جان‌فدایان؛ بنیان مرصوص ایران

ساعاتی پیش از آنکه آفتاب روز جمعه، تیغ برکشد و هیاهوی روزمره، پایتخت را فرابگیرد، من در قلبِ خروشانِ تهران ایستاده بودم؛ درست در گرانیگاهِ طوفانی از اراده و ایمان که حد فاصل میدان امام حسین (ع) تا میدان انقلاب تا تقاطع نواب صفوی و خیابانهای اطراف را در بر گرفته بود و زمین زیر گام‌های استوار و بی‌انتهای مردم می‌لرزید. نسیم صبحگاهی، نه نسیم رخوت و تردید، که عطر عاشورایی اخلاص و بوی باروتِ غیرتِ ملتی بود که پس از دویست شب ایستادگی و خستگی‌ناپذیری در میادین، اینک در آستانه هفته دفاع مقدس آمده بودند تا معنای حقیقی بازدارندگی را بازتعریف کنند. چشم کار می‌کرد پرچم بود، نمادهای سرخ و سبزِ «جان‌فدا» و نگاه‌های نافذی که برقِ قاطعیت در آن‌ها هر متجاوزی را میخکوب می‌کرد. من از بطن این رزمایش، از میان صفوف فشرده‌ای که باطل‌السحر محاسبات دشمن شد، شهادت می‌دهم که امروز تاریخ معاصر ایران ورق خورد و معنای عینی «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ» در رگ و پی پایتخت تبلور یافت.
خانواده؛ خاستگاهِ تربیتِ جان‌فدایی :تماشایی‌ترین و هیبت‌انگیزترین بُعد این رزمایش، نه در نمایش ادوات، که در «خانواده‌محوریِ» آن بود؛ تصویری که در آن خانواده نه یک سدِ تدافعی، که مکتب تربیت جان‌فدایان و کانونِ زایشِ اراده‌ها خودنمایی می‌کرد. در پیاده‌راهی که گویی رودخانه‌ای خروشان از ایمان بود، مادرانی را می‌دیدم که با دستانی مهربان، نه فقط فرزندان، که «سربازانِ آینده‌ی ولایت» را در مسیرِ عشق به شهادت و دفاع از آرمان‌ها پرورش داده و به میدان آورده بودند. پدرانی را دیدم که شانه به شانه پسران جوان و نوجوانشان، در حال انتقالِ «میراث مقاومت» بودند؛ این فقط یک حضور ساده نبود؛ این «شکل‌دهی به جان‌فدایان» بود. تماشای این خیل عظیم که با پیوندِ خونی و خانوادگی به میدان آمده‌اند، به دشمن مخابره کرد که قدرتِ ایران، نه در تجهیزات، که در «مکتبی» است که مادران و پدرانش برای جان‌فداییِ فرزندانشان در راه حق، از یکدیگر سبقت می‌گیرند؛ اینجا کارخانه‌یِ تولیدِ قدرت است و خانواده، قلب تپنده و خاستگاه تمامی این اراده‌های پولادین.انهدام دکترین شکاف :اتاق‌های فکر عبری و غربی، با محوریتِ آمریکای وحشی و جنایتکار و رژیمِ جعلیِ کودک‌کش، سال‌هاست متوهمانه روی فرسایش روانی ملت، انفعال جامعه و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت قمار کرده‌اند. در این میان، پیاده‌نظامِ این جنگِ شناختی، یعنی همان وطن‌فروشانِ بی‌وطن و تفاله‌های پهلوی، بیشترین نقش را در خباثت‌آفرینی داشتند؛ همان‌هایی که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته، با خوش‌رقصی‌های ذلیلانه برای اربابانِ غربی و صهیونیستِ خود، بستر را برای جنایت جنگیِ دشمن فراهم کرده و در سودایِ تکرارِ ویرانی، بر طبلِ آشوب کوبیدند.
