فقط آقای قالیباف بخواند
نگاهی به فرصتهای تاریخی و مسیر دیپلماسی با چین که باید یک دیپلمات ارشد ایرانی آنرا مدنظر داشته باشد راهی که پیروزی ایران را در جنگ تثبیت می کند و میتواند باز کردن دروازه برای ورود ایران به باشگاه قدرتهای برتر جهان باشد.
جناب آقای دکتر محمدباقر قالیبافنماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین و رئیس مجلس شورای اسلامیبا سلام و احترامبرای یک رزمنده دیروز و دیپلمات امروز، هیچ چیز شیرینتر از این نیست که تاریخ، او را در لحظهای حساس، پشت دری بنشاند که کلید آن در دستان اوست. جناب قالیباف، امروز شما نه فقط بر مسند ریاست مجلس، که بر بزنگاه یکی از سرنوشتسازترین مأموریتهای تاریخ معاصر ایران تکیه زدهاید: «نمایندگی ویژه در امور چین» در اثنای جنگی وجودی با ظرفیت اکثر قدرتهای نظامی-اقتصادی جهان. این مسئولیت، یک عنوان تشریفاتی نیست؛ این میدان نبردی است که در آن به جای گلوله، «راهبرد» شلیک میشود و به جای سنگر، «کریدور اقتصادی» بنا میگردد. این نامه، روایتی است از فرصتهایی که در برابر شماست و راهکارهایی که میتواند نام شما را با کاری کارستان جاودانه کند.
تاریخ، چشم به راه این کارستان استشما سه بار پا به میدان انتخابات گذاشتید و هر بار از آبادانی، از تغییر، از اقتصاد و از معیشت گفتید. اکنون در کسوت نماینده ویژه ایران در چین، دهها برابر تمام آن وعدهها در مشت شماست. توافقی که در پکن امضا میکنید، میتواند هزاران شغل بیافریند؛ پروژهای که نهایی میکنید، میتواند ارزش پول ملی را تقویت کند. اینجا جایی است که شعار «دولت سایه» به «دولت عمل» در عرصه دیپلماسی اقتصادی تبدیل میشود. اقتصادی بزرگ با تولید ناخالص داخلیِ نزدیک به بیست تریلیون دلار، برای مهار یک شوک درمانی بیست میلیاردی، نیازمند معجزه نیست؛ یک تصمیم راهبردی در اتاقهای معاملاتی بانکهای چینی کفایت میکند. تصور کنید کریدور مالیِ مصونی از تحریم، بر بستر یوان دیجیتال و ریال، کشور را برای همیشه از کابوس سوئیفت و قطعنامههای شورای امنیت برهاند. این کاری است که بعد از 47 سال ایران را از قفس اقتصادی بیرون می کشد و تاریخ آن را با نام شما یاد خواهد کرد.طلب تاریخی، نه ترحم اقتصادیرابطه ایران و چین، دفتر حسابداریِ پیچیدهای دارد. چین در دو دهه گذشته، از تقابل ما با آمریکا منافع راهبردیِ رایگانی برده است؛ ما «سپر استراتژیک» او بودیم تا ناوگان پنجم در تنگه هرمز سرگرم بماند و پکن با آسودگی در دریای جنوبی قدرتنمایی کند. ما با تحمل تحریمهای فلج کننده بازیگری بودیم که چین آینده خود را زودتر دید و با راه اندازی سیستم یوان در برابر نفت، دیوار پترودلار را شکافت.
اکنون نوبت تسویه این حساب تاریخی است، اما نه با چمدانهای دلار، که در قالب سرمایهگذاریهای ماندگار در میادین مشترک نفت و گاز، انتقال فناوریهای پیچیده، و جان گرفتن پروژههای نمادین ملی چون راهآهن زاهدان-چابهار و قطار سریعالسیر تهران-مشهد. چه خوب است که توافق بیستوپنجساله، به جای رسیدی برای یک سفته بلندمدت، به سند بالندگی ایران بدل شود.
