تحلیل علمی ارتباطات و رتوریک سیاسی سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل

حجت‌الاسلام علی نهاوندی، رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس در یادداشتی سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل را از منظر ارتباطات سیاسی و رتوریک بررسی و آن را یک «معماری ارتباطی چندسطحی» توصیف کرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی فارس، حجت‌الاسلام علی نهاوندی، رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی، در یادداشتی با عنوان «تحلیل علمی ارتباطات و رتوریک سیاسی سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل» به بررسی ابعاد ارتباطی و رتوریکی سخنرانی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در مجمع عمومی سازمان ملل پرداخت و این سخنرانی را یک «کنش ارتباطی چندلایه» دانست که هم‌زمان برای مخاطبان داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی طراحی شده است.متن یادداشت به شرح ذیل است:
سخنرانی رهبران و رؤسای‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، صرفاً انتقال مجموعه‌ای از مواضع سیاسی نیست؛ بلکه یک کنش ارتباطی چندلایه است که هم‌زمان برای چندین مخاطب داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی طراحی می‌شود. از این منظر، سخنرانی رئیس‌جمهور اسلامی ایران را می‌توان در چارچوب «ارتباطات سیاسی»، «رتوریک سیاسی» و «ارتباطات راهبردی» تحلیل کرد.در این چارچوب، موفقیت یک سخنرانی را نمی‌توان صرفاً با میزان تشویق حاضران یا حضور و غیاب هیئت‌های سیاسی سنجید؛ بلکه باید دید چه معنایی تولید شده، برای چه مخاطبی تولید شده، چگونه قاب‌بندی شده و چه ظرفیت‌هایی برای بازتولید آن در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی ایجاد شده است.۱. سخنرانی به مثابه کنش ارتباطیدر نظریه‌های ارتباطی، پیام زمانی معنا پیدا می‌کند که میان فرستنده، پیام، کانال، مخاطب، زمینه و بازخورد رابطه برقرار شود. سخنرانی بین‌المللی نیز یک پیام منفرد نیست، بلکه بخشی از یک فرایند ارتباطی چندسطحی است.در این سخنرانی، می‌توان چهار سطح مخاطب مخاطب داخلی، مخاطب منطقه‌ای، مخاطب دولت‌ها و نخبگان بین‌المللی، افکار عمومی جهانی را از یکدیگر تفکیک کرد. بنابراین، سخنرانی باید به‌گونه‌ای صورت‌بندی شود که یک پیام واحد بتواند برای هر چهار سطح، معنای قابل دریافت داشته باشد.برای مخاطب داخلی، مؤلفه‌هایی مانند عزت ملی، استقلال، مقاومت و دفاع از کشور برجسته می‌شود؛ برای مخاطب منطقه‌ای، مسئله امنیت مشترک و آینده منطقه؛ برای دولت‌های بین‌المللی، مذاکره، حقوق بین‌الملل و منافع متقابل؛ و برای افکار عمومی جهانی، جنگ، رنج غیرنظامیان، عدالت و صلح. از این منظر، سخنرانی واجد یک ساختار چندمخاطبی است.
۲. رتوریک سیاسی؛ از «گفتن» تا «قانع کردن»رتوریک سیاسی صرفاً هنر زیبا سخن گفتن نیست؛ بلکه هنر ساختن معنا، سازمان‌دهی استدلال و شکل‌دهی به ادراک مخاطب است. در سنت کلاسیک رتوریک، سه عنصر بنیادین عبارت‌اند از: اعتبار گوینده(Ethos ) استدلال و منطق پیام(Logos) برانگیختن احساسات و عواطف(Pathos)در سخنرانی مورد بحث، این سه سطح قابل مشاهده است.الف) اتوس؛ ساختن اعتبار گویندهرئیس‌جمهور تلاش می‌کند خود را در جایگاه نماینده یک دولت مستقل و سخنگوی ملتی معرفی کند که در برابر فشار خارجی بر مواضع خود ایستاده است. تأکید بر ملت، استقلال، دفاع و عزت، بخشی از فرایند ساخت اعتبار گوینده است.ب) لوگوس؛ استدلال سیاسیسخنرانی در کنار ادبیات حماسی، از منطق گفت‌وگو و تعامل نیز استفاده می‌کند. این ترکیب مهم است؛ زیرا پیام سخنرانی را از دوگانه ساده «مقاومت یا مذاکره» خارج کرده و صورت‌بندی دیگری ارائه می‌کند:مقاومت در برابر تهدید + آمادگی برای گفت‌وگوی عزتمندانهدر نتیجه، گفت‌وگو نه به‌عنوان نشانه عقب‌نشینی، بلکه به‌عنوان یک ابزار سیاسی در شرایط استقلال تعریف می‌شود.ج) پاتوس؛ ساخت عاطفه سیاسیجملاتی درباره ایران، ملت، دفاع و ایستادگی، واجد ظرفیت بالای عاطفی هستند. در اینجا، پیام سیاسی از سطح گزاره عقلانی فراتر می‌رود و به تجربه عاطفی مشترک تبدیل می‌شود.این همان نقطه‌ای است که «ملت» از یک مفهوم حقوقی ـ سیاسی به یک هویت عاطفی و ارتباطی تبدیل می‌شود.
