توهم واقعیت در حلقه اول؛ چرا مدیران از مردم دور میشوند؟
آیا بلند بودن صدا و دسترسی مستقیم به میز مدیر، دلیلی بر حقانیت است؟ بررسی نامه ۵۳ نهجالبلاغه نشان میدهد که تقلیل صدای جامعه به بازتابِ دیدگاههای مشاوران، پیمانکاران و حلقههای بسته پیرامونی، بزرگترین خطای شناختی حاکمان است؛ جایی که رضایت شکننده خواص، هزینهی سنگین نارضایتی عمومی را در پی خواهد داشت.
صدای بلندتر، حق بیشتر نیستدر هر سازمانی، کسانی هستند که همیشه زودتر دیده میشوند. دسترسی بیشتری دارند، بیشتر حرف میزنند، راحتتر جلسه میگیرند و گاهی آنقدر به مدیر نزدیکاند که صدایشان از صدای دیگران بلندتر شنیده میشود. اما آیا باید بیشتر هم در تصمیمها سهم داشته باشند؟امیرالمؤمنین(ع) به مالک هشدار میدهد:«وَإِنَّ سَخَطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ برِضَا الْخَاصَّة وَإِنَّ سَخطَ الْخَاصَّة يُغتَفرُ مَعَ رضا الْعَامَّة.»نارضایتی عموم، رضایت خواص را بیاثر میکند؛ اما نارضایتی خواص، با رضایت عمومی قابل تحمل است.این فقط توصیهای درباره محبوبیت نیست. مسئله، معیار تصمیمگیری مدیر است.مدیر ممکن است هر روز باچند گروه خاص در تماس باشد و بهتدریج تصور کند صدای همانها، صدای جامعه است. صاحبان نفوذ، پیمانکاران، مدیران میانی، کارشناسان نزدیک، فعالان رسانهای یا حتی دوستان شخصی، هرکدام میتوانند به بخشی از واقعیت دسترسی بیشتری پیدا کنند و همان بخش را بجای کل واقعیت بنشانند. اینجاست که یک خطر شکل میگیرد:«مدیر دیگر برای مردم تصمیم نمیگیرد؛ برای کسانی تصمیم میگیرد که بیشتر میبیند و بیشتر میشنود.»امام بعد از این هشدار، از مالک میخواهد رضایت عمومی را محور قرار دهد؛ چون درنهایت، بار حکومت بر دوش عموم مردم است. این یعنی مدیر باید مراقب اتاق خود باشد. اگر تمام اطلاعات، تحلیلها و حتی تعریفها از چند حلقه محدود به او برسد، ممکن است تصمیمهایش بسیار منظم باشند و در عین حال از واقعیت فاصله گرفته باشند.برای تأمل:چه کسانی بیش از همه به مدیر نزدیکاند و چه کسانی با وجود تأثیرپذیری از تصمیمهای او تقریباً هیچوقت دیده و شنیده نمیشوند؟منبع: نهجالبلاغه، نامه ۵۳، امیرالمؤمنین(ع) به مالک.
21:43 - 18 مهر 1405