خزر یا کاسپین؛ مسئله این است؟!
«خزر» و «کاسپین» هر دو نامهایی تاریخی برای پهنه آبی شمال ایراناند؛ اما در سالهای اخیر، گاه تلاشهایی برای جایگزینی «کاسپین» و یا «مازندران» بهجای «خزر» با استناد به پیشینه قومی و مذهبی خزرها مطرح شده است. آیا نقد یک قوم تاریخی میتواند بهتنهایی مبنای حذف نامی جغرافیایی و دیرینه باشد؟
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دریای شمال ایران از دیرباز یکی از متنوعترین نامهای جغرافیایی جهان را به خود دیده است. در منابع تاریخی، نامهایی، چون خزر، کاسپین، مازندران، طبرستان، گیلان، دیلم، گرگان، استرآباد و شماری دیگر برای اشاره به این پهنه به کار رفتهاند. از میان این نامها، دریای خزر در زبان فارسی تثبیت شده است. بااینحال، در دهههای اخیر تلاشهایی برای جایگزینی «کاسپین» و همچنین «مازندران» بهجای «خزر» مطرح شده که بخشی از استدلال آن برایناساس استوار است که خزرها قومی بیگانه، جنگجو، بربر و تا حدودی یهودی بودهاند و بنابراین شایسته نیست نام آنان بر یکی از پهنههای جغرافیایی ایران باقی بماند.در این میان، مسئله اصلی نه اعتبار تاریخی نام «کاسپین» است و نه ضرورت دفاع از خزرها که البته ناشدنی است؛ بلکه پرسش این است که آیا میتوان بر اساس قضاوت درباره یک قوم تاریخی، نام یک پدیده جغرافیایی را حذف کرد یا تغییر داد؟ بررسی تاریخ نامگذاری این دریا، پیشینه خزرها، کاسپیها و جایگاه «دریای خزر» در سنت جغرافیایی و فرهنگ عمومی ایران نشان میدهد که پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست.دریایی با دهها نام تاریخیدریای خزر یا کاسپین در شمال ایران واقع شده است و به علت وسعت زیاد، محاط بودن در خشکی و عدم ارتباط با دریای آزاد، بزرگترین «دریاچه» جهان محسوب میشود که از آن با عنوان «دریا» یاد میکنند. دریای مزبور میان دو قاره آسیا و اروپا قرار گرفته است و یا به صورتی روشن و مشخصتر میتوان گفت که از جنوب به ایران، از مغرب به جمهوری آذربایجان، از شمال غربی به روسیه، از شمال شرقی به قزاقستان و از مشرق به ترکمنستان محصور میشود.
هیچ دریایی در جهان تاکنون شناخته نشده که در طول تاریخ بهاندازه دریای شمالی ایران نامهای گوناگون داشته باشد. این نامها یا منتسب به نام قبایل و اقوام ساکن اطراف دریا در طول تاریخ است یا آنکه از نام نواحی و شهرهای اطراف آن گرفته شده است. مردمانی که نامشان را به این دریا دادند عبارتاند از: کاسپیها، دیلمها، گیلها، خزرها، سیتها و تپوریها؛ سرزمینهایی که دریا نامش را از آنها گرفته عبارتاند از: استرآباد، شیروان، جبال، خراسان، مازندران و مغان؛ سرانجام شهرهایی که نامشان را به دریا دادهاند نیز عبارتند از: آبسکون، قزوین، آستراخان، باب، باکو، گرگان، سارایی، ساری، وائوروکش، فراخکرت و گلوگلان.از میان نامهای فوقالذکر، «خزر» در ادوار گوناگون بیش از همه متداول گردید. در دوران کنونی، سالیان متمادی این دریا علاوه بر خزر، با نام «مازندران» نیز خوانده میشد تا آنکه در سال ۱۳۷۵ دولت ایران باهدف حفظ هویت ایرانی، رسماً نام آن را به دریای مازندران تغییر داد.اما شش سال بعد یعنی در اواخر سال ۱۳۸۱ دولت ایران مجدداً برای آنچه جلوگیری از کاربرد نامهای متعدد برای دریای شمال ایران خوانده میشد، دوباره نام خزر را برای آن برگزید. در بخشنامهای که به امضای محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور وقت یعنی محمد خاتمی، رسید تأکید شده است که در منابع تاریخی بیش از ۳۵ نام مختلف برای خزر به کار برده شده است، اما در ۲۵۰ سال اخیر همواره از نام خزر استفاده شده است.در این بخشنامه که از سوی «کمیته تخصصی نامگذاری و یکسانسازی نامهای جغرافیایی ایران» تهیه شده بود به معاهدات ایران و شوروی سابق و قراردادهای بینالمللی بین دو کشور استناد شده که در آنها از دو نام خزر و Caspian استفاده شده است.
