تندیس های دِمُده!

چرا خیلی‌ها از زن بازیگر جوان در جشنواره ونیز دلگیرند؟ حرف های او فقط یک‌گوشه از یک پازل همیشگی برای سیاه‌نمایی ایران است.
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: از قدیم گفته‌اند شنونده باید عاقل باشد. این مَثَل ایرانی در ونیز، کن و هزار و یک جشنواره خارجی هم صدق می‌کند. از مدت‌ها قبل؛ بعد از انقلاب اسلامی ایران فیلم‌هایی در جشنواره‌های بین‌المللی برای اعطای جایزه انتخاب می‌شدند که چهره‌ای زخمی، سیاه و خشن از میهن ما نشان می‌دادند. کودکان کار، اعتیاد، فقر، مشکلات زنان و آسیب‌های اجتماعی در تمام جهان وجود دارد در ایران هم. اما آنچه مردم را از این جشنواره‌ها، فیلم‌ها و بازیگران هم‌وطن می‌رنجاند، روایت عامدانه از ایران است. ترسیم چهره‌ای نه حتی خاکستری که تقریباً سیاه از ایران پس از بهمن 1357!کارگردان و بازیگر برگزیده به‌خصوص بازیگر خانم طوری اوضاع کشور را روایت می‌کنند که انگار صحبت از یک ایران دیگر است. گویی که از یک زندان فرار کرده‌اند. خطر حضور در این جشنواره و حرف‌زدن درباره مشکلات جامعه را به جان خریده‌اند و اگر به کشورشان برگردند چه استقبال مخوفی در انتظارشان باشد! شنونده عاقل اما از میان کلمات روایتشان حتماً چیز دیگری می‌شنود و می‌بیند. احتمالاً به دنبال پاسخ این سؤال می‌گردد که: «اگر ایران این‌چنین باشد پس چرا راوی این همه در نقد به کشورش آرام، جسور و آزاد است؟ این با جبر و سیاهی ادعا شده، در تضاد نیست؟»
ظاهر مد روز؛ سبک، دمده!جشنواره‌های بین‌المللی فیلم تنها یک گعده برای داوری فیلم نیستند بلکه به فستیوالی برای نمایش لباس، ظاهر، آرایش و جواهرات بازیگران هم تبدیل شده‌اند. با این اوصاف در دنیایی که سلبریتی ها، نگاه و توجه مردم را به خود جلب می‌کنند، بیراه نیست که خیلی‌ها چشم و گوششان به دنبال ریزودرشت اخبار این جشنواره‌ها باشند. برای همین وقتی در چنین مراسمی یک فیلم و بازیگرانی انتخاب می‌شوند تریبونی برای سخنرانی هم در اختیارشان قرار می‌گیرد. درست همین‌جاست که ایران مورد ظلم واقع می‌شود. عوامل تهیه یک فیلم با آرا و ویرای کاملاً امروزی راهی جشنواره‌های بین‌المللی می‌شوند. از به‌روزترین طراحی‌های لباس، آرایش و پیرایش چهره و به‌اصطلاح ترندترین جواهرات و تزیینات در پوشش یا به‌اصطلاح استایل خود استفاده می‌کنند. اما به صحبت درباره ایران که می‌رسد، ناگهان «دِمُده» می‌مانند.
روایتی ناامن و خشن از ایران!مدت‌هاست سیاسی‌شدن جشنواره‌های هنری در جهان مورد نقد حتی رسانه‌های غربی قرار گرفته است. به رویه همین سیاست‌گذاری ها در قدم اول فیلمی از ایران شایسته و برگزیده می‌شود که نمایشی از رنج، فقر، خفقان، سرکوب زنان، آزادی به تاراج رفته و مسائلی مانند این باشد. برخی آثار هم برای اینکه ضریب دیده و برگزیده شدن در داوری‌هایی که سلیقه‌شان خیلی وقت است لو رفته و نخ‌نما شده، پیدا کنند از اساس با همین موضوعات، چارچوب و چاشنی اغراق یا تعمیم‌دادن یک استثنا به کل ساخته می‌شوند. اثری صرفاً دارای ارزش برای همان جشنواره! این همان دمده بودنی است که صحبت از آن شد.خط روایت سخنرانان از قضا برگزیده، طوری است که اگر قرار باشد یک نفر از زاویه دید این فیلم، ایران را قضاوت کند و در تمام عمرش نه‌تنها ایران را ندیده که تصویری ذهنی هم از آن نداشته باشد احتمالاً اینجا را کشوری فقیر، ناتوان، خشن، ناامن و پر آسیب قضاوت می‌کند.
