روایتِ جهاد پیروزمندانه رهبر شهید در ۳ جنگ
این گزارش تحلیلی، روایتی از سه برهه حساس است؛ نه گزارش رویدادها بلکه تحلیل یک منطق واحد در اندیشه یک مرد مبارز.
فارس - خط رهبری: اگر بخواهیم مسیر کنش امام شهید آیتالله سیدعلی خامنهای را در سه جنگ ترسیم کنیم، با تصویر یک مارپیچ روبهروییم که در هر دور، ایشان در سطحی بالاتر از مسئولیت نقش ایفا میکنند.در جنگ تحمیلی هشتساله، ایشان خلأها را پر میکردند و در مقابل چالشها و تنشها دست به ابتکار میزدند. از جمله ستاد جنگهای نامنظم، شکستن حصرها، تریبون نماز جمعه.در جنگ تحمیلی دوم، ایشان در متن بحران، فرماندهی میکردند. انتصاب جانشینان، مدیریت همزمان چهار ساحت، بازپسگیری روایت از دشمن. و در فاصلهای چند ماهه تا جنگ تحمیلی سوم، ایشان جامعه را برای لحظهای آماده میکردند که در آن، آمادگی نظامی، اقتصادی، روانی و شناختی یک ملت به هم گره خورده تا «مردمش مبعوث شوند و کار را تمام کنند».این گزارش تحلیلی، روایت این سه پرده است؛ نه گزارش رویدادها بلکه تحلیل یک منطق واحد در اندیشه یک مرد مبارز.
جنگ تحمیلی هشتساله و نقشآفرینی در خلأهادر ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، ارتش بعث عراق در حالی به ایران حمله کرد که نیروها و ساختارهای دفاعی کشور هنوز در حال شکلگیری و تثبیت بودند. رهبر شهید انقلاب در قامت نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع، با موقعیتی روبهرو بودند که در آن هم تصمیمگیری سیاسی و هم اجرای میدانی یا رها شده بود یا دچار چالشهای فراوان بود. بنیصدر بهعنوان فرمانده کل قوا از اعزام یگانهای نظامی برای شکستن حصرها امتناع میکرد و ارتش هنوز سازماندهی کامل نشده بود. در چنین وضعیتی، کنش ایشان از جنس مدیریت اداری نبود بلکه از جنس حضور میدانیِ به موقع همراه با ابتکار بود.
لحظهای که دستور از امام خمینی (ره) گرفته شدمهمترین جلوه این خلأشکنی، شکست حصر سوسنگرد بود. وقتی بنیصدر از اعزام نیرو امتناع میکرد، رهبر شهید انقلاب با نامهای خطاب به فرمانده لشکر ۹۲ زرهی، دستور به اجرای عملیات دادند و همان شب با فرمان مؤکد امام خمینی (ره) و پیگیری ایشان، عملیات در ساعت ۱ بامداد آغاز شد. امام خمینی (ره) دو مرحله بهصورت قاطع اعلام فرمودند که باید حصر شکسته شود. یکی در رابطه با آبادان و یکی در رابطه با سوسنگرد. و تمامی اینها به پشتوانهی حضور و کنشگری فعالِ رهبر شهید انقلاب انجام شد. این کنش، الگویی از نقشآفرینی فعال در دل بحران را نشان میدهد. ایشان در جایی که ساختار رسمی از کار افتاده بود یا ضعیف بود یا ارادهای برای اقدام نداشت؛ کمبودها را با ابتکار و عمل انقلابی پر کردند و در عین حال، مشروعیت عمل خودشان را از فرمان امام خمینی (ره) گرفتند.
تصویب طرح عملیات ثامنالائمه در جریان حصر آبادان، نقش رهبر شهید انقلاب بهروشنی در تصویب طرح عملیات ثامنالائمه دیده میشود. سردار صفوی نقل میکند که اگر رهبر شهید انقلاب در جلسه شورای عالی دفاع در پایگاه چهارم هوایی دزفول حضور نداشتند، طرح شکستن حصر آبادان تصویب نمیشد و عملیات اجرا نمیشد؛ اصرار ایشان بود که بنیصدر را به پذیرش طرح وادار کرد. در چنین فضایی ایشان نه فرمانده میدانی عملیات بودند و نه صرفاً یک سیاستمدار؛ بلکه شخصیتی بودند که در نقطه اتصال ارتش، سپاه و نیروهای مردمی، وحدت ایجاد میکردند و طرحهای عملیاتی را از فیلتر سیاستهای بنیصدر عبور میدادند.
