رسانه‌ای که فقط از پیروزی می‌گوید، مخاطبش را از دست می‌دهد

در جنگ‌های پیچیدهٔ امروز، روایتگری بحران به مرزهای تازه‌ای رسیده است. «حسن شمشادی» خبرنگار میدانی برجسته با تجربهٔ ۸ سال حضور در عراق و سوریه، به روایت چالش‌های روایتگری جنگ و مدیریت احساسات می‌پردازد و راز عبور از پروپاگاندا را فاش می‌کند. از آموزش تخصصی تا باور عمیق، کلید روایتگری درست جنگ است.
خبرگزاری فارس - گروه رسانه: «حسن شمشادی» خبرنگار و گزارشگر شناخته‌شدهٔ صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، متولد اول آبان ۱۳۴۸ در خرم‌آباد است. او سابقهٔ خبرنگاری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در عراق و سوریه و نیز مدیریت دفتر آن در سوریه را در کارنامهٔ خود دارد.شمشادی با تجربه‌ای عمیق در پوشش بحران‌ها و جنگ‌های منطقه، امروز به‌عنوان یکی از منابع معتبر در حوزهٔ روایتگری جنگ و رسانه حضور دارد.در این گفت‌وگو، دیدگاه‌های او دربارهٔ روایتگری جنگ و بحران و چالش‌های رسانه‌ای در بحران‌های پیچیدهٔ منطقه را می‌خوانیم.
فارس: تجربهٔ شما از روایتگری در بحران سوریه و عراق چه درس‌هایی در حوزهٔ روایت جنگ در بر داشت؟شمشادی: در ۸ سال حضورم در بحران‌های عراق و سوریه، روایتگری و خبرنگاری جنگ را از نزدیک دنبال می‌کردم. آنجا با یک بحران ترکیبی مواجه بودیم؛ نه به معنی هیبریدی و ترکیبی از جنگ رسانه‌ای، سایبری و... (البته آنها هم بود). بلکه ترکیبی از گروه‌های تروریستی متنوع با ایده‌ها، فرماندهی و پرچم‌های مختلف در هر دو کشور.وظیفهٔ ما تبیین اقدامات تروریست‌ها در عراق و سوریه بود. در عراق، باید نقش اقدامات تروریستی آمریکایی‌ها و در سوریه نقشه‌های صهیونیست‌ها، آمریکایی‌ها و غربی‌ها علیه سوریه را آشکار می‌کردیم.اصلی‌ترین وظیفهٔ ما در روایتگری، اطلاع‌رسانی درباره ظلم‌ها، جنایات و توطئه‌هایی بود که این گروه‌ها علیه مردم اجرا می‌کردند.این روایتگری هم در قالب رسمی صداوسیما (گزارش‌های رادیویی، تلویزیونی، خبرهای مکتوب و ارتباط‌های زنده) و هم در فضای مجازی، به‌ویژه در فیسبوک سوریه که سال‌ها در آن فعال بودیم، پیگیری می‌شد. فارس: چه تفاوت‌هایی میان روایتگری جنگ‌های کلاسیک و جنگ ترکیبی (مثلاً سایبری موشکی اخیر ایران و رژیم صهیونیستی) می‌بینید؟شمشادی: تفاوت جنگ کلاسیک با جنگ ترکیبی امروز (سایبری، موشکی و رسانه‌ای)، در نوع اهداف و تکنیک‌ها و تاکتیک‌هایی است که دو طرف استفاده می‌کنند؛ تکنیک‌هایی مانند بزرگ‌نمایی، کوچک‌نمایی، سیاه‌نمایی، وارونه‌نمایی و قلب حقیقت، که در جنگ روایت‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران به کار می‌رود و در جبههٔ مقابل هم مشابه آن استفاده می‌شود.
