خنجر یمنیها در رویای نیل تا فرات اسرائیل
ایمان داریم خنجر بُرَّنده یمنی بر گردنِ قومِ باطلِ بنیاسرائیل مینشیند تا اینگونه کلام خداوند در قرآن کریم را در گوشِ کشورها و سازمانهایِ بینالمللیِ ترسیده و به زانو درآمده در برابر این قوم نانجیب فریاد بزند که «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) میشنوم و میبینم!»
خبرگزاری فارس چهارمحال و بختیاری؛ خاطره شیوندی: گاهی وقتها با قدم زدن در دل اتفاقات افتاده در تاریخ آنچه بیشتر از همه خِرَدها را به درنگ وا میدارد، رویارویی همیشگی میان حقّ و باطل است. رویاروییای که از ابتدای آفرینش با دنیای بشریت عجین شده و هیچگاه خیال رنگ باختن ندارد و رنجی بیانتها بر سینه انسانها نشانده است.«به تَركِ چشمه در آغاز شب روانه شدیمدو رودخانه برادر، دو رودخانه شدیمدو رودخانه روان تا كران ساحل دوریكى به بستر ظلمت، یكى به بستر نور... یكى على، گهر آفرینش ازلىیكى معاویه، خصم خدا و خصم على...» (۱)
انسانها مرکز ثقل این رویاروییاند و با هر دم و بازدمشان، خویش را به سلاحی کوبنده برای پیروزی در آوردگاهش آماده میکنند. سلاحی کوبنده که گاه، حق را پیروزِ معرکه میکند و گاه، باطل را! اما رستگاری نهایی از آن کسانی است که در کتاب خداوند توصیفشان آمده است: «اراده ی ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم، و آنها را پيشوايان و وارثين روی زمين قرار دهيم!» (۲)و «اگر خداوند شما را یاری کند، هیچکس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یاری شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟!» (۳)سلاحی کوبنده که بارها دیدهایم چگونه به دست تک تک مبارزان جبهه مقاومت بر سر باطل فرود میآید تا در نهایت آن را از صحنه هستی ساقط گرداند.
مبارزانی از جمله قهرمانان یمن که این روزها اخبار مقاومت آنان و سرکوبی باطل به دستشان را بی وقفه می بینیم و می شنویم:«سخنگوی نیروهای مسلح یمن: یگان موشکی و پهپادی یمن، ناو «یواساس هری ترومن» را با ۲ موشک کروز و ۴ پهپاد هدف قرار داد. این حملات زمانی صورت گرفت که آمریکا در تدارک حملات هوایی گسترده به یمن بود.»، «سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد این کشور با استفاده از موشک بالستیک فراصوت «فلسطین ۲» نیروگاه برق «اوروت رابین» در جنوب حیفا را هدف قرار داده است.» و... .
اخباری که ما فرزندان ایران هم با شنیدن و خواندن آنها به وجد میآییم و لبخند بر لب مینشانیم، چرا که هر لحظه در خاطر داریم کلام رهبرِ جهان اسلام را وقتی فرمودند: «دشمن ملّت ایران، همان دشمن ملتهای عراق و لبنان و مصر و یمن است.» و ایمان داریم این خنجرهای بُرَّنده یمنی بر گردنِ قومِ باطلِ بنی اسرائیل مینشینند تا اینگونه کلام خداوند در قرآن کریم را در گوشِ کشورها و سازمانهایِ بینالمللیِ ترسیده و به زانو در آمده در برابر این قوم نانجیب فریاد بزنند که «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) میشنوم و میبینم!» (۴) و با فریاد کوبندهشان، پرچم خونخواهی و ستمستیزی را بر بلندایِ خاکِ مظلومانِ مقتدرِ عالم و به ویژه غزه مقاوم و مظلوم، به اهتزاز در میآورند و دیوار ننگین حائل و گنبد پوشالی آهنین را به لرزه در می آورند تا اینگونه بخشکانند رؤیای کودکانه حکومتِ نیل تا فراتِ اسرائیل را.
