مرحله دوم پیمایش ملی سنجش تابآوری مردم در ایام جنگ رمضان
مرحله دوم پیمایش ملی سنجش تابآوری مردم در ایام جنگ رمضان ۱۴۰۴ در بازه زمانی ۲۲ تا ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ اجرا شد؛ پیمایشی گسترده که با هدف سنجش ظرفیت واقعی جامعه ایران برای ایستادگی، سازگاری و حفظ انسجام در شرایط فشارهای همزمان روانی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی انجام گرفته است.
این مرحله از پیمایش ملی، ادامهای بر موج نخست سنجش تابآوری در روزهای پایانی اسفند ۱۴۰۴ است؛ اما تفاوت مهم آن در این است که دادههای مرحله دوم، تصویری دقیقتر از پایداری نسبی یا فرسایش تدریجی در لایههای مختلف تابآوری اجتماعی ارائه میکند.در شرایطی که جنگ رمضان فقط در جغرافیای نبرد خلاصه نمیشود و اثرات آن مستقیماً بر زندگی روزمره مردم، افق روانی جامعه، الگوهای تصمیمگیری و رفتارهای جمعی سایه میاندازد، چنین پیمایشی میتواند یکی از معتبرترین ابزارهای فهم وضعیت افکار عمومی و سرمایه اجتماعی کشور باشد.بر اساس اطلاعات استخراجشده از فایل مربوط به این مرحله، نمونه آماری این سنجش ۴۴ هزار و ۵۸۰ نفر بوده است؛ عددی که نشان میدهد این پیمایش از منظر وسعت داده، یکی از جامعترین تلاشها برای رصد میدان ذهنی و اجتماعی جامعه در شرایط جنگی به شمار میرود.
گزارش کامل را اینجا بخوانید.
گزارش تاب آوری مرحله 2
.pdf
۳ MBتابآوری؛ از یک مفهوم روانشناختی تا یک شاخص ملیدر این پیمایش، تابآوری صرفاً به معنای تحمل فشار در نظر گرفته نشده، بلکه بهمثابه یک توان چندبعدی ملی تعریف شده است؛ توانی که در پنج بُعد اصلی صورتبندی شده است:1. تابآوری شناختی شامل توان تصمیمگیری، تحلیل وضعیت و حل مسئله در شرایط ابهام2. تابآوری هیجانی ناظر بر مدیریت احساسات، کنترل اضطراب و حفظ ثبات روانی3. تابآوری اجتماعی مبتنی بر حمایت، انسجام، اعتماد و همبستگی خانوادگی و ملی4. تابآوری معنوی متکی بر منابع معنا، ایمان، امید و جهتدهی ارزشی5. تابآوری اقتصادی مربوط به سازگاری معیشتی و تحمل فشارهای اقتصادیاین تقسیمبندی نشان میدهد که طراحان پیمایش، تابآوری را پدیدهای تکعلتی یا صرفاً روانی نمیبینند، بلکه آن را ساختاری پیچیده و درهمتنیده میدانند که از منطق، احساس، اجتماع، معنا و معیشت تغذیه میکند. دقیقاً به همین دلیل است که نتایج این سنجش، فقط برای تحلیلگران افکار عمومی مهم نیست، بلکه برای سیاستگذاران، مدیران فرهنگی، نهادهای اجتماعی و حتی فعالان رسانهای نیز واجد اهمیت راهبردی است.
هسته سخت تابآوری در جامعه ایرانیکی از مهمترین یافتههای مرحله اول پیمایش ملی، وجود یک هسته سخت تابآوری در جامعه ایران بود؛ هستهای که بر ایمان، امید، حل مسئله و استمرار مقاومت استوار شده است. دادههای مرحله دوم نیز این تصویر را در سطحی عمیقتر تأیید میکند.در بخش شناختی و اعتقادی، نتایج نشان میدهد که بخش قابل توجهی از جامعه همچنان به پیروزی، توانمندی ملی و فرجام مثبت مقاومت باور دارد. برای نمونه:- ۶۷.۷ درصد از پاسخگویان با این گزاره که «به قدرت و شجاعت نیروهای نظامی ایران تا شکست کامل دشمنان ایمان دارم» کاملاً موافق بودهاند.- ۵۵.۸ درصد نیز در پاسخ به این گزاره که «معتقدم دشمنان ما اراده و توان نبرد بلندمدت را ندارند»، کاملاً موافق بودهاند.- همچنین ۶۷.۲ درصد با این گزاره که «باور دارم تمام اتفاقات به اذن الهی است» کاملاً موافق بودهاند.این دادهها از یک حقیقت مهم پرده برمیدارند: جامعه فقط در سطح احساسات لحظهای با جنگ مواجه نشده، بلکه در سطح تفسیر شناختی و معنایی نیز برای مواجهه با آن سازوکار ساخته است. به بیان دیگر، مردم جنگ را نه صرفاً بهعنوان یک بحران عینی، بلکه بهعنوان صحنهای برای معناپردازی، تحلیل، و بازتعریف قدرت ملی میفهمند.