کلید جهانِ چندصدایی، در جیب پکن – و ایران بهعنوان قدرت برترجهان تکقطبی فرو ریخته است. نظم نوین بینالمللی از دل «چندجانبهگرایی» و «ابتکار کمربند و جاده» متولد میشود. ایران بزرگ، برای ایفای نقش بهعنوان یک «قدرت برتر» در این جهان چندصدایی، به یک شریک راهبردی نیاز دارد که هم ظرفیت اقتصادی داشته باشد، هم اراده سیاسی برای به چالش کشیدن ساختارهای تحت سلطه غرب. چین، بزرگترین ماشین اقتصادی جهان، دقیقاً همان شریک است. مأموریت شما این است که ایران را از یک «ناظر» در حاشیه نظم نوین جهانی، به یک «بازیگر اصلی» در قلب کریدورهای شرق به غرب تبدیل کنید. این کار با سفرهای تشریفاتی محقق نمیشود، بلکه با تعریف پروژههای مشترک زیرساختی، ترانزیتی و فناورانه رقم میخورد که امنیت و اقتصاد چین را به ایران گره بزند. حتی اگر توافق با آمریکا محقق شود تجربه و گفته های صریح مقامات آمریکایی به ما می گوید که تخم مرغ ها را فقط در سبد واشنگتن نچینیم چرا که نصیب ما «تقریبا هیچ» خواهد بود.امنیت ماندگار، در گرو پیوند منافع استتجربه تاریخی به ما آموخته که امنیت پایدار را نمیتوان بر کاغذ تعهداتی که بارها پاره شده، بنا کرد. بهتر است بجای تلاش برای مذاکره با آمریکای خیانتکار، نگاه را اینطور تغییر داد که امنیت واقعی آنگاه زاده میشود که منافع قدرتهای بزرگ به بقای ایران گره بخورد. هنگامی که پکن دریابد امنیت انرژی و کریدورهای کمربند-راهش به ثبات ایران وابسته است، خود به خود به سپر دیپلماتیک ما در شورای امنیت بدل خواهد شد. چه ظرفیت شگرفی در سازمان همکاری شانگهای برای تعریف یک کارگروه امنیت خلیج فارس با مدیریت ایران نهفته است. و چه فرصتی در تبدیل چابهار به دروازه ورود کالاهای چینی به غرب آسیا و اروپا.
وقتی دشمن بداند که در پسِ تنگه هرمز، سامانههای پدافندی پیشرفته و موشکهای مافوق صوتِ و ماهواره های کنترلیِ حاصل از یک همکاری راهبردی دفاعی با شرق قرار دارد، آنگاه ادبیات تهدید نیز رنگ میبازد، چه رسد به فکر تهاجم و تکرار چرخهی «جنگ، آتش بس، مذاکره».فراتر از «نفت در برابر کالا»وسوسه بازگشت به مدل معیوب «نفت در برابر کالاهای مصرفی» شاید همچنان پررنگ باشد، اما افق دید یک دولتمردِ ترازِ تاریخ، از این الگوی کمبازده عبور میکند. ملت ایران، تنها مصرفکننده کالاهای چینی نباید باشد؛ شایستگی تبدیل شدن به حلقهای از زنجیره تأمین فناوریهای نوین را دارد. چه زیبا خواهد بود اگر به جای خرید قطعات یدکی، «پارکهای فناوری مشترک» با غولهایی چون هواوی در دانشگاههای شریف و تهران سر برآورند. چه تحولآفرین است اگر ایران، نه فقط فروشنده نفت خام، که میزبان پالایشگاههای نسل جدید با مشارکت شرکای چینی شود. این مسیر است که اقتصاد بزرگِ بیقیاسی را میسازد که شایسته نام ایران بزرگ است.مجلس، ابزاری برای شفافیت و اعتمادریاست مجلس، اهرمهای قانونیِ ارزشمندی را در اختیار شما قرار داده است. شفافیت، هم اعتماد مردم را جلب میکند و هم روایت دروغِ «فروش ایران به چین» را خنثی میسازد. الزام پروژههای مشارکتی به برگزاری مناقصات شفاف و انتشار عمومی جزئیات قراردادها، گامی بلند در این مسیر است. همچنین، ایجاد میز ویژهای برای شنیدن صدای بازرگانان ایرانی که گاه از کیفیت کالاها یا تأخیر شرکتهای چینی دلآزردهاند، از تبدیل نارضایتیهای کوچک به بحرانهای سیاسی بزرگ پیشگیری میکند. مجلس میتواند پشتوانه و پالایشگر این رابطه باشد.