ستاد جنگهای نامنظم و ابتکارعملِ جهادی در کنار شهید چمرانحضور رهبر شهید انقلاب در جبههها، صرفاً یک حضور تشریفاتی نبود. همانجا بود که یکی از مهمترین سازوکارهای دفاعی آن سالها یعنی ستاد جنگهای نامنظم را در کنار شهید چمران بنیان گذاشتند. در هفته اول مهر ۱۳۵۹ رزمندگانی که میشنیدند رهبر شهید انقلاب و شهید چمران به سوی اهواز حرکت کردهاند، مشتاقانه رهسپار این مناطق میشدند و همینگونه ستاد جنگ نامنظم شکل گرفت و شاهد سیل عظیم رزمندگانی بودیم که در منطقه حضور پیدا میکردند. در شرایطی که ارتش و سپاه هنوز به صورت کامل سازماندهی نشده بودند، این ستاد توانست نیروهای مردمی را سازماندهی کند و ابتکار عمل را در برخی جبههها به دست گیرد.
نماز جمعه، سنگر دومدر همان روزها، تریبون نماز جمعه تهران به یکی از مهمترین سنگرهای تبیین اهداف جنگ تبدیل شده بود. خطبههای رهبر شهید انقلاب در آن سالها، ضمن روشنگری درباره ماهیت تجاوز رژیم بعث و حمایت قدرتهای جهانی از صدام، به تقویت روحیه عمومی و ایجاد انسجام ملی کمک میکرد. دوازده نقش راهبردی ایشان در این کسوت را میتوان چنین برشمرد: ارتقای روحیه رزمندگان با حضور میدانی در جبههها، گزارشدهی به مردم درباره آخرین وضعیت جبههها، تعمیق دشمنشناسی و بینش سیاسی مردم، تبیین اصول و سیاستهای کلان کشور در سطح داخلی و بینالمللی، سازماندهی نیروها و بسیج عمومی مردم برای حضور در جبههها، پشتیبانی مداوم مالی از جبههها، تقویت وحدت و انسجام ملی و مدیریت بحرانها و ایجاد آرامش و امنیت روانی جامعه. در شرایطی که جنگ علاوه بر میدان نبرد، عرصه جنگ روانی و تبلیغاتی نیز بود، این نقش رسانهای و گفتمانی اهمیت دوچندان داشت.
استمرار نقشآفرینی پس از ترورپس از سوءقصد سال ۱۳۶۰ که به مجروحیت ایشان انجامید، فعالیتهایشان در حوزه دفاعی متوقف نشد. استمرار حضور در مسئولیتهای کلیدی، پیام ایستادگی و ثبات به جامعه و رزمندگان منتقل میکرد. با انتخاب به ریاستجمهوری، نقش ایشان در مدیریت جنگ وارد مرحلهای تازه شد. هماهنگی میان دولت، نیروهای مسلح و پشتیبانی مردمی از جبههها در آن مقطع اهمیت حیاتی داشت. دولت موظف بود همزمان با اداره کشور در شرایط جنگی، منابع لازم برای ادامه نبرد را تأمین و انسجام داخلی را حفظ کند. مسئولیتی که در کنار فرماندهی کلان امام خمینی (ره)، ساختار دفاعی کشور را منسجمتر کرد.
دوازده نقش راهبردی در یک نگاهاگر بخواهیم کنش رهبر شهید انقلاب را در این هشت سال جنگ برشماریم، این دوازده محور خواهد شد: حضور بسیجیوار در روزهای حساس دفاع بهعنوان چشم باز حضرت امام خمینی (ره) و معنویت و پشتگرمی رزمندگان؛ فراخوان و سازماندهی هستههای اولیه نیروهای مردمی؛ هدایت جنگهای نامنظم و چریکی در اوایل جنگ؛ سرپرستی و هماهنگ کردن نیروهای ارتش، سپاه و بسیج؛ نقشآفرینی در عملیاتهای بزرگ با نظارت عالی و انسجامبخشی به فرماندهان؛ حضور فعال در طراحی و فرماندهی عملیاتها؛ تلاش پیوسته در رفع مشکلات رزمی و پشتیبانی جبههها؛ مقابله با سیاستهای خائنانه بنیصدر در اداره جنگ و رویارویی با اندیشه لیبرالی آمریکایی حاکم بر برخی از افراد ناظر به نحوه مصاف با دشمن؛ بازدید و سرکشی از جبهههای جنوب و غرب کشور و ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با رزمندگان خطوط مقدم؛ تبیین ابعاد سیاسی جنگ تحمیلی و انتقال پیام حماسه دفاع مقدس ملت ایران از طریق سخنرانی در مجامع بینالمللی و مصاحبه با رسانههای جهانی؛ تقویت نقش مردم در جنگ از طریق ایراد خطبه و حضور در تجمع رزمندگان؛ و حمایت و پشتیبانی از گروههای معارضین مسلمان عراقی برای سازماندهی و تحرک و تشدید عملیات علیه رژیم بعثی صدام و ظرفیتسازی برای آینده جامعه عراق.
