این «پاسدار» خودش «دست بلند ایران» بود

از گرمای فنجان چای کنار دستش گلویی تازه می‌کند تا خاطراتش را این بار با رفیق شهیدش ورق بزند. قرار است بعد از بغض‌هایی که با خاطرات شهید پاسدار «امیرعلی حاجی‌زاده» فرو خورده، داغ جگرسوز دیگری را برایمان رو کند. اسم شهید پاسدار «میثم معظمی گودرزی» را که می‌آورد، می‌روم به روزهای بعد از جنگ ۱۲ روزه.
گروه زندگی: از گرمای فنجان چای کنار دستش گلویی تازه می‌کند تا خاطراتش را این بار با رفیق شهیدش ورق بزند. همان دانشمند جوان هوافضا که نام و نشانش را قلم می‌گیریم تا در گمنامی ایمن‌تر باشد. اما اجازه می‌دهد صدا را ضبط کنم و به امانت نگه دارم.حالا قرار است بعد از بغض‌هایی که با خاطرات شهید پاسدار «امیرعلی حاجی‌زاده» فرو خورده، داغ جگرسوز دیگری را برایمان رو کند. اسم «آقا میثم» را که می‌آورد، سُر می‌خورم به روزهای بعد از جنگ ۱۲ روزه که خانوادهٔ شهید پاسدار «میثم معظمی گودرزی» گوشه‌ای از شخصیت کم‌نظیر او را برایم توصیف کردند.همان روزها واسطه‌ای پیام رساند که «عکس اول گزارش شما، ژست خاص آقا میثم بود. بعد از اینکه این ژست را می‌گرفت شروع می‌کرد به گفتن یک سری حرف‌های خاص!» ذهنم درگیر می‌شود که «چه حرف خاصی؟» اما راهی ندارم برای رسیدن به جوابش.می‌گذرد تا روزی که این نخبهٔ هوافضا قرار است از نگاه یک دوست و همکار از «آقا میثم» برایمان بگوید...

او خودش «دست بلند ایران» بود

آقا میثم در کارش در نیروی هوافضای سپاه به تخصص و پختگی رسیده بود که این دانشمند جوان با او آشنا شد. برایش بسیار جذاب بود که همین میثم جوان که فقط دو سه سال از او بزرگتر بود، یک فرماندهٔ میدانی است که روی ماجرای «دست بلند ایران» کار می‌کند.در مباحث عملیاتی آقا میثم یک فرد بسیار خلاق بود. همیشه ایده‌های جذابی داشت. نگاه و زاویهٔ دید و تحلیلش طوری بود که قدرت عمل و ذهن دشمن را می‌خواند.

فشار کار، در جوانی موهایش را سفید کرد

اگرچه فشار کار، موهای سر و محاسنش را در همان جوانی سفید کرده بود، اما همیشه بسیار خوش‌مشرب و خوش‌برخورد بود. داغ دل دانشمندی که روبه‌رویم نشسته تازه می‌شود وقتی از سادگی و خاکی بودن آقا میثم تعریف می‌کند و با نگاهی داغ‌دار تأکید می‌کند که «خیلی خیلی خیلی خاکی بود.»خستگی و فشار کار و جلسات طولانی، دیگر به وضعیت روزمره‌اش تبدیل شده بود. گاهی ساعت ۱۲ شب با این دانشمند جوان تماس می‌گرفت و مسئله‌ای را پیگیری می‌کرد. بسیاری اوقات تا دیروقت در محل کار می‌ماند و بی‌وقفه کار می‌کرد.

معمای ژست به‌خصوص آقا میثم

روایت نخبهٔ هوافضای ما بی‌آنکه چیزی بپرسم، می‌رسد به سؤالی که از چند ماه پیش، دربارهٔ عکس آن گزارش و ژست آقا میثم در ذهنم طرح شده است.«گاهی سختی بعضی از کارها باعث می‌شد بچه‌ها برای انجام آن مقاومت نشان دهند، اگرچه به هر حال انجامش می‌دادند. اما در این موقعیت‌ها، وقتی آقا میثم می‌خواست نیروها را امر و نهی کند، ژست خاصی می‌گرفت، بعد شروع می‌کرد به بچه‌ها به شوخی متلک می‌گفت.» آن‌وقت همه به خنده می‌افتادند و کوتاه می‌آمدند.