لازم به توضیح است که نام خزر از دوران میانه به ادبیات جغرافیایی اضافه شد و در منابع جغرافیایی اسلامی، «بحر خزر» سابقهای دیرینه دارد. از «البلدان» یعقوبی بهعنوان کهنترین متن جغرافیایی مسلمانان تا کتب جغرافیای تاریخی که در دوران اخیر به رشته تحریر درآمده، این دریا با نام خزر شناخته شده است. از این منظر، خزر را نمیتوان نامی جدید، تحمیلی یا محصول دوره معاصر دانست؛ بلکه با نامی تاریخی مواجهیم که قرنها در سنت جغرافیایی منطقه حضور داشته است.آیا خزرها قوم یهودی بودند؟یکی از مهمترین پایههای استدلال برای حذف نام خزر یا تغییر قاطع آن با نامهایی، چون کاسپین و مازندران، نسبت دادن هویت یهودی به تمام خزرهاست. بدون تردید، یهودیشدن بخشی از حاکمان و جامعه خزری از مسائل مهم تاریخ این قوم است؛ اما تبدیل این گزاره به این ادعا که تمامی خزرها قومی یهودی بودند، از جنبه تاریخنگاری نیازمند احتیاط جدی است.خزران، قومى ترکتبار بودند که در سدههاى هفتم تا دهم میلادى / اول تا چهارم هجرى در شمال شرقى دریاى سیاه و شمال غربى دریاى خزر حکومتى مستقل و مقتدر داشتند.
سؤالی که در اینجا مطرح است اینکه چرا حاکمان و نخبگان سیاسی خزر، پس از مدتی به یهودیت پیوستند؟ پاسخ به این پرسش آسان نیست، اما برخی اندیشمندان و محققان معتقدند که میل به حفظ استقلال در برابر امپراتوریهای قدرتمند توسعهطلب (امپراتوری ارتدکس بیزانس و خلافت مسلمان عباسی) حاکمان خزری را بر آن داشت تا یهودیت را به منزله حربه دفاعی ایدئولوژیک در میان خود بپذیرند.برای نمونه، اگر خزرها اسلام میآوردند به افراد تحت سلطه خلفای عباسی تبدیل میشدند. اگر بتپرست میماندند مسلمانانی که در برابر بتپرستی مدارا نداشتند، کمر به نابودیشان میبستند. مسیحیت هم آنها را به مدت طولانی تحت سلطه امپراتوری شرقی درمیآورد. در چنین شرایطی برای آنان هیچ چیز منطقیتر از گرویدن به مذهب ثالث نبود؛ مذهبی که در قبال هیچیک از دو نیروی بزرگ تعهدی نداشت و در عین حال شالوده مورد احترام معتقدات هردو طرف محسوب میشد.البته نباید پنداشت که عملی ناگهانی و کورکورانه انجام گرفته و خزرها دیانتی که اصول آن برایشان نامعلوم بود را پذیرفتند. درواقع خزران دستکم از یک قرن پیش با یهودیان آشنا گشته و از مراسم مذهبی آنان آگاهی یافته بودند.شکنجههای ساسانیان، یهودیان را بر آن داشته بود که به سوی ارمنیه، دریای خزر و اقیانوس هند مهاجرت کنند. بیزانسیان نیز یهودیان را از بیت المقدس بیرون راندند. این اقدام سبب شد بسیاری از یهودیان به سوی دریای سیاه و دریای خزر مهاجرت کنند.
