هشدار در مورد کنشگری انفعالی و واکنشی دانشگاه
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه با هشدار در مورد کنشگری انفعالی و واکنشی دانشگاه گفت: گسست ارتباطی و سئوالات انباشته شده بیپاسخ از زمینههای شکلگیری بحرانهای اجتماعی است.
به گزارش خبرنگار گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری فارس، رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه اکبر نصراللهی در جمع معاونان و مدیران فرهنگی و دانشجویی و جمعی از استادان دانشگاه آزاد اسلامی سراسر کشور هشدار داد که گسستهای ارتباطی چند وجهی و پرسشهای انباشته و پاسخهایدادهنشده، از جمله زمینههایی هستند که فاصله میان دانشگاه و دانشجویان، مسئولان و مردم، والدین و فرزندان و رسانههای رسمی و مخاطبان را افزایش داده و زمینه شکلگیری بحرانهای اجتماعی و ارتباطی را فراهم کرده اند. نصراللهی با تشریح نقش دانشگاهیان و نخبگان در شرایط جدید کشور، بر ضرورت عبور دانشگاه از استاد واکنشی به استاد کنشگر در قبل، حین و پس از بحران تأکید کرد.وی همچنین با اشاره به تغییرات گسترده در محیط اجتماعی و رسانهای کشور اظهار کرد: در شرایط جدید، دانشگاه نمیتواند صرفاً به آموزش و پژوهش محدود باشد و نسبت به تحولات اجتماعی، رسانهای و ارتباطی پیرامون خود بیتفاوت بماند؛ زیرا بخشی از مسائل و بحرانهای جامعه، پیش از آنکه در سطح آشکار خود را نشان دهند، در لایههای ارتباطی و در فاصله میان نهادها و اذهان مخاطبان شکل میگیرند.رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با تحلیل و تبیین بحران های سال های اخیر از جمله اعتراضات و اغتشاشات 1401 و 1404 گفت: تجربه بحرانهای گذشته نشان داده است که برای فهم یک بحران نباید فقط به لحظه وقوع آن نگاه کرد؛ باید دید پیش از آن چه اتفاقی در حوزه ارتباط افتاده است، چه پرسشهایی بیپاسخ مانده، چه ابهامهایی انباشته شده و چه فاصلهای میان مردم، نهادها و مسئولان و نخبگان ایجاد شده است.
نصراللهی افزود: البته بحرانها علل متعدد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند و نمیتوان همه آنها را به یک عامل فروکاست؛ اما نباید از ابعاد ارتباطی و روایی بحران نیز نغفلت کرد؛ مخاطرات و مسائل قبل از آنکه به بحران تبدیل شوند، در اذهان و ادراک مردم شکل میگیرند.وی با تأکید بر ضرورت توجه مدیران فرهنگی و دانشجویی دانشگاهها به این موضوع گفت: معاونان و مدیران فرهنگی و دانشجویی نباید فقط در زمان بروز بحران وارد میدان شوند؛ بلکه وظیفه مهم آنان، شناسایی و مدیریت مسائل ارتباطی پیش از تبدیل شدن آنها به بحران است.استاد ارتباطات و مدیریت رسانه ادامه داد: رصد مستمر فضای دانشگاه، شناخت دغدغهها و پرسشهای دانشجویان، ارتباط مستقیم با آنها، شناسایی ابهامها و شبهات و ایجاد امکان گفتوگو، بخشی از مدیریت پیشگیرانه بحران است.وی افزود: دانشگاه باید بداند دانشجویان درباره چه موضوعاتی سؤال دارند، چه چیزهایی برای آنان ابهامآمیز است، چه روایتهایی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی درباره دانشگاه، جامعه و مسائل روز منتشر و چگونه مهندسی می شوند و کدام پرسشها به هر دلیل، پاسخ مناسبی دریافت نکردهاند.استاد کنشگر؛ از واکنش پس از بحران تا کنشگری پیش از بحراننصراللهی در ادامه سخنان خود، یکی از الزامات دانشگاه در شرایط جدید را تبدیل «استاد واکنشی» به «استاد کنشگر» دانست و گفت: استاد واکنشی معمولاً زمانی وارد میدان میشود که بحران شکل گرفته است؛ اما استاد کنشگر پیش از بحران ارتباط میسازد و برای مواجهه با مسائل احتمالی آمادگی ایجاد میکند.