صدای خنده‌اش، قبل از خودش می‌رسید

نیروها قبل از اینکه به اتاق آقا میثم برسند و چهرهٔ خسته اما مهربانش را ببینند، صدای شوخی و خنده‌اش را می‌شنیدند. با اینکه فشار کاری‌اش بسیار بالا بود، ولی هوای نیروهایش را داشت. همیشه صدای قهقههٔ خندهٔ خودش و آنها به راه بود.سخت‌ترین و پردغدغه‌ترین کارها را انجام می‌داد که چم و خم‌شان زیاد بود و هر کسی دل انجام دادنشان را نداشت. ولی آقا میثم با روحیه و شخصیتی که داشت از پس آنها برمی‌آمد.

هر کس او را می‌دید انگیزه می‌گرفت

کار در نیروی هوافضا تعطیلی ندارد. بیشتر وقت‌ها حتی روزهای تعطیل هم نیروها سرکار هستند. این خاطره هم برمی‌گردد به آخرین «روز پدر»ی که آقا میثم در میان ما بود و دانشمند جوان ما توفیق داشت آن روز به‌خصوص را با این شهید جنگ ۱۲ روزه سپری کند.شب قبلش با راویِ ما تماس گرفت. از کار واجبی که پیش آمده گفت و خواست که فردا ساعت ۶ صبح پیش آنها باشد و صبحانه را با هم بخورند. و این آخرین دیدار آنها بود.دانشمند جوان با یکی از همکاران ساعت ۶ صبح در اتاق آقا میثم بود. صبح روز تعطیل، آن هم روز عید که هر خانه‌ای برنامهٔ دورهمی یا جشنی داشت، آنها دور هم سرکار بودند. تصور می‌کردند جلسه‌ای کسل‌کننده و بی‌انرژی در پیش دارند.اما با وجود اهمیت و سنگینی کار، کاملاً برعکسش اتفاق افتاد. مسئله بسیار جدی بود و کار بسیار چالشی. دانشمند جوان می‌گوید «کلی صحبت کردیم و توی سروکلهٔ هم زدیم برای اینکه آن روز کار به نتیجه برسد.»ولی خوش‌مشربی آقا میثم طوری بود که باعث می‌شد حتی حین کار هم به همکارانش خوش بگذرد و خسته نشوند. اصلاً مدل شخصیتی او را هر کس که می‌دید روحیاتش به کل متحول می‌شد.

جوانی که خودش را وقف ایران کرد

آقا میثم معمولاً آن‌قدر غرق کار می‌شد که خودش را فراموش می‌کرد. دیگر وقتی برایش نمی‌ماند که به خودش برسد. مثل آن دفعه که آنفلوانزا گرفت.دانشمند جوان ما که با آقا میثم هم‌محله‌ای بود، سرما خورد. پزشک درمانگاه نزدیک خانه‌شان برایش سرم‌درمانی تجویز کرد. زیر سرم بود که احساس کرد آقایی در تخت کناری قرار گرفت. اما چون بین تخت‌ها پارتیشن بود، چیزی نمی‌دید.مرد موقع دراز کشیدن روی تخت، با حالت ناله گفت «آخ». صدایش شبیه آقا میثم بود. شروع کرد به ناله کردن. مدام «آی... آی» می‌گفت. درد زیادی داشت. نخبهٔ جوان از تن صدایش فهمید که خود میثم است.آن‌قدر بیماری‌اش را نادیده گرفته بود و دیر به پزشک مراجعه کرده بود، بیماری حسابی از پا انداخته بودش. طوری که اصلاً در حال خودش نبود و متوجه نبود چطور از درد ناله می‌کند.قبل از اینکه سرم را برایش بزنند، بی‌وقفه از درد «آی... آی» می‌گفت. چند دقیقه بعد که مسکن اثر کرد و حالش کمی بهتر شد، می‌گفت «آخیش... آخش...».

