شهید فرانسوی که لایق سریالی بهتر بود

پرداختن به زندگی شهید کمال کورسل، رزمنده فرانسوی دفاع مقدس، به‌تنهایی می‌توانست یکی از متفاوت‌ترین سوژه‌های تلویزیون باشد؛ اما «متولد آوریل» با وجود جسارت در انتخاب این روایت کمتر دیده‌شده، در فیلمنامه، بازی‌ها و اجرا نتوانسته از ظرفیت‌های سوژه خود بهره ببرد و اثری ماندگار خلق کند.
خبرگزاری فارس ـ هنر و رسانه: در جریان انقلاب اسلامی و سال‌های دفاع مقدس، شهدایی از ملیت‌های گوناگون حضور داشتند؛ از افغانستانی و عراقی گرفته تا ایتالیایی، فرانسوی و دیگر کشورها. درباره زندگی و مجاهدت این شهدا، به‌ویژه شهدای اروپایی، کتاب‌های متعددی منتشر شده، اما آثار تصویری در این زمینه بسیار اندک است.ارزشمند است به دلیل جسارت در سوژهاز همین رو، سریال تلویزیونی «متولد آوریل» اثری قابل توجه به شمار می‌رود؛ چراکه به سراغ این سوژه کمتر دیده‌شده رفته و روایتگر زندگی شهید کمال کورسل، شهید فرانسوی دوران هشت سال دفاع مقدس، است.داستان از جایی آغاز می‌شود که قرار است پدر شهید کمال کورسل از تونس به ایران سفر کند و برای زیارت مزار فرزندش به قم برود. هم‌زمان، روایت دیگری نیز شکل می‌گیرد که شخصیت اصلی آن، با بازی ارسلان قاسمی، جوانی تحصیل‌کرده و مسلط به زبان فرانسه است. او به دلیل اعتماد بیش از حد به دوستش، سند خانه را در اختیار او قرار داده و حالا با مشکلات مالی و حقوقی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از سوی دیگر، در آستانه ازدواج قرار دارد و اگر پذیرش تحصیلی‌اش نهایی شود، قصد مهاجرت از ایران را دارد.
از آنجا که پدر شهید تنها به زبان فرانسه صحبت می‌کند و این جوان نیز به پول نیاز دارد، دایی او پیشنهاد می‌دهد همراه پدر شهید شود. همین اتفاق، نقطه ورود شخصیت اصلی به داستان و آغاز مسیر تحول او را رقم می‌زند.از ابتدا خودش را لو دادبا این حال، فیلمنامه از همان سکانس‌های ابتدایی، پایان خود را همچون نورافکنی پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. از همان ابتدا می‌توان حدس زد که شخصیت اصلی، تحت تأثیر همراهی با پدر شهید و روایت‌هایی که از کمال کورسل می‌شنود، دگرگون خواهد شد و از تصمیم خود برای مهاجرت منصرف می‌شود. همین پیش‌بینی‌پذیری، از تعلیق داستان می‌کاهد و انگیزه مخاطب برای دنبال کردن ادامه روایت را کاهش می‌دهد.بن‌مایه فیلمنامه بر تقابل دو مسیر زندگی استوار است. موقعیت سیاوش و کمال کورسل از نظر ساختار روایی شباهت‌هایی به یکدیگر دارد، اما هر یک در مسیری کاملاً متفاوت حرکت می‌کنند. کمال از قلب اروپا به ایران می‌آید، شیفته آرمان‌های انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و فضای دفاع مقدس می‌شود و معنای زندگی خود را در ایران می‌یابد. در مقابل، سیاوش جوانی است که سودای ترک ایران را در سر دارد و گمان می‌کند آرزوهایش تنها در جایی دیگر محقق خواهد شد.آفت هوش!نکته دیگری که در این اثر به‌اصطلاح «از قاب بیرون می‌زند»، استفاده گسترده تیم تولید از هوش مصنوعی است؛ استفاده‌ای که نه‌تنها به کیفیت بصری اثر کمکی نکرده، بلکه در بسیاری از صحنه‌ها مخاطب را از فضای داستان بیرون می‌کشد.
حجم استفاده از تصاویر و نماهای تولیدشده با هوش مصنوعی آن‌قدر زیاد است که اگر بیننده از ابتدای سریال همراه آن نباشد، ممکن است برخی از این بخش‌ها را با تیزرهای تبلیغاتی تلویزیون اشتباه بگیرد. البته با توجه به اینکه سریال هم‌زمان با روزهای جنگ تحمیلی سوم تولید شده، می‌توان محدودیت‌های تولید را درک کرد، اما کاش سازندگان با اتکای کمتر به هوش مصنوعی، کیفیت بصری اثر را فدای سرعت تولید نمی‌کردند.مسئله دیگر ناهماهنگی دوبله با صدای فرانسوی بر روی بازیگران ارسلان قاسمی و فرخ نعمتی است البته در برخی سکانس‌ها کلا صدا اصطلاحا سینگ نیست. از آنجا که بخش قابل توجهی از دیالوگ‌های سریال به زبان فرانسه است، این ناهماهنگی بیش از پیش به چشم می‌آید و باعث می‌شود مخاطب در برقراری ارتباط با شخصیت‌ها دچار اختلال شود.تلاش نافرجام آقای کارگردانکارگردان در این اثر تلاش کرده است روایت را از قالبی کاملاً خطی خارج کند و در بخش‌هایی، داستان را از زبان خود شهید نیز پیش ببرد. این شیوه روایت تا حدی از یکنواختی و سردی فضای اثر می‌کاهد و به آن تنوع می‌بخشد، اما ضعف بازی بازیگران اجازه نمی‌دهد این نقطه قوت به نتیجه مطلوب برسد.برای نمونه، بازی بازیگرانی که در قسمت‌های چهار و پنج در فرانسه با شهید کمال کورسل( دوران نوجوانی) آشنا می‌شوند، به‌شدت ناپخته و غیرقابل باور است. اجرای آن‌ها به‌جای آنکه در تراز یک سریال تلویزیونی باشد، بیشتر یادآور یک تئاتر دانشجویی یا حتی دانش‌آموزی است.
۸ MB
صحنه را جدی بگیریدنکته پایانی به طراحی صحنه بازمی‌گردد؛ بخشی که به نظر می‌رسد در این سریال هفت قسمتی چندان جدی گرفته نشده است. برای نمونه، شهید کمال کورسل در منطقه اسلام‌آباد غرب و در جریان عملیات مرصاد به شهادت رسید، اما منطقه عملیاتی که در سریال به تصویر کشیده شده، بیش از آنکه شباهتی به جغرافیای غرب کشور داشته باشد، یادآور بیابان‌های مناطق عملیاتی جنوب است. این ناهماهنگی در طراحی صحنه، از باورپذیری اثر می‌کاهد و به دقت تاریخی آن آسیب می‌زند.با وجود این کاستی‌ها، «متولد آوریل» به واسطه پرداختن به زندگی یکی از شهدای کمتر شناخته‌شده دفاع مقدس، اثری متفاوت در تلویزیون محسوب می‌شود. اگر فیلمنامه از پیش‌بینی‌پذیری فاصله می‌گرفت و در اجرا نیز وابستگی کمتری به هوش مصنوعی داشت، حتی اگر در برهه زمانی بهتری تولید می‌شد؛ می‌توانست به اثری ماندگارتر و تأثیرگذارتر تبدیل شود.
09:53 - 9 تیر 1405
هنر
رادیو و تلویزیون




1 پاسخ

@user1775398407589 تیر 1405
در پاسخ به
تیزرش قشنگ بود