پرسش دیگر این است که آیا یهودیان در سرتاسر قلمروهای خزری اکثریت یکتاپرست را تشکیل میدادند؟ منابع ضدونقیضاند. برخی از نویسندگان عرب مدعیاند که خزرهای یهودی اقلیتی از نخبگان بودند که حکومت را در دست داشتند. برای نمونه اصطخری میگوید که کوچکترین اجتماع متعلق به یهودیان است درحالیکه بیشتر ساکنان مسیحی و مسلماناند، شاه و درباریان یهودیاند. دیگران از جمله یاقوت حموی و مسعودی میگویند خزرها همگی یهودی بودند. با این حال طبق تحقیقات متعدد، کاملاً ممکن است که اکثریت قبیله بزرگ خزر یهودی شده باشند، درحالیکه دیگر قبایل تنها بخشی یهودی شدند و سایرین یا مسلمان و مسیحی شدند یا بتپرست ماندند؛ بنابراین تحقیقات هنوز هیچ آماری درباره جمعیت آنان پیدا نکرده است.با این وجود، باید در نظر داشت حتی اگر یهودیشدن بخش مهمی از حاکمیت خزر پذیرفته شود، نمیتوان به سادگی خزر را مترادف یهودی دانست. همچنین خزرها را نمیتوان صرفاً با یک ویژگی مذهبی تعریف کرد؛ آنان یک قدرت سیاسی و نظامی مهم در منطقه بودند که در دورههایی با امپراتوری بیزانس، خلافت عباسی و دیگر قدرتهای منطقهای درگیر شدند.از رفتار یک قوم تا حذف یک نامفارغ از بحث ویژگیهای عقیدتی خزرها، آنچه که سبب شده برخی نسبت به نام خزر برای دریای شمالی ایران واکنش منفی نشان دهند، رفتارهای این قوم تاریخی میباشد. حتی اگر خزرها را قومی جنگجو بدانیم و حتی اگر بپذیریم که در دورههایی حملات و جنگهای آنان به جوامع پیرامونی آسیب رسانده است، هنوز یک پرسش اساسی باقی میماند: چرا باید رفتار تاریخی یک قوم، به حذف نامی جغرافیایی منجر شود که قرنها در منابع منطقه به کار رفته است؟
نام جغرافیایی الزاماً یک داوری اخلاقی درباره منشأ خود نیست. اگر نام یک دریا از نام قومی گرفته شده باشد، کاربرد آن به معنای ستایش آن قوم یا تأیید اقدامات تاریخی آن نیست. همان گونه که وجود نامهای جغرافیایی برگرفته از اقوام و حکومتهای جنگجو در نقاط مختلف جهان، به معنای تقدیس تاریخی آنان نیست. از این منظر، مسئله «خزر» را باید از مسئله «خزرها» جدا کرد. ممکن است درباره تاریخ سیاسی، نظامی یا مذهبی خزرها دیدگاه انتقادی داشت، اما این امر بهخودیخود دلیل کافی برای حذف نام «دریای خزر» نیست.علاوه بر این، نامگذاری این دریا به خزرها نیز به معنای آن نبوده که تمام پهنه دریا در مالکیت یا حاکمیت آنان قرار داشته است. خزرها در دورهای قدرت مهمی در بخشهای شمالی و غربی این پهنه بودند، اما تاریخ سیاسی سواحل دریا همواره میان قدرتهای مختلف تقسیم شده است؛ بنابراین «دریای خزر» را نمیتوان مترادف «دریای متعلق به خزرها» دانست. همانطور که وقتی میگوییم دریای کاسپین به این معنا نیست که کل سواحل دریا مسکن کاسپیها بوده است.کاسپین در برابر خزر!کاسپین بدون هیچگونه تردید نامی تاریخی و معتبر است و کاربرد آن در زبانها و منابع مختلف سابقهای طولانی داشته و دارد. اما قراردادن آن در برابر «خزر» بهصورت «کاسپینِ ایرانی» و «خزرِ بیگانه»، از نظر تاریخی سادهسازی مسئله است.کاسپیها قومی باستانی بودند که در نواحی جنوب غربی دریا میزیستند. درباره زبان و منشأ قومی آنان اطلاعات قطعی در دست نیست، بااینحال میتوان گفت که کاسپیها با ورود آریاییها به فلات ایران با آنان درآمیختند. بارتولد باتوجهبه شواهد موجود، زبان آنان را از زبانهای ایرانی، هندی و ترکی متمایز و نزدیک به زبانهای قفقازی دانسته است.
