بغض امن

بغض کردن جلوی دوربین آسان است. کافی است جشنواره‌ای باشد، نور صحنه‌ای، چند صد تماشاگر، دوربین‌هایی که منتظر لحظه‌ی احساسی اند و زبانی که میزبان از شنیدن آن خوشش می‌آید. می‌توان از زنان ایران گفت، از آزادی گفت، صدا را لرزاند و چند ثانیه سکوت کرد و بغض تصنعی را با ریتمی حساب شده فروخورد. همه‌چیز برای ساختن یک لحظه‌ی دوربین‌پسند آماده است. فقط یک چیز ممکن است در این قاب جا نداشته باشد؛ ایرانیانی که دشمنان آنان را کشته‌اند.در یکی دو سال اخیر دو قدرت بزرگ نظامی جهان به ایران حمله کرده‌اند؛ آمریکا و اسرائیل. خانه‌های ایرانیان ویران شده، زنان و کودکان کشته شده‌اند. در همان دقایق نخست حمله، بیش از صد کودک را در مدرسه‌ای کنار معلمانشان کشته‌اند. نوجوانانی را در سالن ورزشی هدف گرفته‌اند؛ کشته‌اند و نقص عضو کرده‌اند، تا سلاح ضدبشری تازه‌ای را آزمایش کنند و وقت فروش به این توحش هم استناد کنند. این‌ها حاشیه‌ی داستان ایران نیستند، خود داستان ایران هستند. حذف آن‌ها از تصویر، حذف بخش‌های اصلی تصویر است.مسئله حتی فقط اسرائیل و آمریکا نیست. اسرائیل و آمریکا سر یک موشک جنگی هستند. پشت این وضعیت، ساختاری جهانی قرار دارد که بخش بزرگی از ثروت و قدرت خود را در تاریخی طولانی از استعمار، غارت، تصرف منابع و تحمیل مناسبات نابرابر ساخته است. ما نظام سلطه صدایش می‌کنیم. همان ساختار امروز درباره‌ی حقوق بشر سخن می‌گوید، معیار تعیین می‌کند، پرونده می‌سازد، رتبه می‌دهد و تصمیم می‌گیرد کدام رنج سزاوار دیده شدن است و کدام رنج می‌تواند و حتی باید از تصویر حذف شود.
حتی موشکافی در حقوق بشر نیز به آسودگی و تامین نیاز دارد، آسودگی و تامینی که نیازمند منابع است. ثبت جزئیات، گردآوری داده، اعزام خبرنگار، پژوهش، تولید فیلم، تأسیس نهاد، برگزاری جشنواره و رساندن یک داستان به صدها میلیون نفر پول و قدرت می‌خواهد. علاوه بر آن، باریک‌بینی نیازمند امنیت و آرامش و رفاه است. جهان ثروتمند این منابع را از خلأ به دست نیاورده است. بخش مهمی از این توان محصول همان رابطه‌ی تاریخی نابرابری است که ثروت را غارت کرده و از یک سوی جهان به سوی دیگر برده است. اکنون صاحب منابع، علاوه بر ثروت، امکان تعریف دقیق رنج دیگران و هویت‌سازی دیگران بر اساس همان رنج را هم در اختیار گرفته است.