ضرورت نگاه نو به کنشگری امنیتی در تقابل های نظامی – سیاسی دنیای مدرن شاید بتوان در عصر انفجار اطلاعات، مهم ترین شاخصه ی قدرت فردی را اطلاعات به معنای عام دانست.اینکه یک فرد چقدر بر تحرکات محیط داخلی و پیرامونی خویش آگاه باشد، توان تصمیم گیری درست را در وی چندین برابر خواهد کرد و احتمال خطا را تا حد زیادی کم می کند، تصمیمات درست نتایج درست به همراه دارند و نتایج درست مولد قدرت فردی و اجتماعی هستند.موضوع آنجایی که صحبت از بستری چند وجهی به نام کشور مطرح می شود قطعا از پیچیدگی و اهمیت بیشتری برخوردار است و اما نتیجه همانست که ذکر شد.امروزه همانطور که نیروی انسانی، منابع مالی،مواد اولیه و تکنولوژی و بطور کلی آنچه ذیل مفهوم امکانات سخت افزاری مطرح می شود اهمیت دارد، کیفیت بکارگیری امکانات در موفقیت و شکست طرح ها و برنامه ها از اهمیت دو چندانی برخوردار است و در این بین جمع آوری،تحلیل و بررسی داده های امنیتی و متقابلا جلوگیری از نفوذ و درز اطلاعات به بیرون کلیدی ترین بخش این جریان است.تحولات یک دهه ی گذشته منطقه خاورمیانه به خوبی نشان دهنده اهمیت اطلاعات و ضد اطلاعات در قدرت تقابل سیاسی و نظامی کشورهاست.درگیری های یک سال گذشته حزب الله لبنان و حماس با رژیم صهیونیستی و ترور رهبران جنبش حماس و فرماندهان جبهه مقاومت در لبنان و سوریه همگی از تغییر معادلات نبرد حکایت دارد چه اینکه برخی از رهبران شهید هر دو گروه، بیش از سی سال در لیست ترور سازمان های جاسوسی امریکا، اسرائیل و دولت های دستنشانده منطقه بوده و تجربه نبردهای متعدد سنگین نظامی را از سر گذرانده بودند.بعنوان مثال سنگین ترین نبرد این گروه ها با رژیم صهیونیستی را می توان در جنگ 33 روزه لبنان مشاهده کرد.
طی این نبرد رژیم صهیونیستی بیش از 12 هزار حمله هوایی به مناطق مختلف لبنان انجام داد و بالغ بر 2500 بمب و موشک بر روی این مناطق ریختند و نیروهای دریایی رژیم چیزی نزدیک به صد هزار راکت به سوی شهرها و روستاهای مختلف لبنان شلیک کردند.طبق نقل قول شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از شرایط این جنگ، اسرائیل برنامه این نبرد را پیش از اقدام حزب الله در گرفتن دو اسیر از نظامیان صهیونی تدارک دیده بود و دو هدف را دنبال می کرد:خلع سلاح حزب الله و ترور رهبران این حزب و در راس آن شهید سید حسن نصر الله و شهید عماد مغنیه که در هیچ کدام توفیقی نیافت. بنا بر گفته های رسمی و غیر رسمی طرفین درگیر در نبرد، اسرائیل در طول جنگ بارها چندین منطقه را به ظن حضور رهبران حزب الله به شدیدترین وجهی موشک باران کرد و آنچه مانع از تحقق این هدف شد تنها یک چیز بود:ضعف و شکست اطلاعاتی.تجربه رژیم صهیونیستی و امریکا و برخی دولت های مرتجع منطقه از نبردهای گذشته با جبهه مقاومت، ایشان را به ضرورت تعمیق و بازبینی سیاست های امنیتی کشاند، تا آنجا که چندین واحد و یگان تخصصی در این خصوص در ساختار ارتش و دولت رژیم ایجاد و یا تقویت شد.نهادهایی مثل آمان،شاباک و موساد و یگان های مثل 8200 و یگان های متعددی که همگی ذیل این نهادها به کار تخصصی اطلاعاتی مشغول هستند.به این تعداد همکاری با دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی دیگر کشورها و حتی گروهک ها و اشخاص در منطقه را می توان اضافه نمود.در این خصوص نفوذ نقش بسیار مهمی ایفا نموده است و همچنان که همیشه موضوعی حساس و حائز اهمیت بوده است،کشورهای منطقه و قدرت های جهانی از جمع آوری اطلاعات و حتی اجرای عملیات در قالب پدیده نفوذ استفاده زیادی برده اند.
