پاسدار هویت ایران
بعضی مرزها روی نقشهها کشیده نمیشوند؛ در ذهن ملتها زندگی میکنند. مرزهایی که اگر فرو بریزند، حتی بدون شلیک یک گلوله، سرزمینها شکست میخورند. نام این مرز، «هویت» است.
فارس - خط رهبری: بعضی مرزها روی نقشهها کشیده نمیشوند؛ در ذهن ملتها زندگی میکنند. مرزهایی که اگر فرو بریزند، حتی بدون شلیک یک گلوله، سرزمینها شکست میخورند. نام این مرز، «هویت» است؛ همان گوهر پنهانی که یک ملت را از میان طوفانهای تاریخ عبور میدهد و به او یادآوری میکند که کیست، از کجا آمده و به کدام افق میاندیشد.سالها بود که امام شهید آیتالله سیدعلی خامنهای پاسداری از این مرز نامرئی را بر عهده داشتند. نه از پشت دیوارهای نظریهپردازی بلکه در متن میدان؛ در میان نبرد روایتها، هجمههای فرهنگی و تلاشهایی که میخواستند ملت ایران را از خودش جدا کنند. از نگاه ایشان، هویت یک مفهوم انتزاعی نبود؛ معیار حیات یا افول یک تمدن بود. هرجا هویت حفظ شود، ملت میایستد و هرجا آسیب ببیند، راه نفوذ دشمن هموار میشود.
اما این هویت، تنها به جغرافیا محدود نمیشد. امام شهید، ملیت را محترم و مقدس میدانستند اما از هویتی سخن میگفتند که از مرزهای ملی فراتر میرود؛ هویت ایرانی ـ اسلامی. هویتی که در یک زمان، سه افق را به هم پیوند میدهد؛ ایران را به گذشته پرافتخارش متصل میکند، با امت بزرگ اسلامی پیوند میزند و در برابر جهان معاصر، الگویی مستقل و متفاوت عرضه میکند. هویتی که ریشه در تاریخ دارد، از معارف اسلام نیرو میگیرد و راهی را پیش روی انسان امروز میگذارد که نه شرق توان ترسیم آن را داشته و نه غرب.امام شهید، این هویت را در سه واژه خلاصه میکردند؛ مسلمان، ریشهدار در تاریخ و انقلابی.اسلامی بودن از نگاه ایشان، تنها یک عنوان نبود؛ مجموعهای از ارزشهایی بود که عزت را به ملت ایران بازگرداند؛ ارزشی که به زن ایرانی کرامت بخشید، به جوان ایرانی اعتمادبهنفس داد و به یک ملت، قدرت ایستادن در برابر زورگویی قدرتهای جهانی را آموخت.
ریشهداری در تاریخ، یادآوری گذشتهای بود که ایران را فقط مصرفکننده دانش نمیدانست؛ سرزمینی که در فلسفه، علم، ادب و تمدن، قرنها بر حرکت بشریت اثر گذاشته بود. ملتی که زبانش با وجود هجومهای پیاپی، از میان نرفت و فرهنگش مهاجمان را در خود حل کرد، بیآنکه هویت خود را از دست بدهد.و انقلابی بودن، روح زندهای بود که در بهمن ۱۳۵۷ در کالبد این ملت دمیده شد؛ روحیهای که عزت را جایگزین تحقیر، استقلال را جایگزین وابستگی و امید را جایگزین احساس ناتوانی کرد. انقلابی که نشان داد اسلام، تنها یک باور فردی نیست؛ میتواند ملتی را از زیر بار سلطه بیرون بکشد و به او اعتماد به نفس تاریخی ببخشد.
این هویت، فقط در کتابها و سخنرانیها باقی نماند؛ در زندگی روزمره مردم جاری شد. در زبان فارسی که پس از قرنها تهاجم، همچنان استوار باقی ماند و حافظ حافظه تاریخی این سرزمین شد. در ورزش، آنجا که دختر ایرانی با حجاب اسلامی بر سکوی قهرمانی جهان ایستاد و احترام جهانیان را برانگیخت. در شعر، که نسل به نسل، پیام ایمان، آزادگی و درستکاری را منتقل کرد. و در فرهنگ؛ همان ستون فقرات یک ملت که اگر آسیب ببیند، هیچ پیشرفت اقتصادی و فناورانهای نمیتواند جای خالی آن را پر کند.
اما هر گنجینهای، پاسدار میخواهد. امام شهید، نخستین پاسداران این هویت را جوانان میدانستند؛ نسلی که بیش از هر چیز به احساس هویت نیاز دارد و دشمن نیز بیش از هر چیز، شخصیت او را هدف میگیرد. معلمان در نگاه ایشان، معماران این هویت بودند؛ کسانی که باید عشق به ایران، اسلام، زبان فارسی، پرچم و شخصیت ملی را از سالهای نخست در جان کودکان بنشانند. دانشگاه، جایگاه پرورش ایمان و اعتمادبهنفس علمی بود؛ جایی که دانشجو، باید هم به دانش خود باور داشته باشد و هم به تاریخ و هویت خویش. هنرمندان، روایتگران این هویت بودند؛ آنان که با زبان هنر، عزت یک ملت را به تصویر میکشند. بسیج، پاسدار مرزهایی بود که روی نقشه دیده نمیشوند؛ مرزهای اعتقاد، فرهنگ و استقلال. و مسئولان کشور نیز وظیفه داشتند عزت و هویت ملی را در تصمیمها و رفتارهای خود حفظ کنند.
در منظومه فکری امام شهید، هویت ایرانی ـ اسلامی یک شعار سیاسی نبود؛ نقشه راه آینده بود. سرمایهای که اگر حفظ شود، ملت ایران در برابر سختترین طوفانها نیز استوار خواهد ماند.و شاید راز این همه تأکید بر هویت، در همین حقیقت نهفته باشد؛ ملتی که خود را بشناسد، گذشتهاش را فراموش نکند و به آیندهاش ایمان داشته باشد، نه در شرق حل میشود و نه در غرب. او راه خود را میسازد؛ راهی مستقل، عزتمند و تمدنساز. همان راهی که امام شهید، سالها با نگاه یک دیدهبان بیدار از آن پاسداری کرد و آن را به میراثی ماندگار برای ایران اسلامی تبدیل ساخت.
19:50 - 27 تیر 1405