شَروه؛ نوای محزون بوشهریها در غصهها+ فیلم
شروه، نغمهای اصیل و نجیب همچون مردم رنجکشیده، سختکوش و عاشقپیشه جنوب است که گاه سختیها، مشقتها و فوران غمها و غصهها از دل مردم جنوب، به ویژه مردم دیار دشتی برخاسته که بخصوص در حزن اهل بیت بر زبان آنها جاری میشود.
خبرگزاری فارس، شهرستان دشتی- آزاده حیدری نسب: مردم منطقه دشتی از همان کودکی که با نغمهی شروهگونهی مادرانشان در گهواره به خواب میروند، با سوز شروه این آوای اصیل جنوبی انس گرفته و در دورهمیها، شبنشینیها، آنگاه که پس از ساعتها کار در نخلستانها و مزارع در سایهی نخلی دمی میآسایند، این نوای دلسوز شروه است که مونس و همدم و همراه آنهاست تا لحظاتی هر چند کوتاه از سختیها و رنجهای زمینی دل برگیرند و با خیال آسوده غم و اندوه آن را از خاطر بزدایند. شروه، نغمهای اصیل و نجیب همچون مردم رنجکشیده، سختکوش و عاشقپیشه جنوب است که گاه سختیها، مشقتها و فوران غمها و غصهها از دل مردم جنوب، به ویژه مردم دیار دشتی برخاسته و بر زبان آنها جاری میشود تا تسکینی باشد بر خستگیها، ناراحتیها و مشقتهایشان.شروه، در لغت با تلفظهای شرفنگ، شرفه و... نوعی خوانندگی، صدای پا و به خصوص به معنی صدا و نغمه آهسته و بانگ است. شروه آوازی است که به صورت تکنفری خوانده میشود و معمولا همراه آن نی نیز نواخته میشود.گفته میشود براساس روایات تاریخی این آواز به دوره ساسانیان برمیگردد، حتی شاید در آینده رد پای آن را از گذشتههای دورتر بتوان سراغ گرفت.
خاستگاه اصلی شروه کجاست؟
در حال حاضر در تمام نقاط کشور و حاشیه خلیج فارس شروه را به نام دشتی میشناسند و در تمام دورانها، از آنگاه که شروهخوانی پا به عرصه وجود گذاشت، منطقه دشتی در شکلگیری، تداوم، تکامل و رونق شروه بسیار موثر بوده است، به صراحت و به جرات میتوان گفت دشتی زادگاه و خاستگاه اصلی شروه است. واژه شروه و دشتی از دیرباز با هم عجین بوده و لازم و ملزوم هم بودهاند به گونهای که همیشه و در همه جا واژه شروه، دشتی و مردم دشتی را در ذهنها تداعی میکند و بیشترین مواقع در حزن اهل بیت خوانده میشود.محتوای شروه که دوبیتیهایی در وصف معشوق و شرح وصال و فراق است، بیشتر مواقع در مایه دشتی، شوشتری، ترک و نوا خوانده میشود.شروهخوانان بیشتر دوبیتیها و ترانههای شاعران دوبیتیسرای شهرهای نظیر فایز و مفتون و گاها اشعار احمدخان دشتی، سیدعلینقی حسینی دشتی، نادم و باکی و ... را برای شروهخوانی انتخاب میکنند که همگی از تبار منطقه دشتی هستند، زیرا بنمایه، شاعرانهگی، درد و حسرت و اندوه و گیرایی و حتی صنایع لفظی و بدیعی بیشتری در آنها به کار گرفته شده است و شیوه سرایش این اشعار نیز به گونهای است که سراسر مشحون از تعبیرات و اصطلاحات اهل تصوف و عرفان است، زیرا زلف و عارض و قامت و خط و خال و ... همه برگرفته از مشرب عارفانهی کلاسیک ایران است.با این حال به صرف وجود این کلمات و تعبیرات در عرصه دوبیتی نمیتوان معنا و مفهوم را محدود به عالم عرفان کرده و میبایست دست ذهن مخاطبان را باز گذاشت تا آن که عارفانهاندیش است از شروه برداشت عرفانی کرده و آن که عاشقانهخواه از آن دریافت عشقی داشته باشد.
