تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌ایران‌
ا

ایران

@IRAN4
تاریخ پیوستن: فروردین 1405
@IRAN418 مرداد 1405
و در مغزِ آن دانشمندِ هسته‌ای و موشکی و پهپادی که تحریم را به پیشرفت تبدیل می‌کند، جاری و ساری است.در مکتبِ عشق به خاک، زمان متوقف می‌شود و تنها یک حقیقت باقی می‌ماند: انسانِ ریشه‌دار در قداستِ وطن، استقامت را به جبرِ تاریخ تحمیل می‌کند. آمریکا امروز با همه‌ی تکنولوژیِ کورِ خود،

@IRAN418 مرداد 1405
اما همچنان ایستاده‌اند، با ریشه‌ای که تا اعماقِ زمینِ این خاکِ کهن پیش رفته است. نخل، در قاموسِ این خاک، یک درخت نیست؛ مانیفستِ مقاومت است. نخل در عطش می‌سوزد، ترکش می‌خورد، بی‌سر می‌شود، اما هرگز زانو نمی‌زند.

@IRAN418 مرداد 1405
مگر دانشمندانِ هسته‌ایِ ما که در زیر تیغِ تحریم و تهدید، سانتریفیوژها را به چرخشِ افتخارآمیز درمی‌آورند و «نمی‌توانیم» را به «ما توانستیم» بدل می‌کنند، چیزی جز همان جاشوانِ پابرهنه‌ای هستند که با تکیه بر ایمان، اسبِ آهنینِ استعمار را به زانو درآوردند؟

@IRAN418 مرداد 1405
امروز، دشمنِ نقاب‌پوش، سردارِ ما را با راکتِ پهپاد می‌زند تا بپندارد گردنِ این نخلِ سرفراز را شکسته، اما نمی‌داند که هر شهید، هزاران نخلِ تازه‌روییده در دلِ این خاک مقدس است.️ شیوه‌ها همان است؛ مجاهدت‌ها از یک جنس است

@IRAN418 مرداد 1405
هر سه، هیولاهایی از جنسِ آهن و کینه بودند که می‌پنداشتند با جبرِ گلوله ، می‌توانند زانوی غرورِ یک ملت را بر خاکِ مذلت خم کنند. هر سه، از شکافِ تفرقه‌ها طمع کردند و هر سه، در کورهِ اراده‌ی انسانِ ایرانی ذوب شدند.

@IRAN418 مرداد 1405
؛ یا سوار بر تانک‌های سرد و آهنین و بمب‌افکن‌های کور، از مرزهای غربی به خاکِ خوزستان یورش ببرد؛ یا امروز، سوار بر ناوهای یانکی در پس‌آبِ ، با زرادخانه‌ی موشک و جنگنده های رادارگریز، با پهپادهای استتارشده در آسمانِ می‌کوشد، اراده‌ی ما را تسلیمِ کند؟

@IRAN418 مرداد 1405
گوش بسپارید، تا صدای برخوردِ امواجِ این سه حماسه را در یکدیگر بشنوید:🔥 متجاوز، همان متجاوز است؛ تنها نقاب عوض کرده استچه تفاوت می‌کند که بیگانه، سوار بر ناوگانِ غول‌پیکرِ هلندی با بادبان‌های افراشته، سینه‌ی لاجوردیِ خلیج فارس را بشکافد و بوی تندِ ادویه و باروت را به ساحل بیاورد

@IRAN418 مرداد 1405
ما می‌پنداریم تاریخ خطی است که از دیروز آغاز شده و به فردا می‌رود؛ اما تاریخ، پژواکِ یک فریادِ ممتد در کوهستانِ زمان است. فاصله‌ی بندر ریگ در عصرِ «میرمهنا» تا خرمشهر و اروند در روزگارِ «دفاعِ مقدس»، و تا تنگه‌ی هرمز و ، فاصله‌ی سه قرن نیست؛ فاصله‌ی یک پلک بر هم زدن در چشمِ ابدیت است.