عروس سیریکی، ایرانی نبود؟!این روزها تب انتقاد از «لاله مرزبان» بازیگر زن ایرانی که به‌عنوان برگزیده زن بخش افق جشنواره ونیز انتخاب شد، گرم است. نقدها هم بجاست. شاید برای کوتاه ترین اشاره به انتقادها همین کافی باشد که مردم از او انتظار داشتند دست کم به حرمت نام فامیلی خودش هم که شده، حرمت و مرز معنوی وطن را در غربت و پیش اغیار نگه دارد. او خودش را نماینده زنان ایرانی معرفی می‌کند که طبیعی‌ترین حقوقشان به ادعای او به تاراج رفته است. مدام در جنگ و تلاش هستند برای ذره، ذره به‌دست‌آوردن خواسته‌هایشان. اما درست در همین موقع بسیاری از بانوان ایرانی به او گلایه‌مندند که اصلاً چه کسی این اجازه و احساس نماینده بودن را به او داده است؟او با پوششی که تقریباً هیچ شباهتی به حجاب ندارد، جایزه نقشش را بالای سر می‌برد و آن را به زنان کشورش تقدیم می‌کند. مرزبان که در شبکه نمایش خانگی هم اخیراً فیلم‌هایی با محتواهایی نه‌چندان متعارف بازی کرده است، می‌گوید که روزهای سختی را می‌گذرانیم اما باید امیدوار باشیم. حتی بغض می‌کند و اشک هم می‌ریزد.روایت او اما روایت افلیج و ناقصی از این روزهای ایران است. ایرانی که ما در آن زندگی می‌کنیم، دو جنگ سخت را پشت سر گذاشته. یک مدرسه با 168 دانش‌آموز بی‌گناه بمباران شده و چه مادران و دختران جوانی که در حمله آمریکا و اسرائیل به کشورمان متحمل سنگین‌ترین هزینه و داغ‌ها نشدند. فقط به‌عنوان یک نمونه، موشک‌های آمریکایی مراسم عقد یک دختر ایرانی و مهمانان مراسم جشن ازدواج او را به خاک و خون کشیدند. در سخنرانی او اما خبری از این امروز مهم ایران نیست! مگر او درباره زنان ایران سخنرانی نمی‌کرد؟ یعنی عروس سیریکی، بانوی ایرانی نبود؟
رنج این زنان را ندیدی!مرزبان، امروز به جایی رسیده است که سال‌ها قبل برخی همکاران قدیمی و معروف‌تر از او این راه‌ را رفته اند. تلخ‌تر و سیاه‌تر از او هم گفته‌اند. او دیرهنگام به چرخه سیاه‌نمایی، تکرار و تکرار رسیده. اما فرق او با دیگرانی که گفته شد در این است که اگر به بقیه بازیگرانی مثل او که سرخی فرش قرمز جشنواره‌ها، هوش از سرشان می‌پراند و یادشان می‌رفت به تحریم‌ها و تحریم‌گرانی که زندگی را به ملت ایران سخت گرفتند، اشاره کنند او اما غفلت بزرگ و غیرقابل‌انکاری مرتکب شد. در هیچ‌کدام از جملات سخنرانی آمیخته به اشک خانم بازیگر، حتی یک اشاره تلویحی به جنگ، کشته‌شدن هم‌وطنان در حملات اخیر و خون به‌ناحق ریخته شده کودکان دو جنگ اخیر نشده است. آیا این زمان او در ایران نبود؟ سرراست‌تر بگویم؛ به مادران مینابی فکر می‌کنم به زنان خسران‌دیده از جنگ که اتفاقاً شاید بازی‌های خانم بازیگر را هم دوست دارند. تمام مدتِ سخنرانی احتمالاً چشم دوختند به دهان او. همین که با بغض و گریه حرف زد پیش خودشان گفتند: شیر مادر حلالت دختر! الان درباره ما هم با مردم دنیا حرف می‌زنی. درباره ما که جنگ، داغ روی دلمان گذاشت. جمله پایانی بازیگر هم تمام شد اما دریغ از یک کلمه! خانم بازیگر، جایزه‌ات را دقیقاً به کدام زنان ایرانی تقدیم کردی؟ تحریم، جنگ اقتصادی دستوری و اجباری غرب علیه ایران پیشکش، چرا از جنگ و دو حمله به کشورت آن هم تنها در یک سال گذشته حرفی نزدی؟ محض اطلاع؛ ما هنوز در جنگیم!