اما انفجارِ غیرتِ مردم در این رزمایشِ صبحگاهی که امتدادِ همان حضورِ مقتدرانه‌ی ملت در ایامِ جنگ و حاصلِ بیش از دویست شب ایستادگیِ بی‌وقفه در میادین بود، پنبهٔ تمام این توهمات را زد. ملت مقتدر ایران عزیزمان نشان داد که جامعه ایرانی در کوره حوادث فرسوده نمی‌شود، بلکه آبدیده‌تر، فولادین‌تر و نفوذناپذیرتر می‌گردد. این حضور سراسری، آبِ پاکی را روی دست تمامِ استکبار و جنایتکاران جهانی و به تعبیری ائتلافِ شوم ریخت و به جهانیان اثبات کرد که راهبردِ خبیثانه ایجاد گسست اجتماعی، در برابر سدِ پولادینِ پیوندِ امت با ولایت فقیه، رهبر حکیم و شجاع ایران ، برای همیشه به بن‌بست رسیده است.دکترین دفاع مردم‌پایه :آنچه امروز در خیابان‌های پایتخت، از میدان امام حسین تا میدان انقلاب، به نمایش درآمد، فراتر از یک رژه سنتی بود؛ تبلوری زنده از دکترین «مردمی‌سازی امنیت».در کنارِ ادواتِ زرهی و پهپادهایی که حاصلِ نبوغِ فرزندانِ همین مرز و بوم است، ستونِ فقراتِ این قدرت، صفوفِ منسجمِ گردان‌های ۷۲ نفره‌ای بود که نمادِ «عزمِ ملی» بودند. در این دکترین، مردم صرفاً تماشاچی نیستند؛ بلکه هر یک از ۳۱ میلیون ثبت‌نام‌کننده، یک «چشمِ بینایِ اطلاعاتی» برای امنیتِ پایدار و یک سرباز در جبهه «جهاد تبیین» هستند.امپراطوری رسانه‌ایِ دشمن، با صرفِ هزینه‌های نجومی برایِ تصویرسازیِ دروغین و تولیدِ ناامیدی، سال‌ها تلاش کرد تا «امنیت» را از «مردم» جدا کند و آن را به یک مفهومِ صرفاً حاکمیتی تقلیل دهد.
اما این رزمایش، بساطِ آن امپراطوریِ پوشالی را در هم پیچید. مردم نشان دادند که در «جهاد تبیین»، با بصیرتِ خویش، نقشه دشمن را پیش از اجرا می‌خوانند و در لایه‌هایِ عمیقِ جامعه، چنان شبکه‌ای از پیوند و مراقبت ایجاد کرده‌اند که هیچ نفوذی را برنمی‌تابد. وقتی ارتشی با این وسعت از عقبه‌یِ مردمی پای در رکاب می‌نهد، ژنرال‌هایِ استکبارِ متوهم به خوبی درک می‌کنند که دست‌درازی به این کهن‌بوم ایران مقتدر ، مواجهه با یک «سدِ انسانیِ نفوذناپذیر» است؛ جایی که شعارِ «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» نه یک کلیشه، که رمزِ عملیاتی برای پاسخی ویرانگر، پشیمان‌کننده و غیرقابلِ مهار است. این قدرت، «مردم‌پايه» است؛ یعنی غیرقابلِ نفوذ، غیرقابلِ سرکوب و تمام‌نشدنی و قطعا پیروز نهایی.موازنه قدرت در میدان:دوران انفعال و زبانِ کوتاه در ادبیات بین‌الملل به پایان رسیده است؛ امروز هیچ معامله، ابتکار یا نظمی در جغرافیای منطقه، فارغ از در نظر گرفتن این اراده پولادین محقق نخواهد شد. جهان ناگزیر است ادبیات خود را با ضرباهنگ گام‌های جان‌فدایان کالیبره کند. خطوط قرمز دفاعی و سیاسی ما، نه در دالان‌های بسته دیپلماسی، بلکه روی همین آسفالت‌های داغ پایتخت و با جوهرِ قدم‌های استوار مدافعان وطن ترسیم شده است. زبان رسای ملت ایران که پشت متجاوزان را می‌لرزاند، فریاد ظلم‌ستیز همین میادین است؛ قدرتی لایزال و درون‌زا که هر دیپلماسی عزتمندانه‌ای در آینده منطقه را به آتشِ عقبه و موضع برتر مجهز می‌سازد.
