هوش مصنوعی؛ از فناوری نوین تا کیفیت نوین زندگی
هوش مصنوعی دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست؛ آینده همین امروز در حال شکلگیری است. فناوریای که روزگاری در محدوده آزمایشگاهها و مراکز تحقیقاتی قرار داشت، اکنون به عرصههای مختلف زندگی انسان وارد شده و از پزشکی و آموزش گرفته تا حملونقل، مدیریت شهری، اقتصاد، ارتباطات و خدمات عمومی را تحت تأثیر قرار داده است.اما پرسش مهم اینجاست: هوش مصنوعی قرار است زندگی انسان را چگونه بهتر کند؟پاسخ به این پرسش را باید فراتر از افزایش سرعت و کاهش هزینهها جستوجو کرد. ارزش واقعی هوش مصنوعی زمانی آشکار میشود که بتواند کیفیت زندگی، رفاه اجتماعی و فرصتهای برابر را برای شهروندان افزایش دهد.در حوزه سلامت، هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای پزشکی، به تشخیص زودهنگام بیماریها، پیشبینی خطرات و انتخاب دقیقتر روشهای درمان کمک کند. این تحول میتواند نظام سلامت را از یک نظام صرفاً درمانمحور به سمت پیشگیری، پیشبینی و مراقبت هوشمند هدایت کند.در آموزش نیز هوش مصنوعی میتواند مفهوم «آموزش برای همه» را به مرحلهای تازه برساند. دانشآموزان و دانشجویان میتوانند متناسب با نیاز، توانایی و سرعت یادگیری خود از آموزش شخصیسازیشده بهره ببرند. چنین ظرفیتی، اگر با سیاستگذاری درست همراه شود، میتواند به کاهش شکافهای آموزشی و افزایش عدالت آموزشی کمک کند.شهر نیز یکی از مهمترین عرصههای ظهور هوش مصنوعی است. مدیریت هوشمند ترافیک، کاهش مصرف انرژی، مدیریت پسماند، کنترل آلودگی هوا، پیشبینی حوادث و بهینهسازی خدمات شهری، تنها بخشی از ظرفیتهایی است که میتواند شهرهای آینده را به محیطهایی کارآمدتر، ایمنتر و زیستپذیرتر تبدیل کند.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی میتواند بخشی از کارهای تکراری و فرسایشی را از دوش انسان بردارد. اگر این فناوری درست مدیریت شود، انسان فرصت بیشتری برای اندیشیدن، خلاقیت، نوآوری، ارتباطات انسانی و حل مسائل پیچیده خواهد داشت. بنابراین، مسئله اصلی نباید صرفاً این باشد که «هوش مصنوعی چه کارهایی را میتواند انجام دهد»، بلکه باید پرسید انسان پس از ورود هوش مصنوعی، چه فرصتهای تازهای برای بهتر زندگی کردن خواهد داشت؟در حوزه خدمات عمومی نیز ظرفیت هوش مصنوعی بسیار گسترده است. شهروندان میتوانند با استفاده از دستیارهای هوشمند، سریعتر به اطلاعات و خدمات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند. این تحول میتواند بروکراسی را کاهش داده، زمان انتظار مردم را کم کند و رابطه میان شهروند و دستگاه اجرایی را شفافتر و کارآمدتر سازد.با این حال، نباید شیفتگی نسبت به فناوری، ما را از چالشهای آن غافل کند. هوش مصنوعی در کنار فرصتهای بزرگ، پرسشهای مهمی درباره حریم خصوصی، امنیت دادهها، عدالت اجتماعی، آینده مشاغل، سواد دیجیتال و احتمال گسترش شکاف میان برخورداران و محرومان از فناوری ایجاد کرده است.از همین رو، توسعه هوش مصنوعی بدون اخلاق، قانونگذاری هوشمند، آموزش عمومی و حکمرانی دادهمحور میتواند پیامدهایی داشته باشد که با هدف اولیه آن، یعنی ارتقای کیفیت زندگی، در تضاد قرار گیرد.در نهایت، آینده مطلوب آیندهای نیست که در آن ماشینها جای انسان را بگیرند؛ بلکه آیندهای است که در آن فناوری، تواناییهای انسان را افزایش دهد.هوش مصنوعی زمانی ارزشمند است که به جای آنکه انسان را در خدمت فناوری قرار دهد، فناوری را در خدمت انسان قرار دهد.
کیفیت زندگی در عصر هوش مصنوعی فقط با خانههای هوشمند، خودروهای خودران یا سامانههای دیجیتال تعریف نمیشود؛ کیفیت واقعی زندگی یعنی سلامت بیشتر، آموزش بهتر، خدمات سریعتر، شهر ایمنتر، فرصتهای عادلانهتر و انسانی که زمان و توان بیشتری برای زندگی کردن دارد.بنابراین، مأموریت اصلی ما در مواجهه با هوش مصنوعی، صرفاً پذیرش یک فناوری جدید نیست؛ بلکه باید ساختن آیندهای انسانیتر با کمک فناوری هوشمند باشد.آینده از آنِ جوامعی است که نه فقط هوش مصنوعی را توسعه میدهند، بلکه شیوه درست استفاده از آن برای افزایش رفاه، عدالت، امنیت و کرامت انسان را نیز میآموزند.رها صفری کارشناس هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات
14:28 - 10 مرداد 1405