ملتی که برای شکستن شاخ شیطان بزرگ مبعوث شده است

رهبر شهید انقلاب یک ماه پیش از شهادتشان نقش مردم و موفقیت مردم در این امتحانات را اینگونه بیان می‌کنند: «وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
خبرگزاری فارس: ماه رمضان امسال با ۳۰ راه قرآنی، در تلاش هستیم از طوفان‌ها و پستی و بلندی‌های زندگی، باز نمانیم و راه را محکم ادامه دهیم.
پشتوانه‌های قرآنیخدای مهربان پشت هر تلخی، نوری پنهان دارد، و در دل هر بحران فرصتی نهفته می‌گذارد و از هر سختی، پلی می‌سازد برای آسانی، رشد، امامت و نجات.«رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‌ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ».پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‌آب و علفى، در كنار خانه‌اى كه حرم توست، ساكن کردم تا نماز را برپا دارند.«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‌ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‌ قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‌ إِنْ‌شاءَاللَّهُ مِنَ الصَّابِرينَ * فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبينِ». هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، گفت: «پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‌كنم؛ نظر تو چيست؟» گفت: «ای پدر! هرچه دستور دارى اجرا كن؛ به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت!» هنگامى كه هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد ... .
«وَ إِذِ ابْتَلى‌ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً». و [ياد كنيد] هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش به تكاليفى [بسيار مهم‌] آزمايش كرد؛ پس او همه را به‌طور كامل به انجام رسانيد. پروردگارش [به خاطر شايستگى او] فرمود: من تو را براى همه مردم امام و پيشوا قرار دادم.حضرت ابراهیم(ع) در سخت‌ترین امتحان‌های زندگی قرار گرفت. سال‌ها از خدا فرزندی می‌خواست و خبری نبود، تا این‌که در 99سالگی خدای مهربان پسرش اسماعیل را به او داد؛ نوری که دلش را روشن کرد. اما این شادی هنوز تازه بود که فرمان رسید: همسرت و اسماعیل را به بیابان خشک و بی‌آبِ حجاز ببر و بازگرد؛ جایی که نه گندمی هست، نه سایه‌ای. فقط تصورِ این لحظه برای یک پدر، چه اندازه دشوار است!مدتی گذشت و فرمانی دیگر رسید. این بار سخت‌تر از پیش: اسماعیلت را قربانی کن! جایی که عقل از درک بازمی‌ماند، اما دلِ ابراهیم و دلِ اسماعیل، هر دو تسلیم بود و رفتند. در لحظهٔ اوج اطاعت، خدای مهربان فرمود: «نه، او را ذبح نکن؛ این قوچ را قربانی کن.» و آن سختیِ عظیم، به گشایشی بزرگ بدل شد.
وقتی ابراهیم از دلِ آن آزمون‌ها پیروز بیرون آمد، خدای مهربان فرمود: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» حالا تو را امامِ مردم قرار می‌دهم. اصلاً انگار همین سختی‌ها و دشواری‌ها و امتحان‌ها، مقدمهٔ امام‌شدنِ ابراهیم(ع) بود. گاهی فرصت‌هایی در دلِ بحران‌ها پنهان است؛ فرصت‌هایی که در هیچ جای دیگرِ زندگی نمی‌توان آن‌ها را یافت.
۱۵ MB
بعثت مردم ایران در سختی‌هادر فتنه‌های دوران پس از جنگ تحمیلی، از سال ۷۸ و ۸۸ گرفته تا قضایای ۱۴۰۱ و جنگ ۱۲ روزه و شبه کودتای دی ماه و جنگ فعلی ملت ایران امتحانات زیادی پس داده است که همیشه چنین بوده که مردم باید به میدان بیایند و کار را تمام کنند.رهبر شهید انقلاب یک ماه پیش از شهادتشان نقش مردم و موفقیت مردم در این امتحانات را اینگونه بیان می‌کنند: «وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
فرصت زندگی با انسان بداخلاق!«وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‌ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ‌ اللَّهُ‌ فيهِ‌ خَيْراً كَثيراً». و اگر [به علتى] از آنان نفرت داشتيد [بازهم با آنان به صورتى پسنديده رفتار كنيد]؛ چه‌بسا چيزى خوشايند شما نيست و خدا در آن خير فراوانى قرار مى‌دهد.قرآن می‌فرماید: اگر همسرت در خانه به خاطر اخلاقش یا هر مسئله‌ای اذیتت می‌کند، شاید خوشایند شما نباشد، اما شاید خدای مهربان خیر کثیر را در همین برای شما قرار داده است. گاهی همسر، پدر و مادر یا حتی همسایه یا همکار انسان خیلی بداخلاق هستند یا خُلقیّات خاصی دارند؛ قرآن می‌فرماید: شاید اذیت بشوی و خوشایند تو نباشد، اما خدای مهربان خیر دنیا و آخرت شما را شاید در دل همین بحران قرار داده باشد. رشد انسان در دل همین سختی‌ها و امتحان‌ها شکل می‌گیرد. موفق کسی است که وقتی اوضاع سخت می‌شود، به‌جای غرزدن، دنبال فرصت‌های پنهان در دل بحران می‌گردد و از آن‌ها نهایت استفاده را می‌برد. وقتی بیماری کُرونا آمد، خیلی‌ها فقط ناراحت بودند؛ اما بعضی‌ها همان دوران را تبدیل به فرصت کردند؛ درس خواندند؛ دکترا گرفتند و رشد کردند.
فرصت یاد مرگ!«إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار».ما آنان را به خاطر بسيار يادكردن از سراى آخرت با اخلاصى ويژه، خالص ساختيم.شاید تلخ‌ترین و سخت‌ترین عنصر در زندگی انسان، مرگ باشد؛ لحظه‌ای که آدم احساس می‌کند همه‌چیز در حال پایان است. اما در بیان قرآن، همین عامل سنگین و هراس‌آور بهترین فرصت برای زدودن زنگارها و پاک‌شدن از آلودگی‌هاست. انسان با یاد مرگ می‌تواند خودش را از دام شهوت‌هایی که می‌خواهند او را از حیوان پست‌تر ‌کنند، نجات دهد، و همین یاد مرگ، بهترین فرصت برای رشد و خلوص او می‌شود.به‌راستی که چه‌قدر حکیمانه می‌فرمود شهید عزیز، سعید و دوست‌داشتنی حاج‌قاسم سلیمانی: «من با تجربه می‌گویم میزان فرصتی که در دلِ بحران‌ها وجود دارد، در خودِ فرصت‌ها نیست؛ فقط باید نترسید، نترسیم و نترسانیم».
۱۶ MB
از نگاه رهبر شهید انقلاباگر سختی‌ها را تحمّل کردید، خدای متعال درهای فَرَج را خواهد گشود. اگر مجاهدت در راه خدا را بر جسم و نفس خودتان هموار کردید، خدای متعال روشنایی فَرَج را به شما نشان خواهد داد و درهای فَرَج را به روی شما باز خواهد کرد: «و من یتّق اللَّه یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب». خدای متعال به برکت مجاهدت و به شرط ایستادگی، بیرون از دایره‌ی محاسبه‌ی معمولی عقول بشری، درها را باز و راهها را هموار می‌کند.

