روایتی از رونق روضه ۲۸۰ ساله بازار مسگرهای کرمان + عکس
این دویستوهشتادُمین سالیست که مسگرهای کرمانی کرکره مغازههایشان را پایین کشیدهاند تا مراسم روضهخوانی آقا امام حسین (ع) را در دهه آخر ماه صفر برگزار کنند.
خبرگزاری فارس – کرمان: یک قالی کرمانی را در ورودی بازار مسگرها نصب کردهاند و وسطش را بستهاند تا بتوان از دو طرف آن وارد بازار شد، این دویستوهشتادُمین سالیست که مسگرهای کرمانی، کرکرههای مغازههایشان را پایین کشیدهاند تا مراسم روضهخوانی دهه آخر ماه صفر را برپا کنند.
از چهارسوق بازار مسگرها تا چهارسوق بازار بزرگ را با قالی کرمانی، فرش کردهاند، حتی چند قالی را هم بهرسم هرساله همراه با پارچههای سیاه و پرچمها به دیوارهای بازار آویزان کردهاند.منبر در ورودی بازار مسگرها قرار دارد و سماورهای مسی دستساز غولپیکر هم در دو چایخانه در حال قُلقُل کردن هستند تا چای روضه را در استکان و نعلبکیهای قدیمی با قاشقهای چایخوری برنجی بهدست عزاداران آقا بدهند که نیمساعتی قبل از شروع روضه خودشان را به بازار رساندهاند.
روایتی از حضور 60 ساله در روضه بازار مسگرها در یکی از چایخانهها حاج محمدرضا اشرفی بههمراه نوههای نوجوانش در حال آماده کردن بساط چای روضه است، با او همکلام میشوم و با هم برمیگردیم به 63 سال قبل.«73 سال دارم، 10 ساله که بودم پایم به بازار مسگرها باز شد، توی مغازه پدرم کار میکردم. از همان سال در دهه آخر ماه صفر در کنار پدرم؛ حاجماشاءالله اشرفی در این چایخانه چای میریختم.
پدرم پیر شده بود و توان زیادی نداشت، میز را میچسباندیم کنار دیوار و بابا مینشست روی میز و چای را توی استکانها میریخت، من هم کمکدستش بودم.امکانات امروز را نداشتیم، منتقل را آتش میکردیم و یک سماور کوچک هم بود. آن زمان نیمکیلو قند و 100 گرم چایی برای روضه بازار مسگرها داشتیم، مردها روی سکوهای جلوی مغازههای چهارسوق مینشستند و زنها هم وسط بازار بودند.سید علی فریزنی خدابیامرز، قلیانها را چاق میکرد و میداد، دست مردم. ما هم با چای تازهدم از عزاداران آقا پذیرایی میکردیم.یکی از مغازههای مسگری را خالی میکردند، روحانیون میآمدند و دورتادور مینشستند تا وقتِ روضهشان برسد، اما حالا روحانیون هم وقت مشخصی دارند و سروقت میآیند و سروقت میروند. از روحانیون قدیمی روضه بازار مسگرها فقط حاج آقا پاییزان هست و بقیه به رحمت خدا رفتهاند.
آن موقعها فرش نبود و کف بازار را با زیلوها، فرش میکردند، الان اما نگاه کن، ماشاءالله همه این قالیهای کف بازار، کرمانی هستند.این سماور بزرگ مسی را با داییام ساختیم و اسم پدرم را هم رویش نوشتهایم. 32 سالی میشود که پدرم فوت کرده است و من بهجای او چایی میریزم. جمعیت در این سالها نسبت به قبل کمتر شده است، آنموقع از ساعت 4 آنقدر جمعیت زیاد بود که این پردهها را پایین میانداختیم و مردم در وسط میدان گنجعلیخان مینشستند و روضه گوش میدادند».
راز و رمز ماندگاری روضه مسگرها
مغازه مسگرهای کرمانی در دهه آخر ماه صفر بسته میشود تا بساط روضهخوانی امام حسین (ع) را برپا کنند، حاجآقا اشرفی از راز ماندگای این روضه 280 ساله تعریف میکند: «مسگرها با کمال افتخار از سه روز مانده به مراسم روضه تا آخر ماه صفر درهای مغازههایشان را میبندند و میآیند، خدمت میکنند. هیچکس هم به آنها نمیگوید: بیایید و یا نیایید! با دل خودشان میآیند، زیرا اعتقاد دارند که این روضه برایشان «برکت» میآورد. قبلا فقط مسگرها برای پول برای روضه بازار خرج میکردند و از مردم عادی پول قبول نمیکردند تا اینکه یکی از مسگرهایی که مسؤول روضهخوانی بوده است، خواب آقا سیدالشهدا (ع) را میبیند که به او میگویند «شما چکارهاید که پول مردم را قبول نمیکنید» از آن زمان به بعد پول همه را برای روضه مسگرها قبول میکنند».
