درس امام رضا (ع) به شیعیان
امام هشتم (سلام اللَّه علیه) یک برنامهى مدبّرانهى الهى را طرّاحى کردند و عمل کردند و پیش بردند که نه فقط خواستههاى دستگاه خلافت برآورده نشد، بلکه درست بعکس، موجب رواج و گسترش فکر معارفىِ قرآنى و منتسب به اهلبیت در اقطار دنیاى اسلام شد.
دوران امامت امام رضا (ع)، فصل برجستهی تاریخ ائمه
فارس - خط رهبری: به گواهی تاریخ، دوران امامت امام موسی کاظم (علیه السلام) دورانی سراسر اختناق و خفقان برای شیعه بود که «از شمشیرها خون میچکید» (الکافی، ج ۸، ص ۲۵۷). با این وجود، امام هفتم شیعیان در داخل زندان همچون مشعلی فروزان، روشنگر راه هدایت بودند و اجازه نمیدادند حرکت فکر و جهاد اسلامی متوقف بماند. خطر وجود امام کاظم (علیه السلام) خطر یک رهبر بزرگ بود که دانشی وسیع و تقوا و عبودیتی بینظیر داشتند و با وجود عظمت ظاهری سلطنت هارونی، با قدرت و شجاعتی مثالزدنی، شیعیان را هدایت میکردند.
امام رضا (علیه السلام) نیز همچون پدر بزرگوارشان، در دوران قدرت مقتدرترین خلفای عباسی به امامت رسیدند و در شرایط خفقان موجود بعد از شهادت امام هفتم، با مأمون خلیفهی وقت عباسی در پوشش تقیه، مبارزاتی خستگیناپذیر و دائمی شروع کردند. مبارزاتی که به واسطهی دو عامل امامت در اندیشهی شیعه یعنی مظلومیت و قداست، بر تمام تدابیر شیطانی و خصمانهی مأمون پیروز گشتند. ایشان متفکر دوران، امام جامعه و پرچمدار مبارزه با طاغوتیان و ظالمان بود. این مبارزه اما نه یک قیام مسلحانه، بلکه جهادی بود مبتنی بر حکمت، صبر و تبیین و روشنگری.
رهبر شهید انقلاب حضرت امام خامنهای (رحمه الله علیه) در دیدار با مسئولان و دستاندرکاران حج در آستانه ولادت امام رضا (علیه السلام) در شهریور سال ۹۳، دوران ۲۵۰ سالهی امامت ائمه شیعه (علیهم السلام) را دارای نقاط برجسته و ممتاز برشمردند که هر کدام به تنهایی نیازمند تحلیل و توجه و تفسیر است. اما ایشان شروع دوران امام هشتم را فصل برجستهای از تاریخ ائمه (علیهم السلام) مینامند و اوضاع را چنین ترسیم میکنند: «شروع امامت امام هشتم (سلامالله علیه) در دوران سلطهى قاهرانهى هارونالرّشید بود، بعد از شهادت مظلومانهى موسىبنجعفر در زندان، و فشار عجیبى بر هر کسى که اندکى از خواستههاى دستگاه حکومت سرپیچى میکرد برقرار بود. در یک چنین موقعیّتى امام هشتم (سلامالله علیه) به امامت رسیدند.
