غرور، دلشوره، بهت
میخواستم بنویسم یکی از اولین بارهایی که حس غرور را تجربه کردم آن روزی بود که افشارِ خدابیامرز توی خبر ساعت 21 در حالی که پرچم لبنان داشت کنار تصویر می رقصید با خوشحالی خبر فرار صهیونها از جنوب لبنان را برایمان خواند.و بگویم دلشورههای غریب منِ دبیرستانی سرِ جنگ 33 روزه چفیه شده بود دور گردنم توی شهر و پرچم زردی که آن روزها مهمان اتاقم شده بود توی خانه.و بگویم من هنوز مبهوت نگاهی هستم که رجز میخواند و ترس را مهمان دلهای اشغالگرها کرده بود و امید را مهمان دلهای ما.
11:51 - 11 آذر 1403