ما هم مثل شما جوانیم، بیایید با هم ایران را بسازیم

دانشمند جوان، داغ‌های بر دل نشسته‌اش را پشت نگاه به میز دوخته‌اش یکی یکی ورق می‌زند، جگرش می‌سوزد و حاصلش می‌شود چند جملهٔ کوتاه؛ «کسانی که از مجموعهٔ ما شهید شدند واقعاً مظلوم و از قشر زحمت‌کش این مملکت بودند. خیلی‌ها زحمت کشیدند تا ایران به اینجا برسد. ولی مجموعهٔ ما مجموعهٔ مظلومی است. نمی‌شود جزئیات را گفت. ولی بچه‌های ما رسماً سپر بلا بودند.»به اینجای گفت‌وگو که می‌رسیم، نخبهٔ هوافضای ما روی صحبتش را مشخصاً برمی‌گرداند به سوی جوانان ایران؛ «بدنهٔ هوافضا بدنهٔ جوانی است و با شما فاصلهٔ سنی ندارد. اصلاً قدرت این نیرو به خاطر همین جوان‌هایش است. مجموعهٔ ما نیاز دارد به آدم‌های جوان، خوش‌فکر و با استعداد.»نخبهٔ جوان که روزی خودش هوافضا را برای خدمت به وطن انتخاب کرده، حالا از هم‌سن و سال‌هایش دعوت می‌کند به این مجموعه بروند تا از توانمندی و سوادشان استقبال شود؛ «آنهایی که دین و مملکت‌شان برایشان مهم است، آنهایی که سواد لازم را دارند، آنهایی که زیر علَم امام حسین (ع) هستند؛ مجموعهٔ ما به شما نیاز دارد.»

اراده‌مان برای نابودی دشمن محکم‌تر شد

هنوز حرف‌هایش با جوانان تمام نشده. از تصوراتی که عده‌ای از آنها به خاطر ناآشنایی، دربارهٔ نیروی هوافضا دارند می‌گوید. اینکه عده‌ای تصور می‌کنند دانشمندان هوافضای ما از سیستم‌های خارجی و وارداتی استفاده می‌کنند.می‌گوید «واقعاً این‌طور نیست. ما در مجموعهٔ خودمان به خودکفایی خیلی بالایی رسیده‌ایم.» مجموعه‌ای که با نفس و فکر همین آدم‌های هم‌سن و سال آقا میثم زنده است و پیش می‌رود.دعا می‌کند که هیچ‌کس مدیون خون شهدا نشود. برای جوان‌ها هم دعا می‌کند؛ «ان‌شاءالله جوان‌هایی که احساس می‌کنند که مملکت‌مان به درد نمی‌خورد و ناامیدشان می‌کند، با مطالعه و دانش بیشتر و با دید بازتری به مملکت‌شان نگاه کنند و امیدوارتر شوند.»یک ثانیه تصویر آقا میثم از جلوی چشمش دور نمی‌شود. خانواده‌اش شهادت می‌دهند از روزی که متوجه شد آقا میثم به شهادت رسیده، یک روز هم آب خوش از گلویش پایین نرفته. مدام تصویر آقا میثم جلوی چشمش است. مدل خنده‌هایش. سبک حرف زدنش. نکاتی که در کار به آنها می‌گفت. دغدغه‌ای که داشت...دانشمند جوان، حرف‌هایش را با جمله‌ای مقتدرانه به پایان می‌برد «آقا میثم وظیفهٔ سنگینی روی دوش ما گذاشت. البته اراده‌مان را هم برای نابودی دشمن محکم‌تر کرد...»#شهدای_جنگ_12روزه#شهید_میثم_معظمی_گودرزی#سبک_زندگی_شهدا#دانشمند_فضایی_شهید#شهدای_نیروی_هوافضامطالب مشابه را از صفحهٔ زندگی خبرگزاری فارس دنبال کنید.
16:29 - 3 بهمن 1404
زندگی
فرهنگ شهروندی
مهارت‌های زندگی




10 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌خسرو معترض‌
@khosromotarez3 بهمن 1404
در پاسخ به
خدا همه ما رو شهید از این دنیا ببره ،صلوات.

