آرام خانه، سربلند میدان
روایتی از حضور در منزل دانشمند شهید دکتر علی لاریجانی
گستره سیاست، بدون ظرافت و عرصه زمخت و خشنی است که اهالی آن اغلب به لطف حضور مکرر و مستمر در چنین پهنه ای، رقت و ملاطفت از دست می دهند و معاشران خویش را ملول و خسته می کنند. اما دسته ای دیگر که حضورشان مغتنم و مبارک است، سیاست را با فلسفه و عرفان و اخلاق در هم می آمیزند، آن را نردبانی برای سیر "من الخلق الی الحق" می پندارند و با اثاره عقل و برشوراندن قدرت تفکر، وجود خویش را اعتدال می بخشند. شهید لاریجانی عزیز که عروج ملکوتی و غرورانگیز او را باور نداشتم از جمله همین سیاستمداران بود. دیروز که به همراه تعدادی از اصحاب رسانه به منزل شهید مشرف شدم به اجبار این نبودن و رفتن ایشان از عالم ماده را باور کردم. آن بغض گلوگیر شکست و دیگر فرو ننشست.آری در روزگاری که انسان ها نگران و پریشان از دست دادن حیات اجتماعی خویش اند و برای دیده شدن و ماندن، به هر حاشیه بی ربط و با ربطی در فضای مجازی پناه می برند، شهید عزیز ما از هر تکثر و هیاهوی بی ثمرپرهیز کرد، به محبوب و خالق خویش اعتماد نمود و بدین سان برای پایمردی در مسیر حق برگزیده شد. و این مبعوث شدن به یکباره و در یک لحظه متولد نمی شود بلکه به صورت تدریجی و در قالب فرایندی آرام و مستمر بالنده می شود و مهر این تدریج و استمرار از خانواده طلوع می کند. جملات و خاطره های همسر شهید که خود فرزند و مادر شهید و از سلاله پاک اندیشمندان این دیار است، گواه روشنی بر این حقیقت بود. همسر شهید لاریجانی عزیز که دختر بزرگوار فیلسوف و متفکر شهید استاد مرتضی مطهری هستند از چهل و هشت سال زندگی مشترک گفتند.
چهل و هشت سال زندگی مشترک که شهید لاریجانی در تمام لحظات همراهی و همسفری یک بار هم عصبانی نشدند و کلام درشتی بر زبان نراندند. چنین خُلقِ حَسن و سعهٔ صدرِ شهید، اولین نکتهای بود که خانم مطهری به بنده فرمودند. عشق و محبت میان این دو عاشق، مثالزدنی و حیرتانگیز است. میگفتند حتی اگر یک روز هم ایشان را نمیدیدم، گویی سه ماه ایشان را ندیدهام و دلتنگیِ ایشان بسیار آزاردهنده بود.خانم مطهری، با وجود داشتن توانمندیِ قابلتوجه برای ادامهٔ تحصیل و ضریب هوشی بالا، به دلیل علاقهٔ وافر به شهید لاریجانی، بهصورت رسمی به کاری مشغول نشدند و به فرمودهٔ خودشان، هیچگاه سنگر خانه را از شدت عشق و محبت ترک نکردند. به اندازهای شهید عزیز را دوست داشتند که حاضر نشدند حتی یکبار با غذای سرد از ایشان پذیرایی کنند یا در زمان حضور شهید در منزل، نزد ایشان نباشند. اهتمام شهید به تربیت فرزندان و توصیه و سرسختیِ ایشان در یادگیری علم و اشتیاق به دانشاندوزی، بسیار قابل اعتنا و توجه بود؛ تا آنجا که گاهی رفع اشکال فرزندان در درسهایی مانند ریاضی را خود شهید بر عهده میگرفتند و آن را بر حضور در جلسات ترجیح میدادند.
به فرزندان خویش توصیه کرده بودند وارد عالم سیاست نشوند. در طول مدیریت دهسالهٔ ایشان در سازمان صدا و سیما، حتی یکبار هم اجازه نداده بودند فرزندانشان در سازمان حضور پیدا کنند. فرموده بودند: «ممکن است با مشاهدهٔ جایگاه پدر، دچار غرور شوند.»خانم مطهری میگفتند آقای دکتر در تعامل با خانواده، بسیار باحیا، متواضع، سخاوتمند، مهربان و آرام بودند؛ تا آنجا که بارها از خود میپرسیدم: «آیا من با یکی از یاران امام زمان (عج) ازدواج کردهام؟» این واژگان از قلب و زبان بانویی دل شکسته جاری میشود که خود فرزند شهید است و اکنون نیز در زمرهٔ همسران و مادران شهدا، به جایگاهی رفیع نائل آمده است.آری، موهبت شهادت از آنِ کسانی است که خود روح و ریحان خانواده و آرامِ جانِ عزیزان خویش هستند.آقای دکتر لاریجانی عزیز!حسن عاقبتی اینچنین گوارای وجودتان!✍️ ندا ملکی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران
19:34 - 31 تیر 1405