توصیف متنی و مکتوب و تصویری خودمان از خود را به جهان هدیه دهیم. همه کسانی که امروز به ایران جهانی فکر میکنند باید بدانند چه نسبتی با آن دارند و چگونه میتوانند بخشی از آن باشند. علاقمندان به حقیقت اکنون برای نقشی که میتوانند بیافرینند و سهمی که میتوانند داشته باشند لحظهشماری میکنند. مأموریت ملت مبعوث شده این است که به فکر گستردن چتر انقلاب اسلامی در تمام جهان باشد.
کاری بزرگ و شگفتانگیز که شبیه هیچ کدام از موفقیتهایی که تا کنون به دست آوردهایم نیست؛ بلکه بسیار بزرگتر، درخشانتر و اعجابآورتر و البته پیچیدهتر و سختتر و مفصلتر است.درود بیپایان خدا بر مجاهدان راه خدا
05:46 - 25 خرداد 1405