مازندران ۲۰۰شب در قلب میدان

دویست شب از حضور پرشور و آگاهانه مردم مازندران، این دیار علویان از شرق تا غرب این استان می‌گذرد؛ حضوری که در شکوه، بصیرت و استمرار خود، به یک پدیده ماندگار تبدیل شده است و مردمی که با هر اعتقاد و هر زبان، فریاد استکبارستیزی خود را در گوش تاریخ طنین‌انداز کرده و اعلام‌کردند که برای ماندن انقلاب در میدان می مانیم.
خبرگزاری فارس، استان مازندران| دویست شب عشق و دویست شب اقتدار و دویست شب ماندن مردم برای انقلابی که ماند.دویست شب از حضور پرشور و آگاهانه مردم این دیار از شرق تا غرب می‌گذرد؛ حضوری که در شکوه، بصیرت و استمرار خود، به یک پدیده ماندگار تبدیل شده است. امشب نیز میادین و خیابان‌های مازندران با شکوه‌تر از همیشه میزبان مردمی بود که با هر اعتقاد و هر زبان، فریاد استکبارستیزی خود را در گوش تاریخ طنین‌انداز کردند.مازندران، سرزمین سبز و سربلند؛ امشب بار دیگر تاریخ را ورق زد، دویست شب از آن روزی می‌گذرد که مردم این خطه، پای در میدان گذاشتند و عهدی بستند که هر شب آن را تجدید می‌کنند؛ عهدی نه با کاغذ و امضا، بلکه با دل و جان؛ عهدی با شهدا، با امام، با رهبر شهید و با آرمان‌هایی که سال‌هاست بر آن ایستاده‌اند.از شرق مازندران تا غرب آن، خیابان‌ها و میادین امشب رنگ دیگری داشتند. پرچم‌های سه‌رنگ ایران اسلامی بر فراز دست‌ها به اهتزاز درآمده بود و عکس‌های امام خمینی(ره)، شهدا و رهبر شهید، زینت‌بخش دیوارها و دست‌های مردمی بود که آمده بودند تا بگویند: «ما هستیم.»صدای سرودهای انقلابی از بلندگوها به گوش می‌رسید و کودکان با پرچم‌های کوچک در دست، دوشادوش پدران و مادرانشان گام برمی‌داشتند.نوجوانان با شور و نشاط خاص خود، میدان را به صحنه‌ای از امید و آینده تبدیل کرده بودند. پیرمردها با عصا و با چشمانی پر از اشک، نظاره‌گر صحنه‌ای بودند که یادآور روزهای انقلاب و دفاع مقدس بود.
۵ MB
خانواده‌ها در کنار یکدیگر، سفره‌های دلشان را پهن کرده بودند؛ نه برای غذا، بلکه برای پذیرایی از عشق. ایستگاه‌های صلوات و پذیرایی، با شربت و شیرینی، میزبان رهگذرانی بود که هر لحظه بر جمعیت افزوده می‌شد. گویی همه شهر به یک میدان بزرگ تبدیل شده بود؛ میدانی پر از عشق، ایمان و وحدت.در برخی از شهرهای مازندران، مسابقه «میدان یار» شور و نشاط را به قلب میدان آورد. جوانان با شرکت در این مسابقات، هم توانایی‌های خود را به نمایش گذاشتند و هم پیوندشان را با ارزش‌های انقلاب مستحکم‌تر کردند و میادین بار دیگر میزبان لحظه‌هایی ماندگار شد.یکی از بانوان حاضر در مراسم با چشمانی اشک‌بار گفت: دویست شب است که هر شب می‌آییم. نه برای اینکه کسی ما را ببیند، بلکه برای اینکه شهیدان ما را ببینند. ما مدیون خون شهدا هستیم و تا آخرین نفس پای این آرمان‌ها می‌مانیم.یک نوجوان ۱۴ ساله که پرچم ایران را در دست داشت، گفت: من نسل چهارم انقلابم. آمده‌ام تا به دنیا بگویم راه شهدا را ادامه می‌دهم. دویست شب برای من یک عدد نیست؛ یک افتخار است.
پیرمردی که با عصا آمده بود، در حالی که عکس رهبر شهید را در دست داشت، گفت: ما در دوران انقلاب و جنگ، سختی‌های زیادی کشیدیم، اما این حضور مردم، به من ثابت کرد که نسل جدید هم پای کار است و این وحدت، همان چیزی است که دشمن از آن می‌ترسد.و حالا دیگر دویست شب، دیگر یک عدد و رقم نیست؛ دویست شب، خلاصه‌ای است از اعتقاد راسخ مردمی که آگاهانه پای ارزش‌ها و آرمان‌های خود ایستاده‌اند. دویست شب، نشانه‌ای است از انسجام و وحدتی که در این مدت بیش از همیشه نمایان شد، دویست شب، فریادی است از استکبارستیزی که با هر اعتقاد و هر زبان، به گوش جهانیان رسید.مردم مازندران با حضور خود در این اجتماعات، بار دیگر ثابت کردند که پای ولایت ایستاده‌اند و هیچ قدرتی نمی‌تواند آنان را از این راه بازدارد.آنان با هر گام، با هر فریاد و با هر پرچمی که برافراشتند، پیام روشنی برای دشمنان نظام داشتند: «ما آگاهیم، ما بیداریم و ما تا آخر ایستاده‌ایم.
امشب، هم این اجتماعات با شکوه‌تر از قبل برگزار شد، گویی هر شب، عشق مردم بیشتر می‌شود و پیوندشان با شهدا مستحکم‌تر. میادین مازندران، امشب شاهد صحنه‌هایی بود که سال‌ها بعد، در تاریخ این سرزمین ثبت خواهد شد؛ صحنه‌هایی از وحدت، ایمان و اقتدار مردمی که پای آرمان‌هایشان ایستاده‌اند.
امشب دویستمین شب از تجمعات مردمی شهرستان رامسر اما طور دیگری معنا شد و میدان شاهد رژه پرشکوه اقتدار جان‌فدایان بود؛ رژه‌ای که گام‌های استوارش از عزم و آمادگی حکایت می‌کرد. صفوف منظم و پرچم‌های برافراشته‌ بر دستان مردان و زنان این سرزمین، جلوه‌ای از شکوه این حضور مردمی را به نمایش گذاشت و عزم و امادگی مردمی در دفاع از وطن را به تصویر کشید.جان‌فدایان در رامسر، با یونیفرم‌های متحدالشکل، در صفوفی منظم رژه رفتند و شکوهی آفریدند که در چشم‌ها و دل‌های حاضران نقش بست.
آری امشب از شرق تا غرب مازندران، وحدت، زیباترین صحنه بود، صحنه ای که در آن همه اقوام مازندرانی کرد و فارس و مازندرانی؛ شیعه و سنی؛ همه یک صدا، وحدت را فریاد کردند و این وحدت، همان چیزی است که دشمن از آن می‌ترسد. همان چیزی که استکبار را به زانو درمی‌آورد.مازندران، امشب یک صدا بود، یک قلب بود، یک مشت بود و این مشت، بر دهان استکبار کوبیده شد.و این تازه آغاز راه است. دویست شب گذشت، اما گویی فردا هم باید آمد؛ باید آمد تا بگوییم: ما هستیم، باید آمد تا بگوییم: راه شهیدان ادامه دارد، باید آمد تا بگوییم: این پرچم، هرگز بر زمین نمی‌ماند.
23:48 - 25 شهریور 1405

0 بازدید