@user1768511356943 بهمن 1404
در پاسخ به
S
Shomal Iran

@user176851135694  •  30 دی 1404

تسریع در تبدیل وضعیت کارکنان قراردادی به پیمانی
مطالبه

تسریع در تبدیل وضعیت کارکنان قراردادی به پیمانی

با هدف تأمین امنیت شغلی کارکنان زحمتکش قراردادی دارای شناسه کارکنان دولت و مورد تأیید سازمان اداری و استخدامی کشور، درخواست می‌شود فرآیند تبدیل وضعیت این کارکنان از قراردادی به پیمانی، که بار مالی برای دولت ندارد و با آزمون وارد وزارتخانه شده‌اند، هر چه سریع‌تر انجام شود. این موضوع علی‌رغم گذشت چندین سال هنوز در پیچ و تاب مجلس معطل مانده و شایسته رسیدگی فوری است.

وزارت علوم و سازمان سنجش، وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی، وزارت کار و وزارت دادگستری، دولت و وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنعت، معدن وتجارت، وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، وزارت توانیر، وزارت کار، تعاون و امور اجتماعی، وزارت بهداشت

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

نمایش گزارش


در پاسخ به
روحشان با سرور شهیدان محشور باد

تصویر نمایه‌ی ‌محمد حمزه‌
@m_hamza3 بهمن 1404
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌محمد حمزه‌
محمد حمزه

@m_hamza  •  3 بهمن 1404

بازگشایی دسترسی به cursor.com برای جامعه برنامه‌نویسان کشور

.
مطالبه

بازگشایی دسترسی به جامعه برنامه‌نویسان کشور

با احترام، در شرایطی که دسترسی به اینترنت بین‌الملل برای فعالیت‌های تخصصی و کاری در حال برقرار شدن است، بدین‌وسیله از مسئولان محترم و مراجع ذی‌ربط درخواست می‌شود موضوع دسترسی به سرویس Cursor (cursor.com) مورد بررسی و بازنگری قرار گیرد. Cursor یک ابزار تخصصی مبتنی بر هوش مصنوعی برای برنامه‌نویسی و توسعه نرم‌افزار است که توسط هزاران برنامه‌نویس در سراسر جهان استفاده می‌شود. این ابزار به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند فرآیندهایی که به‌صورت سنتی هفته‌ها یا ماه‌ها زمان‌بر هستند، در زمانی بسیار کوتاه‌تر و با بهره‌وری بالاتر انجام شوند. کاربرد این سرویس صرفاً فنی، آموزشی و حرفه‌ای بوده و هیچ‌گونه کارکرد مغایر با منافع ملی، امنیتی یا فرهنگی کشور ندارد. عدم دسترسی به چنین ابزارهایی، عملاً باعث کاهش توان رقابتی متخصصان داخلی، کند شدن روند تولید نرم‌افزار، افزایش هزینه‌ها و فاصله گرفتن نیروی انسانی کشور از استانداردهای جهانی می‌شود؛ در حالی که فراهم بودن دسترسی هدفمند و مبتنی بر نیاز کاری می‌تواند نقش مستقیمی در رشد اقتصاد دیجیتال، اشتغال تخصصی و توسعه فناوری داشته باشد. مطالبه ما اینترنت نامحدود یا غیرکنترل‌شده نیست؛ بلکه درخواست یک بستر جامع، پایدار و متناسب با نیازهای حرفه‌ای برای متخصصان حوزه فناوری اطلاعات است تا بتوانند به ابزارهای بین‌المللی ضروری برای انجام کار خود دسترسی داشته باشند. لذا از وزارت محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات و همچنین نهاد محترم ریاست جمهوری تقاضا می‌شود دستور فرمایند موضوع بازگشایی و امکان دسترسی به این سرویس تخصصی، در چارچوب‌های قانونی و کارشناسی، مورد توجه و اقدام قرار گیرد. با سپاس جمعی از برنامه‌نویسان و فعالان حوزه فناوری اطلاعات

