فرماندهان نامرئی در میدان

آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، با این تصور که آغاز جنگ جاری با ترور رهبر حکیم انقلاب اسلامی، شیرازه امور را در ایران ازهم‌پاشیده و این اتفاق موجب می‌شود تا آنان در تحقق اهداف بامانع اساسی مواجه نشوند.بر اساس این کلان تحلیل، تصور می‌کردند با حذف فرماندهان نظامی عالی‌رتبه در جنگ ۱۲ روزه و در آغاز این جنگ جاری، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، اساساً با ازدست‌دادن فرماندهی کل قوا، دچار سردرگمی راهبردی شده و منفعلانه عمل خواهند کرد.اما برخلاف این تصور دشمن، آنچه در میدان رخ‌داده و متجاوزین آمریکایی و صهیونی را دچار بن‌بست راهبردی کرده، تماماً برخلاف محاسباتشان بوده است. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها طرحی برای تعیین سرنوشت جنگ طی ۴۸ سال اول را تهیه کرده بودند. اما جنگ اکنون به یک‌هفتگی نزدیک شده، نه‌تنها متجاوزین به اهداف نرسیدند؛ بلکه با خسارت‌های فراوان و تلفات انسانی بسیار سنگین، برای توقف یا ادامه جنگ، گرفتار بحران تصمیم‌گیری شده‌اند؛ چرا؟!چرایی گرفتار شدن دشمنان در جنگ خودساخته، ناتوانی آنان در برآوردها از توانمندی‌ها در جبهه انقلاب اسلامی به شکل عام و در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به شکل خاص است. یکی از موارد اشتباه محاسباتی دشمنان در برآوردهای خود از نیروهای مسلح ایران، این است که فرماندهان شهید را حذف شده می‌بینند، درحالی‌که واقعیت و حقیقت این نیست و ما اعتقاد عمیق دیگری داریم. فرماندهان شهید ما اینک، همگی در میدان فرماندهی می‌کنند. فقط با نگاه توحیدی و درک مقام و موقعیت شهید بعد از شهادت می‌توان این مهم را درک کرد. به‌طورقطع هیچ‌کس در جبهه کفر مقابل، قادر به فهم این موضوع نخواهد بود.
تأمل در سه مورد زیر این باور را برای اهلش مستحکم‌تر می‌کند:۱_در قضایای فتنه ۸۸، وقتی آتش این فتنه با خلق حماسه‌ی معجزه‌آسای ۹ دی خاموش شد؛ امام شهید انقلاب سربسته، راز این حماسه حضور را این‌گونه مورد اشاره قرار دادند و فرمودند؛ در این حماسه، روح حسین بن علی در کار بود!۲_در اصفهان مراسم خاصی با حضور فرماندهان و مسئولان در مقطع چهلم شهید زاهدی برگزار شد و حقیر هم توفیق حضور در آن مراسم را داشتم. سرلشکر شهید نصیرزاده هم به‌عنوان جانشین ستاد کل باهدف سرزدن به خانواده شهید زاهدی و اهدا لوح و درجه سرلشکری مصوب به آنان، به اصفهان آمده بود و در جلسه حضور داشت.در این مراسم فرزند شهید زاهدی صحبت کرد و در میان سخنان خود، از دیدن خواب پدر در چند نوبت گفت. از جمله مطالب مهم دو نکته زیر بود: الف_در هر نوبتی که خواب پدر را می‌دیدم، ایشان با لباس رزم و در میدان جنگ بود و نیروهای تحت امر خود را فرماندهی می‌کرد!ب_با پدر صحبت کردم و او می‌گفت؛ در این مسیر بزرگان بسیاری شهید خواهند شد!آری، برای خودم سؤال بود که این بزرگان چه کسانی هستند؟ اما برای رسیدن به پاسخ خیلی زمان نیاز نبود؛ چرا که به کاروان شهیدان و این قافله نور، بزرگانی چون سید حسن نصرالله، نیل‌فروشان، صفی‌الدین، بسیاری از فرماندهان حزب‌الله لبنان، سلامی، رشید، باقری، حاجی‌زاده و ده‌ها فرمانده و دانشمند هسته‌ای دیگر، و اینک در رأس همه امام شهید پیوستند و همگی آسمانی شدند. برایم مشخص شد که آن رؤیاها، رؤیاهای صادق و درستی بوده است. البته در این نوشتار، بیشتر منظور همان بند الف است. معنای این سخن آن است که این بزرگان، به‌ظاهر از میان ما رفتند؛ اما در میدان حضوری معنادار و مؤثر دارند.
۳_اما سومین مورد، نقل داستان و خواب دیگری است. یکی از سرداران نقل می‌کرد به‌اتفاق سپهبد شهید امیر موسوی به منزل شهید سلامی رفتیم. در مورد شهید سلامی خانواده‌اش نکات قابل‌توجهی را مطرح کردند. به اقتضای این نوشتار، یکی از آن نکات نقل می‌شود. دختر شهید سلامی می‌گوید؛ چند بار خواب پدر را دیدم. در یکی از این خواب‌ها، درحالی‌که متوجه بودم که پدر شهید شده و سردار پاکپور به‌جای ایشان به فرماندهی سپاه منصوب شده است؛ اما می‌دیدم که پدرم مرتب به سردار پاکپور، برای انجام امور فرمان و دستور می‌دهد!آری دشمنان نمی‌دانند و نمی‌توانند بفهمند که، فرماندهانی که آنان حذف نمودند؛ همگی اینک در میدان به‌صورت نامرئی فرماندهی می‌کنند. آنان مأموران خدایند و از جمله امدادهای غیبی که خدا به مؤمنین وعده نصرت داده، همین حضور فرماندهان شهید جنگ بلد در میدان است. بدون تردید این میدان نبرد، با چنین فرماندهان شهید نامرئی که به فرماندهانی که دیده می‌شوند هر لحظه کمک می‌کنند؛ پیروز است و آینده این را قضاوت خواهد کرد.#یدالله_جوانی
11:04 - 14 اسفند 1404




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌کورش عروج‌
@Koorosh_Orooj14 اسفند 1404
در پاسخ به
الله اکبرما شاء اللهخدا قوتمن الله التوفیقیا رئوف و یا رحیمخدا را بیکران شکرخداوند قادر نگهدار همگی مردمان شریف و مدافعان ایران اسلامی عزیزمان باشدیا امیرالمومنین صلوات الله علیک، مدد