پدر یا زندانبان؟فیلم «مراقب» همان فیلمی است که مرزبان برای بازی در آن برگزیده شده است. فیلمی به کارگردانی «محسن قرایی» و ماجرا مربوط به خانواده‌ای است که دختر خانواده؛ عاشق فعالیت در عرصه «مدلینگ» است. پدر اما موافق نیست. برای همین درهای خانه را به روی او و اعضای خانواده قفل و به عبارتی آنها را زندانی می‌کند تا دختر نتواند از ایران خارج شود. فیلم کاملاً عامدانه ایران را کشوری سنت زده معرفی کند. پدرانی که سد راه فرزندان و رسیدن آنها به آینده مطابق میل، امروزی و غربی می‌شوند. کجای دنیای واقعی امروز ایران، مردان ایرانی این همه خشن هستند؟ چه تصویر در تناقض و ناخوشایندی از مردی ایرانی!در این تمثیل ناخوشایند، ایران شبیه زندانی وصف می‌شود که زنان و دختران خود را اسیر می‌کند. در این جبرستانی که فیلم ادعا می‌کند، مرزبان با سری باز و موهای کوتاه بازی می‌کند. حالا باید یک سؤال پرسید اگر به‌جای مرزبان بازیگر زن دیگری هم این نقش را بازی می‌کرد، برگزیده می‌شد؟ باسابقه ای که از جشنواره‌های فیلم بین‌المللی به سبک ونیز، کن و نحوه قضاوتشان درباره ایران داریم، احتمال اینکه بازیگری دیگر هم برای تشویق در همین نقش انتخاب می‌شد، حتماً وجود داشت. روایت هرچه تلخ‌تر؛ احتمال انتخاب بیشتر!
سوتی شوم برای یک زن!نکته دیگر اینکه ما چرا از بیگانه تمنای ترحم، شأن و دلسوزی داریم؟ به هر دلیل سیاسی و غیرسیاسی و سبقه فیلم‌های برگزیده ایرانی که غالباً پس‌زمینه نمایش بدبختی و شوربختی ایران را داشته‌اند چرا از خودمان دلگیر نشویم؟ آیا اینجا در ایران خودمان، سازوکاری وجود ندارد که به فیلم‌هایی که قرار است در جشنواره‌های بین‌المللی نمایش داده و قضاوت شوند نظارت و رسیدگی بیشتر با زاویه دید فرامرزی شود؟ اگر داشت حتماً کلیشه‌های عافیت‌طلبی می‌شکست. فیلم‌سازان و فیلمنامه‌نویسانی که عادت کرده‌اند و آموخته‌اند که چطور می‌توان در این جشنواره‌ها با فرمول سیاه‌نمایی به جایزه رسید را ناچار به کمی خلاقیت و تقویت زاویه دید می‌کرد. موضوع‌ها جذاب و امروزی‌تر می‌شد. حتی اگر فیلمی درباره یک ماجرای ناخوشایند بود بدون ایجاد پیش‌فرض تعمیم و قضاوت، مخاطب را همراه می‌کرد. اصلاً اگر جشنواره‌ها گرایش به روایت تلخ دارند چه اشکالی دارد هنرمندان ایرانی از این فرصت بین‌المللی استفاده، زندگی بانویی ایرانی را روایت کنند که تمام اعضای خانواده‌اش را با سوت یک بمب آمریکایی در جنگ اخیر از دست داد. اصلاً روایت مادری که دخترش بیماری پروانه‌ای دارد و پانسمان‌هایش به دلیل تحریم آمریکا یا پیدا نمی‌شود یا قیمت کذایی دارد، قصه جذابی نیست؟ ایران، بهشت سوژه های خوش قلاب و جذاب است اگر عمدی در انتخاب نباشد.
