آمریکای ابرخوار به هارپ مجهز است
آمریکا در حالی پروژههای تعدیل آبوهوا بهویژه بارورسازی ابرها را با ابزارهایی نظیر هارپ، گسترش میدهد که بهرهبرداری یکجانبه از این فناوری، بیش از آنکه در خدمت حفظ محیطزیست باشد، به ابزاری در راستای منافع استراتژیک و اقتصادی آن تبدیل شده است.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ آمریکا، باسابقهترین کشور در زمینهی اجرای برنامهها و تدوین مقررات مربوط به تعدیل وضع هواست.کشوری با پیشینهای طولانی در مداخله در سامانههای جوی که باوجود قوانین متعدد، همچنان در مظان اتهام بهرهگیری از فناوریهای محیطزیستی برای منافع استراتژیک، بدون توجه کافی به عواقب جهانی آن قرار دارد؛ پروژههایی که بعضا با عنوان هارپ هم شناخته شدهاند.این کشور از دهههای گذشته، با برگزاری همایشها و تدوین قوانین ایالتی و فدرالی، نظامی نسبتا منسجم برای کنترل پروژههای تعدیل آبوهوا بنا نهاده است. با این حال، شواهدی در تاریخ مدرن، از جمله استفادهی نظامی از بارورسازی ابرها در جنگ ویتنام، نشان میدهد که سیاستهای زیستمحیطی آمریکا نهتنها در جهت منافع داخلی، بلکه گاه در خدمت اهداف نظامی و ژئوپولیتیک قرار گرفتهاند.گرچه آمریکا در تصویب کنوانسیون ۱۹۷۷ ژنو برای منع استفادهی خصمانه از فناوریهای تعدیل وضع هوا نقش کلیدی داشت اما خود از نخستین کشورهایی بود که از این فناوریها در میدان جنگ بهره برد. این تناقض آشکار، تردیدهایی را دربارهی صداقت نیت این کشور در رعایت تعهدات بینالمللیاش برمیانگیزد. آمریکا، با ساختار حقوقی پیچیده و توان علمی بالا، نهتنها مقررات ملی را تعیین میکند، بلکه در سطح بینالمللی نیز بر جهتگیریهای حقوقی و فناورانه اثرگذار است.نگرانی اصلی، زمانی برجستهتر میشود که بدانیم بخش عمدهای از منازعات حقوقی در برخی ایالتهای آمریکا، بهویژه در حوزهی منابع آب جوی، ناشی از خسارات وارده توسط برنامههای تعدیل آبوهوا است. این بدان معناست که حتی در داخل مرزهای آمریکا نیز اثرات و تبعات این فناوریها بهوضوح ملموس و مورد مناقشهاند.
با وجود همهی اینها، ساختار سیاسی و فناوریمحور آمریکا به این کشور امکان داده است تا همچنان کنترل پروژههای اقلیمی را در دست داشته باشد؛ بدون پاسخگویی کافی در قبال اثرات احتمالی بلندمدت آنها بر محیطزیست جهانی.یکی از جنجالیترین حوزههای مداخله، بارورسازی ابرها بهمنظور افزایش مصنوعی بارش است. آنچه این اقدامات را بیش از آنکه بهمثابه نوآوری علمی قلمداد شود، به یک مداخله سودجویانه بدل میکند، تمرکز صرف بر منافع داخلی آمریکا، بدون توجه کافی به اثرات فرامرزی، اکولوژیکی و اخلاقی این نوع مداخلات است.