غرب در دوران مدرن ترجیح داده اصل یونانی این نام را در شکل کاسپین (Caspian) حفظ نماید و در نامگذاریهای جهانی این نام شناخته شده، مرسوم و صحیح است. اما از سویی، شرق جهان: دنیای عرب، آسیای مرکزی، قفقاز و کشورهای حاشیه دریا همچنان از شکل «خزر» استفاده میکنند و نمیتوان ادعا کرد که چنین نامگذاریای غلط است و به مردمان ساکن در کشورهای منطقه نسخهای واحد داد.دریای خزر در فرهنگ عمومی و گفتمان رسمی ایرانخزر تنها نامی ثبتشده در منابع تاریخی و جغرافیایی نیست، بلکه در فرهنگ عمومی ایرانیان نیز نامی کاملاً شناختهشده و ریشهدار است. عموم مردم ایران، در گفتوگوی روزمره، آموزش مدارس، رسانهها، کتابهای جغرافیا و ادبیات عمومی، این پهنه آبی را با عنوان «دریای خزر» میشناسند و این نام طی نسلهای متوالی در حافظه جمعی جامعه استمرار یافته است. از این رو، خزر برای ایرانیان و حتی برخی دیگر از مردمان کشورهای ساحلی، صرفاً یک نام تاریخی مربوط به قومی در گذشته نیست، بلکه به یک نام جغرافیایی تثبیتشده در زبان و فرهنگ عمومی تبدیل شده است؛ همانگونه که نامهای تاریخی بسیاری در زبانها باقی ماندهاند، حتی اگر منشأ آنها به قومی تعلق داشته باشد که دیگر وجود ندارد یا نقش تاریخی آن با ارزشهای امروز همخوان نباشد.
از سوی دیگر، در دوران معاصر از گذشته تا به امروز، دریای خزر در گفتمان رسمی ایران نامی رایج بوده است. در این میان، توجه به رویکرد رهبر شهید انقلاب نسبت به نامهای جغرافیایی نیز جالب توجه است. ایشان در مواردی بر حفظ و بهکارگیری نامهای جغرافیایی صحیح، از جزیرهای کوچک گرفته تا نامهای منطقهای کلان، تأکید داشتهاند؛ با این وصف، اگر حساسیت نسبت به نامهای جغرافیایی و صیانت از نامهای ریشهدار در تاریخ و جغرافیای ایران، اصلی قابل توجه تلقی شود، آیا استمرار کاربرد تعبیر «دریای خزر» در بیانات و ادبیات رسمی ایشان را نیز نباید در همین چارچوب مورد توجه قرار داد؟نکاتی درباره تغییر نامهای جغرافیایینامهای جغرافیایی در بستر تاریخ و فرهنگ جوامع شکل میگیرند و حاصل تعامل زبان، محیط، جابهجایی جمعیتها و تحولات تاریخیاند. از همین رو، بسیاری از نامها از اقوام، شهرها، سرزمینها و تمدنهایی گرفته شدهاند که ممکن است در گذر زمان دیگر وجود نداشته باشند یا نقش و جایگاه تاریخی متفاوتی پیدا کرده باشند. بنابراین، منشأ یک نام جغرافیایی را نمیتوان لزوماً معادل هویت سیاسی، مذهبی یا ارزشی آن پدیده در روزگار کنونی دانست. از این منظر، تغییر نامهای جغرافیایی نیز نمیتواند صرفاً بر مبنای ملاحظات سیاسی، مذهبی یا قومی صورت گیرد و در مواردی که تغییر نام ضرورتی پیدا میکند، باید بر اساس معیارهای روشن، مستند و سازوکارهای پذیرفتهشده انجام شود.