در روایت دارد که کسى از اصحاب گفت... خون از شمشیر هارون میچکد، در یکچنین وضعیّتى. این بزرگوار توانستند در همان شرایط دشوار، خطّ روشن سیرهى نبوى و معارف قرآنى و اسلامى را بین جامعهى مسلمین توسعه بدهند و دلها را به مکتب اهلبیت و به خاندان پیغمبر نزدیک کنند. تا نوبت میرسد به مأمون و ماجراى اصرار و فشار فراوان براى کشاندن آن بزرگوار از مدینه به مروْ، به خراسان... او یک محاسبهاى کرده بود که این محاسبه صرفاً سیاسى بود و براى تحکیم پایههاى قدرت و به ضعف کشاندن حرکتِ معرفتِ اهلبیت (علیهمالسّلام) و کارى که این بزرگوارها میکردند، سیاست او این بود. در مقابل این حرکت سیاسى و زیرکانهى مأمون، امام هشتم (سلام اللَّه علیه) یک برنامهى مدبّرانهى الهى را طرّاحى کردند و عمل کردند و پیش بردند که نه فقط خواستههاى دستگاه خلافت برآورده نشد، بلکه درست بعکس، موجب رواج و گسترش فکر معارفىِ قرآنى و منتسب به اهلبیت در اقطار دنیاى اسلام شد. یک حرکت عظیم، با توکّل به خداى متعال، با تدبیر الهى، با آن نگاه نافذ وَلَوى، امام هشتم (سلام اللَّه علیه) توانستند این نقشهى خصمانهى دستگاه سیاسىِ قاهر و هتّاک و ظالم را درست بعکس و در جهت منافع حقّ و حقیقت برگردانند. این یک فصل برجستهاى از تاریخ ائمّه (علیهم السّلام) است.» ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
امام خامنهای در جایی دیگر با اشاره به عمر مبارک ۵۵ سالهی امام هشتم و امامت حدود ۲۰ سالهی ایشان، ضمن تاکید بر اختناق شدید حاکمان وقت عباسی، به اهمیت قدرت تبیین و جهاد امام رضا (علیه السلام) و عجز دستگاه حکومت فاسد و خونخوار مأمون در مقابل این اندیشه پرداخته و میفرمایند: «حضرت علی بن موسیالرضا علیهالسّلام در همین مدتِ نسبتاً کوتاه و در دوران اختناق شدید هارون، با نگاهی بلندمدت، به گونهای حقیقت اسلام، تفکر ولایت و مکتب اهل بیت پیامبر را به گونهای گسترش و عمق بخشیدند که دستگاه خونخوار دیکتاتور وقت از مواجهه با آن عاجز ماند و مجبور شد بر خلاف نقشههای اولیهی خود، آن امام بزرگوار را به شهادت برساند.» ۱۳۹۲/۰۶/۲۶
تشکیل حکومت اسلامی، بزرگترین هدف مبارزه سیاسی ائمه
«مهمترین چیزی که در زندگی ائمه بهطور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر "مبارزه حاد سیاسی" است. از آغاز نیمه دوم قرن اول هجری که خلافت اسلامی بهطور آشکار با پیرایههای سلطنت آمیخته شد و امامت اسلامی به حکومت جابرانه پادشاهی بدل گشت، ائمه اهلبیت (علیهمالسّلام) مبارزه سیاسی خود را به شیوهای متناسب با اوضاع و شرائط، شدت بخشیدند. این مبارزه بزرگترین هدفش تشکیل نظام اسلامی و تأسیس حکومتی بر پایه امامت بود.» ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ و «بزرگترین هدف جهاد اهل بیت، چیزی جز تشکیل حکومت علوی و تأسیس نظام عادلانه اسلامی نبود.» ۱۳۶۳/۰۵/۱۸
در منظر امام شهید در باب مسئلهی امامت و زندگی ائمه (علیهم السلام) سه بُعد قابل تأمل وجود دارد: بعد اول مقام معنوی و ملکوتی و عرشی ائمه معصومین (علیهم السلام)، بعد دوم اخلاق و سبک زندگی و سلوک ایشان و سوم، بعد مبارزاتی ائمه اطهار در حوزههای سیاسی با ستمگران. اما از آنجا که تشکیل حاکمیت اسلامی مهمترین و اصلیترین هدف سیاست انبیای الهی و امامان شیعه بوده، امام خامنهای بیش از هرچیز به تشریح این بعد از مبارزات ائمه (علیهم اسلام) میپرداختند، از جمله در پنجمین کنگره بین المللی امام رضا (علیه السلام) در این زمینه فرمودند: «راجع به زندگی ائمّه (علیهم السّلام) از سه بُعد باید کار بشود: یکی از آن بُعد معنوی و الهی، یعنی آن قداست؛ جنبهی قداست ائمّه (علیهم السّلام)؛ از این نمیشود صرفنظر کرد؛ دربارهی این باید صحبت بشود، منتها متقن صحبت بشود...
