شبکهسازی «مادرانه» از تجمعات شبانه
«اگر امروز پیوند نزنیم، فردا قراری برقرار نخواهد بود و همدیگر را نخواهیم داشت.» این رویکردی است که «مدار مادران انقلابی» برای تجمعات شبانه مبنا قرار داده و برکتش را در سراسر کشور به چشم میبیند؛ تلاشی برای ساختن پیوندهایی که از لحظه عبور کنند و به آینده برسند.
گروه زندگی: گاهی همهچیز از یک سؤال ساده شروع میشود؛ سؤالی که در دلِ شلوغیِ روزمره، آرام اما مداوم تکرار میشود.برای بسیاری از زنانی که روزی در میدانهای فکری و اجتماعی حضور داشتهاند، مادری فقط یک نقش تازه نیست، بلکه آغاز مواجههای جدید با خود و جهان اطرافشان است.این مبنای آغاز «مدار مادران انقلابی» است؛ اینکه آیا میشود در دلِ مادری، همچنان اثرگذار ماند؟ «مادرانه» از دل همین جستوجو متولد شد و امروز در میدان تجمعات شبانه در سراسر کشور نقشآفرینی تشکیلاتی خود را ادامه میدهد.
«مادرانه» کجاست؟
«مدار مادران انقلابی (مادرانه)» روایتی است از جستوجوی معنای تازهای برای مادری در دل زندگی امروز؛ روایتی که از دل پرسشهای صادقانهٔ زنانی آغاز شد که پیش از مادر شدن، در میدانهای فکری و اجتماعی فعال بودند و با آرمانهای انقلاب اسلامی پیوندی عمیق داشتند.اما با ورود به نقش مادری، ناگهان خود را در مسیری مهآلود یافتند؛ مسیری که اگرچه سرشار از ارزش بود، اما افق روشنی برای تداوم نقشآفرینی اجتماعی در آن دیده نمیشد.این زنان، مادری را نه پایان راه، بلکه آغاز افقی گستردهتر میدانستند؛ افقی که در آن میتوان همزمان به رشد فردی، تعالی خانوادگی و اثرگذاری اجتماعی دست یافت.آنها با الهام از الگوهای زنان تاریخ اسلام و انقلاب، به این باور رسیدند که ظرفیت نقش مادری، کمتر از دیگر عرصهها نیست، بلکه میتواند بستری عمیقتر برای تحقق رسالت انسانی باشد. مسئله اما، نبودِ مسیر و ساختاری متناسب با این نگاه بود.
«مادرانه» چگونه وارد کار تشکیلاتی شد
از دل این نیاز، «مادرانه» در سال ۱۳۹۱ با جمعی کوچک شکل گرفت؛ حرکتی مردمی که هدفش بازتعریف هویت زن مسلمانِ مجاهد و ایجاد بستری برای ایفای نقش اجتماعی مادران، در کنار حفظ و تقویت جایگاه مادری بود.این مجموعه تلاش کرد تا با تکیه بر کار تشکیلاتی، مادران را حول یک منظومهٔ فکری مشترک گرد هم آورد و امکان تجربهٔ یک سبک زندگی جهادی را در بستر زندگی روزمره فراهم کند.فعالیتهای مادرانه در دو بستر حضوری و مجازی شکل گرفته است. در جلسات هفتگی، مادران به گفتوگو، هماندیشی و شناخت عمیقتر نقش خود میپردازند و همزمان، فضایی برای رشد کودکان در کنار مادران فراهم میشود. در فضای مجازی هم، شبکهای گسترده از مادران شکل گرفته که با به اشتراکگذاری تجربیات و دانش، مسیر زندگی مؤمنانه و مسئولانه را برای یکدیگر هموار میکنند.یکی از جلوههای مهم این حرکت، «حلقههای معماران ایران اسلامی» است؛ جمعهایی محلهمحور که در آن مادران، علاوه بر مطالعه و گفتوگو، مهارتهای لازم برای ایفای نقش اجتماعی را تمرین میکنند. در این حلقهها، هیچکس تماشاگر نیست؛ همه در حال ساختن، یاد گرفتن و اثرگذاریاند.مادرانه امروز به شبکهای گسترده تبدیل شده که هزاران مادر را در شهرهای مختلف گرد هم آورده است. این حرکت بر این باور استوار است که اگر زنان به میدان بیایند، خانواده و جامعه را نیز با خود همراه خواهند کرد. از همین رو، تلاش دارد با تقویت هویت زن مسلمان و ایجاد بسترهای عملی برای نقشآفرینی، گامی در جهت شکلگیری جامعهای پویا، آگاه و امیدوار بردارد.