یک واقعیت مهم در جنگ روایت‌ها این است که نمی‌توان فقط از پیروزی‌ها گفت. شرایط امروز با ۴۰ سال پیش و دوران دفاع مقدس فرق دارد؛ امروز با گستردگی اینترنت، ماهواره و شبکه‌های اجتماعی، دیگر نمی‌شود تنها به روایت پیروزی‌ها اکتفا کرد.جنگ، دو طرف دارد که هر دو به موفقیت‌ها و اهدافی دست پیدا می‌کنند و آسیب‌هایی هم می‌بینند. اگر روایت فقط یک‌طرفه باشد، مخاطب در جایی خواهد پرسید «پس تلفات و خسارات ما چه شد؟ چرا کم‌اهمیت نشان داده می‌شود؟»این ظرافتی است که رسانه‌ها باید به آن توجه کنند. نباید فکر کرد اگر ما آسیب‌ها و خسارات خود را نگوییم، رسانه‌های دیگر هم به آن نخواهند پرداخت؛ آنها حتماً به این موارد خواهند پرداخت.طبیعتاً باید احساسات، غرور ملی و حس قدرت را منتقل کرد، اما تنها تکیه بر این موارد، مخاطب را از رسانه دور می‌کند. باید با استفاده از تکنیک‌های حرفه‌ای رسانه‌ای، هر دو سوی ماجرا (هرچند با وزن متفاوت) اطلاع‌رسانی شود، تا مخاطب در جریان واقعیت‌ها قرار گیرد. البته این کار باید همراه با رعایت الزامات امنیتی و چارچوب‌های رسانه‌ای و با هماهنگی نهادهای بالادستی انجام شود.
فارس: به نظر شما در روایت جنگ، احساسات مردم چگونه باید مدیریت شود؟شمشادی: وقتی در جنگ و تهاجم دشمن، ساختمان‌های مسکونی، زنان، کودکان و مردم عادی هدف قرار می‌گیرند، طبیعی است احساسات مردم جریحه‌دار شود و رسانه باید این واقعیت‌ها را نشان دهد تا روشن شود دشمن، مردم را نیز هدف گرفته و فقط فرماندهان نظامی یا دانشمندان هدف نبوده‌اند.اما از سوی دیگر، برخی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان معتقدند باید این احساسات کنترل شود. به نظر من، رسانه باید هر دو نکته را رعایت کند؛ هم تصاویر شهدا، مجروحان، جان‌باختگان و خانواده‌هایشان را نمایش دهد، و هم این کار را مدیریت‌شده و با رعایت اصول روان‌شناسی انجام دهد.رسانه می‌تواند اعلام کند از پخش برخی تصاویر به دلیل تأثیر روانی زیاد، معذور است. بسیاری از رسانه‌های دنیا هنگام پخش تصاویر دردناک، قبل از نمایش هشدار می‌دهند تا افرادی که مشکلات قلبی یا عصبی دارند، از تماشای آن خودداری کنند.این موضوع ظرافت‌هایی دارد که رسانه‌ها در روایت جنگ و بحران باید به آن توجه کنند.
فارس: هنگام روایت جنگ، چگونه خط بین پروپاگاندا و واقع‌گرایی را تشخیص دهیم؟شمشادی: ابتدا مخاطب باید به سطحی از سواد و سواد رسانه‌ای برسد که بتواند در این جنگ رسانه‌ای، رسانه‌های دشمن را از رسانه‌های خودی تشخیص دهد و بفهمد هر رسانه با چه پایگاه فکری، سیاسی، دولتی یا مالی و بر چه اساسی خبر منتشر می‌کند. باید درک کند که هیچ رسانه‌ای در دنیا صددرصد واقع‌گرا نیست و هر رسانه‌ای روایت خود را دارد.وقتی پایگاه رسانه را شناخت، اگر ببیند رسانه‌ای فقط از پیروزی‌های خود و شکست‌های طرف مقابل می‌گوید، هیچ صدایی از مردم شنیده نمی‌شود و فقط یک خط فکری برجسته می‌شود، این پروپاگانداست، فارغ از اینکه در کدام رسانه رخ دهد.اما اگر رسانه‌ای در کنار بیان قدرت و توان خود، از آسیب‌ها و نقاط ضعف هم سخن بگوید و از طیف‌های مختلف فکری موافق، مخالف و منتقد، دعوت کند (که ایران، اسلام و ایران اسلامی را قبول دارند و امنیت کشور برایشان مهم است)، و این کار در چارچوبی باشد که به همگرایی ملی و حفظ امنیت کشور کمک کند و بدون آنکه دشمن بتواند سوءاستفاده کند، نقاط ضعف هم بیان و آسیب‌شناسی می‌شود، طبیعتاً این رسانه، واقع‌گرا‌تر است و می‌توان بیشتر به آن اعتماد کرد.
