شکایت امام علی (ع) از تحمیل کنندگان مذاکره (حکمیت)
خطبه ۳۶ نهج البلاغه:فأنا نذیر لکم أن تصبحوا صرعی بأثناء هذا النّهر، و بأهضام هذا الغائط، علی غیر بیّنة من ربّکم، و لا سلطان مبین معکم: قد طوّحت بکم الدّار و احتبلکم المقدار. و قد کنت نهیتکم عن هذه الحکومة فأبیتم علیّ إباء المخالفین المنابذین، حتّی صرفت رأیی إلی هواکم و أنتم معاشر أخفّاء الهام،
سفهاء الأحلام،و لم آتلا أبالکم! بجرا و لا أردت لکم ضرّا.من شما را مى ترسانم، از آن گاه كه كشته در كنار اين رود، يا در پست و بلند اين بيابان به خاك افتاده باشيد، بدون آنكه، نزد پروردگار خود حجتى يا دليلى روشن داشته باشيد. اين دنياى ناپايدار به ورطه هلاكتان افكند و قضاى الهى شما را به دام خود كشيد.
بسا شما را از «حكميت» منع كردم و شما سر بر تافتيد و مخالفت ورزيديد، چون كسانى كه عهد و بيعت شكسته باشند. تا بناچار رأى خود با خواست شما هماهنگ كردم. براستى، مردمى سبك مغز و سفيه و نابردبار هستيد. -اى بى ريشه ها- من هيچگاه برايتان موجب شرّى نبوده ام و نخواسته ام به شما زيانى برسانم.
اینها همه بهخاطر آن است که شما گروهی سبکسر هستید و کوتاهفکر.خداوند شما را خوار و ذلیل کند! من کار خلافی انجام ندادم و نمیخواستم به شما زیانی برسانم (این شما بودید که مرا در تنگنا قرار دادید و مجبور به پذیرش حکمیت کردید).
22:13 - 3 تیر 1405