۳. قاب‌بندی؛ مسئله فقط «چه گفتن» نیست، بلکه «چگونه دیدن» استیکی از مفاهیم مهم در ارتباطات سیاسی، قاب‌بندی(Framing ) است. قاب‌بندی یعنی قرار دادن یک مسئله در چارچوبی که تعیین می‌کند مخاطب آن مسئله را چگونه ببیند و تفسیر کند.در این سخنرانی، چند قاب اصلی قابل شناسایی است: تهدید خارجی ← مقاومت ملی جنگ ← دفاع از موجودیت و امنیت فشار ← انسجام گفت‌وگو ← تعامل عزتمندانه امنیت منطقه‌ای ← مسئولیت مشترک ملت ← کنشگر اصلیاین قاب‌بندی باعث می‌شود «تهدید» صرفاً به‌عنوان یک وضعیت منفعلانه تصویر نشود؛ بلکه در سطح روایت سیاسی، می‌تواند به عاملی برای انسجام اجتماعی و تقویت مقاومت تبدیل شود.۴. تبدیل تهدید به سرمایه ارتباطییکی از مهم‌ترین عناصر رتوریکی سخنرانی، تبدیل وضعیت تهدید به یک پیام انسجام‌بخش است:تهدید ← احساس خطر ← همبستگی ← مقاومتاین الگو در ارتباطات بحران اهمیت ویژه‌ای دارد. در شرایط تهدید، اگر پیام سیاسی صرفاً بر ترس تأکید کند، ممکن است به اضطراب و انفعال منجر شود؛ اما اگر تهدید در چارچوب توان دفاع، انسجام اجتماعی و امکان کنش بازتعریف شود، پیام می‌تواند کارکرد بسیج‌کنندگی پیدا کند.از این منظر، جمله «تهدید ملت ما را منسجم‌تر می‌کند» یک گزاره صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه نوعی قاب‌بندی شناختی تهدید است.۵. «یا امنیت را با هم می‌سازیم...»؛ رتوریک فشردهیکی از قابل تحلیل‌ترین فرازهای سخنرانی این عبارت است: «یا امنیت را با هم می‌سازیم یا ناامنی را با هم تحمل می‌کنیم.» از منظر رتوریکی، این جمله واجد چند ویژگی است:کوتاهی ← تقابل دوگانه ← ریتم ← قابلیت نقل ← قابلیت بازتولید رسانه‌ای
ساختار جمله بر یک انتخاب دوگانه بنا شده است: امنیت مشترک ← همکاری ناامنی مشترک ← بی‌ثباتیاین نوع جملات در ادبیات ارتباطات راهبردی، قابلیت تبدیل شدن به پیام کلیدی (Key Message) را دارند؛ زیرا پیچیدگی یک مسئله چندلایه را در یک ساختار زبانی کوتاه و به‌یادماندنی متراکم می‌کنند.۶. مردم‌پایه‌سازی پیام سیاسییکی دیگر از ویژگی‌های ارتباطی سخنرانی، انتقال مرکز ثقل پیام از «دولت» به «ملت» است.به جای اینکه تمام پیام در قالب: دولت ایران معتقد است... صورت‌بندی شود، گزاره‌هایی مانند:ملت ایران... مرکز روایت را به مردم منتقل می‌کند.از نظر ارتباطات سیاسی، این جابه‌جایی اهمیت دارد؛ زیرا «ملت» در اینجا فقط مخاطب نیست؛ بلکه به فاعل روایت سیاسی تبدیل می‌شود.فرایند را می‌توان چنین ترسیم کرد: دولت ← پیام سیاسی ← ملتدر مقابل، در مردم‌پایه‌سازی ارتباطی: ملت ← هویت مشترک ← پیام سیاسی ← جهاناین تغییر، به پیام ظرفیت بیشتری برای پیوند دادن هویت ملی، مشروعیت سیاسی و مقاومت اجتماعی می‌دهد.۷. زبان بدن و رتوریک غیرکلامیرتوریک فقط در کلمات اتفاق نمی‌افتد. در ارتباطات سیاسی، لباس، چهره، ژست، مکث، آهنگ صدا، نگاه و نحوه ایستادن نیز بخشی از پیام هستند. بنابراین می‌توان سخنرانی را دارای دو لایه دانست:رتوریک کلامی + رتوریک غیرکلامیلباس رسمی و تیره(مشکی به نشانه عزادار بودن)، نحوه ایستادن، میزان مکث، تأکید بر برخی واژه‌ها و کنترل حرکات، همگی می‌توانند در ساختن تصویری از جدیت، رسمیت و اقتدار نقش داشته باشند.البته تحلیل علمی زبان بدن باید با احتیاط انجام شود؛ زیرا نمی‌توان از یک حرکت یا پوشش منفرد، به‌طور قطعی قصد یا حالت ذهنی گوینده را استنباط کرد.