جنگ تحمیلی دوزاده روزه و فرماندهی در چهار ساحتجنگ تحمیلی دوازده روزه، پردهی دوم نقشآفرینی رهبر شهید انقلاب در بحبوحه جنگ تحمیلی دیگری است. در ساعتهای نخست حمله، با شهادت شماری از فرماندهان عالی، خطر فروپاشی زنجیره فرماندهی وجود داشت. رهبر شهید انقلاب با انتصاب فوری جانشینان و ابلاغ مأموریت، ساختار فرماندهی را در کمتر از چند ساعت بازسازی کردند. همچنین نخستین موج پاسخ موشکی ایران در غروب همان روز به تلآویو انجام شد. این سرعت عمل، حاصل حضور رهبر شهید انقلاب بهعنوان فرمانده کل قوا در رأس هرم تصمیمگیری بود که توانستند با یک فرمان، روند تصمیمسازی را به اجرا متصل و از فرسایش زمانی جلوگیری کنند. سردار احمد وحیدی، مشاور فرمانده کل سپاه دراینباره میگوید: "تمام لحظات جنگ و اتفاقات با نظر و فرماندهی رهبر شهید انقلاب انجام شد؛ فرماندهی کل قوا واقعاً در میدان عمل بودند." او تأکید میکند که حضور رهبر شهید انقلاب در خط مقدم و مدیریت صحنه باعث شد نبرد از یک مقابله صرف نظامی فراتر رود و به عرصه صدور گسترده پیام انقلاب اسلامی به دنیا تبدیل شود. سردار وحیدی همچنین اشاره میکند که این نبرد "مدتها پیش در محاسبات دفاعی، پیشبینی و بارها تمرین شده بود."
پیگیری سه راهبرد کلیدی در جنگ تحمیلی دومدر جنگ تحمیلی دوازده روزه، سه راهبرد کلیدی توسط رهبر شهید انقلاب شکل گرفت: اولی، دفاع علمی و فناورانه بود. این دفاع، اتکا به دانش بومی و نخبگان جوان بود که تفاوت آشکار توان دفاعی ایران با دهه شصت را نشان میداد.دومی، صیانت از زیرساختها بود. پاسخ متقارن به حمله به پالایشگاهها (هدف قرار دادن پالایشگاه حیفا) معادله دشمن را تغییر داد.سومی را به اصطلاح دفاع موزاییکی مینامند. شهرهای زیرزمینی موشکی و شبکههای پراکنده، توان موشکی را از دسترس دشمن خارج کرد و امکان پاسخ مرحلهای را فراهم ساخت.اما مهارت ایشان در جنگ به مدیریت نظامی محدود نمیشود. هدایت و رهبریِ معنوی جامعه و عبور مردم از وضعیت اضطراب به اعتماد و آرامش از دیگر اقدامات رهبر شهید در میانه جنگ بود.
رهبر شهید انقلاب سه بار رو به دوربین با مردم گفتوگو کردند. پیام نخست همزمان با شلیک اولین موشکها پخش شد تا پیوستگی تصمیم، اجرا و اطلاعرسانی را نشان دهد. پیام دوم در روز ششم جنگ، توصیف مردم شجاع و غیور و وقتشناس ایران بود که هیچ تهدیدی در آنها ایجاد ترس نمیکند. در این مرحله رهبر شهید انقلاب الگوی روانی و رفتاریِ جامعه را از واکنش اضطرابی به مقاومت و ایستادگی تغییر دادند. در پیام سوم ایشان پس از توقف جنگ، روایت پیروزی و خط قرمز «نه به تسلیم و صلح اجباری» برجسته شد.نکته دیگر، توصیه ایشان به «روال عادی زندگی» بود. بازگشت به زندگی روزمره، خود به سلاحی علیه ترور روانی دشمن تبدیل شد. همچنین تأکید بر اراده تسلیمناپذیری سبب شد تا روحیه جامعه دوچندان بشود. حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم شب عاشورا نیز موجی از اعتمادبهنفس و تسلط فرماندهی را مخابره کرد. حضور سنجیده به جامعه میگوید فرمانده همیشه حاضر است و به دشمن این پیام را منتقل میکند که تهدیدها، دستور کار ما را تعیین نمیکند. در نهایت، بسیج عمومی حول ایده آمیختگی اسلام و ایران شکل گرفت. «ای ایران بخوان» را باید در همین چارچوب تحلیل کرد.
