پایان رسمی حضور ایران در شهرک بینالمللی هنر پاریس (سیته) نشاندهنده یکی از بزرگترین آسیبهای فرهنگی و حیثیتی در دوران اخیر است که نه فقط نتیجه بیتوجهی و ضعف مدیریت داخلی، بلکه حاصل سهلانگاری استراتژیک در حوزه دیپلماسی فرهنگی است. این اتفاق در حالی رخ داده که سیته بهعنوان یک ویترین جهانی، فرصتی بینظیر برای معرفی فرهنگ و هنر ایرانی در سطح بینالمللی بود و نامهای بزرگی چون سهراب سپهری و ایران درودی از آن بهره بردند؛ اما اکنون با ترک سکوت و بیتفاوتی نهادهای مسئول، این جایگاه ارزشمند از دست رفته است. سکوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره این خسارت بزرگ، نشان از بیتوجهی به اهمیت فرهنگ بهمثابه عنصر اصلی هویت ملی و ابزار تأثیرگذاری نرم در جهان است. در برابر هجمه گسترده دشمنان ایران که از طریق تهاجم فرهنگی و تحریمهای نرم به دنبال تضعیف روح و هویت ایرانیاند، از دست دادن چنین موقعیتهایی، ضربهای مهلک و قابل جبران نیست. این شکست مدیریت فرهنگی و بیبرنامگی باید بهعنوان هشداری جدی برای مسئولان در سطوح بالا تلقی شود تا ضمن بازنگری فوری در سیاستهای فرهنگی و دیپلماسی هنر، اقدامات حقوقی و دیپلماتیک لازم برای بازپسگیری حق ایران انجام شود. فرهنگ، همانند یک قلعه است که اگر فتح شود، فتح سرزمین نیز آسانتر میشود؛ بنابراین احیای حضور فعال ایران در عرصههای بینالمللی هنر باید بهعنوان یک اولویت راهبردی در دستور کار قرار گیرد و با بهرهگیری از ظرفیت هنرمندان، نخبگان و دیپلماسی فرهنگی، این خسارت جبران شود و دوباره ایران را در زمره کشورهای پیشرو فرهنگی جهان قرار دهد.