در چنین جهانی، پناه بردن به مراکز رسانه‌ای همان نظام سلطه و گفتن از رنجی که شنیدنش برای آنان نه تنها خوشایند است، که در حکم اکسیژن است، در حالی که از کودکان کشته‌شده و خانه‌های ویران‌شده چیزی نمی‌گوییم مبادا گردانندگان در لباس‌های سیاه رسمیشان آزرده شوند، فقط مضحک نیست؛ توهین‌آمیز است. آزادی زن ایرانی در این دستگاه فقط تا جایی ارزش دارد که بتوان آن را علیه ایران مصرف کرد و به شکل بردگی نظام سلطه و آزادی در خرید فروشگاهی محدود کرد. همان زن، وقتی زیر بمباران کشته می‌شود، ناگهان از صحنه ناپدید می‌شود. کودک ایرانی وقتی می‌تواند نماد رنج باشد که قاتلش نظام سلطه و اوباشی پاپیون‌دار از جهان ثروتمند نباشند؛ وگرنه قتلش به سرعت به حاشیه رانده می‌شود.
این تناقض نیست؛ کارکرد یگانه و دقیق یک دستگاه است. حقوق بشر در این نظم جهانی بارها نه به صورت حقی همگانی، بلکه به صورت ابزاری برای گزینش قربانیان به کار رفته است. یک رنج برجسته می‌شود، رنجی دیگر محو. یک زن نماد آزادی می‌شود و به قدرت می‌رسد و در همان جایگاه قدرت انسان‌های بی‌گناه را قتل عام می‌کند. زن دیگری که زیر آوار کشته شده یا نیروی متجاوز و اشغالگر تنش را وحشیانه تصرف کرده و به او تجاوز کرده، حتی ارزش یک جمله را هم پیدا نمی‌کند.و این نمایش‌ها بی‌خطر هم نیستند. بارها دیده‌ایم که تصویر زن رنج‌دیده، بغض جلوی دوربین و روایت مردمی که گویا منتظر نجات از بیرون اند، چه‌گونه در مرحله‌ی بعد به زبان مشروعیت‌بخشی به تحریم، مداخله و جنگ تبدیل می‌شود. فانتزی آزادی فروشگاهی می‌تواند خیلی زود مجوز تجاوز شود؛ نخست تجاوز به تمامیت ارضی یک کشور و سپس، در واقعیت عریان جنگ، تجاوز به زندگی و بدن همان زنان و کودکانی که قرار بود نجات داده شوند.بغض ایرانی‌ای که کشتار ایرانیان را نمی‌بیند، فقط ناقص نیست. بخشی از همان سازوکاری است که یک‌سوی جهان را غارت می‌کند، برای سوی دیگر ویترین اخلاقی می‌سازد، و بعد از قربانی می‌خواهد برای شنیده شدن، رنج خود را نه تنها به زبان مورد پسند غارتگر، که در مواردی که او دیکته می‌کند، ترجمه کند.
07:55 - 23 شهریور 1405

