نجات رود و رونق شهر ...

من یه لنج‌دار ساده‌ام از همین آبادان خودمون، که از بچگی با صدای موج و بوی دریا بزرگ شدم. زندگیم به همین لنج گره خورده، اما اروند بیچاره دیگه رمقی نداره! گل‌ولای گرفته گلوی رودمون رو، نه لنج می‌تونه راحت بره، نه کشتی بزرگی دلش میاد پا بذاره اینجا. می‌گن اروند دلش گرفته، ما هم دلمون گرفته، کار و بارمون خوابیده، می‌فهمی؟
حالا خدا خیر بده سید محمد مولوی رو، مرد عمله به خدا! پا شده واسه همین گل و لای اروند، از تهران تا همین لب اروند پیگیر کاره. می‌گن داره یه‌تنه با هر مشکلی تو راه لایروبی می جنگه. بهش می‌گیم سید، تو کارت درسته، ما پشتتیم! فقط بجنب که لنج‌مون از این کندی داره بغض می‌کنه، مردممون آه می‌کشن.
آخه این اروند اگر دوباره نفس بکشه، نه فقط کار ما لنج‌دارا، کل شهر یه جون تازه می‌گیره. به خدا اروند که راه بیفته، زندگی ما هم راه میفته. والا خودت می‌دونی، آبادانی بدون اروند مثل ماهی بی‌آب می‌مونه!یک لنج دار آبادانی#آبادان #اروند #مجلس #نماینده #لایروبی
22:57 - 19 دی 1403

1037 بازدید



1 پاسخ