نمونه های متعددی را حتی می توان در کشورهای مسلمان منطقه و حتی در بین گروه های مقاومت مشاهده نمود که قابل کتمان نیستند و انذاری است برای همه گروه هایی که ذیل جبهه مبارزه با صهیونیسم و اعوان و انصارش قلم یا سلاح بدست دارند.بعنوان مثال می توان از نفوذ در رده های بالای فرماندهی حزب الله لبنان نظیر آنچه در مورد محمد شوربه مسئول واحد عملیات خارجی و ابوتراب مسئول نیروی انسانی حزب الله بود.ترور شهید عماد مغنیه مجاهد بزرگ حزب الله، و به گفته یورونیوز شهادت رهبر شهید سید حسن نصرالله همگی از نفوذ در این حزب خبر می داد.به گفته یورونیوز در خصوص شهادت رهبر گرانقدر حزب الله و به نقل از یک منبع امنیتی فرانسوی «سرعت عمل ارتش اسرائیل و موساد و اینکه مرگ او بلافاصله تایید شد نشان می‌دهد که یک نفر از داخل تشکیلات با آنها همکاری کرده است. این عملیات و عملیات انفجار پیجرها به این دلیل موفقیت آمیز بود که فردی از درون سازمان با آنها همکاری کرده است»! و به نقل از همان منبع در خصوص شهادت قائد کبیر حزب الله می نویسد: «حضور او در این جلسه با فرماندهان عالی‌رتبه و یک نظامی ارشد ایرانی اتفاقی نبود. احتمالا به فرماندهی حزب الله ضداطلاعاتی داده شده بود مبنی بر اینکه اسرائیل قصد حمله به بیروت را دارد و می‌خواهد به لبنان حمله زمینی کند. اسرائیل همین کار را هم با مرد شماره ۲ حماس کرد. داستان این بود که می‌خواستند نصر الله را از مخفیگاهش بیرون بکشند» که در نهایت باعث شد رهبر بی نظیر حزب الله سید حسن نصر الله پس از نزدیک سه دهه رهبری این حزب و علیرغم تهدیدهای مکرر که جان عزیزش را هدف گرفته و همیشه ناکام مانده بودند،به آرزوی دیرینه همه مجاهدان حق برسد.
افشا و دستگیری شبکه جاسوسی موساد در ایران، ترور شهید هنیه در تهران،ترور شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در عراق،ترور شهید فخری زاده و سایر دانشمندان هسته ای،خرابکاری در تاسیسات هسته ای ایران و انفجار در پادگان بیدگنه که منجر به شهادت دانشمند پارسا شهید تهرانی مقدم و همراهان ایشان گردید و شهادت برخی از فرماندهان و نیروهای ارزشمند سپاه قدس در داخل و خارج از کشور نظیر شهید عزیز صیاد خدایی همگی علاوه بر زنگ خطر، می تواند پیام آور این حقیقت باشد که تقابل مدرن کشورها دیگر نه به صرف برتری نظامی، بلکه حاصل کار اطلاعاتی و امنیتی منسجم، هدفمند و برنامه ریزی شده جهت نیل به اهداف نظامی است.تکاپوی کشورهای مختلف منطقه در خصوص بازبینی دکترین اطلاعاتی و امنیتی خود و بروز سازی تشکیلات و سازمان های امنیتی داخلی و خارجی کشورها همگی حکایت از معادله جدیدی در توازن قدرت بر مبنای اطلاعات و ضد اطلاعات دارد.این موضوع از سه بعد مهم برخوردار است:جمع آوری اطلاعات به معنای آگاهی از هرآنچه در حوزه نفوذ کشور از لحاظ سیاسی،نظامی،اقتصادی و اجتماعی در حال وقوع است.جلوگیری از نفوذ که در حیطه ضد جاسوسی و ضد اطلاعات چه از بعد فیزیکی و چه از ابعاد سایبری در تمام شئوناتش قابل بحث است، و نفوذ متقابل که جزو لاینفک کار امنیتی می باشد.آنچه بسیار مهم است زمینه های ایجاد نفوذ است که باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد.معضلات اقتصادی، انگیزه های قومی و مذهبی،گسترش ساختاری سازمان های حساس،مسائل مربوط به عدالت اجتماعی،کمرنگ شدن دلبستگی های ملی،جنگ روانی و رسانه ای و بسیاری عوامل ذیل این موضوعات همگی می تواند زمینه ساز نفوذ،درز و افشای اطلاعات و تبعات نظامی و سیاسی آن باشد که جا دارد به آنها توجه ویژه ای معطوف گردد.والعاقبه للتقوی
09:15 - 16 آبان 1403

875 بازدید



1 پاسخ