نخستوزیر؟ نه! نمیخوریم
هشتم بهمن ۱۴۰۴، مأموران ایرانی در فرودگاه امام خمینی محمولهی دیپلماتیک یک دیپلمات هلندی را توقیف کردند. چند هفته بعد تصاویر باز کردن محموله منتشر شد: یک پایانهی قابل حمل استارلینک، چند تلفن ماهوارهای و تجهیزات ارتباطی دیگر. هلند اصل توقیف را تأیید کرد، به نقض مصونیت دیپلماتیک اعتراض کرد، و ترجیح داد در مورد محتویات چمدان سکوت کند. اما مهم فقط محتویات چمدان نبود؛ صاحبش هم بود: آندره فان ویگن، نفر دوم سفارت هلند در تهران.فان ویگن دیپلمات عادیای نبود که ناگهان سر و کلهاش با چند وسیلهی ارتباطی نامعمول در فرودگاه پیدا شده باشد. در ۲۰۰۸ معاون مدیر بخش «تروریزم و تهدیدهای جدید» وزارت خارجهی هلند بود؛ بعد به تهران آمد و معاون سفیر شد. یک گزارش محرمانهی سفارت آمریکا در ۲۰۰۹ او را «رابط خوب سفارت در مسائل ضدتروریزم» میخواند که گفته بود هلندیها آمادهی تبادل اطلاعات با آمریکاییها هستند. همان گزارش میگوید سفارت هلند در تهران از معدود سفارتهایی بود که امکانات گفتوگوی امن داشت. بنا بر این، محتویات چمدان فان ویگن «برای مصرف شخصی» نیز نبوده است. سالها بعد فان ویگن در بخش سیاسی سفارت هلند در واشنگتن کار میکرد و بعد دوباره به تهران برگشت.برای به دست آوردن یک تصویر غیر تصادفی از این چمدان، باید خیلی عقبتر برویم؛ تا ۱۶۷۲، «سال فاجعه» در تاریخ هلند.
هلند پیش از آن در اوج بود: ثروتمند، تجاری، شهری و صاحب شبکهای جهانی. این ثروت البته فقط محصول بازار، بانکداری و کشتیسازی نبود. شرکتهای استعماری هلند با مجوز دولت هلند جنگ میکردند، سرزمین میگرفتند، انحصار تحمیل میکردند و صدها و هزاران انسان را میدزدیدند و میفروختند. خود دولت امروز هلند میگوید بردهداری در تبدیل این کشور به یک قدرت اقتصادی جهانی نقش تعیینکننده داشته است. آزادی در خانه و زور در بیرون برای این سنت سیاسی تناقض نبود، ذاتش بود.بعد فرانسه، انگلستان، مونستر و کلن به هلند حمله کردند. بخشهایی از هلند سریع سقوط کرد و وحشت بالا گرفت. خشم به داخل برگشت. یوهان دو ویت، قدرتمندترین سیاستمدار جمهوری، تقریبا نخستوزیر آن زمان هلند، و برادرش را کشتند و مثله کردند؛ گزارشهای معاصر حتی از خوردن بخشهایی از بدنشان میگویند. خاندان سلطنتی اورانژ برگشت و ویلیام سوم اورانژ قدرت گرفت. خلاصهی ماجرا این بود: طاقت مقاومت نداشتند، نخستوزیرشان را خوردند، برای خودشان شاه آوردند، و بدبخت شدند.حالا برگردیم به دی ۱۴۰۴. هلند در خلأ وارد این ماجرا نشده بود. دولتهای اروپایی در چند دههی گذشته بارها در غرب آسیا و پیرامونش در کنار آمریکا و ناتو مداخله کردهاند: افغانستان، عراق، لیبی، سوریه. خود هلند بیش از سی هزار نظامی به افغانستان فرستاد؛ در عملیات ناتو در لیبی با اف-۱۶ شرکت کرد؛ و در ائتلاف آمریکامحور در عراق و سوریه هزاران مأموریت هوایی انجام داد. در ایران هم سابقهی عملیات مخفی دارد: تحقیقات هلندی نشان داد یک مأمور جذبشدهی سازمان اطلاعات هلند در عملیات استاکسنت علیه سانتریفیوژهای تاسیسات هستهای کشورمان در نطنز نقشی کلیدی داشت؛ عملیاتی به هدایت آمریکا و اسرائیل.
