پشت پرده نسخه «عقب‌نشینی برای صلح»

با این حال، هنوز هم در داخل ایران صداهایی شنیده می‌شود که نسخه کاهش تنش از مسیر عقب‌نشینی را تجویز می‌کنند. گویی همه این تجربه‌ها رخ نداده و می‌توان با کاستن از قدرت ملی، به صلحی پایدار رسید.
فارس - خط رهبری: هر جنگی پیش از آنکه چیزی را ویران کند، یک حقیقت را آشکار می‌کند. جنگ پرده توهم‌ها را کنار می‌زند و نشان می‌دهد بازیگران عرصه سیاست، جهان را آن‌گونه که هست می‌بینند یا آن‌گونه که دوست دارند باشد.جنگ تحمیلی دوم و سوم نیز از همین جنس بود. دشمن در حالی که سخن از مذاکره و دیپلماسی به میان می‌آورد، هم‌زمان به ترور، حمله نظامی، هدف قرار دادن شهروندان و آسیب زدن به زیرساخت‌های کشور متوسل شد. این رخداد، تنها یک عملیات نظامی نبود؛ سندی بود بر اینکه مسئله دشمن یک اختلاف مقطعی یا یک پرونده سیاسی نیست. آنچه هدف گرفته شد، اصل قدرت ایران بود؛ زیرا دشمن به‌خوبی می‌داند کشوری که مؤلفه‌های قدرت خود را حفظ کند، قابل حذف نیست.
با این حال، هنوز هم در داخل ایران صداهایی شنیده می‌شود که نسخه کاهش تنش از مسیر عقب‌نشینی را تجویز می‌کنند. گویی همه این تجربه‌ها رخ نداده و می‌توان با کاستن از قدرت ملی، به صلحی پایدار رسید. این نگاه بیش از آنکه یک اختلاف سیاسی باشد، ناشی از برداشت نادرست از واقعیت نظام بین‌الملل است: «یک عدّه هستند که وقتی هیمنه‌ی آمریکا را می‌بینند، قدرت نظامی او را می‌بینند، قدرت دیپلماسی او را می‌بینند، قدرت تبلیغاتی او را می‌بینند، پول فراوان او را می‌بینند، مرعوب میشوند؛ میگویند ما که نمیتوانیم کاری بکنیم. این‌جور افراد الان هستند، در زمان انقلاب ما هم بودند. ما مواجه بودیم با افرادی از این قبیل که میگفتند آقا بیخود چرا خودتان را زحمت میدهید؛ به یک حدّاقلّی قانع شوید و قضیّه را تمام کنید.» ۱۳۸۹/۱۲/۱
روابط بین‌الملل برخلاف ادبیات رمانتیسم سیاسی که گاه در سخنرانی‌ها و بیانیه‌ها دیده می‌شود، بر پایه توازن قدرت شکل می‌گیرد. کشورها به اندازه قدرت خود امنیت دارند و به اندازه توان بازدارندگی‌شان از تهدید مصون می‌مانند. هیچ قدرتی صرفاً به احترام حسن نیت طرف مقابل، از اهداف راهبردی خود دست نمی‌کشد.
اشتباه بزرگ برخی جریان‌های سیاسی آن است که تصور می‌کنند اگر یک طرف از ابزارهای قدرت خود فاصله بگیرد، طرف مقابل نیز از دشمنی دست خواهد کشید. این همان خطای تحلیلی است که بارها در تجربه‌های گذشته آزموده شده و هر بار نتیجه‌ای جز گستاخ‌تر شدن دشمن نداشته است.وقتی طرف مقابل، جنگ را ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی خود می‌داند، دعوت یک‌طرفه به عقب‌نشینی نه صلح می‌آورد و نه امنیت؛ بلکه تنها هزینه تجاوز را کاهش می‌دهد و دشمن را به تکرار آن تشویق می‌کند: «در مقابل دشمن، «عقب‌نشینی» مشوّق دشمن است؛ در مقابل دشمن، «ایستادگی» موجب عقب‌رفت دشمن است.» ۱۳۹۷/۰۱/۲۵
مرجفون، پیاده‌نظام جنگ شناختیدر هر رویارویی، یک جبهه کمتر دیده می‌شود؛ جبهه‌ای که هدف آن نه تصرف خاک بلکه تصرف ذهن‌هاست. دشمن پیش از آنکه اراده یک ملت را در میدان بشکند، تلاش می‌کند آن را در افکار عمومی تضعیف کند. از همین رو، ترس‌آفرینی، بزرگ‌نمایی قدرت دشمن و القای بی‌فایدگی مقاومت، بخشی از راهبرد جنگ شناختی است.در این میان، خطر تنها از بیرون نیست. هر روایتی که جامعه را نسبت به توانایی‌های خود مأیوس کند، مردم را از ایستادگی بترساند و قدرت ملی را مانعی بر سر راه صلح معرفی کند، عملاً در همان مسیری حرکت می‌کند که دشمن برای آن سرمایه‌گذاری کرده است: «آقا بترسید؛ مقابله‌ی با آمریکا مگر شوخی است؟ پدرتان را درمی‌آورند! آن جنگ نظامی‌شان، این تحریمشان، این فعّالیّتهای تبلیغی و سیاسی‌شان... "مرجفون" همینها هستند.» ۱۳۹۱/۷/۱۹
مرجفون دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کنند؛ کسانی که با روایت‌های هراس‌آلود، روحیه عمومی را فرسوده و اعتماد جامعه به قدرت ملی را تضعیف می‌کنند. آنان شاید خود را حامی صلح بدانند اما محصول نهایی این دیدگاه، کاهش بازدارندگی و افزایش جسارت دشمن است: «مرجفون در کنار منافقان و بیماردلان قرار دارند. منافقان یک دسته‌اند، بیماردلان دسته دیگری هستند؛ این «مرجفون» در کنار آنها گذاشته شده‌اند. مرجفون یعنی کسانی که مرتب مردم را میترسانند. که عده مثل خوره به جان مردم بیفتند و روحیه‌ها را تضعیف کنند؛ اینها مرجفونند.» ۱۳۷۷/۰۶/۱۲
انتقام، ستون بازدارندگییکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ‌های اخیر این بود که دشمن زمانی متوقف می‌شود که با هزینه روبه‌رو شد. اگر پاسخ مؤثر داده نمی‌شد، اگر توان دفاعی و عملیاتی کشور قدرت تحمیل هزینه نداشت و اگر انسجام ملی پشتوانه این قدرت نبود، هیچ تضمینی وجود نداشت که دشمن به همان سطح از تجاوز بسنده کند. تجربه نشان داده است که پروژه‌های مبتنی بر فشار، تا زمانی ادامه پیدا می‌کنند که با مانعی جدی مواجه نشوند.