تابآوری شناختی؛ استمرار اعتماد به توان تحلیل و تصمیمتابآوری شناختی در این پیمایش یکی از ستونهای اصلی مقاومت اجتماعی به نظر میرسد. این بُعد، بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که جامعه تحت فشار، ممکن است دچار آشفتگی ادراکی، شایعهپذیری، یا احساس ناتوانی در تحلیل وضعیت شود.اما نتایج مرحله دوم نشان میدهد که بخش مهمی از مردم هنوز در سطح ذهنی و تحلیلی، وضعیت را قابل فهم و قابل مدیریت ارزیابی میکنند. ایمان به توان نیروهای نظامی، باور به ناتوانی دشمن در جنگ بلندمدت، و اتکا به اراده الهی، سه ضلع یک چارچوب شناختیاند که تابآوری ذهنی جامعه را تقویت میکند.در زبان ساده، این یافتهها میگوید که جامعه ایران صرفاً «تحمل» نمیکند، بلکه در بسیاری از سطوح، تفسیر فعالانه از شرایط دارد؛ تفسیرهایی که به جای فلجشدن در برابر بحران، به سمت معنا، امید و استمرار جهت میگیرند.تابآوری معنوی؛ ستون اصلی تحمل جمعیدر میان ابعاد مختلف، تابآوری معنوی همچنان یکی از مهمترین پایههای تحمل اجتماعی در شرایط جنگی است. آنچه از نتایج فایل برمیآید، این است که مردم جنگ را فقط یک رخداد سیاسی یا نظامی تلقی نمیکنند، بلکه آن را در یک منظومه معنوی و الهی میفهمند. این معناپردازی، نقش مهمی در کاهش اضطراب جمعی، افزایش تحمل، و حفظ انسجام روانی دارد.وقتی اکثریت قابل توجهی از پاسخگویان تأکید میکنند که رویدادها را در چارچوب اراده الهی میبینند، در واقع نوعی بازچینش روانی-معنوی رخ داده است: بحران از سطح «بیمعنایی» به سطح «رنج قابل فهم» ارتقا مییابد. این دقیقاً همان نقطهای است که تابآوری معنوی بهعنوان یک سازوکار دفاعی، فراتر از یک باور فردی عمل میکند و به یک سرمایه اجتماعی تبدیل میشود.
تابآوری اجتماعی؛ انسجام، فداکاری و همسرنوشتییکی دیگر از محورهای مهم این پیمایش، تابآوری اجتماعی است؛ حوزهای که معمولاً در شرایط بحران، نقش تعیینکننده در عبور یا فروپاشی اجتماعی دارد. نتایج مرحله دوم نشان میدهد که حس همبستگی، آمادگی برای فداکاری و ادراک مشترک از سرنوشت ملی همچنان در سطح بالایی قرار دارد.در این بخش، دادهها بسیار معنادارند:- ۵۹.۳ درصد با گزاره «حاضرم هرگونه مقاومت و فداکاری تا تثبیت پیروزی انجام دهم» کاملاً موافق بودهاند.- ۶۶.۵ درصد نیز با این گزاره که «معتقدم فقط نابودی اسرائیل و خروج آمریکا جبران خونهای ملت ایران است» کاملاً موافق بودهاند.فارغ از ادبیات صریح این گزارهها، آنچه در سطح تحلیلی اهمیت دارد، وجود یک منطق جمعیِ مقاومت است؛ منطقی که نشان میدهد بخشی از جامعه، خود را در یک میدان تاریخی و سرنوشتساز تعریف میکند و حاضر است هزینههای آن را نیز بپذیرد.این یافتهها از منظر اجتماعی یک پیام روشن دارند: جنگ، جامعه را فقط پراکنده نکرده، بلکه در لایههایی از افکار عمومی، به تقویت احساس همسرنوشتی و تکلیف مشترک نیز منجر شده است. به همین دلیل است که در این پیمایش، تابآوری اجتماعی نه یک حاشیه، بلکه یکی از اسکلتهای مرکزی پایداری ملی به حساب میآید.