مشتِ گره‌کرده وحدت :در میانه این خیزش تاریخی، ندای راهبردی ولایت در صیانت از برادری و یکپارچگی، چون لوحی زرین هدایت‌گر میدان بود؛ آنجا که خطاب به این خیل عظیم تأکید شد: «جان‌فدایان باید مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند و اختلافات، هرگز نباید به تنازع و تفرقه تبدیل شود.» در این صحنه باشکوه، تمامی تفاوت‌های قومیتی، سلیقه‌ها و نام‌ها در ارادت به خیمه ولایتِ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و عشق به خاک ایران ذوب شدند.این بلوغ و هوشیاری عمومی، سدی نفوذناپذیر در برابر سناریوهای مسموم دوقطبی‌سازی کشید و نشان داد که این ملت، هرگونه ندای تفرقه‌انگیز را شلیکی دشمن‌پسند دانسته و آن را زیر گام‌های برادرانه خود خرد خواهد کرد.طلیعه فتوحات تهاجمی :حماسه پایتخت که هم‌زمان در خیابان‌ها و میادین مرکزی تمامی استان‌ها و شهرهای ایران چون آتشفشانی مهارناپذیر به غلیان درآمد، نقطه عزیمت فصلی نوین در گذار به عصر «بازدارندگی تهاجمی مردم‌پایه» است. در این نقطه عطف تاریخی، باید با تمام وجود سر تعظیم فرود آورد در برابر مکتب و سیره رهبر شهیدمان؛ همو که با دم مسیحایی، حکمت الهی و اخلاص بی‌نظیر خویش، جامعه را این‌گونه در تراز جان‌فدایی تربیت کرد، پایه‌های «ایران قوی» را بنیان نهاد و شجره طیبه‌ای نشاند که ثمره‌اش میلیون‌ها جان‌فدای پای‌دررکاب است. به تعبیر عمیق و ماندگار آن شهیدِ عزیز، این ملت نه فقط بیدار، بلکه برای تحقق آرمان‌های الهی «مبعوث شده‌اند»؛ بعثتی همگانی و تاریخی که امروز پرچم خون‌خواهی از خون مطهر آن رهبر شهید و تمامی شهدای راه حق را بر دوش کشیده و تا محاکمه و نابودی آمران و عاملان این جنایات از پای نخواهد نشست.
مستکبران عالم بدانند که این ملت، خستگی را خسته کرده است. دویست شب ایستادگی در میادین، تنها آغاز یک قیام تمدنی بود؛ اگر پای حیثیت، اسلام و حریم این میهن شهیدپرور در میان باشد، این مردم صدها شب دیگر در کف خیابان‌ها خواهند ایستاد و میدان را خالی نخواهند کرد.وعده الهی به نصرت و ظفر که رهبر شهید همواره با یقینی پولادین تکرار می‌کرد ،نه در افق‌های دوردست، بلکه همین امروز در پیش چشمان جهانیان محقق شده است؛ ما همین حالا نیز پیروز میدانیم؛ آن روز که نظام سلطه و ابرقدرت‌های پوشالی در برابر اراده، صلابت و اقتدار ایران قوی زانو خم کردند، پیروزی تثبیت شد و بی‌شک فتح نهایی و نصرت کامل نیز از آنِ این ملت مؤمن و صبور خواهد بود. تهران بیدار است، ایران تمام‌قد بر پای ایستاده و دست ۳۱ میلیون جان‌فدایِ مبعوث‌شده، تا طلیعه فتح نهایی، محکم، قاطع و هوشیار بر روی ماشه غیرت خواهد ماند.#جانفدا#رزمایش_جانفدایان#دویست_شب#بسیج#باید_برخاست #ایران_قوی #ایران #ولایت_فقبه#رهبر_شهید #رهبری#پیروزیم
11:06 - 27 شهریور 1405
گروههای مردمی
امام و رهبری
حماسه و مقاومت

2 بازنشر1 واکنش
19٫8k بازدید