۸. «صندلی‌های خالی» و مسئله مخاطببحث درباره غیبت برخی هیئت‌ها در زمان سخنرانی، یک مسئله مهم ارتباطی ایجاد می‌کند؛ آیا مخاطب واقعی سخنرانی همان افرادی هستند که در سالن نشسته‌اند؟ پاسخ ارتباطات سیاسی لزوماً منفی است.در عصر رسانه، یک سخنرانی هم‌زمان برای چند مخاطب اجرا می‌شود:مخاطب حاضر در سالن ← رسانه‌ها ← شبکه‌های اجتماعی ← افکار عمومی داخلی ← افکار عمومی جهانی ← نسل‌های آیندهبنابراین، حتی اگر بخشی از مخاطبان فیزیکی در سالن حضور نداشته باشند، پیام می‌تواند از طریق رسانه‌ها به مخاطبان بسیار گسترده‌تری منتقل شود. از این منظر، «صندلی خالی» ممکن است از نظر فیزیکی نشانه عدم حضور باشد، اما عدم حضور فیزیکی مساوی با عدم اثر ارتباطی نیست.۹. از تریبون به رسانه؛ منطق بازتولید پیامدر ارتباطات معاصر، سخنرانی زمانی تمام نمی‌شود که گوینده از تریبون پایین می‌آید. پس از سخنرانی، پیام وارد چرخه جدیدی می‌شود:سخنرانی ← انتخاب فرازهای کلیدی ← تیتر رسانه‌ای ← کلیپ ← شبکه‌های اجتماعی ← بازنشر ← تفسیر ← شکل‌گیری روایتاز این رو، سخنران موفق باید علاوه بر متن اصلی، به قابلیت قطعه‌شدن پیام نیز توجه داشته باشد.جملاتی مانند: «ایران را نمی‌توان با جنگ وادار به تسلیم کرد» یا «یا امنیت را با هم می‌سازیم یا ناامنی را با هم تحمل می‌کنیم» از ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به واحدهای مستقل رسانه‌ای برخوردارند.۱۰. منطق روایت؛ از گزاره به داستانیکی از تفاوت‌های ارتباط معمولی با ارتباط راهبردی، عبور از «اطلاعات» به «روایت» است.اطلاعات می‌گوید چه اتفاقی افتاده است؟ اما روایت می‌گوید این اتفاق چه معنایی دارد؟در این سخنرانی، می‌توان یک روایت کلی را چنین بازسازی کرد:
تهدید ← مقاومت ← انسجام ← استقلال ← گفت‌وگوی عزتمندانه ← امنیت مشترکدر این روایت، ایران صرفاً یک «موضوع» نیست؛ بلکه به‌عنوان کنشگر ظاهر می‌شود.۱۱. سه سطح مخاطب و سه نوع اقناعبرای تحلیل دقیق‌تر، می‌توان سه سطح اقناع را از یکدیگر تفکیک کرد:اقناع داخلی: هدف ارتباطی حفظ انسجام، تقویت اعتماد و بازتولید هویت ملیاقناع منطقه‌ای: هدف ارتباطی ارائه مفهوم امنیت مشترک و ضرورت همکاری منطقه‌ایاقناع بین‌المللی: هدف ارتباطی تبیین موضع ایران و تثبیت روایت مورد نظر در فضای افکار عمومی جهانیاین سه سطح الزاماً یک پیام کاملاً یکسان نمی‌خواهند؛ اما باید در یک معماری ارتباطی واحد قرار گیرند.۱۲. محدودیت‌های رتوریک سیاسیتحلیل علمی نباید صرفاً نقاط قوت یک سخنرانی را بررسی کند. رتوریک سیاسی با محدودیت‌هایی نیز مواجه است. نخست آنکه تأثیرگذاری پیام را نمی‌توان صرفاً از متن سخنرانی استنباط کرد. برای سنجش واقعی اثر، باید بازتاب رسانه‌ای، واکنش مخاطبان، میزان بازنشر، تغییر نگرش‌ها و پیامدهای سیاسی بعدی بررسی شود.دوم، پیام‌های حماسی اگر از استدلال و داده کافی فاصله بگیرند، ممکن است در بخشی از مخاطبان بین‌المللی صرفاً به‌عنوان پیام هویتی دریافت شوند.سوم، پیام‌های سیاسی در محیط بین‌المللی وارد یک رقابت روایتی می‌شوند؛ بنابراین، روایت یک سخنران تنها روایت موجود نیست و رسانه‌ها، دولت‌ها و کنشگران مختلف می‌توانند همان پیام را بازقاب‌بندی کنند.از این رو، میان قدرت تولید پیام و قدرت کنترل معنای پیام باید تفاوت گذاشت.
جمع‌بندی: بر اساس این تحلیل، سخنرانی را می‌توان یک معماری ارتباطی چندسطحی دانست که عناصر زیر را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد:واقعیت سیاسی ← قاب‌بندی مسئله ← تولید روایت ← برانگیختن عاطفه ← استدلال و اقناع ← هویت‌سازی ← تولید پیام‌های کوتاه و ماندگار ← بازنشر رسانه‌ای ← رقابت روایتی ← اثرگذاری بر ادراک مخاطب از این منظر، مهم‌ترین نکته این است که سخنرانی سیاسی را نباید صرفاً متن سخنران دانست؛ سخنرانی یک فرایند ارتباطی است که از لحظه طراحی پیام آغاز می‌شود و تا مرحله دریافت، تفسیر، بازنشر و بازقاب‌بندی آن ادامه می‌یابد.به همین دلیل، ارزیابی علمی چنین سخنرانی‌ای باید از سطح «خوب بود یا بد بود» فراتر رود و پرسش‌های دقیق‌تری را دنبال کند: چه کسی مخاطب بود؟ چه معنایی ساخته شد؟ چه چیزی برجسته شد؟ چه چیزی به حاشیه رفت؟ چه عاطفه‌ای تولید شد؟ چه استدلالی ارائه شد؟ پیام چگونه قاب‌بندی شد؟ کدام بخش قابلیت بازتولید رسانه‌ای داشت؟ و در نهایت، پیام پس از خروج از تریبون چگونه بازتعریف شد؟این تغییر زاویه دید، سخنرانی را از یک «متن سیاسی» به یک کنش ارتباطی ـ رتوریکی و بخشی از فرایند حکمرانی ارتباطی تبدیل می‌کند.
12:59 - 2 مهر 1405
سیاست
دولت





