به سراغت می‌آییم، دونالد!

از جای جای این خاک مقدس امروز در جمکران جمع شده‌اند تا در آخرین دیدار با آقای شهیدمان عهدنامه‌ای را در تاریخ ثبت کنند.
به گزارش فارس؛ پیش از طلوع، هنوز آفتاب خودش را کامل به گنبد نرسانده که سیاهی جمعیت، صحن‌های مسجد جمکران را پر کرده بود. پرچم‌های سیاه، پرچم‌های سرخ خون‌خواهی و پرچم سه‌رنگ ایران، دوشادوش هم در باد حرکت می‌کردند.میان پرچم‌ها، پرچم حزب‌الله لبنان نیز در کنار پرچم ایران بالا رفته بود؛ گویی مرزها در این میدان رنگ باخته بودند و همه یک قرار مشترک دارند؛ قرار وداع.
مسجد جمکران امروز حال دیگری داشت. همین چندی پیش، حضرت آقا در همین صحن‌ها قدم زده بودند، نماز خوانده بودند و دلشان را به صاحب این خانه سپرده بودند و برای همه‌مان دعا کرده بودند. حالا این مسجد منتظر میزبان آخرین بدرقه است. اگر دیوارهای جمکران زبان داشتند، شاید بیش از هر کس از این وداع می‌گفتند. از رفیقی که سال‌ها راه این خانه را بلد بود و اکنون، پیکرش برای آخرین بار از برابر این گنبد عبور می‌کرد. امروز، مسجد جمکران با رفیق دیرینش وداع می‌کرد.
۳ MB
بعد از نماز صبح، ناگهان موجی از صدا در میان جمعیت هر کس چیزی در دست دارد؛ یکی پرچم، یکی عکس، یکی تسبیح و دیگری اشک. مردی که تصویر امام شهید را بر سینه فشرده بود، از میان جمعیت جلو می‌آید. صورتش از گرمای هوا خیس عرق است، اما انگار اصلا گرما را حس نمی‌کند. می‌گوید: قدم‌هایم نذر آقا امام زمان(عج) و برای خون‌خواهی از قاتلان رهبر شهیدم است. آقا همه این سال‌ها سختی‌ها را با جان و دل خرید؛ حالا من هم گرمای امروز و تمام سختی این مسیر را به جان می‌خرم تا شاید ذره‌ای از دینم را ادا کرده باشم.لحظه‌ای سکوت می‌کند. نگاهش را به سمت گنبد می‌برد و آرام، اما محکم، آخرین بدرقه‌اش را زمزمه می‌کند: تا آخرین قطره خون در صحنه خواهیم ماند تا این پرچم به دست حضرت ولی‌عصر(عج) برسد.
چند قدم آن‌طرف‌تر، زنی از کردستان ایستاده است. اشک، بی‌وقفه روی گونه‌هایش می‌لغزد. میان هق‌هق‌هایش فقط یک آرزو دارد؛ آرزویی که شبیه وصیت است: هیچ‌وقت از خونش نگذریم جوری زندگی کنیم که شرمنده‌اش نباشیم. جمعیت، هر لحظه بیشتر می‌شود. پیر و جوان، زن و مرد، همه آمده‌اند؛ نه فقط برای بدرقه یک پیکر، که برای تجدید یک عهد.

