رمزگشایی از هشدار رهبرانقلاب درباره خطای محاسباتی مسؤولان
اگر اختلالی در دستگاه محاسباتی مسؤولان شکل بگیرد، نتیجه آن صرفاً یک اشتباه مدیریتی نخواهد بود. همانگونه که فردی در اثر خطای تشخیص، مسیر درست را رها میکند، یک مسؤول نیز ممکن است به تدریج از اصولی که تا دیروز بر آن ایستاده بود عقبنشینی کند. ممکن است استقلالی که روزی برای آن هزینههای سنگین پرداخت شده، کماهمیت جلوه کند؛ ممکن است مقاومت در برابر زیادهخواهی دشمن غیرضروری به نظر برسد.
خبرگزاری فارس؛ «وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً * يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً»قرآن کریم یکی از مهمترین میدانهای نبرد را نه در عرصه نظامی و نه در عرصه اقتصادی، بلکه در عرصه محاسبه و تصمیم معرفی میکند. شیطان پیش از آنکه انسان را در میدان عمل شکست دهد، تلاش میکند دستگاه تشخیص او را مختل کند؛ وعده میدهد، آرزو میسازد، واقعیتها را وارونه نشان میدهد و انسان را به نقطهای میرساند که راه درست را نادرست و راه نادرست را درست ببیند. از همین روست که خداوند هشدار میدهد بزرگترین خسارت، سپردن زمام محاسبه به غیر از هدایت الهی است.رهبر عزیز انقلاب نیز در بیانات اخیر خود بر همین نقطه حساس دست گذاشتند و نسبت به مسئله «دستگاه محاسباتی مسئولان تصمیمگیر» هشدار دادند. هشداری که اگر به عمق آن توجه کنیم، خواهیم دید بسیاری از پیروزیها و شکستهای ملتها از همین نقطه آغاز میشود. دشمنان انقلاب نیز دقیقاً همین واقعیت را فهمیدهاند. آنها در طول سالهای گذشته بارها تلاش کردند در میدانهای مختلف به ملت ایران ضربه بزنند، اما هر بار با حضور مردم و شکست محاسباتشان مواجه شدند. امروز نیز بیش از هر چیز به دنبال آن هستند که محاسبات تصمیمگیران کشور را تغییر دهند؛ زیرا میدانند تغییر محاسبه، مقدمه تغییر تصمیم و تغییر تصمیم، مقدمه تغییر سرنوشت ملتهاست.
اگر چنین اختلالی در دستگاه محاسباتی شکل بگیرد، نتیجه آن صرفاً یک اشتباه مدیریتی نخواهد بود. همانگونه که فردی در اثر خطای تشخیص، مسیر درست را رها میکند، یک مسئول نیز ممکن است به تدریج از اصولی که تا دیروز بر آن ایستاده بود عقبنشینی کند. ممکن است استقلالی که روزی برای آن هزینههای سنگین پرداخت شده، کماهمیت جلوه کند؛ ممکن است مقاومت در برابر زیادهخواهی دشمن غیرضروری به نظر برسد؛ و ممکن است امتیاز دادن به دشمن، به جای ایستادگی در برابر او، به عنوان راهحل معرفی شود. بسیاری از انحرافها پیش از آنکه در میدان واقعیت رخ دهند، در ذهنها و محاسبات شکل میگیرند.یکی از خطرناکترین آثار خطای محاسباتی نیز فراموش کردن عبرتهاست. ملتی که تجربههای خود را نادیده بگیرد، ناچار است هزینه همان اشتباهات را بار دیگر بپردازد. در سالهای گذشته ملت ایران بارها با وعدههای دشمن مواجه شده و نتیجه آن را نیز دیده است. طبیعی بود که این تجربههای تلخ، به سرمایهای برای آینده تبدیل شوند. اما اگر دستگاه محاسباتی دچار اختلال شود، همین تجربههای روشن نیز کمرنگ میشوند و اشتباهاتی که یک بار آزموده شدهاند، دوباره در لباس جدید تکرار خواهند شد.
