پای درس ایثار | مدیر برخواری که مدرسه دوران کودکی خود را با هزینه شخصی بازسازی کرد

در دل یکی از محله‌های قدیمی شهر برخوار، جایی که روزگاری صدای زنگ مدرسه با دیوارهای فرسوده و کلاس‌های کم‌جان گره خورده بود، رویایی آرام‌آرام جان گرفت؛ رویای مدیر مدرسه ای که تصمیم گرفت به‌جای ساختن خانه‌ای برای استراحت، سقفی محکم برای آینده سازی بسازد. ناهید مصطفایی، معلم و مدیری که سال‌ها از پشت نیمکت کلاس‌های ابتدایی قد کشیدن نسل‌ها را دیده بود، روزی با خود عهد کرد مدرسه‌ای بنا کند که فقط یک ساختمان آموزشی نباشد؛ خانه‌ای باشد برای امیدوارتر شدنِ دختران شهرش، درست در همان زمینی که خودش روزگاری در آن، الفبا را آموخته بود.
به گزارش ادارۀ اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره‌کل آموزش‌وپرورش استان اصفهان، در دل یکی از محله‌های قدیمی شهر برخوار، جایی که روزگاری صدای زنگ مدرسه با دیوارهای فرسوده و کلاس‌های کم‌جان گره خورده بود، رویایی آرام‌آرام جان گرفت؛ رویای مدیر مدرسه ای که تصمیم گرفت به‌جای ساختن خانه‌ای برای استراحت، سقفی محکم برای آینده سازی بسازد. ناهید مصطفایی، معلم و مدیری که سال‌ها از پشت نیمکت کلاس‌های ابتدایی قد کشیدن نسل‌ها را دیده بود، روزی با خود عهد کرد مدرسه‌ای بنا کند که فقط یک ساختمان آموزشی نباشد؛ خانه‌ای باشد برای امیدوارتر شدنِ دختران شهرش، درست در همان زمینی که خودش روزگاری در آن، الفبا را آموخته بود.خانم مصطفایی، مدیر مدرسه خیرساز دخترانه «گل نرگس»، زنی با سی سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش است؛ بیست سال از این مسیر را پشت میز مدیریت دبستان گذرانده و نزدیک به نُه سال است که در دوره اول ابتدایی، مادرانه برای بچه‌ها مدیریت می‌کند. او سال‌ها در مدارسی دوشیفته و چرخشی کار کرده بود؛ سال‌هایی که در این مدارس سپری شد، با کلاس‌های شلوغ، امکانات محدود و دیوارهایی که خستگی را فریاد می‌زدند، او را با یک واقعیت روبه‌رو می‌کرد: بچه‌ها لایق محیطی بهترند. درست در میانه همین سال‌ها بود که عشق به دانش‌آموزان و دلبستگی عمیق به شغل معلمی، در ذهنش جرقه‌ای روشن کرد: جایی را بسازد که مدرسه فقط یک ساختمان نباشد، خانه دوم و دلخوشی بچه‌ها باشد؛ و چه انتخابی زیباتر از همان جایی که خودش در دوران کودکی‌اش درس خوانده بود.
مسیر این تصمیم اما از جایی دیگر آغاز شده بود. او در ابتدا قصد داشت ویلایی در شمال کشور بخرد؛ پناهگاهی باشد که آن را در اختیار خانواده‌های کم‌برخوردار بگذارد تا بتوانند با دغدغه مالی کمتری از سفر خود لذت ببرند. اما هر بار که صبح‌ها پای در مدرسه می‌گذاشت و نگاه بچه‌ها را در کلاس‌های فرسوده می‌دید، تصمیمش تغییر کرد. ویلای شمال در ذهنش کم‌رنگ شد و جای خود را به مدرسه‌ای نو، امن، مجهز و زنده در همان محله قدیمی داد.مدرسه‌ای که روزگاری در آن درس خوانده بود، دیگر قابل استفاده نبود؛ ساختمانی فرسوده و با خرابی های بسیار، که مساحتی در حدود ۱۱۰۰ مترمربع داشت. وقتی پیشنهاد ساخت دوباره این مدرسه مطرح شد، خانم مصطفایی بدون تردید قدم پیش گذاشت. او با هماهنگی آموزش و پرورش شهرستان به سازمان نوسازی مدارس استان اصفهان مراجعه کرد، قراردادها بسته شد و تصمیمی که زمانی فقط یک رویا بود، حالا روی کاغذ رسمیت پیدا کرد. مدرسه قدیمی به‌طور کامل تخریب شد تا بر همان خاک، بنایی تازه با نقشه‌ای مهندسی‌شده و استاندارد، قد علم کند.