تقبیح زشت نمایی از وطن...اما نیم‌نگاهی دیگر؛ همیشه بازیگران و عوامل تولید مقصر نیستند. مثالی داریم که: «سکوت نشانه رضایت است.» وقتی برخی سازندگان یک فیلم همین که پایشان به خارج مرزها باز می‌شود. زرق‌وبرق فتوکال، فرش قرمز و جذابیت نور پروژکتور رویدادهای بنام بین‌المللی هنر هفتم را می‌بینند. همین که متوجه می‌شوند آنجا اگر درباره ایران با چاشنی ترحم، ضعف و تبعیض صحبت کنند احتمال اینکه نگاه و تشویق‌های بیشتری بدرقه و همراهی‌شان کند بیشتر می‌شود، درباره مشکلات ایران آن هم به سبک ذائقه دستوری و نامرئی این جشنواره‌ها صحبت می‌کنند. چهره‌هایی که فراموش می‌کنند بگویند چهره شدنشان، پیشرفت و حتی همین فیلم برگزیده‌شان را مدیون همان کشوری هستند که از آن آمده‌اند. همان جامعه‌ای که بدون منت بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های درخشش و رشد آنها را پرداخته است.همین‌ها بعد وقتی به کشور برمی‌گردند از قضا هیچ نهادی حتی ناظر صنفی عارض و گلایه‌مندشان نمی‌شود که چرا تصویری چنین سیاه، یأس‌آور و دور از واقعیت زندگی عموم مردم به دنیا نشان داده‌اند؟ صحبت از بگیروببند نیست؛ موضوع نظارت و هدایت است. تقبیح نمایش چهره زشت از وطن است.
از تحریم تا پروژه بهتر!اما یک مسئله دیگر؛ چرا وقتی برخی چهره‌ها که در برخی تنش‌های سیاسی و اجتماعی کشور، رسماً به بهانه حمایت از مردم به‌نظام و کشور بی‌احترامی کردند. صداوسیما و بازی در حتی یک سکانس فیلم ایرانی را تحریم کردند دوباره پس از مدتی در قاب شیشه‌ای تلویزیون یا پرده نقره‌ای سینما و سکوی خوانندگی، میدان‌های ورزشی و... دوباره پیدایشان می‌شود آن هم در قالب پروژه‌های چرب‌ونرم! این بی‌احترامی یا کم‌لطفی به مخاطبی که جان و توانش را برای حفظ این کشور گذاشته، نیست؟ چهره‌های جوان و استعدادهای ناب کم داریم؟ نداریم! چرا دوباره اینها صاحب فرصت می‌شوند؟اصلاً خود آن آقا و خانم چطور رویش می‌شود در ایران برای بازی در یک نقش به بهانه تورم به دلار و به نرخ روز دستمزد بگیرد اما وقتی نوبت سخنرانی در کن و... می‌رسد یادم تو را فراموش بشود و روایت ایران جای غم‌انگیزی است، سر بدهد! اویی که حتی برای تأمین امنیت مالی مهاجرت و کوچ از ایران هم از همین کشور تغذیه می‌کند؟
مسئول محترم، دریاب!اگر قرار باشد کسی این روال کج‌ومعوج و این کم‌لطفی به وطن و هم‌وطن را اصلاح کند، مراجع ذی‌صلاح بالادستی هستند وگرنه مردم که مدت‌هاست دل‌خوشی از این سیاه‌نمایی ها علیه ایران ندارند! چهره‌هایی که در جشنواره‌ها از ایران بد گفتند در آشوب‌ها شیطنت کردند. بعد از ایران رفتند. در خارج از کشور جوانان را به فراخوان و براندازی دعوت کردند، حنایشان بی‌رنگ شده است. مردم وقتی می‌بینند کسی درباره ایران با ادبیات مشابه به آن‌ها حرف می‌زند دقیقاً می دانند چه نیت و چه آینده‌ای دارد؟ما از همه آن به‌ظاهر دلسوزها بیشترین ضربه‌ها را خوردیم. امروز اگر کسی هنوز فکر می‌کند ما ایرانی‌ها هنوز هم با شتر از این‌سوی کشور به آن‌سوی کشور می‌رویم تنها مقصرش سانسور رسانه‌ای غرب نیست؛ تحریف همین افراد سوداگر هم هست. کسانی که به قیمت دریافت یک تندیس و تشویق، کشورشان را وادی بلا، فقرستان و زندان نشان می‌دهند. روایتشان دور از واقعیت، خلاف حقیقت و بویی از جوانمردی نبرده است. مردم اینها را می‌دانند؛ مسئولان باید فرهنگ‌سازی، نظارت و اصلاح کنند.
21:25 - 23 شهریور 1405
جامعه
روایت روز