تا قصاص قاتلان در صحنه هستیم

جوانی که از تهران آمده، بی‌درنگ می‌گوید: تا قصاص قاتلان در صحنه هستیم و کوتاه نمی‌آییم.وجمله‌اش کوتاه است اما لحنش جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد.در میان پرچم‌های سرخ، مردی از شیراز ایستاده است. یک پرچم خون‌خواهی در دست دارد و مچ‌بندی با نقش پرچم ایران بر دست دیگرش بسته است. پرچم را بالاتر می‌گیرد و می‌گوید: عهد می‌بندم تا آخر این راه که راه آقاست، با اقتدار بمانم.
کمی دورتر، مردی روی آسفالت نشسته است. فرزند کوچکش را روی پا نشانده و آرام موهایش را نوازش می‌کند. کودک چیزی از ازدحام امروز نمی‌داند، اما پدر، آینده را در چشمان او می‌بیند. می‌گوید: عهد می‌بندم سرباز خوبی باشم. فرزندم را هم آورده‌ام تا نذر همین راه باشد.
در گوشه‌ای دیگر، دختر جوانی عکس حضرت آقا را در دست گرفته و زیر لب دعای عهد می‌خواند. لب‌هایش آرام تکان می‌خورند و میان زمزمه دعا، جمله‌ای را با اطمینان تکرار می‌کند: ان‌شاءالله نمی‌گذاریم خون حضرت آقا پایمال شود.
مرد میانسالِ کرمانی، نگاهش را از گنبد برنمی‌دارد. انگار دارد با خود مسجد حرف می‌زند. بعد آرام می‌گوید: حضرت آقا هر وقت دلش هوای امام زمان(عج) را می‌کرد، راهش به جمکران می‌افتاد. همین چند وقت پیش هم آمد، نماز خواند. امروز اما مسجد جمکران با رفیق دیرینش وداع می‌کند.امروز، جمکران قرارگاهی برای عهدهای تازه می‌شود. هر پرچمی که در باد می‌چرخد، هر دستی که بالا می‌رود، هر اشکی که روی گونه می‌غلتد، انگار جمله‌ای نانوشته را کامل می‌کرد؛ عهدی برای ادامه راه.مسجدی که روزی میزبان نماز و مناجات رفیق دیرینش بود، امروز او را بدرقه می‌کند؛ بدرقه‌ای که با اشک آغاز می‌شود اما در راه و مکتب مردم به پایان نمی‌رسد.شاید راز جمکران همین باشد؛ خانه‌ای که وداع را هم با انتظار گره می‌زند. مردمی که از جای‌جای ایران آمده‌اند، با پرچم‌هایی در دست و عهدهایی بر زبان از این صحن‌ها می‌روند اما چیزی را همین‌جا جا می‌گذارند؛ دلتنگی‌شان را.#بدرقه_آقای_شهید_ایران #رهبر_شهید #باید_برخاست#وداع_جمکران
05:29 - 16 تیر 1405
فرهنگ
خوزستان

5 بازنشر7 واکنش
39٫3k بازدید



5 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سید حسین نوربخش‌
@user17744683734216 تیر 1405
در پاسخ به
حزب‌الله ماشالله

@Seyed_m_m16 تیر 1405
در پاسخ به
لاشه نتانیاهو رو برامون بیارید لطفا

@SALA_ir16 تیر 1405
در پاسخ به
مردم، در محلات و روستاها و شهرهای خود طومار «مشارکت در قصاص» تهیه کنید. هر کس نیت کند و به وسع خود چیزی بنویسد و در این اقامه قصاص مشارکت کند. اعلام آمادگی کنید که ولو به اندازه قیمت یک فشنگ هدیه ای خواهید داد به قاتل آن جنایتکاران. و خدا غیور تر از آن است که عزم این امت مبعوث را بی پاسخ بگذارد.

در پاسخ به
تنهانتانیاهو وترامپ قاتل نیستند.وطن فروشاهم ازبعضی جناها،به این دو رژیم خط دادندبعضی ازداخلیهادستشان تامفرغ آعشته هست در خون رهبر شهید ساده دل، که دوست ودشمن رااحترام می گذاشت.در رسانه هازیادگفته شده که او بعضی از مخالفان نظام را به حضور می پذیرفت تا اختلاف نشود. ولی انها از سادگیش سواستفاده کردند.

تصویر نمایه‌ی ‌مرتضی کشاورز‌
@Mortezakeshavarz16 تیر 1405
در پاسخ به
یابو را هم بگویید مرگ بر یابو صهیونیست دشمن بشریت