میگن چنگیزخان مغول یه شهری رو نمی تونست تصرف کنه. به اهالی شهر وعده داد، اگر به من کمک کنید تسخیرش کنم، شهرو میدم دست شما که حاکمش بشید. بین داخلیا جنگ شد و عاشقای چنگیز برنده شدند و لشکر چنگیز وارد شد و سر همه شونو زد و گفت اینا اگه وفا داشتند به خاطر من بیگانه، برادرشون رو نمی کشتند. شده حکایت امروز ما مسلمان ها... ای وای از حماقت و دنائت و خیانت...❤️بر قامت دلربای مهدی صلوات❤️