1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌امین یزدان پناه‌
@Amin_Y2 مهر 1405
در پاسخ به @AliShafieeAghdam
تصویر نمایه‌ی ‌امین یزدان پناه‌
امین یزدان پناه

@Amin_Y  •  21 شهریور 1405

در پویش زیر یک پیشنهاد در خصوص نحوه رفتار مسئولین کشورمان با یادداشت تفاهم اسلام‌آباد ارائه شده است. خواهشمند است از آن حمایت فرمایید.
پیشنهادها

پیشنهاد بازنگری در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد

دشمن عنود آمریکایی تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد را رسماً و علناً پایان‌یافته اعلام و تلقی نموده؛ به عبارتی، آن را پاره کرده و به سطل زباله انداخته است. این فرصت بسیار خوبی برای بازنگری در تفاهم‌نامه و رفع ایرادهایی است که منتقدین و دلسوزان کشور مطرح کردند. از مسئولین محترم خواهشمندیم با اعلام رسمی انقضاء تفاهم‌نامه مذکور، از این فرصت استفاده کرده و یک چارچوب جدید، محکم‌تر و کم‌عیب‌تر از یادداشت تفاهم اسلام‌آباد تدوین کنند و پیش روی دشمن بگذارند. این کار حداقل ۳ فایده دارد: ۱- هم به دشمنان و هم به دنیا نشان داده‌ایم که اگر طرف توافق، زیر تعهداتش زد ما هم متقابلاً همین کار را می‌کنیم (مطابق فرمایش خداوند در قرآن کریم و آموزه‌های دینی‌مان). ۲- تفاهم‌نامه‌ای بهتر از قبلی و با لحاظ کردن منافع بیشتر برای مردم و کشورمان تهیه خواهد شد. ۳- دشمن حساب کار دستش می‌آید که اگر هر بار تفاهم یا تعهدی را نقض کند، برایش هزینه داشته و باید تبعات بیشتری را بپذیرد و بنابراین انتظار می‌رود که همواره محتاط‌تر و حساب‌شده‌تر از قبل و با احترام با ایران و ایرانیان رفتار کند (اساساً هر نقض عهدی از طرف دشمن باید یک مابه‌ازا داشته باشد و نباید برای او بدون هزینه تمام شود).

دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی آقای دکتر قالیباف، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، وزارت امور خارجه

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه