«ترانه»ای برای مرگ آزادی

در حالی که دانشمندان ما را ترور می‌کنند و امنیت ما را تهدید می‌انگارند و اقتصاد ما را تحریم می‌کنند و نظم و قانون ما را تخریب می‌کنند و منطق ما را تحریف می‌کنند، در تلاشند تا با نمادسازی و نماینده‌تراشی به کمک رسانه تفرقه، تصویری جعلی از خودمان به خودمان نشان دهند و باور ما از خود را زیر سؤال ببرند.
چند سالی هست که برای دشمن به طور قطعی معلوم شد، ضدانقلاب خارجی کاری از پیش نمی‌برد و نیروی ضد باید در داخل برکشیده شود و فروپاشی از درون دنبال گردد.زیر پوست آزادی‌خواهی ضدانقلاب از جنس دریدن لباس، یک تحقیر بزرگ پنهان است. چیزی که آنان پشت شعار زن، زندگی، آزادی پوشانده‌اند، نگاه پست و حقارت‌باری است که به انسان ایرانی دارند.اگر ندای قلب و سروش عقل را همه مردم جهان نتوانند رمزگشایی کنند، ترجمه هیاهوی غریزه برای همه آسان است.نکته اینجاست که انسان ایرانی را کجای نقشه تمدنی انسانی قرار داده‌ای؟!قرار است این انسان چه مسئله‌ای را برای مردم جهان حل کند؟!البته گاهی برخی از اساتید غربزده سخنانی بر زبان می‌آورند که اندکی پرده را کنار می‌زند و تصویر واقعی را فاش می‌کند. ماجرای کورتکس مغزی را یادمان هست که پیش و پس از آن در طول یکصد سال اخیر به شکل‌های مختلف توسط دیگران صورت‌بندی و القاء شده است. ایرانیان باید اداره شوند. نه اینکه اداره کنند. شاید برای عموم مردم عجیب باشد؛ اما برای آنان که تلاش می‌کنند ملت ایران را با ابتذال فرهنگی و رفتاری و فکری و سیاسیِ لباس‌زدایی (به عنوان نماد چارچوب‌ستیزی و زیست پیشاتمدنی با شعار آزادی) و در امتداد آن شخصیت‌زدایی و قانون‌زدایی و جامعه‌زدایی و حکومت زدایی و ضدیت با اسلام و ایران و انقلاب به آزادی مطلق برسانند، همان چیزی را در پس ذهن دارند که در گذشته پهلوی به خاطرش اضافه حقوق دریافت می‌کردند. آنان که اولین شاخصه هویتی ایرانیان را مستی و رقاصی و بی‌شخصیتی فرهنگی و تمدنی، معرفی می‌کنند. تصویری از نقشه ذهنی آنان که نقش ایرانیان در بزم حکومت های غربی را نمودار می‌کند.
برای من غمبار است که بگویم هنوز آنان ما را انسان وحشی شناسایی می‌کنند و می‌شناسانند تا از قِبَل آن، طرح تجاوز و تصرف و چپاول را مشروع، بلکه ضرورتی برای حفظ امنیت جهان نشان دهند و برای نابودی تمام مؤلفه‌های قدرت ما متحد شوند. البته برای این کار اگر عده‌ای از ایرانیان را استخدام کنند ارزان‌تر و آسان‌تر و جاافتاده‌تر خواهد بود. ایرانیانی پوک و پوچ و گیج و منگ که نمی‌دانند در کدام نقشه، نقش بازی می‌کنند.آنان آزادی ایران و منطقه و جهان از ایرانی‌گری را نوعی رهایی برای مردم جهان نشان می‌دهند. اگر سعی می‌کنند، هویت ایرانی را تکه تکه و نفر به نفر و لایه به لایه از ما سلب کنند و با جایگذاری هویت جدید و ترکیب ان در برهه‌های مختلف، فتنه‌هایی اجتماعی ترتیب بدهند و بر اثر آن، شکست‌های بزرگ سیاسی و فرهنگی و امنیتی به وجود آورند، برای یک نتیجه بزرگ است.نابودی ذره ذره ایران قدرتمند و بازافرینی مستعمره ضعیف و واداده و بی‌اراده که تحت فرمان آنان مصرف می‌شود.آنان در این چند دهه با برکشیدن پهلوی و فرهنگ ضد ایرانی و ضد اسلامی و ضد انقلابی آنان که پست‌ترین صورت ایرانی و منحط‌ترین لایه جامعه ایرانی بود، یک تحقیر بزرگ را رقم زدند. آنان نمی‌خواهند این وارونه‌نمایی فرهنگی از ایرانیان را رها کنند.همه دنیا باید باور کنند که ایرانیان آدم‌هایی هستند از قبیل پهلوی که ذلیل فوران غرایز بدوی خویش هستند.چه در شهوت و چه در شهرت و چه در ثروت و چه در قدرت، ایرانی‌ها را وحشی معرفی می‌کنند. برای هر بخش نقشه‌های جداگانه دارند. ایران‌ستیزی و ایرانی‌ستیزی با قدرت هر چه تمام‌تر ادامه دارد.
