«جهل مردم»، شمشیر معاویه بر فرق علیست

جاهلانِ عصر امیرالمؤمنین، با جلوتر از امام خویش قدم برداشتن و تحمیل عقیدهٔ خود به ایشان، سبب ماندگاری جبههٔ کفر را فراهم آوردند و استخوان در گلوی علی نشاندند و خار در چشمان مبارک ایشان، و بیش‌ازپیش، حقیقت غدیر را نادیده انگاشتند.
خبرگزاری فارس؛ چهارمحال‌وبختیاری| سپاهیان علی، بعد از تحمّل روزهای سخت و طاقت‌فرسا، نزدیک خیمهٔ معاویه شدند. مالک به چندقدمی خیمه رسیده و پیروزی سپاه علی بر لشکر کفر قطعی شده بود.تا این خبر به معاویه رسید، آشوب و ولوله‌ای در خیمه‌اش به پا شد. عمروعاص به دنبال چاره‌ای برای فرار از شکستی حتمی بود. یکباره رو به معاویه با اشتیاق، داستان جهل و بی‌بصیرتی برخی سپاهیان علی را پیش کشید تا این‌گونه بین آنان تفرقه بیندازد و از شکست بگریزند.معاویه چشم در چشم عمروعاص گفت: _ ما جز سحر و جادو چه داریم که اعجاز ذوالفقار علی را باطل کند؟ عمروعاص بی‌هیچ مقدمه‌ای گفت: _ جهل مردم را!عمروعاص به لشکرش دستور داد قرآن‌ها را به سرنیزه کنند و پیشنهاد رجوع به‌حکم قرآن را فریاد زنند.

خوارج، جلوتر از امام خویش قدم برداشتند!

پیشنهاد حکمیّت تا به گوش لشکر علی رسید، آتش تفرقه بین آنان افتاد و عدّه‌ای جاهل، شمشیر بر زمین گذاشتند و علی را مجبور به مذاکره با دشمن و پذیرش حکمیّت کردند.و در برابر فریادهای علی که حکمیّت را نیرنگ معاویه برای فرار از شکست می‌دانست، امامِ خود را تهدید به قتل کردند و با شمشیر، بهامیرالمؤمنین تحمیل کردند که مالک را از خیمهٔ معاویه برگرداند! «به دام خویش افتادند بوجهلان صفینیفریب کفر را کِی لشکر گمراه می‌فهمد؟خوارج قدر حکمت‌های مولا را ندانستند کجا آفاق را اندیشهٔ کوتاه می‌فهمد؟مسیر کهکشان‌ها با نگاهش می‌شود روشنولی این قوم آیا راه را از چاه می‌فهمد؟» (شاعر/ علی‌اصغر شیری)و جاهلانه، با جلوتر از امام خویش قدم برداشتن و تحمیل عقیدهٔ خود به ایشان، سبب ماندگاری جبههٔ کفر را فراهم آوردند و استخوان در گلوی علی نشاندند و خار در چشمان مبارک ایشان و بیش‌ازپیش، حقیقت غدیر را نادیده انگاشتند.
۴ MB

قرآنِ بی علی، ثمرش ابن‌ملجم است!

جهالتی که معاویه با توسّل به آن، توانست بین صفوف لشکر حق، تفرقه اندازد و ایشان را شکسته سازد.«به خدا شكايت مى‌كنم از مردمى كه در جهالت، زندگى مى‌كنند و با گمراهى مى‌ميرند، در ميان آن‌ها، كالايى خوارتر از قرآن نيست، اگر آن را آن‌گونه كه بايد بخوانند! و متاعى سودآورتر و گران‌بهاتر از قرآن نيست، اگر آن را تحريف كنند! و در نزد آنان، چيزى زشت‌تر از معروف و نيكوتر از منكر نمى‌باشد!.» (فرازی از خطبهٔ هفده نهج‌البلاغه)جاهلانِ بی‌بصیرتی که حتّی پس از فهمیدن نیرنگ معاویه در ماجرای حکمیّت و اقرار به‌اشتباه خویش در انتخاب ابوموسی اشعری، باز هم بر نادانی و جهل خویش اصرار ورزیده و تا آنجا پیش رفتند که علی را مجبور به نادیده‌گرفتن حکمیّت کرده و او را (العياذ باللّه) به گناه پذیرش حاکمیّت متّهم کرده و به توبه فرمانش دادند! «آن عِصمتِ مجسّم حق در تمام عمرجز حرف حق نگفت و همینش گناه بود» (شاعر/ عباس شاه زیدی)چرا که بر اساس عقیدهٔ ظاهربین و سطحی‌نگر خود از آیهٔ «إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ»، معتقد بودند حاکم و داور فقط خداست و قراردادن ابوموسی اشعری و عمروعاص به‌عنوان حَکَم و داور، خلاف‌شرع است و کفر می‌باشد. «قرآنِ بی علی، ثمرش ابن ملجم استدارد خطر، تلاوت هر آیه بی علی.» (شاعر/ محسن کاویانی)

شمشیر بُرّنده‌ی عقایدشان بر فرق علی نشست!