فارس: به عنوان خبرنگار بحران، چطور تصمیم می‌گیرید چه چیزی را منتشر کنید و چه چیزی را نه؟شمشادی: خبرنگاران به‌تنهایی در رسانه‌های ما تصمیم‌گیر نیستند. بلکه دبیران، سردبیران و مدیران هستند که تعیین می‌کنند چه موضوعاتی و چگونه مطرح شود. اما این‌ها نیازمند آموزش‌های پیشینی است تا هنگام بحران و جنگ، تازه به فکر آموزش اصول خبرنگاری بحران به خبرنگاران و عوامل میدان نیفتیم.در بحران‌ها، باید به تلفات و خسارات اشاره شود، اما مدیریت‌شده؛ تا گرفتار بزرگ‌نمایی دشمن نشویم و در عین حال از کنار واقعیت‌ها هم عبور نکنیم. همچنین باید ریشه‌ها و تاریخچهٔ بحران و دشمنی‌ها، حتی قبل از انقلاب، برای مردم تبیین شود تا بدانند این جبههٔ متحد مقابل ایران چه کسانی هستند و چرا با مردم و کشور دشمنی می‌کنند.آسیب‌دیدگان نباید فراموش شوند، اما باز هم با مدیریت رسانه‌ای.از سوی دیگر، هنگام روایت پیروزی‌ها و موفقیت‌ها، باید از غلو، بزرگ‌نمایی و ارائهٔ اخبار نادرست پرهیز کرد. چون مخاطب اگر احساس کند خبرها اغراق شده یا نادرست است، اعتمادش از بین می‌رود و با چند بار تکرار، این اعتماد قابل بازگشت نخواهد بود.
فارس: در روایت جنگ اخیر، رسانه‌ها و خبرنگاران ایرانی چه نقاط ضعف و نقاط قوتی داشتند؟شمشادی: چون به نوعی در شرایط توقف جنگ هستیم، الان مناسب نمی‌دانم که نقاط ضعف رسانه‌ها و خبرنگاران ایرانی را مطرح کنم، هرچند دربارهٔ آن صحبت دارم.طبیعتاً حضور خبرنگاران در میدان از همان لحظات اول و تلاش برای کنترل احساسات خود در همان ساعات ابتدایی، از نقاط قوت محسوب می‌شود. حضور میدانی، حضور به‌موقع و ثبت لحظه‌ها، اهمیت دارد.اما ضعف در آموزش خبرنگاران جنگ و بحران در تمام رسانه‌ها کاملاً مشهود است. این افراد نیازمند آموزش‌های قبل از وقوع جنگ و بحران هستند، نه اینکه پس از شروع بحران، تازه به خبرنگار و گزارشگر و تصویربردار بگوییم در میدان چه کاری انجام دهد، چه چیزی را ببیند و چه چیزی را بگوید یا نگوید.
فارس: مخاطب ایرانی در مواجهه با روایت جنگ، چه انتظاراتی از خبرنگار دارد؟شمشادی: مخاطب ایرانی احساس غرور، وطن‌دوستی و انگیزهٔ دفاع از سرزمین، دین و نظام خود را دارد و باید این مفاهیم در اطلاع‌رسانی‌ها پررنگ شوند. در کنار آن، اشاره به حملات دشمن و پاسخ‌های محکم ایران نیز ضروری است.اما صرف بزرگ‌نمایی پیروزی‌ها یا کوچک‌نمایی خسارات، همان کاری است که دشمن انجام می‌دهد و موجب بی‌اعتمادی مخاطب می‌شود. با توجه به شرایط امروز و روایت‌های شکل‌گرفته در اینترنت و رسانه‌های مختلف، بسیاری از مسائل قابل کتمان نیستند؛ تصاویر ماهواره‌ای (واقعی یا جعلی) می‌تواند روایت‌ها را وارونه کند.باید در کنار نمایش قدرت نظامی و دفاعی ایران، به آسیب‌ها، وضعیت خانواده‌ها، اسکان و پیگیری وضعیت آسیب‌دیدگان نیز توجه شود، البته در چارچوب اصول امنیتی.مخاطب فهیم زمانی که ببیند روایت یک‌سویه است، بی‌اعتماد می‌شود. هرچند همهٔ رسانه‌ها تلاش می‌کنند پیام خود را منتقل کنند، اما نزدیک شدن به انصاف و بی‌طرفی، هرچند دشوار، یک ضرورت است. باید به مخاطب نشان داد رسانه همه چیز را می‌بیند و می‌گوید. این همان ظرافتی است که رسانه در جنگ باید رعایت کند.