جایی میان شلوغیِ میدان، آغاز یک فکر
با آغاز جنگ رمضان، از دهم اسفند که حالوهوای شهرها تغییر کرد و میدانها پر شد از آدمهایی که هر شب کنار هم میایستادند، «مدار مادران انقلابی (مادرانه)» هم وارد میدان تازهای شد.برای خیلیها، این شبها فقط یک حضور جمعیِ پرشور است؛ میآیند، همراه میشوند، شعاری میدهند و آخر شب به خانههایشان برمیگردند. اما برای مادرانه، ماجرا کمی متفاوت دیده میشد.در دل همان روزها، جلسات روزانهای شکل گرفت؛ جمعهایی که بیشتر از هر چیز، پر از سؤال بود. سؤالهایی ساده اما مهم؛ «این همه آدم که کنار هم جمع شدند، بعدش چه میشود؟» و «آیا قرار است این آشناییهای نانوشته، همینجا تمام شود؟»کمکم یک دغدغهٔ مشترک شکل گرفت؛ اینکه اگر این حضورها به یک ارتباط واقعی نرسد، همهچیز با پایان این شبها تمام میشود. همین شد که ایدهای آرامآرام در ذهنها جان گرفت؛ باید از دل این جمع، «پیوند» ساخت؛ پیوندی که بتواند به «قرار» برسد و ادامه پیدا کند.
وقتی گفتوگو، راه را باز میکند
اولین قدم، باز کردن سرِ صحبت بود. محتواهایی در کانال «بر مدار نصرالله» آماده شد تا افراد بتوانند گفتوگو را با موضوعات متنوعی شروع کنند. محتوا، تراکتها و چالشها طوری طراحی شده که همه بتوانند از آنها استفاده کنند.گفتوگوها از همینجا شروع میشود؛ کوتاه، ساده، اما واقعی. و مهمتر از خودِ گفتوگو، چیزی است که میتواند بعدش اتفاق بیفتد.
گعدههایی که از یک زیرانداز شروع شد
کمکم، از دل همین حرفهای کوتاه، جمعهای کوچکتری شکل میگیرد. چند نفر که دلشان میخواهد بیشتر حرف بزنند، کمی کنارتر میایستند، یا روی یک زیرانداز ساده مینشینند. همین جمعهای کوچک، میشود «گعدههای مسیر پیوند».در دل همین گعدهها، یک حرف بیشتر از بقیه تکرار میشود. اینکه ما اگر فقط کنار هم بایستیم و بعد، از هم جدا شویم، چیزی از این جمع باقی نمیماند. اینکه «پیوند امروز، همان چیزی است که فردای ما را میسازد». خیلیها وقتی این را میشنوند، انگار چیزی در دلشان تکان میخورد. چون واقعیت را دیدهاند؛ شبهایی که کنار هم هستند، اما هیچ آشناییای شکل نمیگیرد.حالا این سؤال جدیتر میشود؛ اگر امروز همدیگر را پیدا نکنیم، فردا چطور میخواهیم همدیگر را داشته باشیم؟همین شد که گفتوگوها کمکم به «قرار» رسید. قرار برای دوباره دیدن، برای ادامه دادن همین حرفها، برای اینکه این آشنایی نیمهکاره نماند. بعضیها همانجا شماره میدهند، بعضیها عضو کانال «مدار مادران انقلابی» میشوند، بعضیها قول میدهند شب بعد بیایند. مهم این است که یک قدم از «اتفاقی بودن» فاصله گرفتهاند.
از یک شب، به یک مسیر
بعضی جاها «میز دلنوشته» گذاشتهاند؛ برگههایی که رویش مینویسند از «فردای بدون اسرائیل»، از امیدها، از تغییراتی که این روزها در دلشان اتفاق افتاده و چالشهایی که در گعدهها دربارهشان گفتوگو میکردند.اما همهٔ اینها یک نخ نامرئی دارد و یک شرط زیربنایی؛ اینکه این ارتباط ادامه پیدا کند.در این میان، روایت کردن همین تجربهها هم مهم شد. در کانال اصلی مدار مادران انقلابی، از هر محله، ایده و گعدهای که شکل میگیرد، روایت نوشته میشود. این روایتها فقط خبر نیست؛ الهام است. هر کسی میتواند ببیند که دیگری چه کرده و از همان، راهی برای خودش پیدا کند.آخرش، همهٔ این تلاشها به یک جملهٔ ساده برمیگردد؛ جملهای که بارها در همان میدانها گفته میشود؛ «اگر امروز پیوند نزنیم، فردا همدیگر را نخواهیم داشت.» و درست به همین خاطر، همهچیز از همین امروز شروع میشود؛ از یک سلام، یک سؤال، یک گفتوگوی کوتاه، که شاید آغاز یک مسیر بلند باشد.#مدار_مادران_انقلابی#الگوی_سوم_زن#ایده_تجمعات_شبانه#غرفه_کودک_انقلابی#کانال_مدار_مادران_انقلابی_بلهمطالب مشابه را از صفحهٔ زندگی خبرگزاری فارس دنبال کنید. 08:59 - 5 اردیبهشت 1405