توصیه گلفاند به آمریکا برای ارتباط با ایرانیها
میشل گلفاند،، هشدار میدهد که سیاستهای ایالات متحده علیه ایران به دلیل نادیده گرفتن منطق «عزت» و هویت ملی شکست خورده است. فشار مستقیم و تهدیدهای آشکار، به جای ایجاد انفعال، اغلب واکنشهای منسجم تدافعی تهران را تقویت میکند.
خبرگزاری فارس: میشل گلفاند استاد دانشگاه استنفورد، در این مقاله با نگاهی متفاوت به تحلیل جنگ جاری میپردازد. او استدلال میکند که راهبرد کنونی ایالات متحده با نوعی «نابینایی فرهنگی» مواجه است و در پی پاسخ به این پرسش است که چرا مدلهای کلاسیک «انتخاب عقلانی» در مواجهه با رفتار ایران کارآمدی خود را از دست دادهاند. تقابل «عقلانیت ابزاری» و «منطق عزت»راهبرد ایالات متحده عمدتاً بر فرض «عقلانیت فایدهگرا» استوار است؛ مدلی که بر اساس آن، بازیگران سیاسی با سنجش مستمر هزینهها و منافع مادی، در نقطه اوج فشار به سمت مصالحه حرکت میکنند. با این حال، گلفاند معتقد است این چارچوب، مؤلفههای هویتی و فرهنگی ایران را نادیده میگیرد.به باور او، ایران را میتوان در چارچوب «فرهنگهای عزتمحور» (Honor Culture) تحلیل کرد؛ فرهنگی که در آن، کنش سیاسی بیش از آنکه تابع محاسبات صرف مادی باشد، بر حفظ اعتبار و شأن هویتی استوار است. در چنین بستری، عقبنشینی تحت فشار مستقیم نه یک تاکتیک دیپلماتیک، بلکه نشانهای از تضعیف حیثیت ملی تلقی میشود. از این رو، واکنش به تهدیدات خارجی اغلب بهصورت «تصاعد تقابل» بروز میکند. پویاییهای روانی در شرایط تهدیدگلفاند در ادامه به تأثیر فضای تهدیدآمیز و ادبیات تقابلی بر فرآیند تصمیمگیری اشاره میکند. بهزعم او، تداوم فشار و لفاظیهای تهاجمی میتواند تصمیمگیری را از حالت تحلیلی به واکنشهای هیجانیتر سوق دهد. در چنین شرایطی، سازوکارهای بازدارندگی سنتی کارایی خود را از دست داده و اولویت به بازیابی اعتبار آسیبدیده داده میشود، نه لزوماً دستیابی به توافقی مبتنی بر منافع اقتصادی.
«انقباض فرهنگی» در جوامع سرسختگلفاند با اتکا به نظریه «سرسختی–گشودگی» (Tightness-Looseness Theory)، ایران را در زمره جوامعی با هنجارهای اجتماعی نسبتاً صلب طبقهبندی میکند. به گفته او، این دسته از جوامع در مواجهه با تهدیدات بیرونی، دچار نوعی «انقباض فرهنگی» میشوند.پیامد این وضعیت، افزایش انسجام درونگروهی و تقویت پذیرش اقتدار مرکزی است. از این منظر، فشار خارجی ممکن است برخلاف هدف اولیه خود—یعنی ایجاد شکاف داخلی—به انسجام تدافعی بیشتر و کاهش تحمل نسبت به صداهای مخالف بینجامد. محدودیتهای رویکرد «معاملهمحور»گلفاند همچنین به محدودیتهای نگاه صرفاً معاملهمحور در سیاست خارجی اشاره میکند. به باور او، پیشنهادهای اقتصادی در صورتی که در چارچوبی نامتناسب با حساسیتهای هویتی ارائه شوند، ممکن است نهتنها جذاب نباشند، بلکه بهعنوان نشانهای از بیتوجهی به ارزشهای بنیادین تلقی شوند و حتی به تشدید مواضع بینجامند.گلفاند در پایان تأکید میکند که درک صحیح از نقش «هویت» و «عزت» در رفتار سیاسی، برای طراحی راهبردهای مؤثر ضروری است. بهزعم او، بدون توجه به این ابعاد، هرگونه تقابل میتواند به چرخهای فرسایشی تبدیل شود که دستیابی به راهحل پایدار را دشوارتر میسازد.
21:41 - 5 فروردین 1405