فارس: چگونه روایت جنگ می‌تواند از حالت تهییج صرف خارج شود و به فهم عمیق کمک کند؟شمشادی: تهییج احساسات، بخشی از کارکرد رسانه در جنگ است، به‌ویژه در شرایط فعلی. اما در کنار این موضوع، باید ریشه‌های دشمنی، هم‌پیمانی دشمنان، فریب‌های رسانه‌ای و سیاسی آنها و هم‌دستی دشمنان قسم‌خوردهٔ ما مانند آمریکا و اسرائیل را با استفاده از فکت‌های مستند و قابل‌ارائه برای مخاطب ایرانی روشن کرد.این موضوعات باید با استفاده از اسناد منتشرشده توسط رسانه‌ها، کارشناسان، خبرنگاران، اندیشمندان، اهالی سیاست و مسئولان تصمیم‌گیر آن سوی مرزها، به‌ویژه در غرب و آمریکا، به مخاطب نشان داده شود.نشان دادن مستندات می‌تواند به فهم عمیق‌تر جامعه و مردم کمک کند و باعث شود مخاطب با آگاهی بیشتری، روایت رسانه را دنبال کند.
فارس: در روایت بحران، چه چیزی برای مخاطب داخلی مهم‌تر است؟ روایت امید، روایت واقعیت یا روایت درد و خسارت؟شمشادی: از نظر حرفه‌ای، مهم‌ترین اصل روایت واقعیت و در کنار آن، روایت امید است. شما در رسانهٔ جبهه‌ای می‌جنگید که تحت هجوم قرار گرفته‌اید و متجاوز نیستید. بلکه از خودتان دفاع می‌کنید. طبیعی است که باید واقعیت‌ها روایت شود. اما در کنار آن، روایت امید، قدرت، توانمندی، آینده‌نگری، قدرت نیروهای مسلح، توان آفندی و پدافندی، همبستگی ملی و سرمایهٔ اجتماعی نیز به تصویر کشیده شود. فارس: تفاوت روایت بحران از منظر خبرنگار ایرانی با خبرنگاران غربی در چیست؟شمشادی: به نظرم اساس کار خبرنگار ایرانی با خبرنگار غربی، غیر از مباحث حرفه‌ای رسانه‌ای که قطعاً نیازمند یادگیری و تقویت هستیم، از منظر اعتقادی متفاوت است.برای خبرنگار غربی یا غیر ایرانی، آنچه در بحران و جنگ می‌بیند صرفاً یک کار حرفه‌ای است که بر اساس اصولی که یاد گرفته، تجربه کرده، خوانده یا از رسانه‌اش به او دیکته شده، انجام می‌دهد و تصور می‌کند که دارد حرفه‌ای و منطقی رفتار می‌کند.اما در این‌سو، خبرنگار ایرانی علاوه بر آموزه‌های حرفه‌ای، آکادمیک و تجربیاتی که باید پیش از وقوع بحران و جنگ کسب کند، نگاه اعتقادی و باورمند به وطن، ملت ایران، جمهوری اسلامی و مکتب شیعه دارد.