از همین منظر، انتقام نیز نباید صرفاً در چارچوب احساسات تحلیل شود. انتقام در منطق امنیت ملی، ابزاری برای بازدارندگی است؛ یعنی ایجاد این اطمینان در ذهن دشمن که هر تجاوزی، هزینه‌ای سنگین به دنبال خواهد داشت. کشوری که تجاوز به شهروندان، مسئولان و فرماندهان یا زیرساخت‌هایش را بی‌پاسخ بگذارد، ناخواسته دشمن را به تکرار همان رفتار تشویق می‌کند.بنابراین، انتقام یک واکنش احساسی یا شخصی نیست؛ بخشی از معماری بازدارندگی است. هدف آن، انتقام‌گیری برای گذشته نیست بلکه جلوگیری از تکرار تهدید در آینده است. از همین رو است که رهبر معظم انقلاب انتقام را یک امر حتمی اعلام کردند تا از امنیت ملی ایران پاسداری کنند: «انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.» ۱۴۰۵/۰۴/۱۸
ایران قوی، تضمین‌کننده صلح پایدارواقعیت این است که هیچ کشوری با ضعیف شدن، امنیت بیشتری به دست نیاورده است. امنیت زمانی پایدار می‌شود که دشمن به این جمع‌بندی برسد که هزینه حمله، بیش از منفعت آن است. این همان نقطه‌ای است که بازدارندگی شکل می‌گیرد و صلح معنا پیدا می‌کند.از این منظر، تقویت قدرت نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نه انتخابی برای جنگ بلکه ضرورتی برای جلوگیری از جنگ است. کشوری که در همه این حوزه‌ها مقتدر باشد، احتمال درگیری را کاهش می‌دهد؛ زیرا دشمن پیش از آغاز هر ماجراجویی، هزینه‌های آن را محاسبه می‌کند: «این دشمنی، یک دشمنی ذاتی است، ‌دشمنی همیشگی است، هر وقت بتوانند ضربه بزنند میزنند. علاجش این است که ما خودمان را قوی کنیم؛ قوی از لحاظ نظامی، قوی از ‌لحاظ امنیّتی، قوی از لحاظ سیاسی، قوی از لحاظ اقتصادی. از جهات مختلف خودمان را قوی کنیم که دشمن نتواند ضربه بزند؛ وَالّا ‌دشمنی او دشمنی ذاتی است.» ‌۱۳۹۸/۱۰/۱۸
امروز نیز بیش از هر زمان دیگری، ایران به انسجام ملی نیاز دارد. بزرگ‌ترین سرمایه کشور در شرایط پس از جنگ، وحدت مردم و پرهیز از دوگانه‌سازی‌های فرسایشی است. تجربه نشان داده است که هرگاه جامعه یکپارچه بوده، فشارهای خارجی بی‌اثرتر شده و هرگاه شکاف‌های داخلی عمیق‌تر شده، دشمن فرصت بیشتری برای پیشبرد اهداف خود یافته است.از همین رو، نخبگان، رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی باید مراقب باشند ناخواسته در زمین طراحی دشمن بازی نکنند. اختلاف نظر، لازمه سیاست است اما اختلاف نباید به تضعیف اراده ملی و شکستن انسجام عمومی بینجامد. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به روایتی نیاز دارد که اعتماد به نفس ملی را تقویت کند نه اینکه قدرت را مسئله و ضعف را راه‌حل معرفی کند.
صلح با چشم‌پوشی از قدرت به دست نمی‌آید؛ همان‌گونه که امنیت با امید بستن به تغییر رفتار دشمن حاصل نمی‌شود. صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که دشمن از تعرض مأیوس شود و این یأس، تنها از یک مسیر حاصل می‌شود؛ کشوری که در همه ابعاد، قوی باشد. در جهانی که زبان مشترک آن قدرت است، «ایران قوی» نه مانع صلح بلکه مهم‌ترین تضمین‌کننده آن است: «از قدرت میشود برای صلح و امنیّت استفاده کرد؛ به همین دلیل هم هست که ما به کوری چشم دشمنان، هر روز بر قدرت خودمان و قدرت کشور ان‌شاء‌اللّه اضافه خواهیم کرد.» ۱۴۰۴/۰۲/۲۷
19:57 - 24 تیر 1405

0 بازدید