این روضه 280 سال قدمت دارد
آقا محسن اشرف پسردایی حاجآقا اشرفیست، همان داییای که از مسگرهای قدیمی بازار کرمان بود و سماور بزرگ مسی مراسم روضهخوانی را ساخت، او که رئیس اتحادیه صنف فرش دستباف، مس و صنایعدستی کرمان هست درباره تاریخچه بازار مسگرها و مراسم روضهخوانی در این مکان تاریخی میگوید: «بازار مسگرها از آثار دوره صفویه است و به تاریخ احداث بنا بر اساس کتیبه بالای سردر آبانبار ۱۲۰۹ هجریقمری است.شیخبهایی نخستوزیر شاه عباس ایده راهاندازی بازارهای تخصصی را میدهد و برای ایجاد بازار مسگرهای کرمان هم مسگرهایی را از جبلالعامل مراکش به کرمان می آورد.در وقفنامه بازار مسگرها نوشته شده است از محل کرایه موقوفات بازار هر ماه یک جوال مواد خوارکی مثل آرد و میوه به این مسگرها بدهند و از موقوفات برای روضهخوانی هم هزینه شود، اما حدود 100 سال زمان میبرد تا روضهخوانی آغاز شود و روضه بازار مسگرهای کرمان 280 سال قدمت دارد.
ثبت معنوی روضهخوانی بازار مسگرها را جدی بگیرید
آقای اشرف از خاطرات کودکیاش از روضه بازار مسگرها هم تعریف میکند: «قدیمها، یک صندلی ارج وسط چهارسوق بازار مسگرها قرار میدادند و روحانیون تراز اول کرمان ازجمله حاج آقا موحدی، حاجآقا لبیبی و حاجآقا شیخالرئیس اینجا منبر میرفتند و مردم روی سکوهای جلوی مغازهها مینشستند و روضه، گوش میدادند».او که از حدود 30 سال قبل بهدنبال ثبت معنوی آیین روضهخوانی بازار مسگرهای کرمان بوده است، میگوید: «بعضی از مراسم روضهخوانی در کرمان هرچند قدمت کمتری نسبت به روضه بازار مسگرها دارند، اما با توجه به اینکه ملک آنها شخصی بوده است، ثبت ملی شدهاند، بازار مسگرها اما موقوفه است و مدیریت آن با ادارهکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری است و باید از طریق این مجموعه اقدامات لازم انجام شود.بنا به گفته اشرف برخی از موقوفات مربوط به روضهخوانی بازار مسگرها که در موزه نگهداری میشود به خوبی تاریخ 280 ساله این آیین روضهخوانی را تایید میکند که با استناد به آنها میتوان برای ثبت ملی این اثر معنوی کرمان اقدام کرد».
خیالم از بابت چایخانه راحت است
جای شما خالی! گُل چای روضه بازار مسگرها را حاجآقا اشرفی برایم میریزد توی استکان و نوهاش هم استکان و نعلبکی را با یک مشت قند میگذارد توی یک سینی برنجی قدیمی و میدهد دستم، حاجآقا تاکید میکند وقتی چای را خوردم دوباره به چایخانه بروم.اولین روحانی روی منبر نشسته است و روضه میخواند، عطر چای را با تمام وجودم استشمام میکنم و بعد دو حبه قند میاندازم توی استکان و با قاشق کوچک قدیمی هم میزنم و چای تبرک را ذرهذره مینوشم.
با خودم میگویم شاید حاجآقا اشرفی میخواهد، خاطره دیگری تعریف کند، دوباره به چایخانه برمیگردم، اما او دو بسته کوچک چای و قند تبرکی را به دستم میدهد تا بساط چای تبرک در خانه را هم برای چند روزی داشته باشم.
یکی از نوهها، قوری استیل را از دست حاجآقا اشرفی میگیرد تا چای بریزد، پدربزرگ میخندد و میگوید: «این بچهها به ما مهلت کار کردن نمیدهند، اگر سال بعد «من» نباشم، اینها هستند و چایخانه را میگردانند».
19:07 - 12 شهریور 1403