فارس: رسانه‌های غربی جنگ اخیر را چگونه روایت کردند؟ این روایت را چقدر دقیق می‌دانید؟شمشادی: ما در یک جنگ روایت دوسویه قرار داریم. رسانه‌های غربی، عبری و عربی متحد با دشمنان ما، تلاش می‌کنند ایران را ضعیف نشان دهند و حملات به فرماندهان، دانشمندان و مراکز نظامی و هسته‌ای ایران را بزرگ‌نمایی کنند. وقتی ایران پاسخ می‌دهد، با تحریف و کوچک‌نمایی، تلاش می‌کنند این پاسخ‌ها را بی‌اثر و کم‌اهمیت جلوه دهند یا ایران را متهم به حمله کور به غیرنظامیان کنند.برای آنها، دقت در روایت اهمیتی ندارد و روایتشان بر اساس ایدئولوژی سیاسی و منافع سرمایه‌گذارانشان شکل می‌گیرد. در عین حال با چینش مهمان، تصاویر و سوالات طوری رفتار می‌کنند که رسانه‌شان بی‌طرف جلوه کند، در حالی که بی‌طرفی واقعی در هیچ رسانه‌ای وجود ندارد.رسانه‌هایی که علناً علیه ایران فعالیت می‌کنند، مشخص‌اند و تنها به تضعیف و براندازی می‌پردازند. اما رسانه‌هایی که ادعای میانه‌روی دارند، با استفاده از تکنیک‌های حرفه‌ای اقناع، سعی می‌کنند روایت خود را منصفانه جلوه دهند.تفاوت آنها با رسانه‌های این سو در همین استفادهٔ حرفه‌ای از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های رسانه‌ای برای اقناع مخاطب است.
فارس: چطور می‌توان روایت بحران را برای مخاطب بین‌المللی قابل‌فهم و اثرگذار کرد؟شمشادی: یک واقعیت مهم این است که اکثر رسانه‌های پرمخاطب دنیا به زبان‌هایی مثل انگلیسی، فرانسوی، عربی، روسی و اسپانیایی، در اختیار امپراتوری رسانه‌ای مقابل جمهوری اسلامی ایران است و تلاش می‌کنند روایت غالب خود را به دنیا تحمیل کنند.بنابراین، اگر می‌خواهیم برای مخاطب بین‌المللی مؤثر باشیم، باید بسترهای مناسب ماهواره‌ای و اینترنتی داشته باشیم؛ به زبان‌های مختلف محتوا تولید کنیم؛ از شعارزدگی و هیجان‌زدگی خبری پرهیز کنیم و به‌جای ادعا، مستندات قابل ارائه و اقناع‌کننده ارائه دهیم؛ و تصویر و سند ارائه کنیم، نه فقط حرف و ادعا.برای تأثیرگذاری، باید به زبان‌های پرمخاطب و روی بسترهای گسترده، محتوای اثرگذار و روایت خود را تولید و منتشر کنیم تا بتوانیم مخاطب جهانی را پیدا، جذب و اقناع کنیم.این مسیر سخت و پیچیده است. اما به اندازهٔ توان، شدنی است.
فارس: به عنوان خبرنگار بحران، وقتی با صحنه‌های خشونت و مرگ روبه‌رو می‌شوید، چگونه تعادل روانی خود را حفظ می‌کنید؟شمشادی: از نگاه من، تفاوت اصلی خبرنگار ایرانی با خبرنگار غربی، جدا از آموزش و تجربه، در یک چیز است: باور اعتقاد.من، حسن شمشادی، اعتقادات و باورهایی دارم که بر اساس آن‌ها در میدان هستم. از مرگ و خطر نمی‌ترسم، چون ایمان دارم همه چیز در ید قدرت خداوند است. البته تلاش می‌کنم اصول ایمنی را رعایت کنم.صحنه‌های خشونت‌آمیزی که یک خبرنگار در بحران و جنگ می‌بیند، قطعاً روی روح و روان او تأثیر می‌گذارد. تنها با اعتقاد به قدرت خداوند و تکیه بر باور و اعتقادش می‌تواند این صحنه‌ها را ببیند و آرامش روانی خود را حفظ کند.