این موضوع درباره نامهای جغرافیایی مشترک میان چند کشور اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا تغییر آنها میتواند علاوه بر جنبه داخلی، پیامدهای بینالمللی نیز داشته باشد. از همین منظر، برخی از اندیشمندان تغییرنام «دریای خزر» (به دریای مازندران یا دریای کاسپین) و «شطالعرب» (به اروندرود) را در کنار مسئله دفاع ایران از نام تاریخی «خلیج فارس» قرار داده و بر ضرورت برخورد منسجم با نامهای جغرافیایی تأکید میکنند. از این منظر، نمیتوان از یک سو در عرصه بینالمللی در برابر تغییرنام «خلیج فارس» بر اصالت تاریخی و جغرافیایی یک نام تأکید کرد و از سوی دیگر، تغییر نامهای تاریخی دیگری را در دستور کار قرار داد؛ زیرا چنین رویکردی میتواند در افکار عمومی بینالمللی به صورت نوعی دوگانگی در معیارهای نامگذاری ایران تلقی شود. بر این اساس، مسئله اصلی نه مخالفت مطلق با تغییر نامهای جغرافیایی، بلکه ضرورت وجود معیار واحد، مستند و قابل دفاع برای چنین تغییراتی است. اگر نامی تاریخی و تثبیتشده قرار است تغییر کند، این تغییر باید از پشتوانه تاریخی و جغرافیایی کافی برخوردار باشد و با سازوکارهای قانونی و مورد پذیرش صورت گیرد.جمعبندی
مسئله دریای خزر را نمیتوان با یک دوگانه ساده نام ایرانی در برابر نام بیگانه توضیح داد. «کاسپین» نامی تاریخی و معتبر است و استفاده از آن در زبانهای مختلف جهان سابقه دارد؛ همانگونه که «خزر» نیز نامی تاریخی است که در منابع جغرافیایی اسلامی و فارسی سابقهای طولانی دارد و در زبان فارسی معاصر تثبیت شده است. از سوی دیگر، خزرها را نیز نمیتوان صرفاً با روایت قومی یهودی و وحشی تعریف کرد. حتی پذیرش بخشهایی از روایتهای منفی درباره خزرها، پاسخ این پرسش را فراهم نمیکند که چرا باید نام جغرافیایی برگرفته از آنان حذف شود.بنابراین، دفاع از تداوم کاربرد «دریای خزر» الزاماً دفاع از خزرها نیست؛ همانگونه که استفاده از «دریای کاسپین» نیز از همین منطق بایستی پیروی کند. پرسش اصلی این است که آیا برای تغییر یک نام جغرافیایی تاریخی، صرفاً داوری درباره قومی که منشأ نام دانسته میشود، کافی است؟ اگر پاسخ منفی است، باید معیار دیگری برای تغییر نام ارائه شود؛ معیاری تاریخی، زبانشناختی و جغرافیایی که درباره همه نامهای جغرافیایی با یک منطق واحد اعمال شود.#خزر #کاسپین #یهود #تاریخ #جغرافیا #دریا 18:40 - 24 مرداد 1405