ایران در شانگهای چه چیزی به دست آورد؟
مهدی نیک بین | دکتری روابط بینالملل نشست بیستوششم سران سازمان همکاری شانگهای که نهم و دهم شهریور در بیشکک پایتخت قرقیزستان برگزار شد، دارای دستاوردهای دیپلماتیک مهمی بود. مسئله اصلی ایران در این نشست، تبدیل عضویت به ظرفیت واقعی و اثرگذار بود و مهمترین ویژگی عملکرد ایران در این اجلاس، ترکیب حضور در نشست رسمی با دیپلماسی فشرده در حاشیه اجلاس بود. رئیسجمهور در مدت حضور خود با رهبران هند، روسیه، پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و دیگر طرفها گفتوگو کرد و وزیر امورخارجه کشورمان نیز از رایزنیهای مستمر با وزیران خارجه کشورهای عضو سخن گفت. این الگوی رفتاری از منظر دیپلماسی چندجانبه اهمیت دارد؛ زیرا تهران تلاش کرد از فضای چندجانبه برای پیشبرد همزمان پروندههای دوجانبه و منطقهای استفاده کند. دیدار پزشکیان و نارندرا مودی نیز مشخصاً بر روابط دوجانبه، تحولات غرب آسیا، ضرورت گفتوگو و حفظ آزادی کشتیرانی و تجارت متمرکز بود.
اما مهمترین دستاورد سیاسی ایران در بیانیه بیشکک بازتاب یافت؛ جایی که اعضای شانگهای ضمن تأکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی ایران، حملات نظامی علیه کشور را مغایر حقوق بینالملل دانستند و بر حل بحران از مسیر دیپلماتیک تأکید کردند. مخالفت با اقدامات قهری یکجانبه نیز بر اهمیت این موضع افزود. برای تهران، اهمیت این حمایت نه در ایجاد یک تعهد امنیتی جدید، بلکه در تقویت مشروعیت سیاسی ایران و دشوارتر شدن شکلگیری اجماع بینالمللی علیه آن است.
با این حال، ارزش نشست را نباید تنها به بیانیه سیاسی تقلیل داد. مجموعه اسناد تصویبشده نشان میدهد دستورکار شانگهای در حال حرکت به سمت همکاریهای اجراییتر است؛ از اصلاح منشور سازمان و سازوکارهای مقابله با تهدیدهای امنیتی و مواد مخدر تا برنامه توسعه بنادر و مراکز لجستیکی در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، همکاری در فناوریهای نو، ظرفیتهای پردازشی و مسیر فناوری سبز که همگی اینها برای ایران اهمیت مضاعف دارد، زیرا امکان میدهد موضوعاتی مانند حملونقل، بنادر، انرژی و فناوری از سطح شعارهای همکاری به دستورکارهای قابل پیگیری تبدیل شوند.
به همین جهت، یکی از نقاط قوت حضور ایران در بیشکک، دیپلماسی همزمان در سه سطح بود؛ در سطح نخست، دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی ایران، در سطح دوم، رایزنی مستقیم با قدرتهای اصلی حاضر در اجلاس و در سطح سوم، مشارکت در تصمیماتی که دستورکار آینده سازمان را شکل میدهد. چنین رویکردی نشان میدهد ایران تلاش کرده است از شانگهای صرفاً برای بیان مواضع سیاسی استفاده نکند و آن را به عرصهای برای مدیریت همزمان فشار امنیتی، روابط منطقهای و منافع اقتصادی تبدیل کند.
البته با این همه، نباید از نتایج اجلاس تصویری فراتر از واقعیت ساخت. شانگهای یک پیمان دفاعی نیست و حمایت سیاسی اعضا الزاماً به اقدام مشترک امنیتی یا تحمل هزینه اقتصادی برای ایران منجر نمیشود. بنابراین، دستاورد واقعی تهران در بیشکک نه «اتحاد» اعضای سازمان با ایران، بلکه گسترش دامنه مانور دیپلماتیک ایران در میان قدرتهایی با منافع متفاوت است. این تمایز مهم است؛ زیرا دیپلماسی موفق زمانی محقق میشود که بتواند تعارض دیدگاهها و اولویتهای اعضا را شناسایی کرده و از آن برای گسترش فضای مانور و تقویت قدرت چانهزنی ایران بهره گیرد.
15:03 - 11 شهریور 1405