فارس: توصیهٔ شما به خبرنگاران جوان دربارهٔ روایتگری بحران و جنگ چیست؟شمشادی: به خبرنگاران جوان و مدیران رسانه‌ها درود و احترام می‌فرستم و تأکید می‌کنم که خبرنگاران، گزارشگران، تصویربرداران، عکاسان و مستندسازان جنگ و بحران باید آموزش ببینند. نباید همه‌چیز را در زمان وقوع بحران تجربه کنیم. بلکه باید از قبل، از تجربیات دیگران و آموزه‌های تئوری و عملی بهره ببریم.در رسانه‌ها باید پروتکل‌های مشخصی برای خبرنگاران و عوامل رسانه‌ای تعریف شود تا در زمان جنگ و بحران بدانند چگونه روی آنتن بروند، چگونه آنتن زنده را مدیریت کنند، چگونه گزارش تهیه کنند، چگونه در صحنه‌ها چگونه حاضر شوند، چه نکاتی را پررنگ و کمرنگ کنند، دنبال چه موضوعاتی باشند، پوشش و تن صدایشان چگونه باشد، و...در انتخاب خبرنگار جنگ و بحران باید به قد، قامت، چهره، صدا، دایرهٔ واژگان، سواد، و آمادگی روحی، روانی و حرفه‌ای توجه ویژه داشت.متأسفانه در رسانه‌های ما کمتر به بخش عملی و واقعی خبرنگاری جنگ پرداخته شده و آنچه امروز می‌بینیم، بیشتر به رزومه‌سازی شبیه است تا کار عملی و تخصصی.تأکید می‌کنم آموزش، مطالعه، آمادگی جسمی، روحی، روانی و حرفه‌ای، پیش‌نیاز تأثیرگذاری در حوزهٔ خبرنگاری و روایتگری بحران و جنگ است.#خبرنگاری_بحران#روایتگری_بحران#خبرنگاری_جنگ#پروتکل_رسانه_ای#جنگ_ایران_اسرائیلاخبار رسانه‌ای را از صفحهٔ هنر و رسانه خبرگزاری فارس دنبال کنید.
12:32 - 26 تیر 1404

5 بازنشر16 واکنش
352٫8k بازدید



6 پاسخ

@mosafa26 تیر 1404
در پاسخ به
راس میگه. من هرموقع میام تو فارس میبینم یخبری کارشده از اسیب به اسراییل!!! یا شاید نسبت ده به یک!! حداقل منصفانه خبر کار کنید. یجوری که نگیم بازیو ۱۰ صفر ایران برده!

@user1750179518226 تیر 1404
در پاسخ به
بله نیروهای اطلاعاتی بد جوری رو دست خودند این رو نباید کتمان کرد که بریم خونه بشینیم من نوعی می رم خونم می شینم ولی یه اطلاعاتی خونش کجاست تو خونه دشمن اونجا باید بشینه که هشت ماه نقشه برامون بکشن و اب از اب تکون نخوره به راستی که باید پاسخگوی ندانم کاری های خودشان باشند نکنه که اطلاعاتی ها هم وفاق …نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌نورالهدا‌
@Mahoor26 تیر 1404
برای من معیار تحلیل حضرت آقاست. ایشون هم فرمودند اسراییل بیچاره شد و خم شد و به زمین چسبید، هم این پیروزیِ قطعی رو به مردم ایران تبریک گفتند.بنابراین در پیروزی شکی نیست. نقاطِ ضعفِ نظامی و اطلاعاتی رو نباید شکست قلمداد کرد. بلکه باید بدون انکار‌کردن و مخفی‌کاری به رفع آنها پرداخت.

تصویر نمایه‌ی ‌سید ابراهیم حسینی فرد‌
@Ebrahim_Hosseinifard27 تیر 1404
در پاسخ به

از «جنگ تحمیلی» رژیم صهیونی تا «اراده تحمیلی» ملت ایران

مقام معظم رهبری در بیانات اخیر خود با نگاهی راهبردی از کلیدواژه‌های مهمی چون «جنگ تحمیلی» و «صلح تحمیلی» یاد کردند؛ واژگانی که ضروری است در ادبیات سیاسی کشور نهادینه شوند و ابعاد تاریخی، سیاسی و استراتژیک آن‌ها به‌دقت واکاوی شود.کشورهای غربی، با محوریت انگلستان و ایالات متحده آمریکا و در سایه‌ی لا…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش