پشت پرده چرایی انزجار سینماگران بزرگ از برخی شاهکارهایشان
کارگردانان نامداری در سینمای جهان، از آلفرد هیچکاک و استنلی کوبریک تا دیوید لینچ، بودهاند که پس از تلاش بسیار و ساخت اثری که اتفاقاً مورد تحسین نیز قرار گرفته است، نسبت به فیلمشان ابراز انزجار کردهاند. در این گزارش سفری خواهیم کرد به دلایل این ناخوشنودی و تجربیات فیلمسازان مشهوری که هر یک وزنهای تأثیرگذار در سینما محسوب میشوند.
خبرگزاری فارس-گروه سینما: اسکار وایلد نویسنده و شاعر ایرلندی در نقلقولی گفته است «یک اثر هنری هرگز تمام نمیشود، بلکه صرفاً رها میشود»، این نقلقول حقیقتی شوکهکننده را آشکار میسازد و آن این است که یک هنرمند ممکن است احساس کند میتواند بیشتر به اثر خود بیفزاید اما در نهایت باید آن را ترک و در معرض دید عموم قرار دهد. همین رهاکردن پیش از آن که پایانیافتن آن اثر در ذهن هنرمند شکلگرفته باشد، موجب میشود آنان از برخی آثار خود بیزار باشند، حتی اگر بیشترین تحسین را گرفته باشد.ازآنجاییکه خلق یک اثر هنری نیازمند صبر و تلاش فراوان است و هنرمند برای تولید آنچه تنها در ذهن خود تصور کرده از تلاطمهای احساسی و روانی فراوانی عبور میکند، این انزجار از مخلوق بسیار دلخراش است و تماشای محصول نهایی به تجربه دردناکی برای شخص هنرمند بدل میشود.این حقیقت در فیلمسازی نیز نمود دارد، با این تفاوت که فیلمساز برای خلق ایده ذهنی خود بهعنوان یک اثر ممکن است نهتنها مغلوب ناکارآمدیهای شخصی خود باشد، بلکه با دخالت عوامل خارجی مانند سانسور، مشکلات زمانبندی و تصویربرداری، کمبود منابع مالی و... نیز دستبهگریبان باشد.با علم به اینکه هر تجربهای که در طی فرایند ساخت یک اثر هنری به وجود میآید یک منحنی یادگیری برای هنرمند فراهم میکند و او را در رسیدن به اوج هدایت میکند، قصد داریم در این گزارش شما را به خواندن تجربیات نفرتانگیز افرادی نامآشنا که بر تارک سینما خوش درخشیدهاند اما به هر علت از برخی آثارشان متنفر بودهاند، دعوت کنیم که احتمالاً از خواندنش متعجب خواهید شد.
١- آلفرد هیچکاک، «طناب-١٩٤٨»هیچکاک انگلیسی که نامش با عباراتی چون «سینمای کلاسیک»، «تعلیق و دلهره» و «تریلر جنایی-روانشناختی» گرهخورده است، در سال ١٩٢٩ بر اساس نمایشنامهای از پاتریک همیلتون، «طناب» را بهعنوان اولین محصول مؤسسه سینمایی «ترنسآتلانتیک پیکچرز» در آمریکا تولید کرد.فیلم راوی داستان قاتلانی خونسرد با بازی جان دال در نقش «براندون» و فارلی گرانجر، «فلیپ»، است که دوستشان «دیوید» با بازی دیک هوگان را با طنابی خفه میکنند و او را داخل صندوقی در آپارتمانشان پنهان میکنند. آنان پس از قتل دوست خود از تابوت او بهعنوان میز پذیرایی استفاده میکنند و میزبان پدر و مادر مقتول، نامزد وی و معلم سابقشان در یک مهمانی میشوند.این فیلم یکی از آثار دستکم گرفته شده هیچکاک محسوب میشود که علیرغم تکنیکهای شگفتانگیز، همچون تصویربرداری یکپارچه صحنههای طولانی و شاتهایی که بالغ بر ١٢ دقیقه به طول انجامیده است، و همچنین روایت داستانی جذاب، بهزعم هیچکاک نتیجه رضایتبخشی نداشته است. استاد دلهره «طناب» را یک آزمایش ناموفق میدانست و از رکود موجود در فیلم و لحن ملودراماتیک آن راضی نبوده است.
۲- استنلی کوبریک، «هراس و هوس-١٩٥٣»درباره کمالگرایی کوبریک همین روایت کافی است که در پروسه تولید «درخشش» در سال ١٩٨٠ برای رسیدن به آنچه میخواست، یکی از سکانسهای شلی دووال بازیگر آمریکایی که در نقش «وندی تورنس» هنرنمایی میکرد را پس از ١٢٧ برداشت و در زمانی که دووال کاملاً از لحاظ روانی نابود شده بود، تأیید کرد.اما برای چنین کارگردانی، «هراس و هوس» که نخستین فیلم بلند اوست، با اشکالات بسیاری روبرو بود و کوبریک که برای کمالگرایی خود مشهور بود، ظاهراً نهتنها از اولین فیلمش راضی نبود، بلکه از آن متنفر بود.کوبریک میخواست تمام نسخههای فیلم را جمعآوری کرده و بسوزاند، اما نهتنها موفق به این کار نشد بلکه باید بگوییم «هراس و هوس» در سال ٢٠١٢ توسط ترنر کلاسیک موویز، شبکه کابلی آمریکایی که فیلمهای کلاسیک سینما را بهصورت بلو-ری و دیویدی منتشر میکند، به دست علاقهمندان رسید.کوبریک فقید که ١٣ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد، در «هراس و هوس» که مفهومی ضدجنگ دارد، قصد داشته تا سبعیت جنگ را به شکل نمادین به تصویر بکشد و باید گفت اگرچه این فیلم در تاریخ سینما یک شاهکار تلقی نمیشود اما تلاش آماتوری کوبریک قطعاً یک تجربه سینمایی عالی بود و هرگز بهاندازهای که وی تصور میکرد، وحشتناک نبوده است.
٣-وودی آلن، «آنی هال-۱۹٧٧»اگر یک سینهفیل باشید، احتمالاً از خواندن نام «آنی هال» در این لیست متعجب خواهید شد؛ یکی از شاهکارهای کمدی-رمانتیک آلن که موفق به دریافت چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم شد و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای دایان کیتن را نیز به ارمغان آورد.اما این خصلت آلن بود که آشکارا از کارهای خود انتقاد کند تا جایی که موجب گیج شدن مخاطبانش میگشت و درباره «آنی هال» با ابراز نارضایتی از نتیجه کار، معتقد بود این فیلم علیرغم دریافت چندین جایزه به شکلی که او تصور میکرد، شکل نگرفته است.آلن عنوان کرده است که در این فیلم قصد داشته نشان دهد چه اتفاقی در ذهن یک مرد (شخصیت اصلی فیلم «الوی سینگر» با بازی خود او) میافتد و مرکز توجه اثر باید بر سفر روانشناختی «سینگر» میبود نه داستان عاشقانه فیلم.این کارگردان نابغه که در طول شش دهه فعالیت حرفهای خود چندین فیلم ساخته که موفق به کسب جایزه اسکار شدهاند، با ابراز ناخوشنودی عمیق خود از نتیجه «آنی هال» گفته است: رابطه من با کیتن تنها چیزی بود که هرکسی در این فیلم به آن علاقهمند بود، و این چیزی نبود که هدف من بود. در نهایت مجبور شدم فیلم را فقط به خودم، کیتن، و آن رابطه، کاهش دهم.
٤-دیوید لینچ، «تلماسه-١٩٨٤»لینچ، در سال ۱۹۸۰ پس از اکران «مرد فیل نما» که نامزد دریافت هشت جایزه اسکار شده بود، از سوی استودیو یونیورسال و رافائلا د لائورنتیس تهیهکننده ایتالیایی برای ساخت «تلماسه» کاندید شد.او که در آن زمان تحت تأثیر موفقیت چشمگیر فیلمش قرار داشت، پیشنهاد کارگردانی فیلم «بازگشت جدای» را نپذیرفت و به «تلماسه» پیوست اما با نگاهی به کارنامه این کارگردان پرآوازه آمریکایی از جمله «بزرگراه گمشده»، «مرد فیل نما» و «کله پاککن»، میتوان دریافت که «تلماسه» که در ژانر علمی-تخیلی گنجانده میشود، در حیطه کارهای معمول او قرار نمیگیرد و لینچ پس از شش ماه کار بر روی فیلمنامه، مجبور شد آن را پنج بار تغییر دهد.او بهشدت با استودیو بر سر دخالت در دیدگاههای خلاقانهاش که در فیلمنامه اعمال میکرد، درگیر بود و نهایتاً از حقوق خود مربوط به نسخه نهایی فیلم محروم شد و فیلم سهساعتهای که قصد داشت بسازد بدون اطلاعش به دو ساعت کاهش یافت.این کارگردان فقید پس از آن تصمیم گرفت کاملاً از این پروژه فاصله گرفته و در نتیجه فیلم با نام مستعار آلن اسمیتی اکران شد. او از صحبت درباره این فیلم در مصاحبهها متنفر بود که حکایت از پشیمانی وی از همکاری با این پروژه دارد.
-دیوید فینچر، «بیگانه سه-۱۹۹٢»در پی شهرت و موفقیتهای فینچر در دنیای موزیک ویدئو و تبلیغات، استودیو فاکس قرن بیستم در سال ۱۹۹۰ او را استخدام کرد تا بهجای وینسنت وارد، سکان هدایت فیلم علمی-تخیلی «بیگانه ٣» را به دست گیرد و نخستین تجربه سینمایی خود کارگردانی کند.اگرچه کسی نمیتواند او را برای پذیرفتن پیشنهاد کارگردانی قسمتی از فرانچایز «بیگانه» که خود از طرفداران آن بود و فرصتی بزرگ محسوب میشد، سرزنش کند، اما اگر فینچر به توصیه ریدلی اسکات توجه میکرد، هرگز از اولین کارگردانی خود پشیمان نمیشد.در آن زمان فینچر تنها ٢٨ سال داشت و هنوز جایگاه یک کارگردان صاحبسبک را به دست نیاورده بود؛ از همین رو اسکات به او توصیه کرد کار خود را با یک استودیوی بزرگ شروع نکند، اما فینچر که این موقعیت را فضایی با آزادی کامل برای ابراز خلاقیت و ایدههای ذهن جوان و روشن خود میدید، پیشنهاد کمپانی را پذیرفت و تجربیات ناخوشایندی از اختلافات و درگیریهای بسیار که در این مسیر با آنها داشت برایش بهجای ماند.فاکس تصمیمات خود را گرفته بود؛ فیلمنامه از قبل آماده بود و فضایی برای خروجی خلاقانه وجود نداشت. حتی فینچر اجازه ورود به اتاق تدوین را نداشت و در حالی که فیلم هنوز در دست تدوین بود، نسخه آزمایشی آن بدون مشورت وی منتشر شد.
این فیلمساز بزرگ آمریکایی که سه بار نامزدی اسکار در رشته بهترین کارگردانی را در کارنامه خود دارد در توصیف اولین تجربه خود با تأکید بر اینکه هیچکس بهاندازه او از «بیگانه ٣» متنفر نیست، گفت: من مجبور بودم دو سال روی آن کار کنم. سه بار از آن اخراج شدم و مجبور بودم برای هر چیز کوچکی بجنگم.#آلفرد_هیچکاک#استنلی_کوبریک#وودی_آلن#دیوید_فینچر#دیوید_لینچ #سینمای_جهاناخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 18:03 - 26 دی 1404