تابآوری هیجانی؛ مقاومت روانی در برابر فرسایشدر عین حال، مرحله دوم پیمایش نشان میدهد که تابآوری جامعه یکدست و بدون فرسایش نیست. در کنار نشانههای پایداری، نشانههایی از فشار روانی و فرسودگی هیجانی نیز دیده میشود. این دقیقاً همان جایی است که تحلیل حرفهای باید از سادهسازی پرهیز کند.در بخش هیجانی، دو داده مهم ثبت شده است:- ۴۴.۲ درصد با گزاره «با وجود شرایط موجود، روال عادی زندگی را حفظ کردهام» کاملاً موافق بودهاند.- ۴۱.۴ درصد نیز با گزاره «حس میکنم دیگر هیچ چیز ارزش تلاش ندارد» کاملاً مخالف بودهاند.این یافتهها نشان میدهد که بخشی از مردم هنوز توانستهاند زندگی روزمره را در سطحی نسبتاً عادی حفظ کنند؛ اما در سوی دیگر، وجود میزان قابل توجهی از پاسخهای میانی و فشار روانی، هشدار میدهد که جامعه در معرض نوعی فرسایش تدریجی عاطفی قرار دارد.میتوان تحلیل کرد، جامعه هنوز ایستاده است، اما فشار، بیاثر نبوده است. حفظ روال عادی زندگی در شرایط جنگی، خود نشانهای مهم از مقاومت روانی است؛ با این حال، همین که بخش قابل توجهی از پاسخگویان نتوانستهاند بهطور کامل بر اضطراب و فرسودگی غلبه کنند، نشان میدهد که تابآوری نیازمند مراقبت مستمر است، نه صرفاً اعلام پیروزی.
جمعبندی کلی این سنجش نشان میدهد که جامعه در برابر فشارهای پایدار، یک ساختار ترکیبی از پایداری و فرسایش را تجربه میکند. این دقیقاً همان نکتهای است که گزارش مرحله دوم را از یک متن آماری ساده به یک سند تحلیلی مهم تبدیل میکند.از یک سو، تابآوری معنوی و تابآوری اجتماعی در سطحی قابل اتکا عمل میکنند و مانع از گسست شدید در بافت جامعه میشوند. از سوی دیگر، فشارهای مداوم جنگ، بیثباتی روانی و بار اقتصادی و عاطفی آن، نشانههایی از خستگی و فرسایش بهجا گذاشته است.
در واقع، جامعه ایران در این پیمایش بهعنوان جامعهای مقاوم اما تحت فشار تصویر میشود. جامعهای که ستونهای اصلیاش هنوز پابرجاست، اما برای حفظ این ایستادگی، نیازمند مدیریت هوشمندانهتر، حمایت مؤثرتر و روایتسازی دقیقتر است.
اهمیت مرحله دوم نسبت به مرحله اولاگر مرحله اول پیمایش، بیشتر نقش «نقشهبرداری اولیه» از سطح تابآوری را داشت، مرحله دوم را میتوان بهمثابه سنجش پویایی و دوام تابآوری دانست. بهعبارت دیگر، این مرحله میخواهد ببیند که آیا تابآوری مردم، در گذر زمان و در برابر تداوم بحران، همچنان پایدار باقی مانده یا نشانههایی از افت در آن مشاهده میشود.از منظر رسانهای، این تفاوت بسیار مهم است. زیرا مرحله اول ممکن است بیشتر بازتاب واکنش اولیه به بحران باشد، اما مرحله دوم، تصویری نزدیکتر به واقعیت زیسته در زمان فرسایشی بحران ارائه میدهد. همین امر ارزش خبری و تحلیلی این گزارش را دوچندان میکند.یکی از پیامهای مهم این پیمایش، طراحی دقیق پرسشنامه و ساختار سنجش است. این ابزار، امکان رصد منظم و مقایسهپذیر تابآوری را فراهم میکند؛ یعنی نهفقط میتوان وضعیت را در یک مقطع دید، بلکه میتوان تغییرات آن را در طول زمان نیز دنبال کرد.این موضوع برای سیاستگذاری بسیار مهم است. چون در شرایط بحران، تصمیمگیری بدون داده دقیق، بهجای مدیریت افکار عمومی، ممکن است به حدس و گمان متکی شود. پیمایشهای ملی از این دست، میتوانند بهمثابه قطبنما عمل کنند و نشان دهند جامعه در کدام بخشها هنوز مستحکم است، در کدام لایهها دچار فرسایش شده و در چه نقاطی به مداخله فوری نیاز دارد.
مرحله دوم پیمایش ملی سنجش تابآوری مردم در ایام جنگ رمضان ۱۴۰۴، که در بازه ۲۲ تا ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ اجرا شده، تصویری دقیق و چندلایه از وضعیت جامعه ایران در برابر فشارهای جنگی ارائه میدهد.بر اساس دادههای این پیمایش، تابآوری معنوی و اجتماعی همچنان قویترین پایههای مقاومت ملی هستند و هسته سخت تابآوری در سطح شناختی و اعتقادی، استحکام قابل توجهی دارد.
در عین حال، نشانههایی از فشار هیجانی و فرسایش تدریجی نیز قابل مشاهده است؛ موضوعی که نشان میدهد تابآوری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرآیندی پویا و نیازمند مراقبت مستمر است. جامعه ایران در این سنجش، ایستاده، معناجو، مقاوم و در عین حال تحت فشار تصویر میشود.
11:42 - 3 اردیبهشت 1405