در این مسیر، دست‌های دیگری هم به یاری آمدند. نماینده محترم منطقه با پیگیری‌های مستمر توانست از مسئولین و سازمان های مربوط نیز برای تکمیل این پروژه پای کار آمد. آجر به آجر این مدرسه، حاصل هم‌دلی و همکاری بود؛ آنچه روی زمین شکل می‌گرفت، فقط یک ساختمان نبود؛ حاصل جمع اراده یک معلم و باور به این که مدرسه، مهم‌ترین سرمایه‌گذاری یک شهر است.مدرسه تازه، با آنچه قبلاً وجود داشت زمین تا آسمان فرق می‌کرد. این بار از دل این حیاط، تنها زنگ کلاس و صف صبحگاهی بلند نمی‌شد؛ «گل نرگس» صاحب آزمایشگاه، سالن اجتماعات و کارگاه شده بود. درهایی که روزی به روی کلاس‌های فرسوده باز می‌شد، حالا به سمت فضایی روشن، مهندسی‌شده و مجهز گشوده می‌شد تا دعوتی برای تجربه، یادگیری دانش آموزان باشد و به آنها ثابت کند که «شما مهم هستید.»روز افتتاح مدرسه و ورود نخستین دانش‌آموزان، به روزی فراموش‌نشدنی در تقویم محله بدل شد. دانش‌آموزان، همکاران و اولیا، با شوق فراوان وارد حیاط مدرسه شدند. بسیاری از والدین با تقدیم گل، از همت و پیگیری‌های ناهید مصطفایی قدردانی کردند. حیاط مدرسه سراسر از صحنه هایی برای دیدن رؤیایی بود که به واقعیت بدل شده است.
در تمام این مسیر، او تنها به اتکای توان فردی پیش نرفت. همسرش از نخستین روز تا لحظه به ثمر رسیدن پروژه، تکیه‌گاهی استوار برای او بود؛ هم در تأمین بخشی از هزینه‌ها، هم در همراهی‌های معنوی و هم در کارهای اجرایی؛ مدیر مدرسه گل نرگس خوب می‌داند که حضور همسرش مانند دستی بود که گره را آرام باز می‌کرد و اگر همراهی او نبود، در بسیاری از پیچ‌ها و بن‌بست‌ها، ادامه راه دشوارتر می‌شد. «گل نرگس» تنها امضای یک نفر را پای خود ندارد؛ نتیجه زندگی مشترکی است که در آن، «در کنار هم بودن» از هر چیز دیگری پررنگ‌تر بوده است.با این همه، خانم مصطفایی ریشه اصلی این توفیق را نه در برنامه‌ریزی و پیگیری، که در لطف الهی می‌بیند. خودش می‌گوید اگر خداوند کمک نمی‌کرد، این کار به سرانجام نمی‌رسید. از همان روزهای آغازین، شیرینی این کار را در دل حس می‌کرد، اما با بازگشایی مدرسه و نشستن دختران کوچک پشت نیمکت‌های نو، این شیرینی چندین برابر شد.
امروز، در دل مدرسه دخترانه «گل نرگس»، فقط دیوار و سقف برپا نشده است؛ ایمانی بنا شده که هر روز به گوش دانش‌آموزانش زمزمه می‌کند: اگر عشق به بچه‌ها، تلاش خستگی‌ناپذیر و توکل به خدا کنار هم قرار بگیرند، هیچ رویایی برای آموزش و پرورش این سرزمین، دست‌نیافتنی نیست.انتهای پیام/#پای_درس_ایثار #برخوار #استانها #اصفهان #آموزش_و_پرورش #معلم #فداکار #معلم_فداکار
20:41 - 26 فروردین 1405
آموزش و پرورش
استان ها
اصفهان

1 واکنش
1774 بازدید