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، نهاد محترم ریاست جمهوری

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

تصویر نمایه‌ی ‌نادر ربیعی نژاد‌
@Sh1401saleh3 بهمن 1404
در پاسخ به
سلام بر شهیدان

تصویر نمایه‌ی ‌فاطمه صحرائی‌
@Doustdar_Velayat3 بهمن 1404
هموطنان عزیزباتوجه به تاکیدات مکرر رهبر عزیز انقلاب درخصوص مبارزه با نفوذ و بادرنظرگرفتن شبکه‌های پیچیده رژیم صهیون جهت ایجاد #اغتشاشات درکشور، باتوجه به سابقه تاریخی موساد در بکارگیری یهودیان، تقاضا می‌شود این‌پویش را حمایت‌کنید.https://farsnews.ir/ShahrvandIranZamin/1768403380872821978
مطالبه

پیگیری نقش یهودیان ‌متصل به موساد در اغتشاشات تروریستی و برخورد باآنها

درتمام عملیات‌های انجام‌شده توسط رژیم صهیونیستی در کشورهای جهان، اعم‌از آدم‌ربایی، ترور، سرقت و...‌همواره مهمترین و‌قابل‌اعتمادترین‌افراد برای موساد و‌امثالهم، یهودیان ساکن کشور هدف بوده‌اند که در موساد تحت‌عنوان «سایان» شناخته، سازماندهی و هدایت می‌شوند. بدون تردید در اغتشاشات اخیر نیز مانند جنگ تحمیلی ۱۲روزه، بسیاری از امور مربوط به سازماندهی و هدایت تروریست‌ها به‌ویژه تامین مالی و لجستیکی آنها اهمیت بسیار زیادی داشته‌است که قطعا برخی معدود یهودیان داخل کشور که حتی شماره تلفن بعضی‌از آنها درلیست کشف‌شده از مامور موساد توسط گروه هکری حنظله وجودداشت و منتشرشد از مهمترین عوامل اجرای آن بوده‌اند. ‎برخی از این یهودیان بصورت مخفیانه به سرزمین‌های اشغالی رفت‌وآمد دارند و بررسی عملکرد و نقش احتمالی آنها در فتنه و اغتشاش اخیر و برخورد جدی و قاطع امنیتی و قضائی با این خائنین نه‌تنها یک مطالبه ملی، بلکه یک راهکار اجرایی مهم برای جلوگیری از وقوع فجایع تروریستی احتمالی در آینده است.

قوه قضائيه، دادستان کل کشور، رئیس محترم قوه قضائیه، وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه، سازمان اطلاعات فراجا (سافا)، حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌hope‌
@ll1103 بهمن 1404
در پاسخ به
در یک شب چقدر فرار مغزها داشتیم از ظلمت دنیا به عرش الهی و عند ربهم یرزقون

تصویر نمایه‌ی ‌بلوچ‌
@Balochistani3 بهمن 1404
در پاسخ به
مگه شهید شدن ؟ متنو نخوندم طولانیه از کپر تو عکس معلوم بود پیش ما هم اومدن

تصویر نمایه‌ی ‌تراب 🇮🇷‌
@torab4 بهمن 1404
در پاسخ به
همون شهید عزیزی که تا لحظه آخر نگران جان حضرت آقا بود . رحمت و رضوان الهی به روح بزرگ و مطهرش 🌹❤️