4 بازنشر11 واکنش
80٫1k بازدید



19 پاسخ

@user17724530138323 شهریور 1405
در پاسخ به
با تمام تحریم ها با تمام سختی معیشتی از اونایی که سالها پیش شکنجه و کشته شدن تا سایه ی پهلویه بی غیرت از سر این کشور کم بشه ممنونم. در بدترین وضعیت هرجوری حساب کنیم الان‌ خورد و خوراک و مسافرت رفتن و پوشاک مردم خیلی خیلی بهتر از اون دوران سیاهه.دور نیست روزی که تمام شما بیوطن ها مجازات بشید.

@user170910150906766267923 شهریور 1405
در پاسخ به
تقریبا هیچ هنرمند خوبی تربیت نکردیم. حتی همون پردیس احمدیه هم که مثلا پست‌های ملی مذهبی میزاره حجاب افتضاحی داره که بیشتر به تمسخر شبیهه. تو هر زمینه‌ای میشه خوب پیدا کرد ولی این هنر وضعش افتضاحه. علتش شاید جربان نقدینگی باشه، شاید ذات خود هنر باشه که برای بی‌جنبه‌ها خطرناک و فساد آوره.

@user170910150906766267923 شهریور 1405
در پاسخ به
باید هنرمندی که عاشق حجاب باشه تربیت کنیم. یادمه امیر جعفری میگفت نماز میخونه اما امروز زنش رو با افتخار بدون حجاب میفرسته خارج. امروزه بازیگرانی تو صدا سیما هستن که پست‌های اینستاشون رو ببینی فقط و فقط مسخره کردنه حجاب هستش. داریم فقط جیب این بی‌حجابا رو پر پول میکنیم.

تصویر نمایه‌ی ‌پاینده باد جمهوری اسلامی ایران‌
@user170910004093401269023 شهریور 1405
در پاسخ به
حداقل در این مورد خارجی ها را الگو قرار دهید. بازیگران را تربیت می کنند، آنگونه که می خواهند در راستای اهداف خود از آنها بازی می گیرند، در صورت تخطی آنها را حذف می کنند. بازیگر می داند اگر از قوانین پیروی نکند و آنگونه که کارفرمایش می خواهد بازی نکند، نه تنها کارش، بلکه زندگی اش به خطر خواهد افتاد.

@MiM_K23 شهریور 1405
در پاسخ به
اشکهایی که این زن بازیگر ریخت برای مثلا زنان سرزمینش، یعنی دادن مجوز برای ریختن بمب‌های بیشتر و کشتار بیشتر مردمان این سرزمین توسط شیاطین آمریکایی و اسرائیلی. اگر تابعیت ایرانی چند تا از این هنرمند نماها سلب شود، بقیه حساب کار دستشون میاد.