3 بازنشر14 واکنش
154٫3k بازدید



4 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌...ـــ ...--‌
@motevaselian3 روز پیش
در پاسخ به
جناب علیانی تصویری از یک توئیت شما منتشر شده که آقای عباس موزون را به بهایی بودن متهم میکنید آیا جعلی هست یا واقعی ؟ اگر واقعی هست سندی هم دارید برای این حرف ؟

@user1773043852962 روز پیش
در پاسخ به
حقوق بشری که دنیا ازش دم میزنه حقوق بشر طبقاتی هست و در این نظام فقط کسانی که جیره خوار استکبار بزرگ ابلیس و شیاطین اش هستند بشر محسوب میشن و این موضوع رو علنا اسرائیل اعلام هم کرده

تصویر نمایه‌ی ‌گنجشک درنده‌
@Gonjeshk_darandeh2 روز پیش
در پاسخ به و
قوه قضائیه حواشی ونیز را بی‌پاسخ نگذارد
مطالبه

قوه قضائیه حواشی ونیز را بی‌پاسخ نگذارد

انتشار تصویر لاله مرزبان بر فراز کوهی از کوله‌پشتی‌های صورتی در جشنواره ونیز ۲۰۲۶، خشم و انزجار عمومی را برانگیخته است. این کوله‌پشتی‌ها یادآور پیکرهای پاک ۱۶۸ دانش‌آموز شهید میناب است که در حمله موشکی ارتش آمریکا به مدرسه «شجره طیبه» به شهادت رسیدند. اما آنچه این تصویر را به یک سند محکومیت تبدیل می‌کند، سکوت و بی‌اعتنایی این بازیگر به خون کودکان مظلوم این سرزمین در ازای دریافت جایزه‌ای از دشمنان ایران است. اکنون پرسش اصلی این است: چرا تاکنون هیچ اقدام قاطع قضایی علیه این رفتار خیانت‌آمیز صورت نگرفته است؟ ضرورت برخورد قضایی بدون اغماض این افراد مطمئن هستند که از داخل ایران و مسئولین فعلی، کسی به آن‌ها خرده نمی‌گیرد و بازخواست نمی‌شوند. پس از اظهارات مرزبان، اگرچه انتقادات تندی از سوی چهره‌های رسانه‌ای و روزنامه هایی مطرح شد، اما نبود پیامدهای عملی و بازدارنده، این پیام خطرناک را به همراه دارد که می‌توان با خیال راحت به خون کودکان این سرزمین بی‌اعتنا بود و همچنان در سینمای ایران به فعالیت پرداخت. از سوی دیگر، شواهد نشان می‌دهد این اقدام یک عملیات سازمان‌یافته است. فیلم «مراقب» محصول مشترک ایران، آمریکا و آلمان است و محسن قرایی، کارگردان آن، پیش‌تر اعتراف کرده بود که فیلمنامه جعلی به مقامات ایران ارائه داده تا مجوز ساخت بگیرد. این یعنی فریبکاری از پیش طراحی‌شده با هدف تطمیع از خارج و فروش سابقه کاری به دشمن. حضور چهره‌هایی چون ریما رامین‌فر و فرهاد اصلانی در این پروژه، نشان می‌دهد که ما با یک جریان سازمان‌یافته و نه یک خطای فردی روبرو هستیم. خواسته‌های مشخص از دستگاه قضائیه با توجه به موارد فوق، ما امضاکنندگان این مطالبه، خواستار اقدام فوری و قاطع قوه قضائیه در قبال این خیانت هنری هستیم: ۱. برخورد قضایی با عوامل فیلم: برخورد قانونی و قاطع با لاله مرزبان، محسن قرایی و سایر عوامل فیلم «مراقب» به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و همکاری با رسانه‌های معاند. ۲. توقف فعالیت‌های اقتصادی و هنری: توقیف اموال و دارایی‌های این افراد در داخل کشور و ممانعت از هرگونه فعالیت هنری و اقتصادی آن‌ها در ایران. ۳. بررسی پرونده مجوز ساخت فیلم: بررسی دقیق چگونگی صدور مجوز ساخت فیلم «مراقب» با فیلمنامه جعلی و برخورد با مقصران این فریب بزرگ. ۴. ممانعت از بازگشت بدون محاکمه: جلوگیری از ورود این افراد به کشور مگر پس از محاکمه قانونی و پاسخگویی به افکار عمومی. سخن پایانی خون کودکان میناب، بهای دریافت جایزه از دشمنان این سرزمین نیست. کسانی که بر فراز کوله‌پشتی‌های کودکان مظلوم می‌ایستند و جایزه می‌گیرند، شایسته عنوان «هنرمند» نیستند. قوه قضائیه باید نشان دهد که هیچ‌کس فراتر از قانون نیست و خیانت به وطن و بی‌حرمتی به خون شهدا، بی‌پاسخ نخواهد ماند. ما از دستگاه قضائیه مطالبه می‌کنیم: هرچه سریع‌تر، قاطعانه و بدون ملاحظه، با خائنان به این سرزمین برخورد کنید.

ریاست محترم قوه قضائیه جهت استحضار و صدور اوامر مقتضی

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

@user1733324429411 روز پیش
در پاسخ به
عکس العملهای احساسی عموما در بدو مشاهده پدیده احساسی اتفاق میافتد.گریه برای وضعیت بد زنان که سالهاست به آن دچار هستند،فیک و دروغ است و معمولا از بازیگران عاری از شرف و عزت بر میآید.آینده و انتظارات شما را در ایران عزتمند آینده خواهیم دید.هر چند شما کلا کالا هستید و به دست هر کسی خرید و فروش میشوید.