وی افزود: استاد کنشگر، دانشجویان خود را میشناسد، با آنها گفتوگو میکند، پرسشهای آنان را میشنود، به مسائل و دغدغههایشان حساس است و اجازه میدهد دانشجو در فضای علمی و دانشگاهی سؤال و حتی نقد خود را مطرح کند.رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه تصریح کرد: پرسش کردن را نباید با مخالفت و اعتراض نباید با دشمنی یکی دانست؛ دانشگاه اگر فضای گفتوگو را فراهم کند، بسیاری از پرسشها و ابهامها پیش از آنکه به مسئلهای جدی تبدیل شوند، در همان محیط دانشگاه قابل طرح و پاسخگویی خواهند بود.وی گفت: استاد کنشگر همچنین باید دانشجویان را در برابر پیامهایی که هر روز و به صورت مهندسی شده از رسانهها و شبکههای اجتماعی دریافت میکنند، توانمند کند؛ یعنی دانشجو فقط مصرفکننده پیام نباشد، بلکه بتواند پیام را تحلیل کند، منبع آن را بشناسد و درباره اعتبار و هدف آن پرسش کند.ضرورت افزایش تابآوری ادراکی دانشجویاننصراللهی با اشاره به تغییرات گسترده و مستر در محیط رسانهای گفت: دانشجوی امروز با حجم بسیار زیادی از خبر، تصویر، تحلیل، شایعه، روایت و محتوای احساسی مواجه است و در چنین محیطی، صرفاً افزایش اطلاعات کافی نیست؛ بلکه باید قدرت تحلیل و تابآوری ادراکی نیز افزایش یابد.وی افزود: تابآوری ادراکی یعنی فرد در برابر حجم زیاد و گاه متعارض پیامها، دچار سردرگمی، هراس یا پذیرش شتابزده نشود و بتواند پیش از قضاوت و واکنش، منبع، محتوا، شواهد، قاببندی و نحوه ارائه پیام را بررسی کند.
نصراللهی تأکید کرد: یکی از وظایف مهم استادان در شرایط جدید، آموزش همین مهارت به دانشجویان است؛ دانشجو باید بتواند تشخیص دهد یک پیام چگونه ساخته شده، چه بخشی از واقعیت در آن برجسته شده، چه بخشی نادیده گرفته شده و چرا یک موضوع با واژه، تصویر یا احساسی خاص ارائه شده است.وی گفت: دانشگاه در این زمینه باید دو نقش را همزمان ایفا کند؛ از یک سو تولیدکننده و ارائهدهنده پیام معتبر باشد و از سوی دیگر، دانشجویان و مخاطبان خود را برای مواجهه تحلیلی با پیامها آماده کند.جنگ روایتها و ضرورت کنشگری ارتباطینصراللهی در ادامه با اشاره به گسترش فضای شبکهای اظهار کرد: در آرایش جدید رسانهای، دیگر نمیتوان تصور کرد که فقط رسانههای رسمی تولیدکننده پیام هستند. هر کاربر میتواند موضوعی را انتخاب کند، درباره آن روایت بسازد و با استفاده از تصویر، ویدئو، متن و شبکههای اجتماعی، آن را منتشر و بازتولید کند.وی افزود: در چنین شرایطی، دانشگاه و استادان نمیتوانند منتظر بمانند تا یک روایت شکل بگیرد و سپس صرفاً به آن واکنش نشان دهند. کنشگری ارتباطی یعنی پیشبینی روایتهای رقیب، رصد مستمر، شناخت فضای ادراکی مخاطب و آمادهبودن برای ارائه روایت دقیق و مستند.استاد مدیریت رسانه با بیان اینکه سرعت در محیط جدید اهمیت زیادی دارد، گفت: پاسخ دیرهنگام ممکن است حتی اگر درست باشد، نتواند اثر لازم را داشته باشد؛ بنابراین، سرعت و دقت باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.وی اضافه کرد: پاسخ هوشمندانه الزاماً به معنای پاسخ طولانی یا واکنش هیجانی نیست؛ گاهی یک پیام روشن، مستند، کوتاه و بهموقع میتواند از شکلگیری ابهامهای بیشتر جلوگیری کند.مهندسی پیام؛ مسئله فقط «چه گفتن» نیست
نصراللهی در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم "مهندسی پیام" پرداخت و گفت: مهندسی پیام به معنای جعل واقعیت نیست، بلکه فرآیند طراحی، صورتبندی، زمانبندی، انتشار و توزیع پیام برای ایجاد ادراک یا نگرش مورد نظر در مخاطب است. وی افزود: در مهندسی پیام باید فقط به این سؤال که «چه بگوییم؟» اکتفا نکرد؛ بلکه باید پرسید چه کسی میگوید، چه چیزی گفته میشود، برای چه کسی گفته میشود، با چه واژههایی گفته میشود، چه زمانی منتشر میشود، با چه تصویری همراه میشود، از چه منبعی نقل میشود و از چه کانالی به مخاطب میرسد.نصراللهی با اشاره به اهمیت «انتخاب» در مهندسی پیام اظهار کرد: در هر روز تعداد زیادی اتفاق رخ میدهد، اما رسانهها همه آنها را انتخاب و برجسته نمیکنند. بنابراین، اینکه چه موضوعی انتخاب شود و چه موضوعی در مرکز توجه قرار گیرد، خود بخشی از فرآیند مهندسی پیام است. وی «برجستهسازی» و «قاببندی» را از دیگر عناصر مؤثر بر ادراک مخاطب دانست و گفت: ممکن است یک واقعیت واحد در دو قاب متفاوت روایت شود و مخاطب بر اساس آن قاب، برداشت متفاوتی از همان واقعیت پیدا کند.استاد ارتباطات و مدیریت رسانه با ذکر مصادیقی از مدیریت و مهندسی جملات و واژه های وقایع ایران در رسانه های معارض افزود جملات و واژهها نیز همانند موضوع و تصاویر مهندسی می شوند؛ انتخاب یک واژه به جای واژهای دیگر میتواند معنای یک خبر را تغییر دهد. تصویر نیز گاهی پیش از متن با مخاطب ارتباط برقرار میکند و میتواند احساس خاصی ایجاد کند؛ بنابراین انتخاب تصویر، زمان انتشار تصویر و نسبت آن با متن نیز اهمیت دارد.
