مرزی که خون آن را کشیده است

هیچ ملتی از سر تفریح بی‌اعتماد نمی‌شود. بی‌اعتمادی، گیاهی است که در خاک تجربه می‌روید و با آب وعده‌های شکسته رشد می‌کند. من این گیاه را دیده‌ام؛ در نگاه پدری که در دفاع مقدس اسیر شد و سال‌ها بعد، وقتی از او پرسیدند به وعده‌های بین‌المللی اعتماد داری یا نه، فقط لبخند تلخی زد.آمریکا قابل اعتماد نیست. این را نه یک شعار، که سخنگوی ارتش پس از جنگ چهل روزه گفت؛ با صدایی که از عمق تجربه می‌آمد. آمریکایی‌ها ثابت کرده‌اند قابل اعتماد نیستند. نه در جنگ، نه در آتش‌بس. این بدبینی نیست؛ این حافظه است. حافظه‌ای که از قراردادهای شکسته و وعده‌های فراموش‌شده ساخته شده.بی‌اعتمادی به نظم جهانی، از دفاع مقدس تا امروز ادامه دارد. ایران پس از جنگ هشت‌ساله، با بی‌اعتمادی عمیق به آمریکا و نظم بین‌المللی تحت رهبری آن، از میدان بیرون آمد. نه از سر لجبازی، که از سر تجربه. تجربه‌ای که به ما آموخت هیچ ضمانتی از سوی قدرت‌های بزرگ، جایگزین توانایی خودمان نمی‌شود.و این بی‌اعتمادی، امروز مانع بازگشت به میز مذاکره می‌شود. رفتار متناقض آمریکا در قبال تعهدات، بی‌اعتمادی ایران را تقویت کرده و احتمال مذاکره پایدار را کاهش داده است. هر بار که دستی به سوی گفتگو دراز شد، دستی دیگر پشت پرده، آن را قطع کرد.من نمی‌گویم دیوار بکشیم. می‌گویم چشم باز کنیم. بنویسید. تاریخ را بنویسید. اما فراموش نکنید که این سرزمین، نه با خوش‌بینی زنده مانده، نه با بدبینی؛ با بصیرت زنده مانده است. و اگر روزی این بصیرت را از دست بدهیم، هیچ پیمانی نمی‌تواند جای آن را پر کند.
00:29 - 1 مهر 1405

34 بازدید