و آنگاه که علی با تمسّک به احکام اسلام، با عقاید آنها به مخالفت برخواست و پیمان گسستن و عهد شکستن را گناه دانست، او را (العياذ باللّه) کافر خطاب کرده و برابرش ایستادند.و با هر که در کنار علی می‌ایستاد و قائل به کفر علی نبود، به مبارزه برمی‌خواستند و با عقاید انحرافی خود، همچون ظاهرگرایی در عرصهٔ فهم قرآن، حکم به تکفیر غیر خود، بدعت در دین، مقیّد نبودن به هیچ قیود و شروط در امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، جهل و سطحی‌نگری، مقدس‌مآبی و جمود فکری، خشونت و کشتار مسلمانان با توجیهات عقیدتی، هر روز بیشتر سبب گمراهی مردم می‌شدند.تا آنجا که عقایدشان شمشیری برّنده و زهرآگین شد و بر فرق علی نشست. «شمشیر زهرآلودِ جهل و کینه می‌کاردبر روی دل‌ها تا ابد داغ عظیمی را!» (شاعر/ مجتبی خرسندی)
۲ MB

بشر در دنیای بعد از علی آسودگی ندارد!

و این‌گونه شد که علی برای نرسیدن دست خوارجِ نانجیب به پیکرشان، فرمودند قبرشان از نظر پنهان بماند. «قبر را که با خاک پُر کردی، موضع قبر را پنهان کن. وقتی هوا روشن شد؛ نعش و جسمی را پشت ناقه بگذار و به یک نفر بده تا به سمت مدینه ببرد تا مبادا دشمن و خوارج بدانند که پدرت در کجا مدفون است.» (منتهی الآمال)و به این طریق دنیای پر وحشت و رنج‌آلود بعد از علی را رقم زدند. دنیایی که بعد از علی، دیگر روی خوش ندیده است و بشر در آن دمی آسودگی ندارد.«به‌درستی که خداوند این دین را به دستان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) پیروز کرد و هنگامی که او شهید شود دین خراب خواهد شد و دیگر اصلاح نخواهد شد مگر به دستان حضرت مهدی (علیه‌السلام).» (منتخب الاثر)
۳ MB

جای قول علی، منبر معاویه نیست!

همین است که گرچه امروز چهارده‌قرن از آن مظلومیت‌ها و رنج‌های امیرالمؤمنین می‌گذرد، امّا هنوز آن تفکّر خطرناک جریان دارد و نیرو می‌گیرد! چرا که هستند جاهلان و بی‌بصیرتانی بر طریق خوارج که در بزنگاه‌های حسّاس، می‌شوند آلت دست باطل و در آتش تفرقه می‌دمند و باطل را در رسیدن به مقاصد شوم خویش، یاری‌رسان می‌شوند. تا آنجا که گاهی جبههٔ حق را به پذیرش وعده‌های نیرنگ آلود جبههٔ باطل ترغیب و مجبور می‌کنند. «عزیز من! نشوی گیج این مناظره‌هاچه سود از این همه بلوا، از این مشاجره‌ها؟تلف مکن سِره را در اِزای ناسره‌هابه غیر حرف، چه آوردی از مذاکره‌ها؟که جز غریبه میان من و تو زاویه نیستو جای قول علی، منبر معاویه نیست!» (شاعر/ حسن خسروی وقار)

امیرالمؤمنین در مقابل خوارج ایستاد!

رهبر شهید چه خوب خوارج را معرفی کردند: «اگر می‌خواهید خوارج را بشناسید، نمونه‌اش را من در زمان خودمان به شما معرفی می‌کنم. گروه منافقین که یادتان هست؟ آیهٔ قرآن می‌خواندند، خطبهٔ نهج‌البلاغه می‌خواندند، ادّعای دین‌داری می‌کردند، خودشان را از همه مسلمان‌تر و انقلابی‌تر می‌دانستند؛ آن وقت بمب‌گذاری می‌کردند و ناگهان یک خانواده، بزرگ و کوچک و بچّه و صغیر و همه‌کس را به هنگام افطارِ ماه رمضان می‌کشتند! چرا؟ چون اعضای آن خانواده طرف‌دار امام و انقلاب بودند. نوع کارها، این طور کارهایی است. خوارج، اینها بودند. خوارج را درست بشناسید؛ کسانی با تمسّکِ ظاهر به دین، با تمسّک به آیات قرآن، حفظ‌کردن قرآن، حفظ‌کردن نهج البلاغه (البته آن روز فقط قرآن بود؛ ولی در دوره‌های بعد، هر چه که مصلحت باشد و ظاهرِ دینیِ آنها را حفظ کند) به برخی از امور دینی ظاهراً اعتقاد داشتند؛ اما با آن لُبّ و اساس دین مخالفت می‌کردند و بر روی این حرف تعصّب داشتند. دم از خدا می‌زدند؛ اما نوکریِ حلقه‌به‌گوش شیطان را داشتند. دیدید که منافقین یک روز آن طور ادّعاهایی داشتند؛ بعد هم وقتی لازمشد، برای مبارزه با انقلاب و امام و نظام جمهوری اسلامی، با آمریکا و صهیونیست‌ها و صدّام و با هر کس دیگر حاضر بودند کار کنند و نوکری‌شان را انجام دهند! خوارج، این طور موجوداتی بودند. آن وقت امیرالمؤمنین در مقابل آنها با قاطعیت ایستاد!»
12:48 - 14 خرداد 1405

0 بازدید