تصویر نمایه‌ی ‌مجید دهبان‌
@majiddehban23 شهریور 1405
در پاسخ به
یک سوال مهم پیش می آید و آن این است که آیا بقیه بازیگران هم در این جشنواره از کشورشان انتقاد می کنند؟ یا فقط ما عادت کردیم برای بیگانگان سیاه نمایی کنیم؟

@user17670704021123 شهریور 1405
در پاسخ به
مثل بچه های نادانی که سعی می کنن با چند دروغ ناشیانه توجه هات رو به خودشون جلب کنند رفتار کرد . خیلی ضایع بود. هنرمند بالغ کم نداریم که تفاوتشون با این خانم از زمین تا ..... است

@Shahroozuv23 شهریور 1405
در پاسخ به
یاد جایزه کن شهاب حسینی افتادم تقدیم کرد به مردم ایران و سیاه‌نمایی نکرد ظرفیت ها مهمه

تصویر نمایه‌ی ‌م_سلیمانیه‌
@M_soleimanieh24 شهریور 1405
در پاسخ به
در چند جمله و به صورت کوتاه عرض کنم این آدمهای مجری کسی نیستند مگر 👇۱- اسکیزوفرنی ( سلبریتی ها ) یک اختلال روان پریشی پیچیده است که با اختلال در تفکر و احساسات و ادراک تحریف شده از واقعیت مشخص می شود. علائم اسکیزوفرنی بسیار متفاوت است، اما ممکن است شامل توهم، هذیان، اختلال فکری، کناره گیری اجتماعی…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌یا مهدی (عج)‌
@mahdihc24 شهریور 1405
در پاسخ به
بازی تکراریه... از وضعیت ایران سیاه نمایی کن (به نظر جدیدا در آوردن روسری هم اضافه شده) و از جشنواره های غربی جایزه بگیر... دهه هاست همین بساطهالبته جشنواره ونیز خیلی هم سطح بالا نیست

@user17846967608824 شهریور 1405
در پاسخ به
خانم مترسک اگه زنان ایران ازادی ندارند چطور تو در کشور ایران تا این حد رشد کردی چطور اگر ازادی نیست برعلیه کشورت شرفت ابروت حرف می زنی اتفاقا ازادی زیاد باعث شده در لی شرفی آزاد باشیم در خیانت به کشور ازاد باشیم در آغشته کردن دستمان به خون رهبر آزاد باشیم در محکوم نکردن جنایت میناب که خود امریکای

@user17846967608824 شهریور 1405
در پاسخ به
جنایتکار محکوم کرده ازاد باشیم ...

@user170910153437662284624 شهریور 1405
در پاسخ به
ایران هم زخم جنگ و تحریم دارد، هم زخم مشکلات اجتماعی و فرهنگی؛ هیچ‌کدام را نمی‌توان با حذف دیگری درمان کرد. وطن‌دوستی واقعی نه در تشویق بی‌چون‌وچراست و نه در تخریب منتقد؛ در شجاعتِ دیدن تمام حقیقت ایران است.علیرضا طاهری

@user170910093998979286324 شهریور 1405
در پاسخ به
آزادی یعنی کنترل خود. حالا که نتوانستند خودشان راکنترل کنند پس قانون را بر آنها اعمال کنید. ببینید یک بازیگر خارجی اگر در جایی علیه کشور خودش عملکرد منفی داشته باشند باباشو در می آورند. اینا عددی نیستند چون درسریال های پوچ ومبتذل وسخیفی چون پايتخت و ستایش بازیگر بودند.وزارت ارشادوصدا سیما جواب!؟

تصویر نمایه‌ی ‌علیرضا‌
@user170910116171884825824 شهریور 1405
در پاسخ به
الان تکلیف این چه میشود؟آیا به ایران بر می‌گردد و بدون محاکمه کار می‌کند؟

@user17685795393024 شهریور 1405
در پاسخ به
مسول. برو کشکت روبساب مسول خیلی وقته مرده.

@SSeyed24 شهریور 1405
تنها دلگیری نیست. ایشون سمبل یک مفاهیمی هست که حال خیلیا رو بهم می زنه. ایشون معرف قشر کم سواد و مدعی است. و وقتی می بینیم اینا به خودشون اجازه می دن از طرف مردم ایران و برای مردم ایران صحبت کنند، خون مردم می جوشه.براش خیلی زیاد بود. حالا ممنوع التصویرش کنید، ببینم کی بهش می ** خرت به چند.

@SSeyed24 شهریور 1405
در پاسخ به
"موگوید" را به گویش عامیانه بنویسید. فارس بصورت ستاره دار نمایش می دهد. با کلمه دیگه ای اشتباه گرفته