خلوت‌آباد شهریار

به تبریز که آمد از همه چیز رها شده بود. همه چیز.اشارتی است از یک خواب. خوابی غریب.«رؤیایی صادقه». در آن سال و در آن شب. و در آن دروازه به انتظار.شهریار همه دنیا را در تهران فتح کرده بود. همه‌اش را. به تبریز آمد که آخرتش را فتح کند. و ترکتازانه هم فتح کرد. نشانی‌اش را آیت‌الله سیدرضا بهاءالدینی داده است.شهریار دنیا را با دوچیر فتح کرد: غزل و حیدربابا. و آخرت را با قرآن.شهریار به تبریز که آمد از همه چیز رها شده بود. همه چیز.قبلا در جایی گفته‌ام که «تبریز خلوت‌آباد است و خلوت‌آباد را نه برای اتراق ساخته‌اند». سال‌ها پیش نوشتم این فهم و کشفم را از ذات این درنگستانی که قد برافراشته در هیبت یک شهر. و شهریار از تبریز رفت و دنیایش را فتح کرد و رها شد و بازگشت برای خلوت. برای یافتن چیزی که در دنیا نیافت.آن شب فتح به او گفتند که «سید است و صحیح‌النّسب». و او این همه را به سیادتش گرفت در تبریز و در خلوت واپسین. و «یک چیزهایی گفت» در اواخر. و آنان که گوش بر آسمان داشتند شنیدند آن یک چیزها را. و همین شد که در برزخ نماند.برزخ، دردناک است. و دردناک‌تر آن که یک عمر در برزخ بمانی. و شهریار در برزخ نماند. نه در این سو و نه در آن سو.شهریار دنیا را که فتح کرد آمد تبریز برای فتح آخرت. و تا دنیا را فتح نکنی، آخرت را نمی‌شود فتح کرد.تاج عشق آری به خاکستر نشینان می‌دهندهر گدای عشق را حافظ نخواند شهریار#روز_بزرگداشت_استاد_شهریار#روز_ملی_شعر_و_ادب_فارسی
21:38 - 26 شهریور 1405
اندیشه
کتاب و ادبیات
هنر

1 واکنش
44٫4k بازدید