«ماشه ایرانی»؛ سازوکاری که تهدید را برای دشمن فاجعهبار میکند شما بهتر از هر کس میدانید که «تهدید» دشمن را باید با ایجاد«فرصت» و تحمیل«هزینه» پاسخ داد. دشمنان ایران سالهاست از مکانیسم ماشه بهعنوان تیغی علیه ما استفاده میکنند تحریمها را خودکار و بیبازگشت میکنند تا هر لحظه ایران را فلج کنند. اکنون وقت آن است که ایران نیز تیغ خود را از نیام برکشد؛ یک «مکانیسم ماشهای ایرانی» که اقدامات و حتی تهدیدات آمریکا را چنان پرهزینه کند که کاخ سفید پیش از هر سخن سخیف، دهها بار به عواقب آن بیندیشد. را از مصوبات مجلس بیرون کشد. راهکار، قانون «پاسخ متناسب و خودکار به تهدیدات» در مجلس است. این قانون باید بهگونهای طراحی شود که به محض ثبت هرگونه اقدام خصمانه یا تهدید رسمی از سوی آمریکا (خواه تحریم جدید، خواه توقیف داراییهای ایران، و خواه حتی یک تهدید لفظی مقامات کاخ سفید)، مجموعهای از اقدامات متقابل فوراً و بدون نیاز به مجوز جدید فعال گردد. این اقدامات میتواند شامل مسدودسازی خودکار هرگونه گذر کالا یا انرژی از مسیر تنگه هرمز به مقصد کشورهای متخاصم، قطع کامل دسترسی به کریدورهای هوایی و زمینی ایران برای ائتلافهای تحت رهبری آمریکا، و اعمال تعرفههای سنگین بر هر کالایی که ردپایی از شرکتهای آمریکایی در آن باشد، و حتی گذر ایران از محدودیت های هسته ای گردد. به زبان ساده، هر تهدید دشمن، یک دکمه قطع حیاتی را در اقتصاد منطقهای و سیاست بین المللی و نظامی فشار خواهد داد.
به این ترتیب، دشمن با یک «تهدید ساده» با این واقعیت روبرو میشود که هزینه یک توییت تهدیدآمیز، سقوط شاخصهای بورس در نیویورک و از دسترفتن بازارهای کلیدی آسیا و یا حتی مواجه با یک قدرت اتمی جدید خواهد بود. محاصره دریایی یا اقتصادی، در برابر چنین سازوکاری، نه تنها بیاثر، که به شمشیری دولبه برای خود محاصرهکننده بدل میشود. این، همان بازدارندگی فوری و بیامان است که حتی جرات تهدید را از دشمن میگیرد، چه رسد به تهاجم و جنایت.سخن پایانیجناب دکتر قالیباف، شما فرمانده میدانهای دشوار بودهاید. امروز میدان نبرد، دیپلماسی اقتصادی و امنیتی است و سلاح شما، مهندسی مالی، حقوق بینالملل و دوراندیشی تمدنی و راهکارهایی فراتر از چارچوبهای گذشته. مسیر ورود ایران به جهان چندقطبی به عنوان یک قدرت برتر، از همین تصمیمها و توافقها میگذرد. چه نیکوست که تاریخ، از شما نه به عنوان یک سیاستمدار گذرا، که با این عنوان یاد کند که ایران را وارد باشگاه قدرتهای برتر دنیا کرد. فرصتها در لحظات سرنوشتساز، بیش از این چشم به راه نمیمانند؛ و همزمانی مسئولیت ریاست قوه مقننه و مأموریت دیپلماتیک در چین، یک پنجره تاریخی است که شاید برای هیچ کس دیگر تکرار نشود.با احترام و آرزوی توفیق در این کارستان بزرگدلسوزی از همین آب و خاک#قالیباف #ایران_چین #دیپلماسی_اقتصادی #دیپلماسی_راهبردی #مکانیسم_ماشه #کارستان 09:01 - 23 خرداد 1405