سابقه و ماهیت اقدامات بارورسازی در ایالات متحدهآمریکا از دهههای پیش، بهویژه در ایالتهای خشک و نیمهخشک نظیر وایومینگ، تگزاس و کالیفرنیا، پروژههای متعددی در زمینه بارورسازی ابرها اجرا کرده است. این ایالتها بهواسطه بحران کمآبی مزمن و تغییرات اقلیمی روزافزون، نیازمند راهحلهایی برای افزایش منابع آبی بودهاند و از اینرو، بارورسازی ابر را بهعنوان راهکاری بالقوه دنبال کردهاند.یکی از برجستهترین این پروژهها، «پروژه اصلاح آبوهوای وایومینگ» است که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ به مدت ۶ سال اجرا شد. این پروژه، که در دو رشتهکوه سیرا مادره و مدیسینبو انجام گرفت، از لحاظ زمانی و متدولوژی، یکی از کاملترین آزمایشهای بارورسازی در جهان بهشمار میرود.در نهایت این پروژه با وجود صرف منابع عظیم مالی، زمان و تخصص، خروجی بارورسازی ابرها در سطح تاثیرگذاری کلان هنوز در هالهای از ابهام است و بهبود محدود بارش، بیشتر در سطح پروژههای محلی قابل ملاحظه بوده تا در مقیاس منطقهای یا ملی.
نگرش منفعتطلبانه آمریکاآنچه در این اقدامات بیش از همه نگرانکننده است، نگاه خودمحورانه ایالات متحده است. آمریکا تلاش میکند با هر ابزار ممکن بحرانهای درونی خود، از جمله کمبود آب را حل کند، حتی اگر این اقدامات با خطرات اکولوژیکی، اقلیمی و حقوقی برای دیگر کشورها همراه باشد.از دیدگاه سیاستگذاری جهانی، این اقدامات ممکن است موجب جابجایی منابع آبی، کاهش بارش در مناطق مجاور یا اثرات ناخواسته بر اکوسیستمهای پاییندست شود. عدم پایبندی آمریکا به ملاحظات بینالمللی در این حوزه، مشابه الگوهای رفتاری این کشور در زمینههایی چون تغییر اقلیم، آلودگیهای صنعتی و مصرف بیرویه منابع طبیعی است؛ جایی که همواره تلاش کرده بار هزینهها را به دوش دیگران بیندازد و خود تنها بهرهبردار اصلی باشد.واشنگتن در دو دهه اخیر پیشرفتهای زیادی در زمینه مدلسازیهای میانمقیاس، فناوریهای هواشناسی و شناخت فیزیک میکروابرها داشته است اما این پیشرفتها نهتنها در راستای همکاری جهانی استفاده نشده، بلکه فقط برای تقویت ظرفیتهای داخلی و تجاریسازی عملیات بارورسازی توسط شرکتهای خصوصی و دولتی در داخل آمریکا بهکار رفته است.
بهعنوان نمونه، درحالیکه عملیات بارورسازی ابرها در آمریکا با استفاده از ذرات شیمیایی مانند یدور نقره انجام میشود، مطالعات علمی در مورد تاثیرات درازمدت این ذرات بر خاک، آبهای زیرزمینی، سلامت انسانی و چرخههای طبیعی هنوز کامل نیست. در نگاه کلان، پروژههای بارورسازی ابر در ایالات متحده، نمونه بارزی از سیاستگذاریهایی است که بهدنبال حل مشکلات داخلی بدون درنظرگرفتن هزینههای خارجی است. تلاشی برای آرامسازی بحران آب در خاک خود، حتی اگر به قیمت ایجاد بحران در نقاط دیگر جهان باشد.در جهانی که آیندهی اقلیم بهشدت در معرض تهدید قرار دارد، یکجانبهگرایی اقلیمی آمریکا و استفادهی ابزاری از فناوریهای زیستمحیطی برای منافع ملیاش، بیش از آنکه الگویی برای توسعهی پایدار باشد، نمونهای هشداردهنده از اولویت دادن به منافع قدرتمداران بر سرنوشت مشترک بشریت است. اگر چنین روندی مهار نشود، این امکان وجود دارد که تکنولوژیهایی که قرار بود برای مهار بحرانهای طبیعی بهکار روند، خود به ابزاری برای تشدید بحرانهای انسانی بدل شوند.#آمریکا#بارورسازی_ابرها#کمآبی#خشکسالی#باران#هارپ 22:05 - 19 خرداد 1404