جنبهی دوّم، جنبهی کلمات و درسهای اینها است در زمینههای مختلف؛ در زمینهی مسائل زندگی، مسائل گوناگونِ مورد نیاز انسان: اخلاقیّات، معاشرت، دین، احکام؛ ائمّهی ما حرف دارند، مکتب دارند [که باید] بیان بشود... بخش سوّم بخش سیاست... بخش خیلی مهمّی است. سیاست ائمّه چه بود؟ اینکه امام با همهی آن مقامات، با همهی آن مرتبتِ الهی که دارد و امانت الهی که دستش هست، اکتفا کند به اینکه مثلاً یک مقدار احکام بگوید و یک مقدار اخلاق بگوید و مانند اینها، این به نظر اصلاً برای انسان وقتی که درست توجّه کند قابل فهم نیست؛ آنها هدفهای بزرگی داشتند. هدف عمدهی آنها هم ایجاد جامعهی اسلامی [بوده]؛ که ایجاد جامعهی اسلامی بدون ایجاد حاکمیّت اسلامی امکانپذیر نیست؛ پس دنبال حاکمیّت اسلامی بودند. یک بُعد مهمّ امامت این است؛ امامت یعنی ریاست دین و دنیا... و همهی ائمّه دنبال این بودهاند؛ یعنی بدون استثنا همهی ائمّه دنبال این بودهاند؛ منتها با شیوههای مختلف، در فصول مختلف، با روشها و اهداف کوتاهمدّت مختلف؛ [امّا] هدف بلندمدّت یکی بود.» ۱۴۰۳/۰۲/۱۹ که امام رضا (علیه السلام) نیز با همین سیاست، مبارزهای غیر نظامی با حاکمیت جور مأمون را آغاز کردند که کمترین دستاورد آن، اقامه دین و احیای سنت بود.
الف) قبول ولایتعهدی، جنگ سیاسی امام رضا (ع) علیه مأمون
«در حادثه ولیعهدی... امام هشتم با تدبیری الهی بر مأمون فائق آمد و او را در میدان نبرد سیاسیئی که خود به وجود آورده بود، بطور کامل شکست داد. و نه فقط تشیع، ضعیف یا ریشهکن نشد بلکه حتی سال دویست و یک هجری، یعنی سال ولایت عهدی آن حضرت، یکی از پربرکتترین سالهای تاریخ تشیع شد.» ۱۳۶۳/۰۵/۱۸
امام خامنهای دوران زندگی امام رضا (علیه السلام) و قبول ولایتعهدی مأمون توسط ایشان را یک جنگ سیاسی فوقالعادهی غیر نظامی علیه حاکم جبار وقت دانستند که به وسیلهی این حرکت، مأمون توسط امام منکوب شد و زمینه برای رساندن پیام تشیع و تشکیل حاکمیت اسلامی در آینده فراهم گردید: «امام رضا (ع) با قبول ولیعهدی، دست به حرکتی میزند که در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بینظیر بوده است و آن برملا کردن داعیهی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمانهاست.» ۱۳۶۳/۰۵/۱۸
ب) مرزبندی صریح و قاطع امام با دشمن
پس از حضور امام رضا (علیه السلام) در مرو نیز، مهمترین اقدام حضرت، اعلام عدم همکاری سیاسی در هیچ یک از امور حکومت بود. این اقدام وقتی صورت گرفت که حضرت – درصورت عدم پذیرش منصب ولایتعهدی- تهدید به قتل شدند و امام با اجرای این مانور هنرمندانه، با پذیرش ولایتعهدی با تعیین شروط خاص، موفق به تحقق اهدافی کلان و پیشبرد خط اصلی شدند که دیگر ائمه (علیهمالسلام) هم دنبال آن بودند.