مدیریت روایت جنگ نیز از دیگر کنشهای مهم و موثر ایشان بود. رهبر شهید ایران را بهعنوان مدافع معرفی کردند و برچسب ماجراجویی را که به ناحق بر ملت ایران زده بودند را بیاعتبار ساختند. ایشان همچنین با ارائه روایت اول از پیروزی پس از توقف جنگ، فرصت تحریف را از رسانههای دشمن گرفتند. در سطح کلانتر، جنگ را در چارچوب تقابل تمدنی تعریف کردند. این مهندسی روایت، ابتکار عمل رسانهای و روانی را از دشمن باز پس گرفت.ایشان در میانهی جنگ با کنترل متناسب آتش و تناسب پاسخ، تصویر یک قدرت مسلط مسئول را به نمایش گذاشتند. همزمان، دستگاه دیپلماسی در کنار نیروهای مسلح فعال ماند و در نهایت به توقف جنگ کمک کرد. بدین ترتیب نتیجه این جنگ تحمیلی نشان داد که نقش رهبر شهید در قامت معمار قدرت ایران و هماهنگکنندهی تمامی ابعاد قدرت ملی بسیار کلیدی و موثر بوده است.
از جنگ دوازده روزه تا جنگ رمضانآنچه میان دو جنگ رخ داد، تنها یک آتشبس ساده نبود بلکه دورهای حیاتی برای بازآرایی و بازسازی بود. یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس تصریح کرد: "اگر پس از جنگ تحمیلی دوازده روزه، برنامهریزی دقیق برای ترمیم آسیبها و رفع اشکالات حوزه نظامی انجام نمیشد، قطعاً مقاومت جنگ تحمیلی سوم نیز رقم نمیخورد." این جمله، عمق کنشگری رهبر شهید را در این فاصله نشان میدهد. ایشان در کنار فرماندهی نظامی، جامعه را برای یک نبرد مهم و سرنوشتساز آماده میکردند.
ماحصل راهبریهای رهبر شهید در فاصله بین جنگ تحمیلی دوازده روزه تا جنگ رمضان تقویت همهجانبه نیروها و اعتماد به نفس ملی بود. در بعد نظامی، تجربیات جنگ تحمیلی قبلی در جنگ تحمیلی رمضان به کار گرفته شد. مقامات ارتش اعلام کردند که "جنگ تحمیلی دوازده روزه تجربیات خوبی برای ما فراهم کرد که در جنگ تحمیلی بعدی بکار گرفتیم." یک مقام ارشد ارتش نیز گفت: "در شرایطی هستیم که با تکیه بر ظرفیتهای ۱۰۰ درصد ایرانی پیش میرویم." این تقویت در حوزههای آفندی، پدافندی، اطلاعاتی، دریایی و جنگ الکترونیک انجام شد.
دشمن در جنگ شناختی خود سه هدف را دنبال میکرد: تضعیف اعتمادبهنفس مردم، القای اختلاف در داخل و بزرگنمایی توان نظامی خود. در مقابل، تلاش رهبر شهید انقلاب بر تقویت اعتماد به نفس ملی، اتحاد و تکیه بر توان بومی متمرکز بود. نتیجه آن در جنگ تحمیلی سوم دیده شد. مردم به حمایت از ایران و نظام به صحنه آمدند؛ حضوری پیوسته که همچنان ادامه دارد.
جنگ رمضان در واقع محک عملی آمادهسازیهایی بود که در فاصله دو جنگ انجام شده بود. آنچه رخ داد، یک پاسخ طراحیشده در مقیاس منطقهای بود. از سوی دیگر رهبر شهید انقلاب در این دوره، زمینهای را فراهم کردند که مردم در لحظه لازم «مبعوث» شوند و کار را تمام کنند.
یک منطق، سه تجلیدر هر سه بستر جنگ، یک عنصر مشترک دیده میشود و آن، حضور میدانی رهبر شهید انقلاب در جبهه، حضور در جلسات تصمیمگیری، ایستادن پشت تریبون برای تبیین و روشنگری و حضور ایشان در کنار مردم است. این حضور، یک حضور کنشگرانه بود که در هر بستر، شکل متناسب خود را پیدا میکرد. اگر جنگ تحمیلی هشتساله بود، در میدان حاضر شدند. در جنگ تحمیلی دوازده روزه فرماندهی و روایت کردند و فاصله میان جنگ دوزاده روزه تا جنگ رمضان را صرف آمادگی و بازآرایی کردند. و آنچه این سه جنگ را به هم پیوند میدهد، یک منطق واحد بود که رهبر شهید به آن باور داشتند: باید نظام را از درون ساخت، باید ملت ایران را برای مبارزه و مقاومت آماده کرد، باید روایت را در دست گرفت و در لحظه لازم، در متن میدان حاضر شد. و همه این با اندیشه مقاومت و روحیه و عمل انقلابی و جهادی شدنی است.
16:57 - 8 مهر 1405