پیروزی در آغوشِ همین سختی‌های جنگ نفس می‌کِشد

خداوند نمی‌گوید صبر کن تا این دوران تمام شود و روزهای خوب از راه برسند. او می‌گوید آسانی و گشایش، بستۀ جداگانه‌ای نیست که بعداً به دستت برسد؛ بلکه همراه خودِ سختی است. «یُسر» در دلِ «عُسر» زندگی می‌کند.

نمایش گزارش

نامۀ عاشقانۀ خدا به مردم

قرآن، نامۀ عاشقانۀ خدا برای بندگانش است و ما فقط کافی است هر روز سری به این نامه بزنیم، سلامی بدهیم، احوال‌پرسی کوتاهی کنیم، تا چراغ روحمان خاموش نماند و خانه‌هایمان همیشه بوی ایمان بگیرد.

نمایش گزارش

درس اخلاقی که همراه با پیامبر می‌توانیم در آن شرکت کنیم

اگر بگویند درسی هست که خود پیامبر و امیرالمؤمنین پای آن می‌نشستند و بسیاری از کمالاتشان را از همان درس می‌گرفتند، چه می‌کنی؟ اگر بگویند که من و تو هم می‌توانیم در آن درس حاضر شویم، آیا دلمان برای چنین درسی نمی‌تپد؟

نمایش گزارش

15:37 - 29 اسفند 1404
روایت روز
استان ها
چهار محال و بختیاری