وی ادامه داد: احساس، زمان، تکرار، سکوت و منبع نیز در فرآیند شکلگیری پیام نقش دارند. گاهی حتی «سکوت» درباره یک موضوع میتواند پیام تولید کند و مخاطب درباره علت این سکوت به برداشتهای مختلف برسد.نصراللهی با اشاره به «تعارض حرف و عمل» گفت: وقتی میان آنچه یک فرد یا نهاد میگوید و آنچه مخاطب در عمل مشاهده میکند فاصله وجود داشته باشد، اعتبار پیام آسیب میبیند. بنابراین، یکی از الزامات ارتباط مؤثر، هماهنگی میان پیام، رفتار و واقعیت است. موضوع «تعارض حرف و عمل» و همچنین «پوشش دوگانه» در ارائههای وی نیز بهعنوان نمونههایی از تأثیر نحوه روایت بر ادراک مخاطب مطرح شده است. وی تأکید کرد: مهندسی پیام نباید با دروغ و جعل واقعیت اشتباه گرفته شود. ممکن است رسانهای واقعیت را بگوید، اما با انتخاب، حذف، برجستهسازی، قاببندی، تصویر، واژه یا زمانبندی خاص، ادراک متفاوتی از آن واقعیت ایجاد کند. بنابراین، مسئله اصلی، شناخت سازوکار تولید و توزیع پیام و توجه به مسئولیت حرفهای در استفاده از این ظرفیتهاست.دانشگاه باید سواد روایی ایجاد کندنصراللهی در پایان با تأکید بر مسئولیت دانشگاه و استادان گفت: در شرایط جدید، شناخت راهبردها و تاکتیکهای مهندسی پیام برای استادان ارتباطات کافی نیست و استادان سایر رشتهها نیز باید حداقل با منطق تولید و انتشار پیام در محیط جدید آشنا باشند.وی افزود: استادان باید بتوانند این مفاهیم را به دانشجویان منتقل کنند تا دانشجو در برابر روایتهای مختلف، صرفاً شنونده یا بازنشرکننده نباشد، بلکه به مخاطبی تحلیلگر تبدیل شود.
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه گفت: دانشگاه برای افزایش تابآوری ادراکی جامعه، باید از کلاس درس آغاز کند؛ دانشجو باید یاد بگیرد که هر پیام را بلافاصله نپذیرد، منبع و شواهد آن را بررسی کند، قاببندی و واژههای آن را ببیند و میان واقعیت و روایت تمایز قائل شود.وی در جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: اگر میخواهیم دانشگاه در زمان بحران نقش مؤثری داشته باشد، باید پیش از بحران سرمایه ارتباطی ایجاد کنیم؛ پرسشهای دانشجویان را بشنویم، به ابهامها پاسخ دهیم، ارتباط دوسویه را تقویت کنیم، استادان را به کنشگری ارتباطی مجهز کنیم و در کنار تولید پیام معتبر، قدرت تحلیل پیام را در مخاطبان افزایش دهیم.نصراللهی خاطرنشان کرد: مدیریت بحران فقط مدیریت لحظه بحران نیست؛ از مدیریت ارتباط، پرسش، اعتماد، پیام و روایت پیش از بحران آغاز میشود. دانشگاه و استادان نیز در این فرآیند باید از «واکنش پس از بحران» به «کنشگری پیش از بحران» حرکت کنند تا هم امکان گفتوگوی مؤثر با دانشجویان فراهم شود و هم تابآوری ادراکی آنان در برابر حجم گسترده پیامها و روایتهای متعارض افزایش یابد. پایان پیام/ #ارتباطات #هشدار 10:38 - 27 شهریور 1405