مدل مطلوب واشنگتن؛ فلسطین بدون رأی، بدون مقاومت

دولت آمریکا در حالی از طرح «دولت تکنوکرات فلسطینی» و بازسازی غزه سخن می‌گوید که واقعیت‌های سیاسی و میدانی نشان می‌دهد این پروژه، نه گامی در جهت آزادی فلسطین بلکه بخشی از نقشه‌ای گسترده برای حفظ موجودیت اسرائیل، مهار مقاومت و بازطراحی خاورمیانه به سود تل‌آویو است.
گروه دیده‌بان غرب: در سال ۲۰۲۵ و پس از گذشت دو سال از طوفان الاقصی، واشنگتن بار دیگر با طرحی تازه وارد میدان شده است. دولت ترامپ این بار از ایجاد یک «دولت تکنوکرات فلسطینی» سخن می‌گوید؛ دولتی که قرار است زیر پرچم بازسازی، غزه را اداره کند و به گفته مقامات آمریکایی، مسیر را برای صلحی پایدار هموار سازد. اما در واقعیت، نشانه‌ها حاکی از آن است که چنین دولتی قرار نیست نماینده اراده مردم فلسطین باشد. ترکیب، ساختار و وظایف آن از هم‌اکنون در اتاق‌های فکر آمریکایی و با مشورت تل‌آویو طراحی شده است.دولت تکنوکراتی که آمریکا از آن سخن می‌گوید، در ظاهر مستقل و موقت معرفی می‌شود، اما در عمل قرار است با بودجه، امنیت و نظارت واشنگتن اداره شود. حضور نیروهای بین‌المللی به‌اصطلاح «تثبیت‌کننده» نیز چیزی جز لایه‌ای جدید از کنترل خارجی بر سرزمین اشغالی نیست. این دولت قرار است همه گروه‌های مسلح را خلع سلاح کند، همه کمک‌های مالی را از مسیر بانک‌های وابسته به آمریکا عبور دهد و تمام تصمیماتش را با «شورای نظارتی» هماهنگ کند که اعضای آن از سوی قدرت‌های غربی منصوب می‌شوند.به این ترتیب، «دولت تکنوکرات» در واقع نام تازه‌ای برای همان سیاست قدیمی است: مدیریت از راه دور، وابسته‌سازی اقتصادی و حذف صدای واقعی مردم. به‌جای حاکمیت ملی، نوعی قیم‌مآبی مدرن شکل می‌گیرد؛ نسخه‌ای از دموکراسی آمریکایی که تنها تا جایی مجاز است که تهدیدی برای اسرائیل محسوب نشود.
چتر حمایتی واشنگتن بر سر تل‌آویودر تمام این سال‌ها، سیاست آمریکا در قبال اسرائیل ثابت مانده است. از زمان بایدن تا ترامپ، واشنگتن هرگز از خطوط قرمز تل‌آویو عبور نکرده است. حمایت نظامی، مالی و سیاسی از رژیم صهیونیستی نه‌تنها کاهش نیافته بلکه افزایش یافته است. در اوج انتقاد جهانی از کشتار غیرنظامیان در غزه، واشنگتن به‌جای توقف ارسال سلاح، قراردادهای جدیدی برای تأمین موشک‌های هدایت‌شونده و سامانه‌های دفاعی به امضا رساند.کاخ سفید بارها در شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه‌های مربوط به آتش‌بس یا محکومیت جنایات اسرائیل را وتو کرده است. همین سیاست دوگانه باعث شده تصویر آمریکا در جهان عرب و حتی در اروپا به‌شدت خدشه‌دار شود. از یک سو، دولت ترامپ از «کمک بشردوستانه» و «آینده‌ای روشن برای مردم فلسطین» سخن می‌گوید و از سوی دیگر، تمام ابزارهای نظامی و سیاسی خود را برای تثبیت موقعیت اسرائیل به‌کار می‌گیرد.پشت شعارهای صلح، همان منطق استراتژیک پنهان است: حفظ توازن قوا به سود اسرائیل. در نگاه واشنگتن، هرگونه تحول در غزه باید با امنیت تل‌آویو هماهنگ شود. بنابراین، اگر قرار است بازسازی صورت گیرد، باید شرکت‌های آمریکایی مجری آن باشند؛ اگر قرار است دولت موقت تشکیل شود، باید با نظارت اسرائیل فعالیت کند؛ و اگر قرار است صلح برقرار شود، باید به شکلی باشد که مرزهای اشغالی دست‌نخورده باقی بماند.