خداوند در قرآن از زبان شیطان نقل میکند که او سوگند خورده است امور باطل را در چشم انسانها آراسته جلوه دهد و آنان را از مسیر حق منحرف سازد. اما در همان آیات، یک استثنا نیز وجود دارد؛ بندگانی که به خدا و وعدههای الهی اعتماد دارند، فریب این آرایشهای ظاهری را نمیخورند. این یک سنت همیشگی الهی است. همانگونه که حواریون حضرت عیسی(ع) در لحظه آزمون، میان تماشاگری و مسئولیت، راه یاری حق را انتخاب کردند، ملتها نیز در بزنگاههای تاریخی با نوع محاسبه خود شناخته میشوند. سرنوشت جوامع را فقط امکانات مادی رقم نمیزند؛ ایمان به وعدههای الهی و نحوه نگاه به ظرفیتها نیز در آن نقش تعیینکننده دارد.رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر همین حقیقت تأکید کردند که یکی از بزرگترین خطاهای محاسباتی، محدود شدن به عوامل صرفاً مادی و غفلت از سنتهای الهی است. ایشان یادآور میشدند که خداوند وعده داده است اگر دین او یاری شود، نصرت الهی نیز فرا خواهد رسید؛ وعدهای که نه یک شعار، بلکه سنتی تغییرناپذیر در تاریخ است. تجربه ملت ایران نیز بارها این حقیقت را اثبات کرده است. بسیاری از پیروزیهایی که روزی ناممکن به نظر میرسیدند، زمانی محقق شدند که عدهای به ظرفیتهای ملت و وعدههای الهی بیش از محاسبات ظاهراً رایج اعتماد کردند.
در کنار مسئله خطای محاسباتی مسئولان، رهبر انقلاب به موضوع مهم دیگری نیز اشاره کردند و آن «تابآوری مردم» است. این مسئله صرفاً یک ویژگی اجتماعی نیست، بلکه یکی از مهمترین مؤلفههایی است که باید در محاسبات تصمیمگیران کشور دیده شود. در طول دهههای گذشته، بارها درباره توان مردم قضاوتهایی صورت گرفته که بعدها نادرستی آن آشکار شده است. گاهی گفته شده مردم دیگر توان ادامه مسیر را ندارند، گاهی تصور شده جامعه از فشارها خسته شده و گاهی نیز اینگونه محاسبه شده که مقاومت به پایان راه رسیده است. اما هر بار حوادث، نتیجه دیگری را نشان دادهاند.ملت ایران در سالهای پس از انقلاب بارها در معرض آزمون قرار گرفته است. از دوران دفاع مقدس گرفته تا جنگ اقتصادی، از فتنهها و آشوبها تا فشارهای پیچیده سیاسی و رسانهای. در هر مرحله نیز عدهای گمان میکردند این بار مردم از میدان خارج خواهند شد؛ اما نتیجه خلاف آن بود. هر بار که حادثهای بزرگ رخ داده، مردم به میدان آمدهاند و معادلات را تغییر دادهاند. گویی همان سنتی که حواریون را در لحظه آزمون به یاران حضرت عیسی(ع) تبدیل کرد، در مقیاس یک ملت نیز جاری بوده است؛ ملتی که در دل سختیها آزموده شده، رشد کرده و به مرحلهای تازه از بلوغ رسیده است.