شروه، بوی وصل و فراق و وصف معشوق میدهد
در محتوای شروهها حتی دوبیتیهای باباطاهر هم بکار برده میشود اما از آنجا که دوبیتیهای فایز دشتی بیشترین کاربرد را در شروهخوانی دارند، به آن فایزخوانی هم میگویند.بزرگان علم و ادب، شروه را با مرثیهخوانی متفاوت میدانند، زیرا این آوای جنوبی در قالب دوبیتیهایی است که بیشتر عاشقانهاند و بوی وصل و فراق و وصف معشوق میدهند و چه بسا محتوای این دوبیتیها بسیار از غم دور است، اما شکل و شیوه قرائت و خواندن آنها به صورت شروه، خواه ناخواه با ریتمی غمآلوده همراه میشود.در جلسه سیاستگذاری شورای ثبت در ۲۳ و ۲۴ خردادماه ۱۳۹۰ شروه که خاستگاه آن منطقه دشتی در استان بوشهر است به ثبت رسیده است.
دشتی، سرزمین شروه
سید روحالله صفوی، مدرس آواز بوشهری در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در شهرستان دشتی، در معرفی شروه میگوید: شروه یکی از آوازهای باستانی منطقه ما محسوب میشود. شروه اصطلاحی پهلوی است که شما در اشعار کلاسیک شاعران به وفور این اصصلاح را میشنوید اما نمیتوان منکر این حقیت شد که این اصطلاح با نوایی برخاسته از جنوب، به گوش دیگر هموطنان ما رسیده است.او میگوید: شروه در اندیشه مردم بوشهر نشو و نما پیدا کرده و به شکوفه نشسته است. شروه از دالان کلماتی چون "چربه"، شرفه"، شرفک"، "شرفانگ"عبور کرده و امروزه در کسوت "شروه"خودنمایی میکند. خاستگاه اصلی شروه، منطقه دشتی در استان بوشهر است و این شیوه از خوانش از منطقه دشتی که در قدیم منطقه وسیعی را در بر میگرفته است به دیگر مناطق جنوب نیز اشاعه یافته است. اگر چه شروه آواز مقبول همهی بوشهریهاست و در مناطق دیگر هم سبکها و شیوههای خاص خود را میخوانند، اما سرزمینش دشتی است.صفوی که خود از شروهخوانان مطرح استان بوشهر است، در اشاره به اینکه چرا آوازی در ردیف دستگاهی ایران به نام دشتی داریم، و آیا این نام با منطقه دشتی خودمان پیوند دارد، بیان میکند: بله منکر این حقیقت نمیتوان شد که چهارچوب و شاکله این آواز را آوازهای بومی بوشهر تشکیل داده است. نامهایی مثل دشتی، حاجیانی و تنگسیری و دیگر نامها مبین همین تاثیرگذاری در تشکیل آواز دشتی است.
شروه، نیاز به آسیبشناسی دارد
وی در کتاب در دست تحریر خود به نام آوازهای موسیقی استان بوشهر در رابطه با روند تکامل شروه آورده است که هیچ چیز بر قرار خودش نمانده و نمیماند. شروه هم در سیر تطور خودش دچار تغییراتی شده است. آنچه اطلاعات ما از شروه است همگی مربوط به دوران معاصر است و هیچ اطلاعی یا نمونه صوتی از گذشته به ما نرسیده است. به شروه در دوره معاصر، نیم قرن اخیر که نگاه میکنیم میبینیم از مسیر اصلی خود توسط اشخاص شروهخوان خارج شده و به سمت مرثیهخوانی حرکت کرده و امروزه شما شروه اصیل که ماهیت عاشقانه خود را حفظ کرده باشد، به ندرت میشنوید و این موضوع هم نیاز به آسیبشناسی شروه دارد.این خواننده و پژوهشگر موسیقی از مرحوم محمدحسین قائدی دشتی، رستم سهراب، شیخ عبدالجبار عاشوری، علی عاشوری، سید اسدالله لطیفی، علی بهبهانی و پولاد اسماعیلی به عنوان شروهخوانان بهنام، که شروه را با اصالتی که دارد خواندهاند، نام میبرد.#شروه#دشتی#شهرستان_دشتی #آوازهای_بوشهری#فایز_دشتی#خلیج_فارس #جنوب 17:29 - 26 تیر 1403