غزه میدان آزمایش دیپلماسی ترامپبرای ترامپ، پرونده غزه نه صرفاً یک موضوع انسانی، بلکه فرصتی سیاسی است. او می‌خواهد از دل ویرانه‌های غزه، تصویری از خود به‌عنوان «میانجی صلح» بسازد تا شکست‌های اخلاقی آمریکا در جنگ را جبران کند. اما این صلح، همان‌طور که تحلیل‌گران مستقل می‌گویند، صلحی بی‌روح است؛ صلحی که در آن اشغال ادامه دارد، مقاومت سرکوب می‌شود و کنترل خارجی جایگزین اراده ملی می‌گردد.واشنگتن در ظاهر از راه‌حل سیاسی سخن می‌گوید، اما طرح آن به‌گونه‌ای تنظیم شده که هر صدای مخالفی را حذف کند. در نسخه نهایی طرح، هیچ جایگاهی برای گروه‌های مقاومت، نهادهای مردمی یا حتی انتخابات آزاد دیده نمی‌شود. آمریکا می‌خواهد همان سیاست «بازسازی با نظارت» را پیاده کند؛ سیاستی که پیش‌تر در عراق و افغانستان نیز آزموده شده بود.دیپلماسی ترامپ در منطقه بر پایه معامله و فشار است. او از کشورهای عربی می‌خواهد از طرح حمایت کنند و در مقابل، وعده امتیازهای اقتصادی می‌دهد. این امتیازها، نه از سر خیرخواهی بلکه برای خرید سکوت است. نتیجه چنین سیاستی چیزی جز تبدیل آرمان فلسطین به یک پرونده اداری نیست؛ پرونده‌ای که سرنوشت آن در کاخ سفید و نه در اردوگاه‌های آوارگان رقم می‌خورد.
فلسطینِ بی‌صدا در بازی قدرتدر هیاهوی سیاسی آمریکا و اسرائیل، صدای مردم غزه همچنان خاموش است. میلیون‌ها آواره در اردوگاه‌ها زندگی می‌کنند، هزاران کودک بدون دسترسی به آموزش و درمان در حال بزرگ شدن‌اند، و زیرساخت‌های حیاتی هنوز در خرابه‌ها مدفون است. با این حال، کاخ سفید از «پیشرفت در بازسازی» سخن می‌گوید؛ پیشرفتی که فقط در صفحات گزارش‌های رسمی وجود دارد.آنچه امروز در غزه می‌گذرد، بازسازی نیست بلکه بازمهندسی سیاسی است. آمریکا می‌خواهد ساختاری ایجاد کند که هر تصمیم کلان در غزه به تأیید تل‌آویو برسد. این همان تعریف جدید استعمار در قرن بیست‌ویکم است: کنترل از راه فناوری، پول و نفوذ دیپلماتیک.مردم غزه اما واقعیت را بهتر از هر کسی می‌دانند. آن‌ها تجربه کرده‌اند که هر بار واشنگتن از صلح سخن می‌گوید، مرحله‌ای تازه از فشار آغاز می‌شود. در زمان اوباما، وعده دو دولت داده شد؛ در دوره بایدن، از بازسازی گفتند؛ و حالا در دوره ترامپ، از دولت تکنوکرات سخن می‌گویند. اما در هیچ‌کدام از این طرح‌ها، حقوق ملی فلسطینیان جایگاهی نداشته است.