آری! خنجرهای بُرّنده و موشک های پر اُبهتی که با تکه تکه کردنِ پیکر فرتوت و رو به زوال اسرائیل، به جهان فهماندهاند یمن یعنی خشمی نهفته که به خروش آمده است و دارد جرعه جرعه پس میگیرد نفَس مظلومان را، و جرعه جرعه پس میگیرد نفس فرزندان فلسطین را.«در سینه ام سنگینی بغضی قدیمی ستداغ من از کوفه ست و زخمم اورشلیمی ستاشکی که می افشانَدم دامن به دامناز بغض صبرا و شتیلا مانده با منخون فلسطین است و يَجري مِن روءانا میراثُنا دَمعٌ وَ اِرثٌ مِن ءاَبانا.....من آمدم تا مشک خود را پس بگیرمحقّابه ام را _اشک خود را_ پس بگیرمارث پدر را، خانه ام را، مزرعم رااز خان بگیرم انتقام مرتعم را!.» (۵)
و مبارزان غیور یمن اینگونه با خالی نکردن میدان مقاومت، کودکانِ رنج دیدهای را که سالهاست گلولهها هر نیمه شب در گوششان لالایی مرگ را نجوا میکنند، آرامش می بخشند. مبارزانی که با پشت گوش انداختن هرگونه تهدیدی، بذر امید میکارند در قلب پسران غیور و دخترانِ دسته گلی که رگبارها پرپر کردهاند آرزوهای کوچک و بزرگ آنان را؛ دختران و پسرانی که سال هاست از حجلهگاه عروسیشان، سرخیِ خون میبارد. و اشکِ شوق مینشانند در چشمهای پدران و مادرانی که سالهاست رَخت مقاومت از تن در نیاورده و مشتهای گره کردهشان را تا آزادی قدس باز نخواهند کرد. «زمان آن شده از ذوالفقار دم بزنیمزمان آن شده شمشیر شعلهور باشیمشبیه صاعقه نازل شویم بر سر کفربه محو کردن طاغوت، مفتخر باشیم.» (۶)
نمیدانم چرا وقتی خیره می شوم به مبارزان غیور و با ایمان یمن که برای از پا در آوردنِ شرک و باطلِ عظیم، از هیچ قدرتی ترس بر دلهاشان راه نمی دهند، به یکباره جنگ احزاب برایم جان می گیرد. آن هنگام که ایمانْ برای از پا در آوردنِ کفر، از پیامبر اذن میدان گرفت و طلب دعا کرد.جنگی که لشکری ده هزار نفره از یهودِ بنی نضیر، قبایل شرک پرست و منافقین با فرماندهی قریش بعد از پوشیدن جامهی اتحاد، آن را به پا کردند تا برای ریشه کن کردن اسلامِ تازه جوان و مسلط کردن خرافاتِ جاهلیتِ به گور رفتهشان، سپاه سه هزار نفری پیامبر را به خاک و خون بکشند.لشکری که غافل از وعده های قطعیِ یاریِ مؤمنین توسط خداوند، عمرو بن عبدوَد را به میدان فرستادند. عمرو بن عبدوَدی که در جواب فریادهای هماورد طلبی اش، هیچ کس جز علی علیه السلام جرأت ایستادن در برابر او را نداشت. امیرالمؤمنینی که بعد از اذن پیامبر و طلب دعا از ایشان، راهی میدان شد و با رفتنشان، جملهی «تمام ایمان در برابر تمام کفر به میدان رفت» را بر لب های مبارک پیامبر جاری کردند. جمله ای سرنوشت ساز که آینده ی اسلام و کفر را مشخص کرد. آینده ای که در قرآن هم ترسیم شده است: «وَ قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُۚ إِنَّ ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقࣰا_ و بگو حق آمد و باطل نابود شد؛ بىترديد باطل نابود شدنى است.» (۷)
آن روز علی علیه السلام کفر را در هم شکست و روشن کرد آیندهی مسیرِ تقابلِ حق و باطل را. مسیری که در آن خون ها ریخته شده و سرها بر نیزه رفته است، اما هیچ گاه خالی از رهرو نمانده است. و برای همین است که جبههی مقاومت قوی تر از تمامِ تاریخِش، بدون ترس از قدرتِ توخالیِ اسرائیل و اربابان او، به پیش می رود. مسیری که برای ماندن در آن باید هر لحظه جهاد کرد. جهادی که امیرالمؤمنین در خطبه ی بیست و هفتم از نهج البلاغه درباره اش می فرمایند: « جهاد، درى است از درهاى بهشت كه خدا به روى گزيده دوستان خود گشوده است، و جامه تقوى است، كه بر تن آنان پوشيده است. زره استوار الهى است كه آسيب نبيند، و سپر محكم اوست كه تير در آن ننشيند. هر كه جهاد را واگذارد و ناخوشايند داند، خدا جامه خوارى بر تن او پوشاند و فوج بلا بر سرش كشاند، و در زبونى و فرومايگى بماند. دل او در پرده هاى گمراهى نهان، و حق از او روى گردان، به خوارى محكوم و از عدالت محروم گردد.» «قسم به فجر که فرجام کار پیروزیستبجنگ! آخر این کارزار پیروزیست.» (۸)
۱. استاد علی معلم دامغانی۲. آیه ۵ قصص۳. آیه ۱۶۰ آل عمران۴. آیه ۴۶ طه۵. حسن خسروی وقار ۶. فاطمه عارف نژاد۷. آیه ۸۱ اسراء۸. علی سلیمیان
15:03 - 19 دی 1403