اینجا تقسیم کار اروپایی اهمیت پیدا میکند. اتحادیهی اروپا سرویس جاسوسی عملیاتی واحدی ندارد و طبق مادهی ۴ پیمان اتحادیه، امنیت ملی در صلاحیت دولتهای عضو است. مرکز اطلاعات اتحادیه هم توان جمعآوری ندارد؛ جمعآوری و عملیات کار سرویسهای ملی است. بعد اطلاعات در سازوکار اروپایی توزیع و تحلیل میشود و میتواند به تحریم، فشار سیاسی یا اقدام مشترک تبدیل شود. سازمان اطلاعات هلند اعلام کرده که در ۲۰۲۵ سهم اطلاعاتیش در ظرفیت مشترک تحلیل اتحادیه را بیش از دو برابر کرده و بعضی از همین اطلاعات به اقدامات مشخص اتحادیه، از جمله تحریم، منجر شده است.یعنی شکل واقعی مداخله این نیست که بروکسل مأموری با کارت اتحادیه به تهران بفرستد. یک کشور عضو (فرض کن هلند و این به احتمال زیاد فرض درستی است) عملیات میکند؛ حسب پرونده با ناتو، ائتلاف آمریکامحور یا سرویسهای آمریکا و اسرائیل همکاری میکند؛ محصول اطلاعاتی هم میتواند در سطح اروپا به سیاست تبدیل شود. هلند یکی از همین کشورها است اما در عمل مهمترینشان. سازمان اطلاعات نظامیش رسماً میگوید نفوذ سیاسی و نظامی ایران در غرب آسیا را بررسی میکند. سابقهی همکاری عملیاتیش با آمریکا و اسرائیل علیه ایران هم دست کم در پروندهی استاکسنت یک واقعیت مستند میدانی است، نه حدس.در چنین زمینهای، چمدان فان ویگن دیگر یک اتفاق فرودگاهی نیست. نفر دوم سفارت، با سابقهی ضدتروریزم، دو مأموریت در تهران، کار سیاسی در واشنگتن و سابقهی تبادل اطلاعات با آمریکاییها، درست پس از اعتراضات و قطع ارتباطات، با تجهیزات ارتباط ماهوارهای وارد ایران میشود.
قرار نیست برای فهم این مجموعه منتظر بمانیم تا سازمان اطلاعات هلند عملیات خودش را شرح دهد. سرویس اطلاعاتی برای همین ساخته شده که چنین کاری نکند.هلندیها یک بار زیر فشار خارجی به جان نظم سیاسی خودشان افتادند؛ نخستوزیرشان را خوردند، منجی شاهانه آوردند و وارد مسیر افول شدند. در دی ۱۴۰۴ همان کشور برای ایران نسخهای آشنا میپیچید:طاقت مقاومت نداشته باشید. خشم ناشی از حملات نظامی و اقتصادی دشمن را به داخل برگردانید. نظم کشوری خودتان را از میان ببرید. بعد منجی شاهوار با تیپاکس درب منزل تحویل خواهد شد.آنها یک بار خودشان این نسخه را مصرف کردهاند و میدانند چه عواقبی دارد، با این حال به ما توصیه میکنند. اما اینجا ایران است. امروز دو روز پس از سالگرد ۲۸ مرداد و یک روز پس از سالگرد خوردن نخستوزیر هلند است. و ما عادت نداریم نخستوزیر خودمان را بخوریم.
11:41 - 30 مرداد 1405