زشت‌ترین شکل اثبات این مقصود، برکشیدن آدم‌هایی است که جز اطفاء میل شهوت و قدرت و راحت‌طلبی و زیاده‌خواهی بی‌اندازه دغدغه‌ای ندارند.ببینید تبلیغات غربی حول کدام فرهنگ متمرکز است. ببینید شما را با کدام افراد معرفی می‌کنند. ببینید میل شما را به کدام سو می‌کشانند. کلان تصویر را ببینید. سهم جزئی و ذره‌ای را که وعده می‌دهند نادیده بگیرید. فریب آن شکلات تلخ و بخار قهوه روبروی شومینه را برای لحظاتی از ذهن پاک کنید و آن سوی شعله‌ها را ببینید که شراره‌های کدام شیطان است.معرفی ایران با آدم‌های عیاش و فحاش و پررنگ کردن آنها و غلبه دادن تصویر آنها و ارائه تصویری مرکب از وحشی‌هایی که در هیچ قاب متمدنی نمی‌گنجند و در عین حال بی‌اندازه در برابر غرب خوار و خفیف و بی‌اراده هستند، تصویر بردگی وفادارانه و از روی شوق است که همه دار و ندار مادی و معنویش را و همه حقوق انسانی‌اش را برای ارباب غربی‌اش می‌داند و امیدوار است پسندیده شود و به بارگاه ارباب راه یابد.نمایش سیاستمداران غربی با ته‌مانده‌های پهلوی، رفتار ارباب با سگ خویش است تا انسان ایرانی باور کند اگر مانند آنها باشد، وفاداریش باور شده و توبه‌اش پذیرفته شده و اگر از حق انتخاب خویش بگذرد و علیه انقلاب خویش و نظام خویش و اسلام خویش و ایران خویش بشورد، داخل در خانه غربی خواهد شد و تمام دردها و رنج‌های امروز پایان خواهد یافت. اما واقعیت تلخ این که آنان برای فریب ایرانیان نمایش‌هایی ترتیب داده‌اند تا فردای به قول خودشان آزادی و در واقع بی‌پناهی از راه برسد و ایران بدون قدرت هیچ راهی جز تسلیم بی‌چون و چرا نداشته باشد.
قسمت دردناک‌تر اینکه در همان خانه غربی نیز امروز خبری از تمدن و آزادی و راحتی و زندگی نیست و چیزی جز دروغ و شعار و فریب موهوم باقی نمانده و انسان غربی اسیر و در به در انتخاب‌های غلط خویش است و برای بقا آخرین باقیمانده‌های نسل انسان را نیز به آتش می‌کشد تا چند روز بیشتر بماند و امید متوهمانه فرجی که از جهالت انباشته برمی‌خیزد نابود نشود.وضع اوکراین عبرت بزرگی برای آنهاست که غرب را صاحب قدرت آفرینندگی تمدنی و احیاء ظرفیت‌های انسانی می‌دانند و با تکیه بر آنان بر هستی خویش می‌شورند.همه فشارها از یک سو و همه چراغ سبزها از سوی دیگر برای نابود کردن شخصیت ایرانی و برکشیدن همان صورت منحوس پهلوی است که خوشآمد غرب بود و جامع جمیع صفات زشت ضد ایرانی و ضد انسانی. عروسک بزک‌کرده‌ای پوچ و بی معنی و غرق در مستی و نیستی که هیچ اراده و عرضه‌ای برای بازگشتن به حقیقت ایرانی نداشت و جز کلماتی فریبنده از ایران نمی‌دانست و نمی‌خواست. خطی که امتداد آن به نسل و ترکه تهوع‌آورش رسیده و سرّ پدران را آشکار کرده است. همان جماعتی که برای بیگانگان از خاک و خاکستر ذلیل‌تر بودند و برای مردمشان سلطان قاهر ستمگر و چه آسیب‌های عمیقی زدند این درندگان بی‌بنیه به ما ایرانیان و احساس و عقیده‌مان.تسلط یک وحشی تمام عیار با لباس تمدن بر ملتی بزرگ و خلاق و ریشه‌دار و توانمند و مهار همه امکانات انسانی آنها و تسلیم و تضرع و تذلل بی‌چون و چرا در برابر غرب و نمایش‌هایی از هیاهو و ناله توخالی و سپس دم تکان دادن و کاسه لیسیدن و پوزه مالیدن و شکار کردن و جایزه گرفتن.