بازسازی یا بازمهندسی سیاسی؟واژه «بازسازی» در قاموس واشنگتن، معنایی متفاوت دارد. هدف از بازسازی غزه، نه بازگرداندن زندگی به مردم بلکه بازگرداندن کنترل به اسرائیل است. پروژه‌های عمرانی که قرار است با سرمایه شرکت‌های آمریکایی و عربی اجرا شود، بیشتر شبیه به طرح‌های اقتصادی تحت قیمومیت هستند تا بازسازی ملی. در این طرح‌ها، زمین‌های اطراف مرزها به مناطق صنعتی ویژه واگذار می‌شود تا منافع تجاری و امنیتی اسرائیل تضمین گردد.حتی طرح موسوم به «غزه ۲۰۳۰» که از سوی مشاوران ترامپ تبلیغ می‌شود، غزه را نه به‌عنوان سرزمین فلسطینی بلکه به‌عنوان «منطقه ویژه اقتصادی تحت نظارت بین‌المللی» تعریف می‌کند. در این چارچوب، مردم فلسطین به کارگران پروژه‌ای تبدیل می‌شوند که مالک آن نیستند. به‌جای دولت مستقل، مدیریتی فنی و وابسته ایجاد می‌شود که تصمیم‌هایش از واشنگتن صادر می‌شود.بازمهندسی غزه، به تعبیر دقیق‌تر، یعنی زدودن هویت سیاسی آن. آمریکا می‌خواهد از دل ویرانه‌ها، منطقه‌ای بی‌صدا و بی‌هویت بسازد تا اسرائیل بدون تهدید در مرزهای جنوبی‌اش تنفس کند. اما این طرح یک تناقض بنیادین دارد: هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند واقعیت مقاومت را از حافظه یک ملت پاک کند. حتی اگر تمام ساختارهای رسمی را از بین ببرند، ایده آزادی در ذهن مردم زنده خواهد ماند.
وعده صلح، ابزار سلطهطرح آمریکا برای آینده غزه، بیش از آنکه تلاشی برای پایان جنگ باشد، ابزاری برای بازتولید سلطه است. پشت واژه‌های دیپلماتیک و وعده‌های بشردوستانه، همان منطق قدیمی نهفته است: حفظ برتری اسرائیل، کنترل منابع و خفه‌کردن هر صدای مخالف.در ظاهر، واشنگتن از صلح و بازسازی می‌گوید؛ اما در واقع، سیاستی را پیش می‌برد که نتیجه آن تداوم اشغال در شکل جدید است. آنچه در غزه در حال وقوع است، نه بازسازی پس از جنگ بلکه طراحی دوباره میدان برای مهار مقاومت است.مردم فلسطین اما نشان داده‌اند که هیچ طرح از پیش نوشته‌شده‌ای نمی‌تواند اراده آنان را بشکند. تجربه دهه‌های اشغال و محاصره ثابت کرده است که مقاومت تنها واکنشی مقطعی نیست، بلکه ریشه‌ای عمیق در هویت جمعی دارد. واشنگتن می‌تواند دولت تکنوکرات بسازد، مرزها را کنترل کند و پول‌های بازسازی را مدیریت نماید، اما نمی‌تواند تاریخ را بازنویسی کند.در نهایت، آمریکا با تمام قدرت تبلیغاتی‌اش نمی‌تواند این واقعیت را پنهان کند که طرحش در غزه، ادامه همان سیاست دیرینه است: فشار در نقاب حمایت. این‌بار شاید چهره‌ها تغییر کرده باشند، اما هدف همان است — حفظ موجودیت اسرائیل به هر قیمت.
برای دنبال‌کردن تحلیل‌ها و گزارش‌های مرتبط با حوزه غرب‌شناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهک‌های ضدانقلاب به صفحه «دیده‌بان غرب» مراجعه کنید.
17:59 - 7 دی 1404
فارس پلاس

1 بازنشر2 واکنش
17٫9k بازدید



2 پاسخ

@Kingiran7 دی 1404
در پاسخ به
دولت از فلسطین حمایت میکند ، مردم ایران به خاطر آن تحریم میشن لطفا تجدید نظر شود

تصویر نمایه‌ی ‌مهدی‌
در پاسخ به
این همه گفتید خانم کاوند ولی نگفتید: ما برای غزه چه کرده‌ایم و چه می توانستیم و می توانیم؟ آیا نباید حمله ای همه جانبه کنیم؟ آیا شما یا من یا هرکسی که ادعای آرمان فلسطین و بدپنداری ترامپ و نتانیاهو را دارد، از خودش می‌پرسد: پس من چه؟این گزارشها به واقع بی‌فایده است تا وقتی یک طرفه به قاضی می رویم و…نمایش بیشتر