در همین حوادث اخیر نیز بار دیگر همین واقعیت آشکار شد. دشمن بارها نشان داد که به عهد و تعهد خود پایبند نیست و هر فرصتی را برای افزایش فشار و تجاوز غنیمت میشمارد. تجربههای متعدد ثابت کرد که عقبنشینی در برابر چنین دشمنی، او را متوقف نمیکند بلکه گستاختر میسازد. در چنین شرایطی، تصور اینکه میتوان با امتیازدهی یا نادیده گرفتن واقعیات، تهدیدها را از بین برد، چیزی جز یک خطای محاسباتی نیست. زیرا مسئله اصلی، نوع نگاه به دشمن و نوع نگاه به ظرفیتهای خودی است.در آیه شریفه «وَما لَنا أَلّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ...» نیز پیامبران الهی منطق خود را به روشنی بیان میکنند. آنان میگویند وقتی خدا راه را نشان داده است، چرا بر او توکل نکنیم و چرا در برابر آزارها صبر نورزیم؟ در این منطق، صبر به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای ایستادگی آگاهانه در مسیر حق است. همانگونه که توکل نیز به معنای رها کردن اسباب نیست، بلکه به معنای تکیه نکردن به غیر خدا و امید نبستن به دشمنان است.امروز نیز بیش از هر زمان دیگری لازم است این حقیقت مورد توجه قرار گیرد. مردم ایران بارها نشان دادهاند که در میدانهای دشوار، اهل مقاومت و ایستادگی هستند. آنچه میتواند به کشور آسیب بزند، نه کمبود ظرفیتهای ملی، بلکه خطا در شناخت همین ظرفیتهاست. مسئولی که مردم را نشناسد، از توان آنان غافل بماند و ظرفیتهای کشور را نبیند، ناخواسته راهحلها را بیرون از مرزها جستوجو خواهد کرد. اما مسئولی که به مردم، به توان داخلی و به سنتهای الهی ایمان داشته باشد، در دل سختیها نیز فرصتهای تازه را خواهد دید.
از همین رو، نگرانی اصلی امروز نه کمبود تجربه، بلکه فراموش شدن تجربههاست. مردمی که بارها در میدان حاضر شدهاند، انتظار دارند مسئولان نیز متناسب با این مرحله جدید بیندیشند و تصمیم بگیرند. همانگونه که مردم در آزمونهای بزرگ سالهای اخیر مبعوث شدند و بار مسئولیت را بر دوش گرفتند، مسئولان نیز باید از نگاههای کهنه عبور کنند و محاسبات خود را بر اساس واقعیتهای امروز تنظیم نمایند. اگر چنین شود، نهتنها دشمن در عرصه سیاسی و امنیتی ناکام خواهد ماند، بلکه در میدان اقتصاد و معیشت نیز راه پیشرفت کشور هموارتر خواهد شد.امید زمانی در جامعه شکل میگیرد که مردم احساس کنند مسئولان نیز همانند خودشان در میدان حضور دارند؛ از تجربههای گذشته درس میگیرند، به ظرفیتهای ملت ایمان دارند و اجازه نمیدهند خطای محاسباتی، کشور را از مسیر پیشرفت منحرف کند. ملت ایران بارها نشان داده است که آماده عبور از گردنههای سخت است؛ اکنون نوبت مسئولان است که با محاسبهای دقیق، باوری عمیق به مردم و اتکایی صادقانه به وعدههای الهی، این مسیر را هموار کنند.
اگر پاسخ نقض آتشبس در لبنان را نمیدادیم چه میشد؟
اگر امروز فریاد زنان و کودکان مظلوم را نشنویم، فردا ممکن است کسی فریاد ما را نشنود. اگر امروز خود را از سرنوشت ملتهای تحت ستم جدا بدانیم، فردا خواهیم فهمید که سرنوشتها از آنچه تصور میکردیم به هم نزدیکتر بودهاند.
خونبهای رهبر شهید چیست؟ آیا تنها در یک پاسخ نظامی یا یک اقدام مقطعی خلاصه میشود؟ حقیقت آن است که خونبهای هر انسان بزرگ، متناسب با آرمانی است که برای آن زندگی کرده است. اگر آرمان رهبر شهید انقلاب، ساختن کشوری مستقل، مقتدر، پیشرفته و برخوردار از عزت ملی بوده است، یکی از مهمترین مراتب خونخواهی او …