وقتی عزیزانی را می‌بینم که فریب بازی‌های بزرگ را در قاب‌های کوچک می‌خورند و سعی می‌کنند، خودمانی‌هایشان را بفروشند و با خریدن فرهنگ صنعتی شده وارداتی و بزک کردن خود، با بیگانگی غربی، خودمانی‌تر شوند و چهره‌ای که غرب برای انسان ایرانی در جهان تصویر کرده را تأیید کنند و آن صورت وحشی بی‌شخصیت از ایرانیان در چشم جهانیان را تثبیت کنند، دلم می‌سوزد و بی‌تاب می‌شوم.آنها برای ما «ترانه» آزادی می‌سرایند؛ اما این چیزی جز خراب کردن خانه و کشیده شدن به بند قلاده نیست. تصویر بزرگ را باید دید و اسیر نقطه‌های رنگی فانتزی نشد. نباید فریب پازل ساده شده غرب را خورد. باید همه طرح را یکجا دید.اگر آنها همه حقیقت را یکباره با ما در میان بگذارند وحشت خواهیم کرد. نخواهیم پذیرفت.تجاوز دوازده روزه تنها یک پرده از رسوایی آنان بود. آنان تجاوزی چند قرنی و چندوجهی و چند لایه تدارک دیده‌اند.اگر به بن‌بست هوشمندی و بیداری مردم برخورند، همان طور که در جنگ دوازده روزه برخوردند، روی دیگر خویش را آشکار خواهند کرد.تحریم همه جانبه و تحریف همه واقعیت‌ها و تخریب همه فرصت‌ها و تهدید از همه جوانب، حقیقت چهره آنان است.حکومت‌زدایی از ایران، برای اداره وحشی ایران نقشه کلان آنان است. آنها ما را همان چیزی می‌خواهند که در پنهانی‌های گاه و بیگاه آشکار شده اعلام می‌کنند.چه بگویم که ساحت ادب رعایت شده باشد و دشمن درنده را رسوا کند؟! چگونه زشتی رفتار آنان را توصیف کنم و حرمت انسان ایرانی را ندرم؟!چگونه بگویم نواده‌های وایگینگ‌ها چقدر آموخته با ما دشمنی می‌کنند؟! داستان بزبز قندی را به چند روایت برای بچه‌ها بخوانم بدون آنکه نگرانشان کنم تا هشیارتر شوند؟!
دربرابر فرهنگ وحشی غربی، انسان ایرانی نیازمند فرهنگی جامع و غالب است که این تهاجم وحشیانه را با تدبیری انسانی و عالی بدون آنکه شأن ایرانی‌گری را زیر پا بگذارد، خنثی کند.فرهنگ الهی اسلام همان چیزی است که ایرانیان به خوبی آن را می‌شناسند و با آن انس دارند. هر یک به اندازه‌ای با آن زیسته‌اند و قرن‌ها ظرفیت‌های زندگی را در آن شناسایی کرده‌اند. ایرانیان اسلام را در عالی‌ترین سطح آن یافته و پرداخته‌اند. فهمی از دین دارند که بسیاری از آن عاجزند و تجربه‌ای از مردم بودن دارند که خیلی‌ها از آن ناتوانند. همین امر باعث شده تا در پس پیروزی بزرگ انقلابی، امامت امت را در دست بگیرند و پیشگام فصلی نو در زندگی بشر باشند.همیشه چنین بوده که امام و امامت مورد هجوم وحشیانه قرار گیرد. نباید انتظار داشت شیاطین آرام بنشینند.این ما هستیم که باید بدانیم در کجا ایستاده‌ایم و چه می‌کنیم.ایران را ما باید تعریف کنیم و نقش برگزیده خود را با افتخار به جهانیان نشان دهیم و از آنان برای ایرانی‌تر شدن جهان ب تماشای حقیقت دعوت کنیم.
07:47 - 6 دی 1404

1 بازنشر5 واکنش
28٫4k بازدید