از طرفی در همین زمان بود که شیعه از حاشیهی اجتماع تا پایگاه قدرت پیشروى کرد و وحشت و ترس حاکمان بنى عباس افزایش یافت و از همین زمان، شیعیان نیز وظیفهی خود میدانستند که کاسته شدن قدرت حق را برنتابند. امام خامنهای این بخش از دوران زندگی مبارزاتی امام هشتم را دوران انتشار فوقالعادهی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) نامیدند که ویژگی خاص آن، مرزبندی صریح و قاطع امام رضا (علیهالسلام) با دشمن زیرک بود: «هنگامیکه در مرو پیشنهاد ولایتعهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدت استنکاف کردند و تا وقتی مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نکرد آن را نپذیرفتند. این مطلب همهجا پیچید که علیبنموسیالرضا ولیعهدی و پیش از آن خلافت را که مأمون به او با اصرار پیشنهاد کرده بود نپذیرفته است. دستاندرکاران امور که به ظرافت تدبیر مأمون واقف نبودند ناشیانه عدم قبول امام را همهجا منتشر کردند، حتی فضلبنسهل در جمعی از کارگزاران و مأموران حکومت گفت من هرگز خلافت را چنین خوار ندیدهام، امیرالمؤمنین آن را به علیبنموسیالرضا تقدیم میکند و علیبنموسی دست رد به سینهی او میزند.
علیبنموسیالرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچیک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون که فکر میکرد فعلاً در شروع کار این شرط قابل تحمل است و بعدها به تدریج میتوان امام را به صحنه فعالیتهای خلافتی کشانید، این شرط را از آن حضرت قبول کرد. روشن است که با تحقق این شرط، نقشهی مأمون نقش برآب میشد و بیشترین هدفهای او نابرآورده میگشت. اما بهرهبرداری اصلی امام از این ماجرا بسی از اینها مهمتر است... تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانی را که در طول یکصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیه و به خصیصین و یاران نزدیک گفته نشده بود به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولی آن زمان که جز در اختیار خلفا و نزدیکان درجه یک آنها قرار نمیگرفت آن را به گوش همه رساند.» ۱۳۶۳/۰۵/۱۸
به فرموده امام شهید، امام رضا (علیه السلام) با نشان دادن این نرمش، زمینه را برای اقامه دین و احیای سنت، بسیج توانمندیهای شیعه و برملا کردن داعیه امامت شیعی فراهم آوردند و همین پیشروی قدرتمندانه تشیع، چنان ترس و کابوسى براى خلفای عباسى ایجاد کرد که آنان چارهی کار را در سیاست خانهنشین کردن ائمه بعدی، مراقبت شدید، زندان و آزار آنان دیدند اگرچه که در نهایت امر، این سیاست نیز موفق نبود.
بیداری در برابر دشمن، درس مهم مبارزات امام رضا (ع)
«پیام زندگی پرماجرای علیبنموسیرضا علیهالصّلوةوالسّلام به ما عبارت است از مبارزهی دائمی خستگیناپذیر.» ۱۳۶۹/۰۹/۰۳ رهبر شهید امت، حضرت امام خامنهای (قدس سره الشریف) که همهی عمر شریف خود را در راه اعتلای کلمهی حق و برپایی پرچم عدالت و عمل به دستورات الهی گذرانده و در همین راه به شهادت رسیدند، خود نمونهی کامل یک مبارز مقاوم خستگیناپذیر در راه حق بودند که بر اساس سیره ائمه (علیهم السلام) زندگی کرده و به آن توصیه فرمودند: «درس امام رضا علیهالسلام به همهی ما این است که ای مسلمان! از مبارزه خسته نشو. نخواب چون دشمن همیشه بیدار است و در شکلهای مختلف و در لباسها و نقابهای گوناگون و با آرایشهای رنگارنگ ظاهر میشود؛ چشم تیزی داشته باشید، دشمن را بشناسید و راه مبارزهی با دشمن را بلد بشوید و مثل علی بن موسی الرضا از اول تا آخر مبارزه را ادامه بدهید.» ۱۳۶۳/۰۹/۰۳
این تنها راه پیروزی ایران اسلامی به عنوان یگانه پرچمدار جبههی حق در نبرد آخرالزمانی با جبههی باطل است که در سایه رهنمودهای حکیمانه امام سوم انقلاب، کشور را به پیروزی نهایی خواهد رساند.
14:36 - 8 اردیبهشت 1405