شهید حاج حسین همدانی
غذایم که تمام شد، یک لحظه دیدم سردار قسمتی از غذایش را که از قبل جدا کرده بود جمع کرد و برد. تعجب کردم و برایم سوال شد سردار غذا را کجا می برد. دیدم به سمت مرغی می رود که پایش شکسته و نمی تواند به دنبال غذا بگردد. او غذا را در نزدیکی مرغ ریخت و مرغ هم شروع به خوردن کرد. با خود گفتم چگونه فردی به حدی از کرامت انسانی می رسد که به حیوانات نیز در بحبوحه جنگ توجه میکند و در آن طرف هم آدمی به حدی از قساوت می رسد که به انسان و همنوع خود رحم نمی کند.#خاطره #شهید_همدانی #کرامت_انسانیبه ما بپیوندید:@jfma_ir. 21:39 - 18 مهر 1405